سلام مجدد:
خب برادر خوبم شما لطف دارید ..ما سیستممون این جوریه ..یه بار دعوا می کنیمیه بار تبریک می گیم...
در راستای پاسخ شما..خواندن لینک های معرفی شده بسیار برای شما مفید خواهد بود..من هم چون تجربه 4 ماه شناخت پیش از ازدواج رو دارم تا نامزد کردم به شما تاکید می کنم که این مرحله بسیار بسیار مهم هست..
ببینید دوست عزیز من قبول دارم شما شیوا خانم را دوست دارید همه ما که ازدواج کرده ایم طرف مقابل خود را دوست داریم و گاها خیلی زیاد ..ولی چیزی که باید در کل این مسیر به اون دقت کنید یک چیزه و اون اینکه به هیچ عنوان به خاطر اینکه ذهنیت مثبتی به ایشان دارید یا تحقیقاتتون خوب بوده خودتان را راضی به هیچ چیز نکنید..هیچ چیز..
این مرحله مهمترین مرحله برای ازدواج هست و به قول دوستمون از این مرحله که گذشتی حاصل یک عمر زندگی رقم می خوره ..پس خیلی با دقت رفتار کن..
اصلا هول نشو و دست پاچه نشو..فکر نکن چون به شما اجازه صحبت داده شده همه چیز تمامه..اصلا و ابدا این چنین نیست و نخواهد بود..پس منتظر جواب چه مثبت و چه منفی باش..با طرف مقابل هم مطرح کن این زمان زمانه شناخته و 50 -50 هست ..یعنی چه من و چه شما بعد از ذوره شناخت اجازه داریم یا بگوییم بله یا بگوییم خیر...
که خدای نکرده مثلا شما 3 ماه نری و بیای بعد بگی نه اونها طلبکار بشن..
از ابتدا دوست من مدت زمان شناخت را هم برای خانم هم خودت با توافق طرفین و خانواده ها معلوم کن که بدانید با برنامه ریزی چگونه پیش بروید..
هرگز و هرگز ان چیزی که نیستی را به نمایش نذار..افکار خودتون رو در هر موردی واضح و روشن بگو و از ایشان هم بخواه که بیان کنه..اصلا سکوت نکن نه خودت نه ایشان و نظرات خودتان را در کمال احترام و منطق با هم مطرح کنید تا ببینید ایا باهم همخوانی دارید یا نه..
دوست من اصلا کلی گویی نکن...فکر نکن چون مثلا پدر و مادرش خوبن پس دختر هم مثل آنهاست..کم نیستند دخترانی که مثلا به خواست پدر چادر می زنند ولی عمیقا خواهان آن نیستند و بعد ازدواج چهره دیگری نشان می دهند پس عمق اعتقادات و علایق و افکارشو جستجو کن نه ظاهر اون رو..
صحبت در منزل جای خود ولی به هیچ عنوان حرف فایده نداره..به عمل کار برآید دوست من نه با حرف..تا شما و ایشان در موقعیت های حساس اجتماعی قرار نگیرید عملا ثابت نمیشه ..مثلا شما می گید من اصلا عصبانی نمیشم این خیلی خوبه ولی باهم میرید بیرون یکی مثلا میگم بهتون تنه میزنه شما یقه اونو می گیرید..این یعنی شناخت عملی...چون همه انسان ها بلدند زیبا حرف بزنند ....مهم اینه چقدر به اون حرف های زیبا عمل می کنند..
اگر دیدید همه چیز بین شما بدون کوچکترین تضادی در حال انجام هست دو چیز محتمله:
1:یا واقعا تفاهم دارید..
2:یا یک طرف داره خودشو تطبیق میده و حرف دلشو نمی زنه...از ترس از دست دادن طرف مقابل..پس مواظب این مورد دوم باش که همین مورد تطبیق پیرو احساس خانمان براندازه در آینده..
برادر خوبم با پست های شما اعتقادات شما را فهمیدم فقط خواهرانه جهت تاکید می گم..برادر خوبم برای خانم های خوب با خانواده های خوب..طرز نگاه شما..طرز برخورد شما..حفظ حریم ها بسیار مهمه ..می دونم خودتان رعایت می کنید ولی خواهش می کنم خط قرمزها رو رعایت کنید و حتی در مورد خط قرمزهای زندگی با ایشان جدی صحبت کنید ببینید حدود خط قرمز هرکدام شما کجاست...( ببخشید گفتم از روی خواهری بود..)
در رابطه با هرچیزی که به ذهنتون میرسه با هم صحبت کنید و عملی بسنجید...
سعی کنید خلق و خوی اونو کامل درک کنید و ببینید آیا دوست دارید...هیچ چیز را تحمل نکنید اگر چیزی خلاف میلتان بود نترسید با احترام و گفتگو نظرات خود را بیان کنید نظرات او را جویا شوید و دلیل و منطق بخواهید و بشنوید و صلاح را بگیرید ..راضی کردن خود در این مرحله ممنوع است...فعلا مثل یک کارآگاه بگردید و با هر یافته ای چه مثبت چه منفی خوشحال شوید..
حتما بیرون منزل جایی که دور از دید اقوام و اشنایان هست با اجازه بزرگان دوطرف بروید تا در تعامل با محیط ایشان را ببینید..
تمیز وو آراسته بروید...
از صحبت های احساسی 100 درصد بپرهیزید...از وابستگی دوری کنید..خیال پردازی نکنید...
توکل به خدا کلید تمام درهاست در تک تک لحظات یاد خدا رو فراموش نکنید..
در آخر بیاید و برای ما هم بگید چی شد و حتما به شیوا جان بگید کلی خواهر شوهر داره آیا حاضره با ما سر کنه!!!
برای شما آرزوی بهترین ها رو دارم ....







یه بار تبریک می گیم...
!!!






علاقه مندی ها (Bookmarks)