RE: تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش
[quote=blue sky]

نوشته اصلی توسط
deljoo_deltang
عزیزم جواب این سوالها رو باید در اعمال خودت جستجو کنی. جواب همه این چراها فقط یک جمله است که قبلا هم بهت گفتم. "همسرت احساس مقبولیت در کنار شما نداره."اینو تو تک تک پستهات میشه فهمید. اینکه شما اونو قبول ندارید و ازش تعریف نمی کنید و به اندازه کافی تاییدش نمی کنید. حتی اگر به زبون هم اینکارو بکنید که بعید میدونم ( بر طبق این اس ام اس ها و حرفهایی که قبلا گفتی) باز تو دلت اصلا کارهاشو قبول نداری و مورد تاییدت نیست. این مساله ایه که هر مردی رو به زندگی سرد می کنه و به دنبال تایید از بیرون خونه میکشونه.
دلجو جان این حرفت رو کاملا قبول دارم و فکر می کنم مصداق عملی تو زندگی ما داشته باشه. چراکه گاهی شوهرم هم این رو از من خواسته.
این حدستون درست بوده 
اما...
حقیقتش رفتار و کردار شوهرم و روشی که برای زندگیش پیش گرفته اصلا مورد تایید من نیست! خوب چطور تاییدش کنم وقتی دارم می بینم که داره خطا می کنه؟
البته بنظرم می رسه که بگردم و کارهای مثبتش (هرچند کم) رو پیدا کنم و بابت اونها تشویقش کنم! (؟)

نوشته اصلی توسط
سابینا
عزیزم می دونم اعمال همسرت مورد تاییدت نیست و من هم هیچ کدوم نظرات و اعمال همسرم مورد تاییدم نبود . اینم می دونم که شاید عمل کردن به نوشته های من برات سخت باشه اما این روشی که من در مورد شوهرم اجرا کردم و تا حدودی جواب داده که در دو پست قبلم برات نوشتم.
شما نه تنها در مورد خصوصیات مثبت همسرتون بلکه در مورد همه کارهایی که همسرتون می کنند باید ایشون رو تایید کنید. شاید بگید اگر من تاییدش کنم فکر می کنه کار درستی کرده و بیشتر انجام می ده اما مساله اینه که بعد از یک مدت که همسرتون رو تایید کنید ذهنیت همسرتون در بلند مدت نسبت به شما عوض می شه و چیزی که تو ذهنش می مونه اینه که همسرم منو دوست داره و نظرات من براش در ارجحیته پس منم نظرات اونو در ارجحیت قرار بدم.
دقیقا کاری که با یک بچه انجام می دید رو باید با همسرتون انجام بدید. من دو مثال از رفتارم با همسرم و فرزندم میارم تا به شما بگم چطور می شه همسرتون رو تحت تاثیر قرار بدید:
در مورد فرزندم: اون می خواد که از خیابون رد بشه و دست منو نمی گیره. وقتی بهش میگم خیلی خطرناکه باید دست مامان رو بگیری بدتر لج می کنه و خودشو وسط خیابون میاندازه زمین یا می پره وسط خیابون. اما اگر بهش بگم عزیزم بیا دست منو هم بگیرببر اونور خیابون این کار رو با کمال میل انجام میده چون فکر میکنه اون داره به من کمک میکنه و من اونو تایید می کنم.
در مورد همسرم . همسرم در مورد دیگران تو خونه حرف می زد. اوایل من می گفتم این کار درست نیست یا بهتره در مورد خودمون حرف بزنیم یا حرف رو عوض می کردم. اینجا بود که همسرم عصبانی می شد و می گفت تو فکر می کنی پیامبر خدایی و من ادم بدیم و .... اما بعد از اموختن سیاست لازم بهش می گفتم : اره راست می گی ادم ناراحت می شه اگر اینجوری به ادم بگن یا .... درکت می کنم. منم بودم ناراحت می شدم. جالا که همسرم فهمیده من درکش کردم دیگه وقتی منم حواسم نباشه و یه حرفی در مورد کسی بزنم شروع می کنه حرف رو عوض کردن یا تذکر دادن و دیگه خودش در مورد هیچ کس حرف نمی زنه. در واقع با این سیاست تربیت چندین ساله همسرم در خانوادش ( که این رسم خونوادگیشون بود ) رو عوض کردم. و خیلی چیزهای دیگه که اگر خواستی برات می نویسم.
پس همیشه سعی کن تاییدش کنی و اگرم دیدی نمی تونی تاییدش کنی باهاش همدلی کن و هیچ وقت تکذیبش نکن ( برای یک مدت نسبتا طولانی ) تا ذهنیت همسرتون نسبت به زندگیش عوض بشه و دیگه هیچ جایی جز خونش براش ارامش نداشته باشه. ( در مورد تایید کردن هم بحتهای اعتبار سازی اقای sci رو هم بخونی کمکت می کنه)
موفق باشی
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)