به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 102
  1. #91
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام دوستان.
    این جا یه خانمی مشکلش رو بیان کرده. اسم این سایت هم روشه . همدردی . هرکسی که طاقت همدردی کردن با کسی رو داره که مشکل داره بیاد اینجا . عزیزلنی که با این تاپیک مشکل دارن ، فکر نمی کنم به اجبار کسی رو وارد این تاپیک کنن . هر کسی دوس داره وارد بشه به قصد همدردی . هرکسی می بینه این تاپیک اذیتش می کنه نیاد !!!

    اما سارای عزیزم
    سارا جان من کاملا درکت می کنم. یه رابطه داره برای تو تموم میشه و تو امروز تو نقطه ای هستی که یه روز کاملا ناامیدی از درست شدن دوباره اش و یه روز امیدواری و فکر می کنی که می تونی هزاران کار انجام بدی برای درست شدنش.
    تو الان داری فکر می کنی که حامی با زنی ازدواج می کنه ، اما چون اون ها حرف همدیگرو نمی فهمن پس حامی باز هم با تو خواهد موند.
    عزیزم تو الان در موقعیتی هستی که هر طوری دوس داری می تونی فکر کنی. چون الان تنها این فکرها هستن که می تونن به تو آرامش موقت بدن. اما کم کم پیش میری جلو و خودت می بینی تمایلاتت چقدر تغییر خواهد کرد.

    تو الان در نقطه بحرانی ای هستی. ممکنه هزار تا فکر جور واجور کنی. خرده ای به تو نیست عزیزم. این فقط فکر کردنه. تو هنوز هیچ کاری نکردی که دوستان تهمت خیانت زدن بهت . تعجبم از کسانیه که اون ها تو این بحران نیستن. اما با تمام چیزهایی که تو میگی مقابله می کنن و جبهه می گیرن.
    آروم باش خانمی. این روزها می گذره . مطمئن باش. یه روز انقدر آروم هستی که خودت به این روزات می خندی.

  2. 4 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), sara.s (شنبه 31 فروردین 92), shabe niloofari (جمعه 30 فروردین 92), مصباح الهدی (شنبه 31 فروردین 92)

  3. #92
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    کسی که خواب است می توان بیدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده هرگز!!!!

    سارا خانم خودتو به خواب نزن!!!می تونم بپرسم شما که قراره آخرش به حرف خودت عمل کنی پس برا چی اومدی مشاوره؟!!!

    عواقب رفتار ها و اعتماد هایی که تا الان به حامی داشتی را ببین!!!مطمئن باش عواقب دوستیت با اون بعد از ازدواجش صد برابر بدتره!!!!چون قطعا اون آقای باهوش و فریبکار شمارا دوباره ول می کنه! اما این بار سارا هم وابسته تر شده هم موقعیت های زیادی از دست داده و هم خیلی داغون تر از الان..........

    اون آدم در فریبکاری این قدر مهارت داره که تو فکر می کنی اون تورو دوست داره!!!! و عجیب که تو چقدر زود باوری!!!! واقعا اون آقا مورد خوبی برای سوءاستفاده جنسی برای خودش پیدا کرده!!!!
    یه روزی این تاپیک را دوباره می خونی و می گی ای کاش اون موقع به حرفای بچه ها گوش می دادم.خیلی سختم بود ولی از این سختی الانم خیلی بهتر بود.اما اون موقع دیگه خیلی دیره....

    خواهش می کنم به خودت بیا......
    شهامت داشته باش!سخته،خیلی هم سخته!ولی الان شدنیه بعدا معلوم نیست این مسیر غلط به کجا ها ختم بشه!!!!!!!!!!!


    عزیزم دوست داری ما به تو دروغ بگیم که کارت درسته.برو جلو... .حامی آدم خوبیه و تورو دوست داره... .خدارا شکر که مشکلت حل شد...
    می دونی گاهی خانم ها دوست دارن اون جور که خودشون دوست دارند یکی را باور کنند.تو این اشتباه را نکن... تو خودت را گول نزن!!!
    ویرایش توسط مصباح الهدی : شنبه 31 فروردین 92 در ساعت 00:16

  4. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), maryam1363 (شنبه 31 فروردین 92)

  5. #93
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    یعدم چون حامی شهریور ماهیه جذب آدمای روشنفکر میشه.
    روشنفکری یعنی این که آدمها را در دوازده دسته کلی تقسیم بندی کنیم؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    یه زمانی التماسش میکردم با علیرضا ازدواج کنم. (دوست پسر قبلیم). بعد علیرضا تا مرز مهاجرت هم رفت. من شیش ماه از این چله به اون چله نذر امام حسین میکردم.

    نمیدونم چرا خدا داره اینجوری با خواسته های من تفریح میکنه؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    یادمه توی اوج عشقولانگی کادوی تولدمو که از علیرضا گرفتم گفتم ایول، الان وقتشه که باهاش تموم کنم. خب با این روحیه معلومه که من دوسش نداشتم.
    نمی خوام بهت چیزهایی را که خودت می دونی ثابت کنم.
    می خوام بهت بگم که فقط یک روانشناس مجرب می تونه بهت کمک کنه.
    این تاپیک تو را به جایی نمی رسونه.

    حامی هم اگر روشش را عوض کرده، برای این که دید بی محلی جواب نمی ده و ممکنه آبروش بره.
    نمی دونم استاد چی هست و در چه حدی. به هرحال اگر به شکل رسمی استاد یک دانشگاه معتبر باشه این مساله براش خطر جدی هست. مگر این که مدرس حق التدریس یک دانشگاه غیرمعتبر باشه.
    به هر حال ترسیده و می خواد آروم آروم بیرونت کنه.
    مدرک جمع کنه، تهدیدت کنه و ... حالا ببین.
    مخصوصا که می دونه پدر مادرت از این شاهکارهای شما خبر ندارند.

    بعضی دوستان مثل قطار شهر بازی می مونند، باهاشون خوش می گذره اما شما را به جایی نمی رسونند.
    تا از بالای این قطار با سر نخوردی زمین پیاده شو که وقتت تمامه.

  6. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), maryam1363 (شنبه 31 فروردین 92), she (شنبه 31 فروردین 92), مصباح الهدی (شنبه 31 فروردین 92)

  7. #94
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام دوستم. همه ی پستها رو در تمام تاپیکهاتون خوندم. واقعاً شرایط عجیبیه.
    دوست دارم یه چیزی رو دوستانه بهت بگم : داری بدجوری بازی میخوری،یه دختر 22 سال معصوم شده آلت دست یه مرد 40 ساله پر از تجربه های رنگارنگ. این آقا دیده با بی محلی نمیتونه بیرونت کنه داره از روش "میتونیم یه دوست باشیم" بیرونت میکنه. خواهش میکنم خودت رو به خواب نزن، این خواب شیرینه ولی ممکنه بدجوری بیدار بشی،جوری که دیگه هیچ وقت هوای خوابیدن به سرت نزنه. درک میکنم چی میگی و چقدر سخته ولی فقط سخته، ادامه دادن این رابطه از اول غلط وحشتناکه. من از زندگی نامزدم که داشت دری وری میگفت و از روی بیماریش منو تحقیر میکرد اومدم بیرون. دقت کن : 1-عقد کرده بودیم 2- میدونستم اختلال شخصیت داره و به همین دلیل تحقیرم میکنه ولی بازم واسه خودم و شخصیتم احترام قائل شدم و خودم رو از اون منجلاب کشوندم بیرون و الان به هیچ وجه ناراحت نیستم بلکه خوشحالم. ولی تو سرت رو کردی زیر برف متأسفانه...... بزن توی دهن مردی که نمیخوادت،اصلاً نباید اجازه میدادی اینجور باهات رفتار کنه..... به خودت بیا دوستم

  8. 5 کاربر از پست مفید maryam1363 تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), mohammad6599 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), sara.s (شنبه 31 فروردین 92), مصباح الهدی (شنبه 31 فروردین 92), شیدا. (شنبه 31 فروردین 92)

  9. #95
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    آسمانی جان عاشقتم. فقط تو الان فهمیدی من با چه افکاری تونستم بعد از این همه مدت یه کم به خودم آرامش بدم که از درس و زندگی نیفتم
    به هر حال تموم کردن یه رابطه درد داره اولش نیاز هست آدم هی به خودش مسکن قوی تزریق کنه که اینجوری میکنم و اونجوری میکنم
    شاید خنده‌تون بگیره... ولی من حتی نشستم فکر کردم که ممکنه زنش به خاطر این که سنش زیاده سر زایمان اولش بمیره و یه بچه هم رو دست حامی بذاره. بعد من دوباره حامی رو داشته باشم و مال خودم بشه طبعا احتمال این اتفاق یک در میلیون هم نیست ولی به قول آسمانی این فکرها میتونن به من آرامش موقت بدن . منم آدم پستی نیستم که واسه یه زن مظلوم بد بخوام... اگه الان این افکار اومده سراغم واسه اینه که مثل یه غریق توی طوفان دارم به هرچیزی چنگ میزنم تا خودمو رو آب نگه دارم و زنده بمونم.
    الان همه چیزو کارتونی میبینم. مثلا زنه رو شکل میکی موس میبینم. برای همین وقتی بهش فکر میکنم ناخودآگاه میخندم تا حدی که میخوام بمیرم از خوشی... اگه بخوام خیلی واقعی به همه چیز فکر کنم تا مغز استخونمم تیر میکشه.
    بعد هم خدایی چقدر قضیه رو جنایی کردید . مدرک جمع کردن رو خوب اومدید خدایی. مگه جیمز بانده؟ (شایدم باشه :rolleyes:)
    اون بیچاره الان دو، سه ماهه میخواد یه جوری به من بفهمونه سارای گلم، عشقم عزیزم، هر سلامی یه خدافظی داره... یادته روز اول اومدی پیشم گفتی: (من اگه با تو باشم و پشیمون بشم، بهتر از اینه که با تو نباشم و پشیمون بشم). خب گلم ما این همه مدت در کنار هم بودیم. الانم رابطه اینقدر خوبه که با این که زدیم همدیگه رو لت و پار کردیم وقتی همدیگه رو میبینیم لبخندمون سرجاشه.
    منتها خریت کرد... یه ریزه تند رفت.
    دیشب فهمیدم اسم زنه (فرزانه) هست. الان فهمیدم اونقدرها هم شکل میکی موس نیست . باید یه شخصیت دیگه واسش متصور بشم

    - - - Updated - - -

    مریم جان من و حامی هیچ فرقی با زن و شوهر نداشتیم. الان بازم اینا میان منو فحشکاری میکنن چون هیچ رسمیتی نبوده و جایی ثبت نشده بوده ولی شده بود روزهایی که سه، چهار روز میرفتم پیشش میموندم. همه کارایی که وظیفه یه زن واسه شوهرشه براش میکردم. تازه وظیفه مادری هم داشتم بعضی وقتا چه ربطی داره؟ تو این شانسو داری که باز اطرافیان میدونن و تنهات نذاشتن و درکت میکنن. وقت جدایی هم یه حق و حقوقی ازش گرفتی. ولی من دلم فقط به مهربونیاش خوشه. بعد از اون همه چیز واسه من تموم شده ست

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam1363 نمایش پست ها
    سلام دوستم. همه ی پستها رو در تمام تاپیکهاتون خوندم. واقعاً شرایط عجیبیه.
    دوست دارم یه چیزی رو دوستانه بهت بگم : داری بدجوری بازی میخوری،یه دختر 22 سال معصوم شده آلت دست یه مرد 40 ساله پر از تجربه های رنگارنگ. این آقا دیده با بی محلی نمیتونه بیرونت کنه داره از روش "میتونیم یه دوست باشیم" بیرونت میکنه. خواهش میکنم خودت رو به خواب نزن، این خواب شیرینه ولی ممکنه بدجوری بیدار بشی،جوری که دیگه هیچ وقت هوای خوابیدن به سرت نزنه. درک میکنم چی میگی و چقدر سخته ولی فقط سخته، ادامه دادن این رابطه از اول غلط وحشتناکه. من از زندگی نامزدم که داشت دری وری میگفت و از روی بیماریش منو تحقیر میکرد اومدم بیرون. دقت کن : 1-عقد کرده بودیم 2- میدونستم اختلال شخصیت داره و به همین دلیل تحقیرم میکنه ولی بازم واسه خودم و شخصیتم احترام قائل شدم و خودم رو از اون منجلاب کشوندم بیرون و الان به هیچ وجه ناراحت نیستم بلکه خوشحالم. ولی تو سرت رو کردی زیر برف متأسفانه...... بزن توی دهن مردی که نمیخوادت،اصلاً نباید اجازه میدادی اینجور باهات رفتار کنه..... به خودت بیا دوستم
    الان تاپیکتو خوندم... گیر چه قوم جهودی افتاده بودی ... اعصابم میریزه به هم وقتی میبینم همه دخترا دارن تو این زندگی اینقدر اذیت میشن

  10. کاربر روبرو از پست مفید sara.s تشکرکرده است .

    maryam1363 (شنبه 31 فروردین 92)

  11. #96
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 تیر 92 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-14
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    331
    سطح
    6
    Points: 331, Level: 6
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 55 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    ببین سارا، من و تو از نظر فرهنگی هیچ شباهتی بهم نداریم اما من دونه دونه حرفایی که می زنی رو خودم درک کردم و لمس کردم، باید واقعیت رو قبول کرد.

    من موقعی که ایشون ازدواج کرد، بعدش به من میگفت من با تو ازدواج می کنم حتی اگه به بهای سنگینی هم باشه، اما بعد از 2 سال چی شد؟؟؟ هیچ

    آره هیچ اتفاقی نیافتاد و فقط زندگی در جریان است، الان همون زنی رو که یه زمانی عاشقش نبود، عاشقش شده و همینطور عاشق زندگیش و دقیقا عین حامی تو به من میگه من همیشه کنارت می مونم اما به عنوان یه دوست!!!! با اینکه هنوز هم برام اشک میریزه، هنوز هم به فکرمه، هر چیزی ازش بخوام برام مهیا میکنه، حتی اگه خونه و ماشین بخوام.

    ما دوست نمی خوایم، ما به حمایت های مالی و محبت یک مرددددددد هیچ نیازی نداریم.

    اما من و تو و امثال ما همراه همیشگی میخوایم، یه کسی که شونه هاش فقط برای ما باشه، یه کسی که عاشقانه براش خورشت جاافتاده بپزیم.

    گلم ببخش اگه لحنم تنده، تو مثل دیروز منی و من نمیخوام مثل امروز من آه بکشی.


  12. 4 کاربر از پست مفید شیرین بانوی محزون تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), maryam1363 (شنبه 31 فروردین 92), sara.s (شنبه 31 فروردین 92), شیدا. (شنبه 31 فروردین 92)

  13. #97
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    جمعه 29 شهریور 92 [ 20:28]
    تاریخ عضویت
    1391-6-26
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    982
    سطح
    16
    Points: 982, Level: 16
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    121

    تشکرشده 135 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درووووووووووود
    سارا جان خواهر گلم اینقدر خودتو اذیت نکن.
    ولش کن سخته . حرف زدنش گفتن راحته ولی عملش سخته . ولی تو باید بتونی ولش کنی. به فکر زنش نباش قیافش چه شکلیه و......
    تو هم مثل خودش رفتار کن. تحویلش نگیر فراموشش کن. می تونی یه مدت تظاهر کنی که فراموشش کردی بعد می بینی واقعا فراموشش کردی.
    خودتو با درس کار تفریحات مشغول کن.
    دوستش داری ولی فکر کن اگه با هم ازدواج می کردین 10 سال بعد باز تو چهرت جوون بود ولی اون چی ؟؟؟ یکی می دید حتما می پرسید پدر هستن.؟؟؟؟؟؟
    عزیزم به خدا نزدیک بشو ازش کمک بگیر . باور کن ارامش بهت میده . عشق واقعی اونه.

    یه روزی به عشق واقعیت می رسی به کسی که بدون تو نتونه ادامه بده قدر محبتاتو بدونه . دو برابر بیشتر از خودت عاشقت باشه . به این روزا فکر کن.
    دیگه باهاش تماس نداشته باش اگه خیلی برات سخته اروم اروم ازش دور شو هر چند کات یکباره ارتباط واقعا به نفعته.
    این طوری هم خودت نجات پیدا می کنی هم اون می فهمه تو استوارتر و محکم تر از اونی هستی که فکرشو می کنه و دیگه به خودش اجازه نمیده با هیچ دختر دیگه بازی کنه.

    به خودت برس . زندگی خیلی زیباست اما کوتاهتر از اونیکه فکرشو می کنیم پس با افراد و افکار پلید عمر کوتاهمون رو حیف نکنیم . تلف نکنیم.

    دوست دارم واقعا خوشبخت بشی.
    بدروووووووووود

  14. 2 کاربر از پست مفید masom تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), sara.s (شنبه 31 فروردین 92)

  15. #98
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array
    اولاً خییلی ممنون که با این ذهن درگیر خودت رفتی تاپیک طولانی و پر از فراز و نشیب من رو خوندی. دوماً برات نوشتم که فکر نکنی بیرون گود وایستادم و میگم لنگش کن، خوب شد که متوجه شدی نفسم از جای گرم بلند نمیشه.
    تو اگه بدونی من با چه ذوقی ازدواج کردم. شبی که عقد کردیم تا صبح خوابم نبرد ولی چی شد؟ گیر آدمایی افتادم که اولاً ارزش برای خودشون قائل نبودن که اگر بودن به دیگران توهین نمیکردن ودر ثانی به من احترام نگذاشتن ....
    مهم نیست دیگران چه رفتاری میکنند،مهم اینه که واکنش ما چی باشه، درست میگم؟ برای زندگیت بجنگ سارا، نذار روزی بیاد که رو دستت بزنی و حسرت بخوری. من همه مشکلات رو به جون خریدم چون فکر کردم این آدم ارزش فداکاری های من رو نداره و شاید اصلاً نمیبینه که بفهمه!!!!!!!! یادمه مریم 123 عزیز در یه پستی برای من نوشته بود که "مریم این تلاشی که تو برای این زندگی کردی اگه در هر زندگی دیگه ای بود خوشبخت میشدی" این حرف همیشه توی ذهنمه و یادم نمیره. سارا دوست دارم این حرف منم از یاد تو نره : "سارا اگه این همه محبت و خودخوری و تلاش رو برای یه آدم لایق خودت انجام بدی قطع به یقین خوشبخت میشی" اون مرد لایق تو نیییست.خواهش میکنم گوش بده
    ببین رک بهت میگم اگر بهت برخورد عذر میخوام،قبل از اینکه پرتت کنه بیرون تو پرتش کن از زندگیت اونم نه محترمانه با تحقیر تمام.:mad:

  16. 2 کاربر از پست مفید maryam1363 تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), sara.s (شنبه 31 فروردین 92)

  17. #99
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    خیلی ممنون دوستان خوب تالار از این که هستید.
    شاید کسی تو واقعیت ندونه به من چی گذشته، ولی همین شمایی که نمیشناسمتون و دردمو میدونید، اینقدر پشت و پناهم بودید. خیلی دوستتون دارم.
    میرم توی تالار میخونم میبینم خیلی هاتون از من رنج کشیده ترید. من زمانی که شما غم داشتید و غصه میخوردید کنارتون نبودم، ولی شما چقدر با محبت به حرفای من گوش دادید و باهام حرف زدید

    خدا منو هیچوقت تنها نذاشته؛ این از شانسهای خوب زندگیم بوده

  18. 7 کاربر از پست مفید sara.s تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 31 فروردین 92), barani (شنبه 31 فروردین 92), maryam1363 (شنبه 31 فروردین 92), masom (شنبه 31 فروردین 92), mohammad6599 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), shabe niloofari (شنبه 31 فروردین 92), مصباح الهدی (شنبه 31 فروردین 92)

  19. #100
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 اسفند 93 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    2,769
    سطح
    32
    Points: 2,769, Level: 32
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    92

    تشکرشده 345 در 153 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوشحالم حالتون خوبه ولی امیدوارم موقتی و به خاطر امیدی ک به دوستیه با اون بستی نباشه

  20. کاربر روبرو از پست مفید ahuman تشکرکرده است .

    barani (شنبه 31 فروردین 92)


 
صفحه 10 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.