به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 116

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 آبان 00 [ 02:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-25
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    17,344
    سطح
    83
    Points: 17,344, Level: 83
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,156

    تشکرشده 742 در 286 پست

    Rep Power
    80
    Array
    عزیزم مشکل از تو نیست... واقعا نیست
    شوهرت معنای زندگی رو گم کرده... به سبزه بودن و روشن بودن پوست نیست...مگه شوهرتون شما رو ندیده بود؟ دیگه رنگ پوست مثل اندام نیست که پنهون باشه. توی همین سایت آقایونی هستن که توی بدترین فشارهای روحی بودن اما خیانت نکردن. تاپیک آقای جوادیان نمونه ی بارز این فشارهاست... من نمیگم طلاق بگیر یا بمون... دانشم اونقدر نیست که در این مورد راهنماییت کنم اما... برای آدمی که بَری از تعهده حداقل غصه نخور... به خاطر چنین آدمی حداقل عزت نفس و اعتماد به نفست رو از دست نده... حداقل خودت غرورت و روحت رو نابود نکن...
    ویرایش توسط نیکیا : سه شنبه 17 فروردین 95 در ساعت 19:56

  2. 2 کاربر از پست مفید نیکیا تشکرکرده اند .

    آرامش خیال (سه شنبه 17 فروردین 95), بارن (سه شنبه 17 فروردین 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مهر 95 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,179
    سطح
    18
    Points: 1,179, Level: 18
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الان یعنی اومدم سفر ک آروم باشم...
    اما چی شد...
    خیلی حالم بده...
    نمیدونم وقتی برگردم شهر خودم قراره چی بشه
    ولی میدونم توان اینکه ب خانوادم بگم رو ندارم
    شوهرم فقط فکرش جدایی.صبح ک بحث شده بود بیست بار گفت من ک گفتم دوست ندارم و نمیخامت
    و من بیصدا گریه کردم
    میگه از ترحم بات موندم
    ااخه من چطور طلاق بگیرم...من تحملشو ندارم....چطور ب خانوادم بگم اخه
    از اینکه برگردم ب شهرمون استرس دارم
    میترسم
    الانم هرچی میخام بش توجه نکنم نمیتونم...خیلی دوسش دارم
    اما میدونم ذره ای واسم ارزش قائل نیست
    حتی واسه تعهدی ک داده ...واسه خانوادش....
    من دلم نمیخاد اسم طلاق بیاد روم
    الان نمیدونم چ برخوردی کنم
    چی بش بگم
    بگم طلاق میخام؟ یا سکوت کنم

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام عزیزم.حالت رو درک میکنم.البته شاید من یک صدم احساست رو هم تجربه نکردم ولی می فهمم چی میگی.


    میدونم کار سختیه ولی خودتو کنترل کن پیشش گریه نکنی.بعدا ممکنه مدام به خودت بگی چرا غرورمو پیشش شکوندم.


    از رو اعتماد به نفس و غرور باهاش حرف بزن.نمیدونم شاید حرفی که میزنم درست نباشه ولی به نظرم بدون گریه برو پیشش بگو من نیاز به تعریف از خودم ندارم،انقد خوبیا دارم که دوست داشتنی باشم ولی در مورد انتخاب تو شاید اشتباه کردم.الآن هم دلیلی برای ادامه این سفر نمی بینم بهتره برگردیم و بعد از چند روز تصمیم قطعی رو بگیریم.


    برگشتی به خونوادت قضیه رو توضیح بده و با مشورت با اونا تصمیم بگیر.میدونم دل کندن سخته ولی موندن اجباری و با آسیب دیدن غرور و اعتماد به نفست خیلی بدتره.

  5. 3 کاربر از پست مفید آی تک تشکرکرده اند .

    Ashab (چهارشنبه 18 فروردین 95), ZENDEGIBEHTAR (چهارشنبه 18 فروردین 95), بارن (سه شنبه 17 فروردین 95)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 آبان 96 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-5-30
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    4,001
    سطح
    40
    Points: 4,001, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    33

    تشکرشده 208 در 97 پست

    Rep Power
    38
    Array
    عزیزم حالتو میفهمم خیلی ناراحت شدم وقتی پستتو خوندم
    واقعا نمیدونم چی بگم
    این شرایطی که توش هستی حساسه و دانش من در اون حد نیست که بخوام راهنماییت کنم
    ولی یه چیزو مطمئنم اونم اینکه مردا از خانومایی که اعتماد به نفس دارن خوششون میاد و تو باید عزت نفستو قوی کنی نه به خاطر نامزدت به خاطر خودت.
    سعی کن آرامشتو به دست بیاری و انقد خود خوری نکن چرا این موضوع رو با کسی در میون نمیزاری؟؟ تو به اندازه کافی سکوت کردی و مشکل حل نشده

  7. 2 کاربر از پست مفید زانکو تشکرکرده اند .

    Ashab (چهارشنبه 18 فروردین 95), بارن (سه شنبه 17 فروردین 95)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 95 [ 00:51]
    تاریخ عضویت
    1394-11-08
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    935
    سطح
    16
    Points: 935, Level: 16
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    19

    تشکرشده 65 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وقتی ۲۰ بار از صبح گفته نمیخوامت چطور به این فکر میکنی که باهاش بری زیر یه سقف؟؟؟ من نمیگم دل کندن از کسی که دوسش داری آسونه و اگه تو این رابطه خوشحالی و خوشبختیت تضمین کمی هم داشت پیشنهاد میکردم برو و سختیها رو تحمل کن… اما وقتی اون آقا داره میگه نمیخوامت یعنی داره لهت میکنه … ابن آقا اصلا ثبات نداره… چند روز قبل اومد گفت من نمیخوام از دستت بدم حالا میگه نمیخوامت… ببخشید ولی خییییلی بیش از اندازه داری ضعف نشون میدی… همین که جریت میکنه بهت بگه نمیخوامت پاسخ شما نباید گریه باشه…
    من هیچ توصیه ای نمیتونم بکنم که بگم صبر کن یا تمومش کن فقط اینجوری فکر میکنم که اگر من بودم یه لحظه هم باهاش نمیموندم… چی فکر کرده پیش خودش که تو رو نخواد… بدرک که نمیخواد … بره دنبال یکی که بخواد

  9. کاربر روبرو از پست مفید n@f@s تشکرکرده است .

    Ashab (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 فروردین 95 [ 22:54]
    تاریخ عضویت
    1394-11-23
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    328
    سطح
    6
    Points: 328, Level: 6
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 18 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام من دوتا سوال دارم میشه جواب بدین؟
    1: به نظرت اشتباهات اولیه ت توی انتخاب این ادم چی بود؟اشتباهاتی که منجر شد این اقارو بهش بله بگی

    2:شما خودت رابطه قبل از ازدواج داشتی؟اگه داشتی درچه حد بوده؟ماکه همو نمیشناسیم خیلی خوب میشه جواب راست بدین


    غصه نخوور عزیزم شاید یکسالی بشه که برای فراموش کردنش زمان بخوای ولی با این ادم موندن تغییرات واقعی میخواد.من جنس مرد و سپسر خیلی کم دیدم که تغییر بکنن

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 04 تیر 95 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1395-1-01
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    447
    سطح
    8
    Points: 447, Level: 8
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 20 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من شبیه وضعیت شما را در دیگران هم دیدم. راهکاری که برای آنها جواب داد این بود که خانم خیلی با قوت قلب طلاق رو قبول کرد و از با برخوردی صلبانه که هیچ نشانه ای از ضعف و وابستگی به شوهرش نبود با او برخورد کرد.
    در این حالت بود که دوباره شوهر به سمت خانمش برگشت و یک زندگی از نوع شروع شد.
    امیدوارم با تمرین اعتماد به نفس و اتکا به قدرت لایزال الهی این روش برای شما جواب بده

  12. کاربر روبرو از پست مفید ghasem.h تشکرکرده است .

    taraneh89 (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  13. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 دی 96 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1394-12-24
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    2,794
    سطح
    32
    Points: 2,794, Level: 32
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    20

    تشکرشده 181 در 88 پست

    Rep Power
    33
    Array
    دختر خوب طرف بهت رک و راست گفته نمی خوامت،اثبات شده بهت که داره بهت خیانت میکنه.بعد هم که بهش گفتی فهمیدی خائنه دعوا کرده که چرا رفتی سر گوشیم و شما داری غصه میخوری و گریه می کنی؟از همه مهمتر موندی پیشش توی مسافرت؟چقدر میخوای بزاری تحقیرت کنه؟میدونی با این وضع بری توی زندگی چی میشه؟شانس بیاری نگهت داره ولی مطمئن باش باید کلی زن صیغه ای تحمل کنی و حتی شاید کسی رو دائم عقد کنه.هر وقت هم بخوای حرف بزنی میگه گفتم که نمیخوامت خودت موندی.شما باید همون اولین باری که گفت دوستت ندارم توی سفر.خیلی جدی و حتی با عصبانیت بهش میگفتی پس بی خود کردی اومدی در خونمون التماس کردی که ازت جدا نشم و وقت من رو با این شل کن و سفت کن کردنت تلف میکنی. اگه این رو میگفتی جرئت نمیکرد برگرده بگه به خاطر ترحم به شما مونده.مگه اون نبود اومد گفت اشتباه کردم؟این کجاش ترحمه؟بعد هم باید بلافاصله بلیط تهیه میکردی و برمیگشتی شهرتون.حالا هم سریع برگرد و به خانوادت فقط بگو طرف خائنه.مطمئن باش راضی نمیشن توی همچین زندگی وارد بشی.یکم خودت رو جمع و جور کن!مگه طرف کیه؟شما متاسفانه به نظرم یه مقدار گیر کردی توی شخصیت قربانی.دلسوزی واسه خودت رو بس کن.برو جلو آینه وایسا به خودت چک بزن که اجازه دادی انقدر تحقیرآمیز باهات برخورد کنه.رویه ات رو سریعا عوض کن.برو پیش مشاور و روی خودت کار کن.شما با این وضعیت اعتماد به نفس پایین و شخصیت قربانی اصلا آماده ازدواج نیستی.اول خودت رو بساز.اون طرف رو هم کلا فراموش کن.این آدم یا قدرت تصمیم گیری نداره و ضعیفه یا خیلی حرفه ای داره شما رو تخریب میکنه که بعدا توی ازدواج هر بلایی سرت آورد دم نزنی.

  14. 2 کاربر از پست مفید kaspian تشکرکرده اند .

    andrya (چهارشنبه 18 فروردین 95), ZENDEGIBEHTAR (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  15. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    سلام دوست من
    تاپیک قبلیتونو کامل خوندم
    خوندم و از همون اول حرص خوردم و از همون اول میدونستم تهش چی میشه
    چه کنم که نمیتونم فقط احساسی حرف بزنم.
    از قدیم میگن برا کسی تب کن که برات بمیره
    واقعا از ته دلم متاسفم بخاطر تمام اتفاقاتی که افتاده میدونم حالت بده چون اکثرا تجربه خیانت رو داریم میدونیم چه حس دردناکیه و دستام یخ کرده الان
    اما عزیزم همه چیز تقصیر خودته.ازین نظر که اینقدر ساده بودی اینقدر خودتو بر خلاف حرف دوستان کوچیک کردی
    چرا معنی دوران عقد رو کامل درک نکردی؟دوران عقد یعنی دوران شناخت و بعد تصمیم گیری برای ازدواج.چرا از جدا شدن میترسی؟عواقبش اینه:شما میشی دختر عزیز دوردونه مامان و بابا.مثل سابق به درس و تفریحت میرسی.یه تجربه خیلی تلخ داشتی اما زندگیت تباه نشده.اگه زانکوی عزیز هم یادش باشه تو اون دوران من بهش همین چیزارو گفتم الان ازش بپرس میدونم که از جدا شدنش راضیه هرچند که قلبش آسیب دیده اما بین بد و بدتر بد رو انتخاب کرد
    آینده تو خراب نکن گذشته ها گذشته هنوزم راه برای خوشبختی برات بازه قدرشو بدون و خدارو شکر کن که الان نجاتت داد
    عشقتو برای پدر و مادرت بذار نه یه خائن که نمیدونه آبروی یه دختر یعنی چی.نمیدونه دل شکستن یعنی چی... هیچی نمیدونه میشه به انسان بودنش شک کرد.حالا بخاطر همچین کسی ناراحتی؟ارزششو داره؟
    با غرور برو با خانواده ت صحبت کن و موبه مو همه چیزو بگو و هرچی گفتن رو حرفشون حرف نزن چون شما الان نمیتونی منطقی رفتار کنی و تا الانشم خیلی ناپخته بود رفتارت.اگر از اول خانواده در جریان بودن الان نه اینقدر وابسته میشدی نه اینقدر اسیب میدیدی.اون آقا از احساسی بودنت نهایت استفاده رو کرد دیدی که قصدش چی بود؟حالا برات مشخص شده که داشت گولت میزد که مهرتو ببخشی انگار یه بچه ای.گولت زد و گفت به خانواده م چرا گفتی؟چرا؟چون میخواست از احساساتت آخرین استفاده هارو هم بکنه قبل از اینکه خانواده ت متوجه شن مهرتو هم ببخشی و راحت تر به بی وجدانیش برسه.حالا برات روشن شد که سبزه بودنت هیچ ایرادی نبود؟حالا میدونی چرا از رابطه زناشویی لذت نمیبرد؟همش بهانه بود.عاقل باش شخصیتت بیشتر از اونیکه خودتو بازیچه همچین آدمی کردی.ایشالا خدا کمکت کنه و عاقلانه تصمیم بگیری.
    منتظر خبرای خوب هستم,اینکه اعتماد به نفستو بدست اوردی و جایگاهتو پیدا کردی و رفتاری و تصمیمی در شان خودت گرفتی و داری اینده تو میسازی و مطمعنا نتیجه ش خوشبختیته
    دختر خوب منطقی باش عاقل باش.بسه احساسی رفتار کردن نتیجه ش رو دیدی؟میگه نمیخوادت از اولم مشخص بود چرا.شان خودتو حفظ کن خانم ارزشتت بیشتر از ایناست

  16. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    با سلام
    دوست عزیزم
    می دونم که به نوشته های من و دیگران کاری نداری و نهایتا کاری که از قبل توی ذهنت هست رو انجام خواهی داد البته 90 درصد افراد همینطورین
    فقط میخواستم بهت بگم به نظر من یکی از مواردی که قطعا باید مهریه تمام و کمال گرفته بشه در همین مورد مردای بوالهوس هستش
    اصلا لازم نیست چیزی بهش بگی
    بهتره زودتر برگردی و با کمک خانوادت مهریه رو اجرا بذاری من اگر جای شما باشم به هیچ عنوان بهش اطلاع نمیدم تا زمانی که احضاریه بره در خونشون. بهتره فرصت نکنه اگر مالی داره به نام کسی بزنه

    مهریه باید گرفته بشه نه به خاطر اینکه شما نیاز داری به خاطر اینکه این مرد شما رو بازیچه کرده

    مردای بوالهوس متاسفانه درست شدنی نیستن من اگر جای شما باشم هر چه زودتر راهمو تو زندگی از این فرد جدا می کردم

    کسی رو سراغ دارم که با چنین مردی سالیان سال با وجود همین شرایط فعلی شما و با آوردن 5 بچه زندگی کرده نهایتا هم چون آقا تنوع زیادی در کوچه و خیابان در انتظارش بوده همسر خودشو در سن 50 سالگی رها کرده و رفته

    حسی که شما به این مرد داری حس دوست داشتن نیست فقط این حس هست که اونو غیر قابل دسترس می بینی و از این لحاظ برات ارزشمند شده

    هر چی بیشتر منفعلانه ادامه بدی بیشتر بازیچه خواهی شد

    به هیچ عنوان یک ریال از مهریه رو نبخش شما با اثبات همین خصوصیات شوهرت میتونی طلاقت رو هم بگیری بدون اینکه مهریه ببخشی

    می دونم جدایی خیلی سخت هست از آینده می ترسی از اینکه خانوادتو ناراحت کنی می ترسی ولی همه اینا از شرایط فعلی بهتر هست
    فعلا از پیشش برو و کاملا براش غیر قابل دسترس بشو و فکر می کنم الان دیگه باید با خانوادت مشورت کنی پنهان کاری در این موارد فقط باعث تجدید این اتفاقها میشه

    لطفا منفعل نباش
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  17. کاربر روبرو از پست مفید فکور تشکرکرده است .

    anisa (چهارشنبه 18 فروردین 95)


 
صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.