RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد
ماندگار جان اتفاقی نیافتاده که اینقدر خودتو اذیت میکنی. فقط یه کمی عجولانه و بدون برنامه با شوهرت حرف زدی . مگه قرار نشد یه کم با سیاست برخورد کنی چرا باز احساساتی شدی عزیزم . ولی اشکال نداره همین که شوهرت اینقدر پیش مامانت اظهار پشیمونی کرده خودش خیلی خوبه حتی به مامانت گفته که برای فرار از خونه رفته مسافرت . الان بهترین فرصته که با رفتار منطقی اونو به سمت خودت بکشی حالا چه جوریشو فکر کنم دوستای دیگه بهتر میتونن راهنمایی کنن .
به خدا توکل کن دختره خوب همه چی درست میشه اگه ما خانما یه کمی احساساتمونو کتمان کنیم خیلی بهتر میتونیم با مسائل برخورد کنیم .
کسی رو که دوست داری چند وقت یکبار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه که قلبی براش میتپه.
هر وقت تو نیمه تاریکی از زندگیت قرار گرفتی به این فکر کن شاید خدا میخاد غافلگیرتون کنه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)