
نوشته اصلی توسط
N.DELNAZ
اين كه به حرف هاي خودت پايبند نباشي اينكه منظم نباشي و كار امروز رو به فردا محول كني و در كل اغلب آقايون از زياده گويي بدشون مي ياد دلشون مي خواد سكوت همراه بشه با گزيده گويي . دلشون مي خواد وقتي مي رسن خونه و مثلا سرشون روي پاي همسرشون هست به جاي ور ور صحبت هاي عاشقانه فقط نوازشون كني خيلي واضح گفتم نه؟
يه زماني نه چندان دور از هر حادثه ايي شوهر رو مطلع مي كردم نتيجه اش زياد جالب نبود اما امروز از آينده شيرين و پر تلاش حرف ميزنم مثلا برنامه ريزي مي كنم كه چطور پول هامون رو روي هم بذاريم كه ماشينمون بهتر بشه يا مثلا توي اينترنت مسائلي كه مورد توجه اش هست و خودش دسترسي نداره توي ذهن نگه مي دارم توي فرصتي كه اون هم آزاد و استراحت داره بهش مي گم در كل توي اجتماعم پس مسائل روز رو براش مي گم نه اينكه مادرت چي گفت خواهرت فلان كرد يا مادرم ...
از بچه ها مي گم و البته نقاط مثبتشون تا خستگي كار از تنش دربياد . تا جايي كه ممكنه مسائلم رو خودم حل مي كنم . از نظر مالي هم كه مستقلم و اين اطمينان رو بهش مي دم كه مي تونه روي كمكم حساب كنه .
نظرش رو محترم مي شمرم پس او هم به نظر م احترام مي ذاره . كتاب راز رو بهش هديه كردم و او هم يه جمله بهم هديه كرد : من تا هر سطحي كه بخواي درس بخوني كنارتم .
اين ها تجربيات من بود گاه سكوت گاه صحبت اما به جا و محترمانه گاه شوخي در حدي كه حريم ها پاره نشه اين ها صميميت به وجود مي آره و دوستي هايي كه هميشه پابرجاست .
در ضمن هر مسئله ات رو به ديگرون حتي مادر خودت هم نگو به خصوص دعواهات رو
مردها از گريه زن بدشون مي ياد اونقدر گريه نكن تا هر وقت اشكي از چشمت چكيد اون روحش از كالبد جدا شه با زياد اشك ريختن فقط سهمت از زندگي كم مي شه . تعطيلات خوبي داشته باشي
مهربا ن باش و مفيد اما مطيع نباش.
علاقه مندی ها (Bookmarks)