به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 26 نخستنخست 1234567891011121314151617181920 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 257

موضوع: خیلی تنهام

  1. #91
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: خیلی تنهام

    روزن عزیزم

    تبریک عزیزم . چه خبر خوبی . باید هم مواظب خودت باشی و هم مواظب نی نی کوچولو .

    روزن جان با توجه به مسئله ای که برایم نوشته بوده بودی به دلیل کمی وقت امیدوارم هر چه زودتر با کمک مشاور و مطالعه کتاب یاد بگیری چگونه مادر قوی و مقتدری باشی تا انشالله بچه ات تو را مادری قوی و مقتدر باسیاست و بادرایت بداند و به وجود نازنینت افتخار کند . خوشبخت باشی عزیزم .

  2. #92
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 88 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    233
    امتیاز
    3,814
    سطح
    39
    Points: 3,814, Level: 39
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 34 در 22 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: خیلی تنهام

    جان عزیز،
    و بلافاصله بعد از تولدش یک گوسفند براش عقیقه کن. و حتما اینکار رو بکن.
    قدمش مبارک خواهد بود...انشاالله
    شاد زی...

  3. #93
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    امروز یه اتفاقی افتاد! من یه برادر دارم که از پدر جدا هستیم. اون خارج از کشور زندگی می کنه، به خاطر مشکلاتی که با پدرم داشت از همون نوجوانی وقتی 14-15 ساله بود از ایران رفت، چند ماه پیش یکی از اقوام به ما گفت که از طریقی متوجه شده حادثه ای براش پیش اومده و آدرس یک سایت رو داد تا ما بریم ببینیم چه خبر شده که از شانس اون سایت فیلتر بود و خلاصه نشد که نشد. من هم نمی تونستم با برادرم تماس برقرار کنم و از طرفی هم نمی خواستم که به مادرم چیزی بگم که نگران بشه، هر وقت حالش رو از مادرم می پرسیدم می گفت آخرین بار بهش گفته که میخواد جهانگردی کنه و شاید نتونه زود به زود تماس بگیره. تا اینکه امروز صبح فهمیدم که اومده ایران، به خاطر اینکه فکر می کردم اتفاقی براش افتاده خیلی دوست داشتم ببینمش و خیلی هم دلم براش تنگ شده بود، تقریبا از وقتی که با امید آشنا شده بودم دیگه برادرم رو ندیده بودم. این برادر من با پسر عموی من که توی تایپیک اول بهش اشاره کرده بودم (خواستگارم بود) رابطه خیلی خوبی داشته و داره (حالا خوبه پسر عموی واقعی نیستن!) و معلوم نیست این پسر عموی گرامی در مورد همسرم به برادرم چی گفته که برادرم امروز گوشی رو از مادرم گرفته بهم میگه که بیا ببینمت اما بدون اون مزاحم!!! انقدر به من برخورد که .. میخواستم به امید نگم که برادرم اومده اما فکر کردم اگه بعدا بفهمه ناراحت میشه که چرا بهش نگفتم آخه روی دروغ گفتن و نگفتن حقیقت خیلی حساسه، برای همین بهش گفتم امانگفتم که برادرم چی گفته. اون هم خیلی خوشحال شد و گفت دعوتش کن اینجا!!
    هی من بهونه آوردم که نمیشه و وضعیتم مناسب نیست، که گفت بریم خونه باباتینا من میخوام با برادرت آشنا بشم (آخه خیلی از برادرم براش تعریف کرده بودم و از اونجایی که رابطه برادرم با پدرم خوب نبود امید همیشه فکر می کرد که برادر من حامی اون هست!).
    انقدر گیر داد که دعوامون شد بهش می گفتم نمی خوام برادرمو ببینم می گفت معنی دوست داشتنت رو هم فهمیدم اگه از برادرت متنفر شدی معلوم نیست چند وقت دیگه نسبت به من چه احساسی پیدا می کنی و ... خلاصه من شدم این وسط یه آدم بی احساس و بدجنس!
    موندم این وسط چی کار کنم، اگه به امید بگم که برادرم همچین حرفی زده غرور امید پیش من خرد میشه، از طرفی هم امید اصرار داره که برادرم رو ببینه و این کار من رو توهین و بی احساسی قلمداد می کنه، من باید چی کار کنم؟؟؟؟؟؟
    از اون طرف هم به مامان گفتم که با برادرم صحبت کنه و بگه که من بدون امید جایی نمی رم و باید به امید احترام بذاره اما برادرم هم در جواب گفته که اگه مهسا با اون ... بیاد اینجا انتظار احترام از من نباید داشته باشه!!!
    به من بگید چی کار کنم؟؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید روزن تشکرکرده است .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  5. #94
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    از ناراحتی و دلشوره خوابم نمی بره فردا هم باید ساعت 5 صبح سر کار باشم!! میترسم دوباره دعواهای من و امید شروع بشه، فکر کنم خودمون رو چشم زدم، اون الان به من بی اعتماد شده، چطوری بهش بگم که ناراحت نشه؟ چی کار کنم؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید روزن تشکرکرده است .

    khaleghezey (پنجشنبه 15 خرداد 93)

  7. #95
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 13 بهمن 91 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    582
    امتیاز
    6,583
    سطح
    53
    Points: 6,583, Level: 53
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    564

    تشکرشده 574 در 212 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خیلی تنهام

    سلانم روزن عزیز!
    چه خوش سانسی شما هم مثل من !بهتر به این آقا امید عزیز بگی که خدا منو بین این فامیل آشناهاو خانواد تنها آفریده .اگه تو نمیتونی این آدم تنها رو بپذیری...نمیدونم چی دارم میگم .یاد این میوفتم که منم هر وقت میبینم عزیزم به یکی از اطرافیان من اعتماد کرده خنده ام میگیره/گریه ام میگیره/آخه منم مثل شما با همه مهربونی ونگرانیم مواظب بقیه ام و نوبت من که میرسه میشم تاوان یه انتخاب اشتباهی .اونا منو نمیخوان و منم اونا رو با همه افکار بد و منفی ای که نسبت منو و کسی که خدا برام بهترن انتخابو کرده!
    اینقدر فکر و خیال نکن و خیلی رک و مختصر و مفید به امید بگو باهمه ارادتی که بهش داری تو این وضعیت نمی خواهی به هیچ چیز و شخص منفی دیگه ای فکر کنی.
    با همدیگه خوش باشد!

  8. #96
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 آبان 88 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1387-7-06
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    4,767
    سطح
    44
    Points: 4,767, Level: 44
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 10 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی تنهام

    سلام روزن جان
    قدم نورسیدتون رو خیلی خیلی بهتون تبریک میگم
    ولی در مورد مشکل اخیرتون به نظر من بهتره به شوهرت بگی که یکی از آشنایان در موردشما اطلاعات غلط بهش داده و اون الان نسبت به شوهرت احساس خوبی نداره . خیلی راحت و صمیمی این حرفارو به شوهرت بزن. بگو اگه من خودمو از دیدن برادرم محروم کردم فقط به خاطره اینه که به شما توهینی نشه. بزار اول من تنهایی برم سوء تفاهمارو برطرف کنم بعد سر فرصت با هم میریم.
    مطمئن باش اون درکت میکنه . موفق باشی.

  9. #97
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    مرسی بچه ها، نیلوفر جان بهش گفتم اما میگه تو برای برادرت می مردی پس چی شده که اینجوری شدی؟؟!!
    مردمک جان فکر می کنم حرفت کارساز باشه، اما میخوام بدونم اگه این حرف رو بزنم ناراحت نمیشه؟
    این چند روزه باهام حرف نمی زنه منم چیزی نمی گم آخه می ترسم باز هم حرف برادرم پیش بیاد.

  10. #98
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 09:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-11
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,358
    سطح
    47
    Points: 5,358, Level: 47
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 216 در 84 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی تنهام

    عزیزم هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست بگو و نترس بزار از فکر و خیال بیاد بیرون و راحت بشه، دلیل کارت رو براش توضیح بده. من فکر میکنم امید مثل همیشه منطقی برخورد میکنه.

  11. #99
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 17 شهریور 91 [ 18:32]
    تاریخ عضویت
    1387-2-12
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    7,139
    سطح
    55
    Points: 7,139, Level: 55
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    157

    تشکرشده 160 در 86 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیلی تنهام

    سلام روزن

    بنظر منم بهتر بری و حقیقت را بطور کامل برای داداش امید ما تعریف کنی(شفاف سازی ) و درمورد تخریب اون شخص ثالثم، باهاش صحبت کنی وتوضیح بدی،
    با برداشتی که از شخصیت امید دارم مطمئنا صداقت کامل شما میتونه شرایطو به بهترین نحو پیش ببره.

    شا د و پایدار باشید

  12. #100
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 90 [ 15:16]
    تاریخ عضویت
    1387-6-09
    نوشته ها
    320
    امتیاز
    7,275
    سطح
    56
    Points: 7,275, Level: 56
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    627

    تشکرشده 673 در 178 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: خیلی تنهام

    باشه حتما بهش می گم اما برای اینکه راحت بتونه عکس العمل نشون بده توی یه نامه براش مینویسم، فکر کنم اینطوری بهتر باشه، دوست ندارم وقتی این حرفها رو بهش میزنم توی چشماش نگاه کنم.


 
صفحه 10 از 26 نخستنخست 1234567891011121314151617181920 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.