به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 25 نخستنخست 1234567891011121314151617181920 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 243
  1. #91
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 بهمن 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1387-11-21
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    3,705
    سطح
    38
    Points: 3,705, Level: 38
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    357

    تشکرشده 355 در 115 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    تو نیستی که ببینی
    چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست
    چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
    چگونه جای تو در جان زندگی سبزست
    هنوز پنجره باز است
    تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
    درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
    به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
    به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
    تمام گنجشکان
    که درنبودن تو
    مرا به باد ملامت گرفته اند
    ترا به نام صدا می کنند
    هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج
    کنار باغچه
    زیر درخت ها لب حوض
    درون اینه پاک آب می نگرند
    تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده ست
    طنین شعر نگاه تو درترانه من
    تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد
    نسیم روح تو در باغ بی جوانه من
    چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید
    به روی لوح سپهر
    ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام
    چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر
    هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر
    به چشم همزدنی
    میان آن همه صورت ترا شناخته ام
    به خواب می ماند
    تنها به خواب می ماند
    چراغ اینه دیوار بی تو غمگینند
    تو نیستی که ببینی
    چگونه با دیوار
    به مهربانی یک دوست از تو می گویم
    تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
    جواب می شنوم
    تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
    به روی هرچه در این خانه ست
    غبار سربی اندوه بال گسترده ست
    تو نیستی که ببینی دل رمیده من
    بجز تو یاد همه چیز را رها کرده ست
    غروب های غریب
    در این رواق نیاز
    پرنده ساکت و غمگین
    ستاره بیمار ست
    دو چشم خسته من
    در این امید عبث
    دو شمع سوخته جان همیشه بیدار ست
    تو نیستی که ببینی

    فریدون مشیری

  2. کاربر روبرو از پست مفید چشم بارانی تشکرکرده است .

    چشم بارانی (سه شنبه 06 مرداد 88)

  3. #92
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: نا نوشته ها

    امروز نوزادی درونم ضجه می زد امروز حتی آیینه نیز با من غریبه بود
    امروز انسانیت پشت نگاه شیشه ایم نفس نفس می زد امروز روحم از آزار جسمم گریست
    امروز ....
    امروز برگ های باغ تنهاییم در ستیزی با باد مغلوب شدند و رها گشتند در پهنه ی خاکستری رنگ آسمان
    امروز یک روز مانده به آخر دنیاست .
    فردا پایانی بر تمام شروع های بشریت است
    فردا...
    و باز هم جمعه روزی از جنس انتظار که افتابش لبریز از شوق دیدار است و سپید خفته در دل شب هایش شرمگین از تابش .
    جمعه ...
    و باز در انتهای روز تکسواری ایستاده بر قله ای در اوج جمعه ی دیگر را انتظار می کشد
    "احسان جمال ریحان"

  4. 3 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (سه شنبه 07 مهر 88)

  5. #93
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 09:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-11
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,358
    سطح
    47
    Points: 5,358, Level: 47
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 216 در 84 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    بعد از آن سیب من آدم شده ام، میدانی؟

    مثل چشمان زمین کم شده ام، میدانی؟

    رسم پرواز مرا خاک زمین آتش زد

    تل خاکستر و ماتم شده ام، میدانی؟

    خبری هست که باران به زمین می آید

    من پر از گریه و شبنم شده ام، میدانی؟

    سال ها در پس این کوچه ی سرگردانی

    زیر این فاصله ها خم شده ام میدانی؟

    دست لطف تو به پهنای زمین اما من

    جیره خوار سفره ی غم شده ام میدانی؟

    عشق سهراب تو را خنجر شیطان زد و من

    چون پریشانی رستم شده ام میدانی؟

    شهر خالی تر از آن است که مجنون باشیم

    پی تو لیلی عالم شده ام میدانی؟

    مهرداد اوستا

    خدا گذاشت برايم تو آسمان باشي
    ترا مرور كنم تا از او نشان باشي
    خدا گذاشت صداي تو منتشر گردد
    كه گوش ناشنواي مرا اذان باشي
    اگر چه بال پريدن مرا نداده ولي
    خدا گذاشت برايم تو آسمان باشي
    قلندرانه بيا و دوباره تار بزن
    كه رعيت دل ما را دوباره خان باشي
    در اين زمانه بي پير تشنه حق تو است
    دچار آبي درياي بيكران باشي
    و رود رود بريزد ستاره از چشمت
    كه بعد ديگري از روح كهكشان باشي
    من از نگاه جهانگير تو چه مي فهمم
    خدا گذاشت تو در فهم ديگران باشي
    چقدر بند زمينم چقدر بال و پري
    خدا گذاشت من اين باشم و تو آن باشي

    مریم رزاقی

    تقدیم به . . .

    باز آی که چون برگ خزانم رخ زردی ست
    با یاد تو دمساز دل من دم سردی ست
    گر رو به تو آورده ام از روی نیازی ست
    ور دردسری می دهمت از سر دردی ست
    از راهروان سفر عشق در این دشت
    گلگون سرشکی ست اگر راهنوردی ست
    در عرصه اندیشه من با که توان گفت
    سرگشته جه فریادی و خونین چه نبردی ست
    غمخوار بجز درد و وفادار بحز درد
    جز درد که دانست که این مرد چه مردی ست
    از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
    با مردم بی درد ندانی که چه دردی ست

    چون جام شغق موج زند خون به دل من
    با این همه دور از تو مرا چهره زردی ست
    از لاله بشکفته در دامن این کوه
    هر لاله نشان قدم راهنوردی ست
    با خون شهیدی ست که جوشد ز دل خاک
    هر جا که در آغوش صبا غنچه وردی ست

    مهرداد اوستا


  6. 4 کاربر از پست مفید مثل من تشکرکرده اند .

    مثل من (سه شنبه 07 مهر 88)

  7. #94
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم-(عيب جوئي)

    سير يك روز طعنه زد به پياز
    كه تو مسكين چقدر بدبوئي
    گفت :از عيب خويش بي خبري
    زآن ره از خلق عيب مي جوئي
    گفتن از زشت روئي دگران
    نشود باعث نكو روئي
    تو گما ن مي كني كه شاخ گلي
    به صف سرو ولاله مي روئي
    ياكه هم بوي مشك تاتاري
    يا زازهار باغ مينوئي
    خويشتن بي سبب بزرگ مكن
    تو هم از ساكنان اين كوئي
    در خود آن به,كه نيك تر نگري
    اول,آن به ,كه عيب خود نگري

  8. #95
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    من نمی دانم و همین درد سخت مرا می آزارد
    که چرا انسان ؛این دانا,در تکاپو هایش
    ره نبرده است به اعجاز محبت
    و نمیداند در یک لبخند چه شگفتی های پنهان است
    من بر آنم که در این دنیا خوب بودن سهل ترین کار است
    من نمیدانم که چرا انسان تا به این حد با خوبی بیگانه است
    و همین درد سخت مرا می آزارد

  9. کاربر روبرو از پست مفید keyvan تشکرکرده است .

    keyvan (چهارشنبه 14 مرداد 88)

  10. #96
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 09:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-11
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,358
    سطح
    47
    Points: 5,358, Level: 47
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 216 در 84 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    کاش میدانستی که درون قلبم خانه ای داری که همیشه آنرا با شفق

    می شویم. و با آن میگویم که تویی مونس شبهای دلم . کاش میدانستی

    باغ غمگین دلم بی تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است.

    کاش میدانستی که درون قلبم با تپشهای عشق هم صدا هستی تو .

    کاش میدانستی که وجود تو و گرمای صدایت به من خسته و آشفته

    حال زندگی می بخشد کاش میدانستی.... کاش میدانستی بی وفا

    عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود

    چونک جمال این بود رسم وفا چرا بود

    این همه لطف و سرکشی قسمت خلق چون شود

    این همه حسن و دلبری بر بت ما چرا بود

    درد فراق من کشم ناله به نای چون رسد

    آتش عشق من برم چنگ دوتا چرا بود

    لذت بی‌کرانه ایست عشق شدست نام او

    قاعده خود شکایتست ور نه جفا چرا بود

    از سر ناز و غنج خود روی چنان ترش کند

    آن ترشی روی او روح فزا چرا بود

    آن ترشی روی او ابرصفت همی‌شود

    ور نه حیات و خرمی باغ و گیا چرا بود

    حضرت مولانا

    رسم وفا نباشد از دوستان جدایی
    هنگام تنگدستی دوران بی وفایی

    در بزم عشق بازان کبر و ریا نباشد
    آنجا همی پسندند اخلاص و بی ریای

    دوری گزیدن از خلق دور از طریق عشق است
    لیک از دو رنگ مردم می بایدت جدایی

    از هر دلی که بنشست بر خاطر تو مهری
    با او نشین به صحبت کو یار آشنایی

    از صحبت دورم کن دوری گزین رفیقا
    وز نیکوام طلب کن یاران باصفایی

    در نغمه الهی گفتی مگر نیوشی
    دستور حق پرستی آیین پارسایی

    طول این فاصله ها دستم هست
    قطر این رابطه را دستم هست

    عاشقم باش ولی دورادور
    دو قدم فاصله را دستم هست

    ترست از طعنه و حرف مردم
    رفتن فرد و جدا دستم هست

    قلب مجنون مرا دستت هست
    عادت و خلق ترا دستم هست

    سنگفرش دل تو پایم بست
    قدرت این پر و پا دستم هست

    آه از آن شرم و حیایش آصف
    من جدا و تو جدا دستم هست
    آصف

    از حال من مپرس پر از آب و آتشم
    مانند باد در تن صحرا مشوّشم
    بايد ترا پرنده شود اين درخت پير
    يعني در آسمان و زمين در كشاكشم
    ديگر صداي «دل به تو دادم» قشنگ نيست
    ديگر مخوان عزيز به آواز دلكشم
    اي خوب هيچ وقت نيامد به راه من
    بر چارچوب پنجره كردي منقّشم
    از كشته ام دوباره تو روييدي و بكش
    جاري تر از هميشه خون سياوشم
    از حال من نپرس كه غرقابه سوخته است
    بخشي ميان آبم و بخشي در آتشم

    مریم رزاقی

    تیشه بر ریشه فرهاد زدن شیرین است
    بر سر عاشق خود داد زدن شیرین است

    بر سرم داد نزن داد ز تو شیرین تر
    داد را بر سر بیداد زدن شیرین است

    بین این مردم سرما زده پاییزی
    تیر را بر دل مرداد زدن شیرین است

    هجله خالی شد و هر گربه پی موشی رفت
    مهر را بر سر داماد زدن شیرین است

    از دل سنگ زمانه چه بگویم آصف؟
    سنگ غم بر دل دلشاد زدن شیرین است

    آصف

  11. کاربر روبرو از پست مفید مثل من تشکرکرده است .

    مثل من (دوشنبه 05 مرداد 88)

  12. #97
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 09:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-11
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,358
    سطح
    47
    Points: 5,358, Level: 47
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 216 در 84 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    دل برده ای تو از من

    ای پیر می فروشان

    سر کن تو شبی اینجا

    با باده نرم نرمان



    من باده شرابم

    تو می فروش اهلی

    من را به مفت مفروش

    خواهم شوم من اهلی



    دستم بگیر شاعر

    شعر تو می شوم من

    هر چند پیر و خسته

    برنا کنم تو را من



    بر سفره دل من

    عشق تو می دهد نان

    این گوهر فروزان

    بر من نیامد ارزان



    در راه تو دهم من

    دست و دل و جوانی

    سر می دهم اگر تو

    من را به راه خوانی



    گر لغزشی مرا هست

    از بی وفاییم نیست

    افتادن و نشستن

    آغاز این راهایست



    از بهر پر کشیدن

    سوی تو آمدن من

    دیدم عجب که بازم

    در بند آمدم من



    خرده مگیر بر من

    این بند عاشقم کرد

    از هر چه بود پستی

    تطهیر و طاهرم کرد



    از موی تو سپیدی

    از قلب من سیاهی

    بیرون رود اگر تو

    با من به راه آیی



    در بزم امشب من

    جای تو سخت خالیست

    مستی و بیقراری

    من را چنین حالیست



    رقصم چنان به یادت

    من سخت پایکوبان

    گوید خدا دهید عشق

    از عقل گشته پاکان



    گویم خدای من وای

    حال مرا تو دانی؟

    گوید بزرگ راهیست

    کوچک اگر نمانی



    دیدی خدای من هم

    حال مرا چنین خواست

    لعنت به هر که گوید

    در کارم عیب پیداست



    ناله نمی کنم من

    می خندم آنقد امشب

    کز خنده ام بگویند

    دیوانه کره بد تب



    آیند گر بسویم

    گویم طبیب من کو

    با خنده گویندم کی؟

    دیوانه رفته خواب او



    بر سر زنم که ای وای

    نشیند او صدایم

    حتی نگفته با کس

    من این چنین چه خواهم



    در گوش من یکی گفت

    حسرت مخور که خوابید

    آن قه قه بلندت

    او لای لای می شنید.


  13. کاربر روبرو از پست مفید مثل من تشکرکرده است .

    مثل من (سه شنبه 06 مرداد 88)

  14. #98
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    بین لبها و فرات ارام نیست
    قطر ه ای اب خنک در کام نیست
    هر طرف عباس رفته با وفا
    کرده دستان عدو جور و جفا
    اب بر دست و به خیمه می رود
    کفر با نیزه به سویش می رود
    تیغ دستانش کند از تن جدا
    اب ریزد بر زمین کربلا
    بادهانش او سبو را بر گرفت
    کفر امد بی وفایی سر گرفت
    تیر بر مشک امد و او بر دهان
    یک سبو دارد تهی از اب و جان

  15. کاربر روبرو از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده است .

    محمدابراهیمی (پنجشنبه 08 مرداد 88)

  16. #99
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    آواره

    نيمه شب بود و غمي تازه نفس

    ره خـوابــم زد و مـــانــدم بــيــدار

    ريــخــت از پــرتـو لــرزنـده شـمــع

    ســايـــه دسـتــه گلـي بـــر ديـوار

    هـمـه گـل بود ولي روح نداشـت

    سايـه‌اي مـضـطـرب و لــرزان بود

    چهره‌اي سرد و غم انگيز و سياه

    گــويـيـا مــرده ء سـرگــردان بـــود

    شمع خاموش شد از تـنـدي بـاد

    اثــر از ســايــه بـــر ديــوار نـمــانـد

    كس نپرسيد كجا رفت ؟ كه بود ؟

    كــه دمـي چـنـد در ايـنـجا گذرانـد

    ايــن منـم خستـه درين كلبه تنگ

    جسم درمانده‌ام از روح جـداست

    مــن اگــر سايــه ء خـويـشم يـا رب

    روح آواره مـن كـيـست ؟ كجاست ؟

  17. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 12 مرداد 88)

  18. #100
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: اشعار گلچین :سری دوم

    دل شوریده نه از شور شراب امده مست
    دین ودل ساقی شیرین سخنم برده زدست
    ساغر ابروی پیوسته او محوم کرد
    هرکه را نیستی افزود به هستی پیوست
    سرو بالای بلندش چه خرامان می رفت
    نه صنوبر که دو عالم به نظر امده پست

  19. 2 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (سه شنبه 13 مرداد 88)


 
صفحه 10 از 25 نخستنخست 1234567891011121314151617181920 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.