مينا قرار شد ياد بگيري قضاوت نكني ...
در مورد مادرشوهرت و شوهرت قضاوت كردي .آقاي تسوكه زود ازش نمره كم كنيد ...
تازه قضيه رو هم تو خونه كش داده يه نمره ديگه هم ازش كم كنيد دل من خنك شه ....
شوخي كردما ... ياد ميگيره . اولشه .
سعی کردم آروم باشم و قسمت بدشو فراموش کنم و به روش نیارم.
فقط مينا جان ميشه بگي چي رو به روش نياوردي ؟تو كه همه دق دليتو خالي كردي .![]()











دفعه بعد قول مي ده جبران كنه . (يكي مي خواد وساطت خودمونو بكنه 
این اما و شایدها برای چیه؟ چرا به جای این که قسمت خوب ماجرا را ببینی، میگی، شاید فلان باشه، فکر کنم فلان نباشه و ... . همین که شوهرت به خاطر آرامش چیزی نمیگه، یعنی با اولین قدم شما، اون هم یه قدم اومده جلو،
یه مثبت میگیری، اما نه برای درست بودن کارت، چون کارت ناقص بود، بلکه به خاطر این که زود تمومش کردی.
تو حل این مشکل پیشرفتی هم کردی یا نه؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)