
نوشته اصلی توسط
M.E.H.D.I
سلام به دوستان عزیزالان تقریبا 2 ماهی میشه که از طلاقمون گذشته و بااینکه هنوزم خیانتش که یادم می افته آزارم میده،ولی به هرحال روزگارم میگذره.بعدطلاق باباش بهم گف که دلیل طلاقتون رو به کسی نگو تاآبرومون بیشتر ازین نره منم گفتم باشه. ولی الان دارم ازاینو اون میشنوم که خونوادشون اعم ازمامانش دخترش دومادشون و... رفتن پشت سرم حرف درآوردن وگفتن که مهدی اخلاقش بد بود عصبانی بود خودشو میزد پرخاش میکرد وازاینحرفا...من آبروداری کردم ودلیل اصلی طلاق روبه کسی نگفتم عوضش اونا میرن پشت سرم من اینحرفارومیزنن!!!حالا نمیدونم چیکار کنم منم خیانت وارتباط دخترشون روبا یکی دیگه روبه همه بگم تاحساب کاردستشون بیاد یا نه یه کار دیگه بکنم
سلام.بنظرمن به همون قول بزرگوارانه ای که دادی عمل کن،هرچی باشه شمامرد هستی.بذار فوق آخرش مردم فکرکنن شما توزندگی قبلیت پرخاشگربودی..آبروی یه خانواده مهم هست اونا از روی ناشیگری اینجوری توجیه میکنن که آبروریزی نشه.شایدبهتربودخیلی راحت میگفتن باهم تفاهم نداشتیدهرچند اینجورمواقع بعضی مردم ممکنه باشیطنت حرفای پیش شمابزنن تازیر زبونتوبکشن(ببینن چقد حدسشون درست بوده)
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)