به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 2345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 127

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان یه چیزی میخوام بگم ولی منظور بدی ندارم،الان که همه چی تموم شده باورکنید راحت شدم حس میکنم همه ی اون کارایی که درگذشتش کرده همه اون بی اخلاقی هایی که کرده دیگه به پای من نوشته نمیشه دیگه نمیگه زن فلانی فلان کاره بوده وازاینحرفا حس مینکم دیگه حرف مردم پشت سرم نیست.من مخواستم زن زندگیش کنم وبا هم زندگی کنیم ولی اون دست از کاراش برنداشت واخرشم خیانت کرد.
    روحیم خوب نیس ودم میخواد یه چند ماهی به هیچی فک نکنم وراحت باشم ولی خونوادم میخوان زودتر ازدواج کنم میگن اینطوری هم روحیه خودت بهتر میشه وهم اینکه اون دختره دیگه دنبالت نمیاد(چون همه بهم میگن احتمال داره دختره باز بهت اس بده یا زنگ بزنه)
    خودتونو بذارید جای من میخوام بی دغدغه یه چند ماهی استراحت کنم ولی خونوادم میخوان که ازدواج کنم

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 تیر 97 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,485
    سطح
    47
    Points: 5,485, Level: 47
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 294 در 130 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام دوست عزیزم باید بگم که از ابتدای این تاپیک خواننده‌ خاموش بودم و هیچ راه حلی‌ جز دعا کردن برای حل مشکلاتتون به ذهنم نمی‌رسید.
    الان که به اینجای کار رسید می‌خوام ازتون خواهش کنم حداقل ۶ماه تا ۱سال به خودتون فرصت بدید تا بتونید کامل این قضیهٔ‌ طلاق رو از ذهنتون پاک کنید: ببینید کجاها اشتباه کردید و کجاها باید عملکرد دیگه‌ای میداشتید ؟بعد که خوب این رابطه رو تجزیه و تحلیل کردید یعنی‌ تجربه کسب کردید و نقطه ضعف‌هاتون را توی رابطه فهمیدین میتونید دنبال یه زندگی‌ مجدد باشید اون وقت که ذهن جسمتون کاملا آمادس نه الان که تازه یک هفته نیست از این رابطه بیرون آمدید.
    حتی به نظرم اگه ذهنتون مشوش می‌شه یا تالار نیایید یا این تاپیک رو قفل کنید و یه تاپیک جدید بزنید .
    موفق باشید .

    - - - Updated - - -

  3. 2 کاربر از پست مفید yektaye tanha تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 13 دی 92), ساحل75 (شنبه 16 آذر 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی دوست خوبم.خودمم به خونوادم گفتم که من حالا حالاها نمیخوام ازدواج کنم میخوام یکم ذهنم آروم شه وبقول شما بعضی رفتارهامو اصلاح کنم خب منم معصوم که نیستم منم مطمعنا اشتباهاتی داشتم ولی همیشه به همسرم وفاداربودم.گذشته ازهمه اینها اون لحظه خیانت دختره که یادم می افته دلم یهو میریزه وبال وپرشکسته میشم.آدم هرچقدرم بد باشه دیگه به همسرش خیانت نمیکنه اینه که آدموعذاب میده. حالا بره با همونی که بود خووووش باشه
    اگه به تالارم نیام خیلی دلم میگیره خدا هیچکسو جای من نکنه اینهمه به همسرت مهربونی کنی ودوسش داشته باشی درعوض اونم بهت محبت نکنه که هیچ خیانتم بکنه!!!!!!!!!
    نمیدونم بهترین کار تواین دوران بعدطلاق چیه مسافرت رفتن ازدواج سریع گشت وگذار رفتن ویا چی؟؟؟؟؟؟

  5. کاربر روبرو از پست مفید M.E.H.D.I تشکرکرده است .

    yektaye tanha (یکشنبه 19 آبان 92)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 تیر 97 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    زیر اسمان خدا
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,485
    سطح
    47
    Points: 5,485, Level: 47
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 294 در 130 پست

    Rep Power
    36
    Array
    اون لحظه خیانت دختره که یادم می افته دلم یهو میریزه
    به نظرم زیادم تو مخیلهٔ ذهنتون به این قضیه پرّ و بال ندید چون هیچ دردی رو که ازتون دوا نمی‌کنه بلکه قلبتون رو بیشتر آزرده می‌کنه .اگه براتون مقدوره به مسافرت برید و حتما با یه مشاوره مجرب در ارتباط باشین تا راهنماییتون کنه چون این مرحله مرحلهٔ حساسیه و شما اگه یه راهنمای خوب در کنارتون داشته باشین میتونین به عنوانه یه ٔپل موفقیت بهش نگاه کنید.

  7. 2 کاربر از پست مفید yektaye tanha تشکرکرده اند .

    ammin (جمعه 13 دی 92), M.E.H.D.I (یکشنبه 19 آبان 92)

  8. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به دوستان عزیز
    الان تقریبا 2 ماهی میشه که از طلاقمون گذشته و بااینکه هنوزم خیانتش که یادم می افته آزارم میده،ولی به هرحال روزگارم میگذره.
    بعدطلاق باباش بهم گف که دلیل طلاقتون رو به کسی نگو تاآبرومون بیشتر ازین نره منم گفتم باشه. ولی الان دارم ازاینو اون میشنوم که خونوادشون اعم ازمامانش دخترش دومادشون و... رفتن پشت سرم حرف درآوردن وگفتن که مهدی اخلاقش بد بود عصبانی بود خودشو میزد پرخاش میکرد وازاینحرفا...
    من آبروداری کردم ودلیل اصلی طلاق روبه کسی نگفتم عوضش اونا میرن پشت سرم من اینحرفارومیزنن!!!حالا نمیدونم چیکار کنم منم خیانت وارتباط دخترشون روبا یکی دیگه روبه همه بگم تاحساب کاردستشون بیاد یا نه یه کار دیگه بکنم

  9. #6
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط M.E.H.D.I نمایش پست ها
    سلام به دوستان عزیزالان تقریبا 2 ماهی میشه که از طلاقمون گذشته و بااینکه هنوزم خیانتش که یادم می افته آزارم میده،ولی به هرحال روزگارم میگذره.بعدطلاق باباش بهم گف که دلیل طلاقتون رو به کسی نگو تاآبرومون بیشتر ازین نره منم گفتم باشه. ولی الان دارم ازاینو اون میشنوم که خونوادشون اعم ازمامانش دخترش دومادشون و... رفتن پشت سرم حرف درآوردن وگفتن که مهدی اخلاقش بد بود عصبانی بود خودشو میزد پرخاش میکرد وازاینحرفا...من آبروداری کردم ودلیل اصلی طلاق روبه کسی نگفتم عوضش اونا میرن پشت سرم من اینحرفارومیزنن!!!حالا نمیدونم چیکار کنم منم خیانت وارتباط دخترشون روبا یکی دیگه روبه همه بگم تاحساب کاردستشون بیاد یا نه یه کار دیگه بکنم
    سلام.بنظرمن به همون قول بزرگوارانه ای که دادی عمل کن،هرچی باشه شمامرد هستی.بذار فوق آخرش مردم فکرکنن شما توزندگی قبلیت پرخاشگربودی..آبروی یه خانواده مهم هست اونا از روی ناشیگری اینجوری توجیه میکنن که آبروریزی نشه.شایدبهتربودخیلی راحت میگفتن باهم تفاهم نداشتیدهرچند اینجورمواقع بعضی مردم ممکنه باشیطنت حرفای پیش شمابزنن تازیر زبونتوبکشن(ببینن چقد حدسشون درست بوده)‏
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  10. 2 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    M.E.H.D.I (جمعه 13 دی 92), فرهنگ 27 (جمعه 13 دی 92)

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    سلام
    به نظرم شما هم یه بار با پدرش صحبت کنید و بگین شما که دم از ابرو داری می زدین چی شد خودتون دارین راحت پشت سر دیگران حرف میزنید؟
    این رفتار عاقلانه تره تا بخواین مثل اونها مقابله به مثل کنید ! اونها دارن اشتباه میکنن شما عاقلی کنید و اشتباه اونها رو تکرار نکنید!
    بلاخره اگه واقعا دخترشون مشکلی داشته حتما رو میشه چون ماه پشت ابر نمیمونه! بلاخره یه جای خودشو نشون میده!
    و همه متوجه میشن شما مقصر نیودین! فقط صبوری کنید زمان خودش همه چی رو حل میکنه نگران نباشید!

  12. کاربر روبرو از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده است .

    M.E.H.D.I (جمعه 15 آذر 92)

  13. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 فروردین 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1392-7-24
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    640
    سطح
    12
    Points: 640, Level: 12
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    68

    تشکرشده 32 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خداخیلی بزرگه من فک میکردم چندین سال بعدجواب خیانت نامزدسابقم رو میده ولی اشتباه میکردم.خیلی زودتر ازاینا جوابشو داده.
    اون پسری که زیر پاش نشسته بود وباهاش رابطه داشت الان ردش کرده ودختره (نامزد سابقم) کارش شده ناراحتی وگریه که چرا به مهدی خیانت کردم وزندگی خودمو دستی دستی داغون کردم.این خبرا تازه به دستم رسیده همایشون بهمون میگف که گریه میکنه وازاینحرفا...
    نه اینکه الان خوشحال باشم نه،ولی به بزرگی خدا خیلی بیشترازقبل پی بردم که بعضیا رو توهمین دنیا قصاص میکنه.توبیای به یه نفر دیگه به دوستت به همسرت خیانت کنی ودلشو بشکنی انتظار داشته باشی جوابشو نبینی؟؟؟!!!
    یادتون باشه توهمین تایپک اینروزا روپیش بینی کرده بودم والانم میگم این تازه اول ماجراست هنوز خدا باهاش کارداره...

  14. کاربر روبرو از پست مفید M.E.H.D.I تشکرکرده است .

    mercedes62 (جمعه 13 دی 92)

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اسفند 97 [ 07:26]
    تاریخ عضویت
    1392-4-27
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    4,969
    سطح
    45
    Points: 4,969, Level: 45
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    149

    تشکرشده 40 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نام خدا

    سلام

    ازروزاولی که تاپیک تون رو خوندم خیلی متأثرشدم و من هم مثل شما پیش بینی میکردم این اتفاق رو.

    راستش دیگه گاهی ازیه جایی به بعدتو زندگی ، بعضی اتفاق ها باتمام دردناکیشون برای آدم درس ها و گنج های عظیمی روداره .

    من هم واقعاباتمام وجوداعتقادپیداکردم که دنیا محل داد وستد هست واقعاامکان نداره که کسی جواب کارهاشو نبینه واگربدی درحق کسی کرد تقاص پس نده. برای مورد شماکه خیلی زوداتفاق افتاد، امامن به این باوررسیدم گاهی حتی ما دردها ورنج هامون رو ممکنه یادمون بره اماخدایادش نمیره ودونه دونه حق مارو تو زندگی جاری می کنه

    شماگفتیدبعضی هاتقاص کاراشونوتوهمین دنیامی بینن امامن به این نتیجه رسیدم که همه تقاص کاراشونوتوهمین دنیامی بینن "همه"...

    امامن به یه چیزهای دیگه هم اعتقادپیداکردم واون اینه که وقتی خداکسی رو به این شکل تنبیه می کنه و مجازات عملش رو تو همین دنیاو حتی خیلی زود میده یه دلیل و نشونه ی دیگه هم هست که اون بنده ی خطاکار ونادانش رو خیلی دوست داره وزودمی خوادکه اون بااین دردورنج به خودش بیاد ازگناهش برگرده توبه کنه واصلاح کنه مسیرزندگی واعمالش رو...حالادیگه بستگی به اون آدم داره که با فروتنی و سربه ریزی ازاین اتفاق درس بگیره و به خودش بیاد و اصلاح کنه یانه ،دیگه اونقدرتو نادانی و گناه فروبره که دیگه خداباهاش کاری نداشته باشه و اون بنده رو ازحضور خودش که بالاترینه محروم کنه

    امیدوارم برای اون خانم این اتفاق یه درس بزرگ و یه تلنگربزرگ باشه چون اون رنج بزرگی رو داره تحمل می کنه تاوان اشتباهش برای ازدست دادن شما و تن دادن به هوس و نادانی
    دلم می خواد شماهم گاهی زیادفکرنکنیداون خیلی بدو گناه کارو خبیث هست نه گاهی واقعانادونی و جهل و بی تجربگی باعث میشه وانسان جایزالخطاست

    فکرمی کنم این اتفاق و اینکه به قول خودتون خیلی بیشتر پی به بزرگی خدابردید،بزرگترین موهبته
    پس ماهم باید بیشترحواسمون باشه به خودمون که روز به روز روحمون رو صیقل بدیم

    من هم خیلی نفرین میکردم کسی رو که درزندگی به من خیلی بدی کرد اما گاهی به خودم می اومدم و فکرمی کردم بدترین بلاهاهم که سرطرف مقابل من بیادهیچ چیزی رو برای من عوض نمی کنه هیچ چیزی برای من درست نمیشه هیچ کدوم ازاون دردها ورنج هایی که کشیدم ازبین نمیره اون سالهای ازدست رفته برنمی گرده درحقیقت هیچ اتفاقی برای من نمی افته حتی به نظرم روح مابادردورنجی که کشیدیم بزرگترازاون شده که حتی بخوایم بگیم یکم دلمون خنک شد نه ...همه ی اتفاق هابرای اون طرف مقابل می افته و درسی که اون باید بگیره پس خیلی بهتره که مادست ازنفرین و حتی خبرگرفتن ازبدبختی اون هابرداریم وحتی بهش فکرنکنیم و به خودمون فکرکنیم و به نقاط ضعف و قدرت خودمون برای بهترشدن خودمون و زندگی مون و مهم ترازهمه خالص شدن برای خدای خوبمون که تنهااو " باقی " و " فناناپذیر " است.

    التماس دعا

  16. کاربر روبرو از پست مفید sahelneshin تشکرکرده است .

    M.E.H.D.I (چهارشنبه 04 دی 92)

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 شهریور 94 [ 22:51]
    تاریخ عضویت
    1392-10-02
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,511
    سطح
    22
    Points: 1,511, Level: 22
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 46 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط M.E.H.D.I نمایش پست ها
    باسلام به همه من پسری 25ساله هستم که دوسال پیش بادختری آشناشدم وبا هم دوست شدیم.الان هم حدود4ماهه که نامزدیم.تواین4 ماهه سرچیزاهای خیلی کوچیک باهم هرهفته اختلاف داشتیم ودعوامون شده.وهمه دعوا هاروهم همسرم شروع کرده مثلا اینکه چرا من توجمع خونوادگی پکر وناراحت نشستم یا چرا برا خواهرزادت کیف خریدی وبه من نگفتی یا چرا وقتی من رفتم مسافرت پول ندادی بهم،ندادم برااینکه حقیقتانداشتم این درحالی که من همیشه بهش پول میدم وماهی 50 تومن توکیفش میزارم هرچیم خواسته براش خریدم.خلاصه گیرهای الکی میده ودعواهای بزرگی را میندازه همیشم خودشو برحق میدونه. تا اینکه چند روزپیش بدون اینکه بهش بگم رفتم خونشون.گوشیش دوسیمکارتس،گوشیشو گرفتم دیدم رو گوشیش نوشته دوسیمکارت.بهش گفتم دوتا سیمکارت تو گوشیته؟؟؟ گفت نه وحول اکی گوشی رو ازدستم گرفتم ورفت دستشویی.بعد اینکه برگشت دیدم روگوشیش نوشته یک سیمکارت!!!گفتم یکیشو درآوردی؟گفت نه.به هرحال من شک کردم و اونم ازاونروز میگه من طلاق میخوام.دلیل این تصمیمشوهم ماجرای سیمکارت نه بلکه نداشتن تفاهم واخلاق من عنوان میکنه.خدا شاهده که چقد مهر ومحبت کردم براش خودشم همیشه به این اعتراف میکنه ولی نمیدونم چی شده که الان بدشدم درقبال اینهمه کاری که براش کردم اون اصلا بهم محبت نداره وقتی هم بهش میگم جوابش یک کلمست:من اینجوریم حالا نمیدونم چیکار کنم خواهش میکنم کمکم کنید این زندگی ادامه دادنیه یا نه؟؟؟
    خیلی باید ساده باشی بااین دختر بمونی

  18. کاربر روبرو از پست مفید ستاره کویر تشکرکرده است .

    M.E.H.D.I (چهارشنبه 04 دی 92)


 
صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 2345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.