به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 23456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 116

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 بهمن 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1394-1-06
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    2,999
    سطح
    33
    Points: 2,999, Level: 33
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    101

    تشکرشده 183 در 100 پست

    Rep Power
    35
    Array
    واقعا موندم چطور میتونی این همه حقارت رو تحمل کنی.
    نمیدونم چرا اینجور وقتا ، یک درصد حتی یک درصد این احتمال رو نمیدین که اینا همه خواست خداست ، تا خدا نخواد یه برگ هم از درخت نمیفته ، چرا متوجه نیستی که خدا داره با این کارا ، راه رو بهت نشون میده ، یادم نمیاد چند سالته ولی چرا فکر میکنی که دنیا تموم شد وفقط همین یکی رو تو زندگی دوس داری ، جالب اینجاست که خودش علنا میگه دوستت نداره.
    چرا فکر نمیکنی که اگه جدا بشی ، در آینده کسی پیدا بشه که تورو واقعا به خاطر خودت بخواد ، یه زندگی آروم و عاشقانه کنارش داشته باشی ، نه کسی که تو صورتت نگاه میکنه و میگه نمیخوامت

  2. کاربر روبرو از پست مفید maral569 تشکرکرده است .

    anisa (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آبان 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-1-31
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    8,891
    سطح
    63
    Points: 8,891, Level: 63
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,224

    تشکرشده 1,090 در 430 پست

    Rep Power
    87
    Array
    دختر جون چقد دست و پا میزنی
    البته حق میدم بهت
    تو تاپیک قبلیتم نوشتم

    میشه بدونم علتی که باهاش ازدواج کردی چی بوده ؟ چه نکات مثبتی داشت ؟
    از قیافش خوشت اومده بود ؟

    هزار تا حرف دارم بهت بزنم ولی حس میکنم گوش نمیدی به حرفا ... همش دنبال دلتی
    همیشه لبخند بزن......
    برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
    گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..


  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 آبان 96 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1394-5-30
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    4,001
    سطح
    40
    Points: 4,001, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 149
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    33

    تشکرشده 208 در 97 پست

    Rep Power
    38
    Array
    در تایید حرفای گل گندم باید بگم که الان بعد از گذشت چندین ماه از دوران دعوا و حدود سه ماه از جدایی محضری حس رهایی دارم احساس میکنم همه ی اون اتفاقا یه خواب بوده
    و مطمئن هستم اگر صدبار هم به گذشته برگردم ما باز از هم جدا میشدیم چون به درد هم نمیخوردیم.
    من از جداییم خوشحال نیستم ولی آرامشی که از دست داده بودم تو دوران متاهلی الان دوباره برگشته.
    همه ی این روزا تموم میشه و به خودت میخندی که انقدر خودتو اذیت کردی.
    البته من مهریمو نگرفتم و توافقی جدا شدم بعد جدایی چندتا مورد ازدواج پیش اومد که یکیشون جدی شد و تو تاپیک اخرم توضیح دادم.
    آدم مناسبی واسه ازدواج نبود ولی در ظاهر بسیار باشخصیت جلوه میکرد اما جالبه که بدونی به من گفت دوران عقد شما طولانی بوده و رابطه احساسیت با نامزدت بیشتر و من رو این مورد حساسم و مورد دیگه اینکه گفت مهریتو گرفتی و من گفتم نه توافقی جدا شدم و جالبه که این حرف من یه حسی تو طرف مقابل ایجاد کرد که انگار تقصیر من بوده این جدایی که مهریمو نتونستم بگیرم و این مورد رو دوران طلاق هم اطرافیان بهم گفتن که وقتی مهریه نگیری خودت میری زیر سوال ولی من راضیم که توافقی جدا شدم و حس این آقا یا حرف بقیه هم برام اهمیت نداره. من بدون کشمکش همه چیو تموم کردم. حالا اگه بیفتی دنبال مهریه این خودش استرس زا هست. بازم تصمیم با خودته. من هواستم شرایط کلی بعد از جدایی رو برات توضیح بدم که کمک کنه خودت بهترین تصمیم رو بگیری.

  5. 2 کاربر از پست مفید زانکو تشکرکرده اند .

    آرامش خیال (پنجشنبه 19 فروردین 95), بارن (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مهر 95 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,179
    سطح
    18
    Points: 1,179, Level: 18
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    مرسی از راهنمایی همه
    راست میگین
    من همش پی دلم رفتم و بی نهایت تا درجه آخر خورد شدم...شخصیتم...غرورم...ظرافت دخترونم...
    امروز برگشتیم
    در جواب دوستی ک گفتن چرا بله گفتی
    چون خانواده بسیار خوب و مورد تایید پدرمادرم داشتن
    چون خودش بم ابراز علاقه میکرد
    چکن چندیدن بار اومدن
    چون خانوادم قبولش داشتن و چون خودم بش علاقه پیدا کردم
    این آدم تا تونست منو له کرد
    حتی یذره فکر نمیکنه من چ بلایی سرم بیاد با حرفایی ک میزنه
    نمیگه دختره دلش میشکن

    حالا هم میگه برو ب خانوادت بگو
    گفتم دیگه بسه اطاعت از تو!!! گفتم همونطور ک اومدی خواستگاری خودتم میای میگی ک میخایم جدا بشیم
    چرا همه مسولیتها رو دوش من باشه
    واقعا مهرش از دلم رفت
    چون به چشم دیدم ک نمیخادم...که واسم ارزش قائل نیست
    الان فقط عادت بش دارم و از تنهایی میترسم...
    میدونم میگذره
    ولی من ازش نمیگذرم ک منو بازیچه کرد
    پیدونم خانوادم نمیذارن مهریه بگیرم....میگن ارزش تو به پول نیست...
    هنوز ب خانواده نگفتم... دلم میلرزه ک بگم... مادرم دق میکنه.... اصلا فکرشو نمیکنن...
    ولی بهر حال دیگه تصمیمم جداییه..حتی اگه اون بخاد...
    خندم میگیره چقد زودباور بودم ک اومد گفت دوستت دارم و من چ خالصانه پذیرفتم و بی دریغ محبت....!
    از خودم متنفرم ک انقد حقیر شدم ..ک انقد احساسات ب خرج دادم
    اما نمیخاستم بعدا بگم کاش تلاش کرده بودم....
    بیخیال
    حالا واقعا مهریمو بگیرم؟
    اگه طلاق توافقی باشه مهریمو میدن؟
    چقدر این طلاق دورش طول میکشه؟
    ترم آخرم هستم و انقد درسم خوب بود اما این ترم نمیتونم برم امتحان بدم..اتگیزه ندارم...

  7. 2 کاربر از پست مفید دختر بدشانس تشکرکرده اند .

    آرامش خیال (پنجشنبه 19 فروردین 95), بارن (چهارشنبه 18 فروردین 95)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آذر 96 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    3,315
    سطح
    35
    Points: 3,315, Level: 35
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 225 در 72 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام دوست عزیزم خیلی متاسفم

    اول برای خودم که این همه عذاب میکشم که همسرم بهم علاقه نداره و تلاشم بی نتیجه بوده چون حتی دلیلشم واضح بهم نمیگه دوم برای شما که همسرتون باهاتون اینکارو کرده

    کاشکی اینقدر وجدان داشتن مردونگی داشتند که میفهمیدند ما هم ادمیم احساس داریم

    چرا اینقدر وجدانها خوابند کجا رفته اون همه مردونگی و غیرت کجا رفت شرف و ابروداری
    کجاست انسانیت
    چرا ؟؟

    شما ها که معیارتون علاقه تون رو نمیدونید چرا دختر مردم رو بدبخت میکنید این انصافه
    همه ارزوهامون مثل دود رفت اسمون و ناپید شد

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 95 [ 00:51]
    تاریخ عضویت
    1394-11-08
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    935
    سطح
    16
    Points: 935, Level: 16
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    19

    تشکرشده 65 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تصمیم درستی گرفتی خانومی… یادت باشه جریت و جسارتت رو حفظ کنی جوری که تو اونو دور انداختی نه برعکس… تنها چیزی که حقته و قانونا میتونی ادعا کنی مهریته… من باشم برا چزوندنشم که شده میگیرمش… البته یکی از آشناهامون این مورد براش پیش اومد و مهریشو بخشید چون میگفت اگه مهریه بخوام طلاقم طول میکشه ولی توافقی جدا شدن و چند ماه بعد یه ازدواج موفق داشت در صورتی که اگر مهریه میخواست یکی دوسال طول میکشید و از آیندش عقب میموند و مورداش رو از دست میداد… سبک و سنگین کن و خوب فکر کن … ببین چه تصمیمی برا ایندت مفیدتره… همون کارو بکن … در پناه حق

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام
    چرا به خودتون میگید بدشانس؟!
    چرا فکر نمیکنید که خییییلی خوش شانسید که توی دوران عقد و قبل از رفتن سر زندگی،متوجه این مسائل شدید.
    این آقا اگه به ظاهر شما میلی نداره و دوستون نداره نشونه ایرادی در شما نیست.اعتماد بنفستون رو حفظ کنید و نزارید کسی که حتی نمیتونه پای تعهد ازدواجش بایسته ناراحتتون کنه.
    خداروشکر کنید که همچین آدم ضعیفی دوستتون نداره.قوی باشید،شما همه تلاشتون رو کردید
    .من دوست ندارم کسی رو تشویق به جدایی کنم. ولی رابطه شما با این آقا هیچ آرامشی برای شما نداره.
    نگران حرف مردم نباشید.آرامش و خوشبختی شما از همه چیز مهمتره.
    یک مدت که بگذره هم خودتون فراموش میکنید هم اطرافیان.
    ما خانوما با فکر کردن زیاد به مشکلاتمون و پر و بال دادن به اون خیلی خودمون رو آزار میدیم،لطفا برای خودتون ارزش قائل باشید.شما لیاقت مردی رو دارید که عاشقتون باشه و براتون ارزش قائل باشه.

    با موندن با این آقا فرصت یه زندگی خوب رو از خودتون میگیرید.
    از خدا براتون طلب صبر و آرامش دارم

  11. 2 کاربر از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده اند .

    amf66 (پنجشنبه 19 فروردین 95), آنیتا123 (پنجشنبه 19 فروردین 95)

  12. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مهر 95 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,179
    سطح
    18
    Points: 1,179, Level: 18
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اخه الان هرچقدم بگم ک خوب شد شناختمش بازم من بدشانسم
    بالاخره با این طلاق اسم مطلقه میاد روم
    مسیر زندگیم عوض میشه
    تو خانواده طلاق خیلی بده
    نمیدونم عکس العمل خانوادم چی خوهد بود
    الان پوچم
    اصلا نمیخام کسی رو ببینم.... مات و مبهوتم....
    دوستامو میبینم غصه میخورم...ک چرا من!!!
    اصلا فکر نمیکردم ی روز طلاق بگیرم....
    هنوز تو دلم میگم شاید بشه برگشت....ولی خندم میگیرا....
    الان منتظرم تاوبیاد با خانواده صحبت کنیم...
    بنظرتون قبلش خودم زنگ بزنم ب پدر یا مادرش؟؟
    چیکار کنم
    چطور ب خانودم بگم
    ای خدا
    کاش میمردم

  13. کاربر روبرو از پست مفید دختر بدشانس تشکرکرده است .

    آرامش خیال (پنجشنبه 19 فروردین 95)

  14. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اردیبهشت 96 [ 15:14]
    تاریخ عضویت
    1391-8-17
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    5,053
    سطح
    45
    Points: 5,053, Level: 45
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    163

    تشکرشده 177 در 80 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام .

    من احساس میکنم این وسط شما هم مقصر بودید .... ( البته با عرض معذرت ) از طرفی برخورد شما هم در مورد خیانت درست نبوده .....

    ببین خانم محترم برعکس پست های قبل می گم زود تصمیم به طلاق نگیر .

    بهتر برید مشاوره .
    ==========================

    درسته همسرت گفته بود به قیافه ات میلی نداره ... ولی افکار منفی شما هم به صحبت های ایشون دامن زده و توسعه اش داده . این افکار منفی حتی در انتخاب نام کاربری شما کاملا مشخص هست.
    ==========================

    موندم چه جوری به راحتی پست میدید و دل یه خانم رو نسبت به شوهرش سرد می کنید . ( مخاطبم بعضی از پست های بالاست )

    درسته شوهرش شاید به سری بدی داشته باشه ولی خود شما توی پست ها از ویژگی مثبتش هم گفتید ..

    پس عجله نکنید و سریع تصمیم به طلاق نگیر .

    الان منتظرم تاوبیاد با خانواده صحبت کنیم...
    یه چیزی می گم ....حتما بهش عمل کن اگه برای صحبت با خانواده ها اومدند ... نهایت احترام و ادب رو رعایت کن ... چه با خودش چه خانواده اش .....

    هرگز صدات رو بالا نبر ...


    حتی ابروش رو هم نریز ... ببین شما ها هنوز زن و شوهر هستید ... زن و شوهر لباس هم هستند (‌هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ )‌ خاصیت لباس بوشاندن عیب هاست ..

    یا علی .
    ویرایش توسط skyzare : پنجشنبه 19 فروردین 95 در ساعت 08:54

  15. کاربر روبرو از پست مفید skyzare تشکرکرده است .

    amf66 (پنجشنبه 19 فروردین 95)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط skyzare نمایش پست ها
    سلام .

    من احساس میکنم این وسط شما هم مقصر بودید .... ( البته با عرض معذرت ) از طرفی برخورد شما هم در مورد خیانت درست نبوده .....

    ببین خانم محترم برعکس پست های قبل می گم زود تصمیم به طلاق نگیر .

    بهتر برید مشاوره .
    ==========================

    درسته همسرت گفته بود به قیافه ات میلی نداره ... ولی افکار منفی شما هم به صحبت های ایشون دامن زده و توسعه اش داده . این افکار منفی حتی در انتخاب نام کاربری شما کاملا مشخص هست.
    ==========================

    موندم چه جوری به راحتی پست میدید و دل یه خانم رو نسبت به شوهرش سرد می کنید . ( مخاطبم بعضی از پست های بالاست )

    درسته شوهرش شاید به سری بدی داشته باشه ولی خود شما توی پست ها از ویژگی مثبتش هم گفتید ..

    پس عجله نکنید و سریع تصمیم به طلاق نگیر .



    یه چیزی می گم ....حتما بهش عمل کن اگه برای صحبت با خانواده ها اومدند ... نهایت احترام و ادب رو رعایت کن ... چه با خودش چه خانواده اش .....

    هرگز صدات رو بالا نبر ...


    حتی ابروش رو هم نریز ... ببین شما ها هنوز زن و شوهر هستید ... زن و شوهر لباس هم هستند (‌هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ )‌ خاصیت لباس بوشاندن عیب هاست ..

    یا علی .
    بنظرم یبار دیگه تاپیک این بنده خدارو از اول بخونید.دوران عقد یعنی دوران شناخت.برای چی آینده شو خراب کنه؟به پای کی بسوزه و بسازه؟اونیکه باید بگه بیا زندگی رو بسازیم همسرشونه نه شما.اون آقا میگه نمیخوامت همه کاریم کرد که زندگی رو از هم ببپاشونه.یکم انصاف داشته باشین چرا یه دختر طفل معصوم باید به پای یه مرد خودخواه بسوزه و بسازه؟پس فردا با یه بچه تو بغل و مهر طلاق بره خونه باباش وجدانتون راحته؟اصلا عقلانی نیست زندگی با همچین مردی اونم وقتیکه خودش اظهار پشیمانی نکرده.واقعا نمیدونم چرا کسایی رو که منطقی نظر دادن رو محکوم کردین.این دوران دوران شناخته و ایشونم خیلی خووب نامزدشونو شناختن الان راه مشخصه چطوری میگین زندگی کن باهاش؟ببخشید اینارو گفتم چون واقعا دلسوزانه نظر میدم حس میکنم تمام اعضا خانواده خودمن.کدوم زن و شوهر؟سالی که نکوست از بهارش پیداست این اقا بی انصافی رو به نهایت رسوند حالا شما میگی بساز؟مگه سعی نکرد بسازه؟مگه نسوخت؟اینم نتیجه ش اسیب بیشتری دید و داره وابسته تر میشه.
    دوست من اصلا از طلاق نترس و از راهی که خدا جلو پات گذاشته نهایت استفاده رو کن
    همه آقایون و خانما اوایل ازدواج عشق و محبتشون بیشتر از هر زمانیه و بعد از اینکه وارد زندگی مشترک شدن کم کم فروکش میکنه.یعنی الان این اقا دوران خوب بودنشون بود دیگه ببین بعدا چی میشه.
    لطفا با چشمای باز تصمیم بگیر

  17. 5 کاربر از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده اند .

    n@f@s (پنجشنبه 19 فروردین 95), نیکیا (پنجشنبه 19 فروردین 95), میس بیوتی (پنجشنبه 11 آذر 95), افراخانوم (پنجشنبه 19 فروردین 95), بارن (پنجشنبه 19 فروردین 95)


 
صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 23456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.