به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 29 نخستنخست ... 23456789101112131415161718192021 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 290
  1. #101
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 آبان 89 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1387-8-19
    نوشته ها
    315
    امتیاز
    4,432
    سطح
    42
    Points: 4,432, Level: 42
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    90

    تشکرشده 94 در 50 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    وهم عزیزم همون طود که خودت میدونی اختلاف فرهنکی اونا با خانواده شما زیاده
    پس این مسائل ممکنه هر از چندگاهی پیش بیاد
    باید اینو پذیرفت
    حالا این وسط میمونه شوهرت
    عزیزم اونو بسنج ببین واقعا از لحاظ فکری و فرهنگی مثه خونوادشه یا از اونا بهتره
    همین مسئله ایا واسه خودشم مهم بوده یا نه اززبون مادرش گفته
    در شرایط گوناگون و با فهمیدن عقایدش اونو بسنج
    بعد ببین ایا توان تو در تحمل چنین عقایدی در صورت تفاوت زیاد با تو چقدره
    و بعد تصمیم نهایی را بگیر
    این وسط تویی که همسرت را خیلی خوب میشناسی ما فقط با حرفهای تو نظر میدهیم
    در این فرایند تصمیم گیری مشاور را فراموش نکن

  2. #102
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    خیلی توی این چند روز آرامش دارم وضعیتم خیلی بهتر از قبل شده دیگه مثل سابق بهم گیر نمیده حتی در مورد پوشش! سعی می کنه منو بخندونه و شادم کنه
    باور کنید اگه می دونستم یه دعوا چنین معجزه ای می کنه خیلی زودتر اینکار رو می کردم!
    دقیقا شده همون کسی که قبل از عقد کردنم می شناختمش و بهم معرفی شده بود
    از همه شما دوستان که توی این مدت سعی می کردید من رو آروم کنید و نمیذاشتید تنها بمونم ممنونم
    خیلی دوستتون دارم خیلی کمکم کردید
    مرسی
    یه دنیا تشکر
    برام دعا کنید که دیگه ناراحت نشم
    ممنون
    hypocrite
    boredom sets into the boring mind

  3. #103
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 89 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1387-1-14
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    سلام وهم جان
    تمام موضوع مشکلت را خواندم. متاسفانه فکر نمی کنم راهنمایی های دوستان در آنجا برای مشکل من هم تاثیر کند.
    وهم جان از سر همدردی می خواهم چند جمله ای را بگویم؛ ناراحتی از اینکه همسرت فقط وقتی نیاز جنسی دارد به سراغت می آید، حتی اگر با هم مشکل داشته باشید. اما بدان که یکجا توی این دنیا کسی هست که آرزوی این برخورد را داشته باشد. همسر من به محض اینکه با هم حرفمان می شود جای خوابش را از من جدا می کند و اصلا محلم نمی گذارد و به این کارش افتخار می کند. خودت را جای من بگذار، اگر همسرت نسبت به زنانگی ات هم بی تفاوت بود، چقدر غرورت بعنوان یک زن می شکست و چقدر اعتماد به نفست را از دست می دادی...
    در مورد شال و کلاهی که زحمت کشیده بودی، درد دل کردی، من هم هربار برای همسرم هدیه خریدم (چه از لحاظ مالی ÷رارزش یا عکش) چنان به ذوقم زده که حساب ندارد.
    همسرت لااقل لیست درخواستی تو را برایت خرید، اما من بارها از همسرم تقاضای گل کردم و او هیچگاه این کار را نکرد.
    ببین باز همسر تو بهتر است و بنر من بیشتر به خانمش علاقه دارد.

    در ممورد موضوع بکارت، کاملا حالت را درک می کنم. البته همسر من در این مورد شیطنت نکرد و شاید بخاطر این بود که دختر عمه اش که خیلی به آنها اعتماد دارند، مرا معرفی کرده بود. وهم جان اگر من و شوهرم هم با تلفن آشنا می شدیم و خانواده اش هم شهرستانی و من دختر تهران، احتمالا آنها هم همین وضع را داشتند. ببین اصلا مشکل از تو نیست، مشکل از باورهای غلط و سطح ÷ایین است. لیاقت چنین آدمهای ساده لوحی دخترهایی هستند که هر غلطی می کنند و بعد بکارتشان را با جراحی ترمیم می کنند. اما بهت توصیه می کنم این حرف مرا اصلا ÷یش شوهرت نگو، چون اگر خدای ناکرده به نامه بکارت هم شک کنند، کار برایت سخت می شود(چون من مرد بددل دیده ام.)

    در موردعدم ارضا شدنت، من هم فکر می کنم، شوهرت ناتوان است و اینرا فهمیده و چون راهش را بلد نیست، همین موضوع اخلاقش را بدتر هم کرده و از طرفی چون مغرور است نمی خواهد به آن اعتراف کند. سعی کن ÷یش مشاور بروی و راهکارهایی خودت یاد بگیری و به خودت و همسرت یاد بدهی.

    سعی کن صبور و مقاوم باشی و عاقلانه تصمیم بگیری. هنوز دیر نشده ولی وقتی ازدواج کردی، شاید دیر باشد...

    موفق باشی.

  4. #104
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    من به هیچ وجه از این زندگی منصرف نمیشم برای اینکه الان توی این نقطه و اینجا باشم خیلی زحمت کشیدم نمی خوام اینهمه زحمتم از بین بره و تا اونجایی که توان دارم تحمل و مقاومت می کنم بالاخره خدا هم هست
    توی یکی از موضوعهای تالار خوندم که نوشته بودن خدایی هم بالای سرمون هست و شاهد تمامی اعمال و رفتار ما هست من از این زندگی هدفی دارم برنامه دارم نامزدم برنامه ای نداره ولی من دارم پس او هم باید با در خدمت برنامه من باشه
    یه چیزی رو باید بگم و بابت این موضوع هم آقای سنگتراشان باید به خودشون ببالن
    من هیچ سایتی رو تا به حال پیدا نکردم که تا این حد بخواد آموزنده و مفید باشه من تقریبا تمامیه موضوع های این سایت رو خوندم و از بیشترشون هم نت برداری کردم چیزی حدود یه 60-70 صفحه میشه که خیلی بهم کمک کرد بهم اعتماد به نفس بها شخصیت ارزش نیرو انرژی و انگیزه هدف برنامه داده یاد گرفتم حتما برنامه داشته باشم به خیلی حرفا بی تفاوت باشم و به بعضی حرفا اهمیت بدم به کسی بی احترامی نکنم ترک نماز نکنم در مقابل مشکلات تسلیم نشم من با دیگرون مشکل دارم ولی اینجا دیدم که خیلیا خودشون هم مشکل دارن نامزدم هر کاری تا به حال کرده اهل دوست دختر نبوده و نیست از اعتیاد چیزی نمیدونه
    باید از مدیریت سایت تشکر کنم که چنین فضای خوب و سالمی رو بوجود آوردن محیطی که به من خیلی کمک کرده تازه دارم میفهمم زندگی یعنی چی؟
    اینجا یه جای خیلی خوبی برای درد دل کردنه یه جای خوب با یه دنیا آدمه خوب
    hypocrite
    boredom sets into the boring mind

  5. #105
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    سلام خانومی
    خیلی خوش حال شدم عزیزم
    امیدوارم همیشه اوضاع بر وفق مرادت باشه

  6. #106
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    سلام وهم عزيز. خيلي خوشحالم كه زندگيت داره بهبود پيدا مي كنه. اميدوارم ديگه شوهرت به اخلاق سابقش برنگرده و اين فقط با درايت و تدبير تو اتفاق مي افته. به اميد روزهاي خيلي خيلي بهتر براي تو دوست عزيز.
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.

  7. #107
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 آذر 87 [ 10:18]
    تاریخ عضویت
    1387-9-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    3,273
    سطح
    35
    Points: 3,273, Level: 35
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    دوست عريزم همسر تو داره بهانه گيري ميكنه سعي كن خودت علتشو پيدا كني باهاش صحبت كن و بگو چرا داره تغيير عقيده ميده.

  8. #108
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 فروردین 88 [ 07:16]
    تاریخ عضویت
    1387-9-18
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    3,193
    سطح
    34
    Points: 3,193, Level: 34
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    سلام.من اصلآ قصد توهین به شما و مخصوصآ ناراحت کردنت رو نداشتم.من واقعا بابت اینکه حرفام ناراحتت کرد عذر می خوام.اینقدر آدما توی اجتماع موجب ناراحتی و عذاب من شدند که مطمئن باش اصلآ دلم نمی خواد من هم مثل اونا کسی رو برنجونم.واقعا شرمنده ام امیدوارم منو ببخشی خانومی.

  9. #109
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 اردیبهشت 88 [ 10:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-05
    نوشته ها
    477
    امتیاز
    6,023
    سطح
    50
    Points: 6,023, Level: 50
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 45 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    وهم عزيز خواهرانه بهت ميگم اگه مادرش پيشنهاد دكتر داد قبول كن.عزيزم تو كه مشكل نداري.
    ببين اينا ديگه كي هستن كه نامه عروسشون رو به برادرشوهرش (شوهرت)نشون دادن ،گلم هروقت گفتن نه نگو و برو.

  10. #110
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی برای من چرا شده یه وهم؟!!!!!

    طراوت جان اگه یه بار دیگه بهم بگن که بریم دکتر نه نخواهم گفت میرم دکتر ولی بعد از اون دیگه این زندگی رو ادامه نخواهم داد این تصمیمیه که گرفتم خدا کنه کار به اونجاها نرسه که برسه تصمیمم قطعیه
    البته یه چیز جالبی که تا حالا دستگیرم شده اینکه خانواده اش به شدت از خانواده ام حساب میبرن هرچند مادرش زیاد زبون نگهدار نیست ولی چند وقت پیش که مادرش داشت از من به مادرم شکایت می کرد مادرم بدون اینکه جوابشون رو بده بهشون گفت اگه صحبتی دارن با پدرم انجام بدن و دیگه در مورد این مسائل با مادرم صحبت نکنن و از اون به بعد صحبتی با مادرم در این مورد نکردن و به شدتت از پدرم حساب میبرن
    امروز مادرش زنگ زد بهم که حالم رو بپرسه و طبق معمول اشک منو درآورد
    نامزدم هفته پیش یه مبلغی بابت مبالغی که توی این چند وقته بهش داده بودم بهم داد(تقریبا از یه ششم پولی که بهش داده بودم کمتر) برای اینکه بهش نشون بدم مادیات برام مهم نیست با اون پول رفتیم سه تا النگو گرفتیم و دادم بهش که برای عید غدیر خم برام بیاره(مادرش ساداته)مادرش بعد از کلی متلک پرونی که پسرم پیشته ما رو می خوای چیکار آدم اگه یه کسی رو بخواد سگشم می خواد و کلی توهین و بی احترامی گفت اون چی بود خریدی؟ پول پسرم رو حیف کردی من النگو ها برداشتم برای خودم این النگو ها رو نمیشه توی مردم اورد برای من افت داره هدیه ای به این کمی به عروسم بدم هر چند تو از عروس بودن اسم و زبونش رو داری.....
    830 تومن پول النگوها شده بود می بینید واقعا خیلی کمه برای هدیه دادن!!!!
    هنوز نامزدم رو ندیدم وقتی هم بهم زنگ زد که حالم رو بپرسه چیزی بهش نگفتم
    امروز میرم پیش مشاور و نامزدمم خبر نداره
    امشب نامزدم میاد خونمون
    خیلی برام جالبه من الان اصلا ناراحت نیستم چرا؟؟؟؟؟؟ نمیدونم!!!!!
    hypocrite
    boredom sets into the boring mind


 
صفحه 11 از 29 نخستنخست ... 23456789101112131415161718192021 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.