به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 27 نخستنخست ... 23456789101112131415161718192021 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 261
  1. #101
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    از یه نی نی میپرسن عشق یعنی چی؟ میگه یعنی بزالی اونم از پفکت بخوله ولی فقط تو
    تا دونه!

    خاستگاری خر

    خری امد به سوی مادر خویش

    بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

    برو امشب برایم خواستگاری

    اگر تو بچه ات رو دوست داری

    خر مادر بگفتا ای پسر جان

    تو را من دوست دارم بیشتر از جان

    ز بین این همه خرهای خوشگل

    یکی را کن نشان چون نیست مشکل

    خرک از شادمانی جفتکی زد

    کمی عرعر نمود و پشتکی زد

    بگفت مادر به قربان نگاهت

    به قربان دو چشمان سیاهت

    خر همسایه را عاشق شدم من

    به زیبایی نباشد مثل او زن

    بگفت مادر برو پالان به تن کن

    برو اکنون بزرگان را خبر کن

    به آداب و رسومات زمانه

    شدند داخل به رسم عاقلانه

    دو تا پالان خریدند پای عقدش

    به افسار طلا با پول نقدش

    خریداری نمودند یک طویله

    همانطوری که رسم است در قبیله

    خر عاقد کتاب خود گشایید

    وصال عقد ایشان را نمایید

    دوشیزه خر خانوم آیا رضایی؟

    به عقد این خر خوش تیپ درآیی

    یکی از حاضرین گفتا به خنده

    عروس خانوم به گل چیدن برفته

    برای بار سوم خر پرسید

    که خر خانم سرش یکباره چرخید

    خران عرعر کنان شادی نمودند

    به یونجه کام خود شیرین نمودند

    به امید خوشی و شادمانی

    برای این دو خر در زندگانی

  2. کاربر روبرو از پست مفید بی دل تشکرکرده است .

    بی دل (شنبه 26 دی 88)

  3. #102
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده


    پیش از ازدواج، مرد ادعا می کند که حاضر است برای خدمت کردن به تو از زندگی اش بگذرد.


    بعد از ازدواج حتی حاضر نیست برای حرف زدن با تو از خواندن روزنامه اش بگذرد



  4. 4 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (سه شنبه 22 دی 88)

  5. #103
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده


  6. 3 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (شنبه 26 دی 88)

  7. #104
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده


    البته این مدلیش هم موجوده


  8. 3 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (جمعه 25 دی 88)

  9. #105
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    یکی وصل ویکی هجران پسندد

    یکی چلسی یکی میلان پسندد

    من از چلسی ومیلان وصل وهجران

    پسندم آنچه خانم جان پسندد

  10. 4 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (جمعه 25 دی 88)

  11. #106
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    یه روز یارو ميره دكتر رگ غيرتشو عمل ميكنه غيرتي ميشه .
    نصف شب زنش از رختخواب بلند ميشه مرده ميگه كجا ؟
    زنه ميگه دارم ميرم توالت .
    مرده ميگه لازم نکرده بشين خودم ميرم
    !!!!!

  12. 4 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (شنبه 26 دی 88)

  13. #107
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    انشای یک پروفسور نیم وجبی در مورد ازدواج:


    انشا خود را در مورد موضو عزدواج آغاز می كنم
    هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.:D
    تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

    حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود.

    ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

    در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند.
    مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
    از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
    در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده.

    مهم اشق است
    ! اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید. من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

    مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.:D
    همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
    دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود
    .خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد.
    البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم.
    هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

    اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.
    زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد.
    می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین!
    اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا!
    حتمن از زیر زمینی می ترسید .
    ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم.
    اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.
    از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
    البته زندان آدم را مرد می کند.
    عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!
    این بود انشای من.

  14. 6 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (سه شنبه 29 دی 88)

  15. #108
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    اگرچه هویت هر انسانی، تحت تأثیر عوامل گوناگونی مثل جنسیت، موقعیت شغلی، سن و بسیاری موارد دیگر است، اما در اغلب جوامع انسانی مهم‌ترین، مركزی‌ترین و تعیین كننده‌ترین این عوامل هویت اجتماعی مرتبط با مردانگی و زنانگی افراد ملاک و تعیین کننده است که البته با توجه به شرایط خاص به عبارت ها و معانی متعددی استدلال می شود که بعضا شاید چندان هم معقولانه بنظر نرسد ولی قدری قابل تامل است ...

    یه روز یک آقایی میگفتن که:

    من " همسری مهربان و پدری فداکار" هستم وقتی زنم برای اثبات وفاداری اش (البته تا چهلم) آگهی فوت مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند!
    من "زوج" هستم،وقتی زنم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضی دادگاه خانواده قبول می کند با ماهی یک سکه به عنوان مهریه کنار بیاید!
    من "سرپرست خانوار" هستم، وقتی هنوز کسی پیدا نشده تا آرامش را کنارش تجربه کنم و کماکان در کنار پدر و مادر پیرم هستم!
    من "منزل" هستم، وقتی نامزدم از ترس همکاران فضولش اسم مرا در موبایلش اینگونه Save می کند!
    من "مرد من" هستم، وقتی زنم به دنبال خواسته ی جدیدی است!
    من "آقا جون" هستم، وقتی تبدیل به شیئی می شوم که فقط به درد عکس یادگاری به همراه نوه و نتیجه هایم می خورم!
    من "ددی" هستم، وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی می کند!
    من "پدر" هستم، وقتی مورد شماتت زنم قرار می گیرم، چون آن روز به یک مهمانی رفته بوده و بچه ام را به پارک نبرده بودم!
    من "مرتیکه" هستم، وقتی زن همسایه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشینش در پارکینگ می شنود!
    من "بابایی" هستم، وقتی بچه هایم خرم می کنند تا برایشان موبایل بخرم!
    من "آقاهه" هستم، وقتی دندان های مصنوعی ام را از داخل لیوان آب در می آورم و نوه ام خجالت می کشد به دوستانش بگوید من پدر بزرگش هستم و مرا خدمتکار پیر پدرش معرفی می کند!
    من "مرد تمام عیار" هستم، وقتی زنم سرویس طلای جدیدش را جلوی آینه امتحان می کند!
    من "عباس آقا" هستم، وقتی از مرز شصت سالگی گذشته ام و هیچ کسی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف کند!
    من در ماه اول دامادی ام "مرد مردان، سالار، پلنگ، عشق من، عزیزم، سلطان، خوش تیپ، ویتامین خوشبختی" هستم.
    من در فریادهای شبانه زنم، وقتی دیر به خانه می آید، لپش گل انداخته و بوی خیانت می دهد، "پاچه پاره" هستم!
    من برای دامادم "لولو سرخرمن" هستم!
    من "عصبی" هستم، وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم!
    پدرم مرا به پدر شخصی که به خواستگاری اش رفته ایم "غلام شما[/" معرفی می کند!
    به راستی من کیستم؟!

    در همین حال خانومی میگفتن که:

    من " دوشیزه مكرمه " هستم ،‌ وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود.
    من " مرحومه مغفوره " هستم،‌ وقتی زیر یك سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام و احتمالا هیچ خوابی نمیبینم.
    من " والده مكرمه‌" هستم،‌ وقتی اعضای هیات مدیره شركت پسرم برای خود شیرینی بیست آگهی تسلیت در بیست روزنامه معتبر چاپ میكنند.
    من همسری مهربان و مادری فداكار " هستم ،‌ وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش (البته تا چهلم) آگهی فوت مرا در صفحه اول پر تیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند.
    من " ]زوجه " هستم ، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حكم قاضی دادگاه خانواده قبول می كند به من و دختر شش ساله ام ماهیانه بیست و پنج هزار تومان فقط! بدهد.
    من "سرپرست خانوار" هستم ، وقتی شوهرم چهار سال پیش با كامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد و برای همیشه در ته دره خوابید.
    من "خوشگله" هستم‌ ، وقتی پسرهای جوان محله زیر تیر چراغ برق وقتشان را بیهوده می گذرانند.
    من "حمید" هستم ، وقتی در ایستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند.
    من "ضعیفه" هستم ، وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگیرند.
    من "بی بی" هستم ، وقتی تبدیل به یك شیء آركائیك می شوم و نوه و نتیجه هایم تیك تیك از من عكس می گیرند.
    من "مامی" هستم ، وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی می كند.
    من "مادر" هستم‌ ، وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گیرم. آن روز به یك مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نكرده بودم.
    من "زنیكه" هستم‌ ، وقت بر سر حق پارک ماشین با ماشین مقابل بحث میکنم.
    من "مامانی" هستم‌ ، وقتی بچه هایم خرم می كنند تا خلاف هایشان را به پدرشان نگویم.
    من "ننه" هستم ، وقتی نوه برومندم به همراه دوستانش به خونه میاد و از من سنی گذشته و او خجالت می كشد به دوستانش بگوید من مادربزرگش هستم، به آنها می گوید من خدمتكار پیر مادرش هستم.
    من "یك كدبانوی تمام عیار" هستم، وقتی شوهرم بادگلوی بعد از غذا میزند و كمربندش را روی شكم برآمده اش جا به جا می كند.
    من " علیا مخدره"هستم، وقتی دوستانم می خواهند به من بگویند‌ "آشغال" محترمانه اینگونه خطابم می کنند.
    من "بانو" هستم ، وقتی از مرز پنجاه سالگی گذشته ام و هیچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بكند.
    من در ماه اول عروسی ام : "خانم كوچولو، عروسك، ملوسك، خانمی، عزیزم، عشق من، قشنگم، عسلم، ویتامین عشق" هستم.
    من در فریادهای شبانه شوهرم، در مقابل اعتراض من که چرا دیر به خانه می آید، چند تار موی زنانه روی یقه كتش است، "سلیطه" هستم.
    من در ادبیات دیرپای این كهن بوم و بر : "دلیله محتاله، نفس محیله مكاره، مار، ابلیس، شجره مثمره، اثیری، لكاته و ..... "هستم . دامادم به من "وروره جادو" می گوید.
    حاج آقا مرا "والده" آقا مصطفی صدا می زند.
    من "مادر فولاد زره" هستم وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم.
    مادرم مرا به پدر شخصی که به خواستگاری ام آمده اند "كنیز" شما معرفی می كند.
    [/size]

    http://metalsoft-co.blogfa.com/post-506.aspx


  16. 5 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (یکشنبه 27 دی 88)

  17. #109
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    عزیزم قلبم از عشقت ورم کرد ........ وخاک عالمی را بر سرم کرد

    اگـرچه بودم از زن هــا فــراری ......... مژه مصنوعیت آخر خرم کرد

  18. 2 کاربر از پست مفید keyvan تشکرکرده اند .

    keyvan (دوشنبه 28 دی 88)

  19. #110
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده


  20. 4 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (دوشنبه 28 دی 88)


 
صفحه 11 از 27 نخستنخست ... 23456789101112131415161718192021 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.