سلام
آقای آرش زیارت قبول.......... خوشحالم از اینکه میبینم سرحالید انشاءالله که همیشه همینطور شاد و سرزنده باشید.
من با نظرات خانم kimiakhaton موافقم و نظر من هم همینه.
ازدواج اول شما در حالی انجام شده که سنتون خیلی برای اداره یک زندگی کم بوده و در ضمن سن همسرتون هم از شما بیشتر بوده ! من فکر میکنم با روح لطیف و حساسی که دارید (این از اشعارتون مشخصه ) این باعث شده که شما مدام احتارم همسرتون رو بگیرید هم به خاطر اینکه از شما بزرگتره هم به خاطر شخصیت خودتون که مهربان و عاطفی هستید.اما برادر من همونطوری که خواهر مون گفتند هیچ زنی تاکید میکنم هیچ زنی دوست نداره شوهرش همیشه اینطور کوتاه بیاد و هرچی اون میگه قبول کنه .البته در ظاهر ممکنه خوشش بیاد اما در باطن اصلا" . راستش من همون اول تاپیک خواستم بگم به نظر من این رفتار شما که مدام کوتاه اومدید غلط بوده اما ترسیدم ناراحت بشید ....... پس در ازدواج بعدی این نکته رو در نظر داشته باشید .مرد در عین حال که باید مهربان و با محبت باشه باید اقتدار مردونه اش رو هم داشته باشه و زن به این خصوصیت مردش فوق العاده افتخار میکنه.
البته هنوز هم زوده برای ازدواج ...........اگر کسی رو در نظر دارید تا چند ماه رو بذارید برای شناخت دقیقش تا مثل اون دفعه نشید ................ دیگه کسی که از خودتون بزرگتر باشه رو انتخاب نکنید چون یه بارامتحان کردید................از همون اول هم بگید که دخترتون براتون از خودتون مهمتره تا اون زن بدونه که فقط شوهر نمیکنه بلکه مادر هم میشه همزمان
امیدوارم موفق باشید











علاقه مندی ها (Bookmarks)