به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 234567891011121314151617181920212232 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 393

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 تیر 90 [ 01:27]
    تاریخ عضویت
    1389-12-18
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,707
    سطح
    24
    Points: 1,707, Level: 24
    Level completed: 7%, Points required for next Level: 93
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    72

    تشکرشده 74 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    چه قدر شیرین و زیبا!...
    برای اولین بار در زندگی به شدت حسودیم شد که من مجردم! و الانه که از منفجر شم..:

    امیدوارم همیشه عاشق باشید

  2. 11 کاربر از پست مفید bidard تشکرکرده اند .

    bidard (دوشنبه 02 بهمن 91), mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    اتاق من یه جورایی از باقی خونه مون مستقله، در و پنجره اش به ایوون خونه باز میشه و یه طرفشم کوچه است ...
    اینجا یه منطقه سردسیره و آب و هوای بسیار سرد و خشک زمستونیش مخصوصا شبا امون آدم رو می بره ... جوری که حتی با بخاری و دو تا پتو هم هنوز احساس سرما می کنی ...
    حالا فکر کنین تو یه همچین آب و هوایی، کسی حاضر بشه تمام زمستون از یه سرویس بهداشتی گوشه حیاط و بدون هیچ آب گرمی استفاده کنه!
    من که فقط چند روز تونستم تحمل کنم، همون وسطای پاییز دیگه واسم غیر قابل تحمل شد!

    اما مهربون، تمام پاییز و زمستون رو به خاطر من با این سرما سر کرد و به روی خودش نیورد ...

    حالا که بهار از راه رسیده، دارم فکر می کنم پارسال دعای" حول حالنای" سال تحویل رو چه جوری خوندم که اینجوری مستجاب شد ...

    موقع سال تحویل یاد همدیگه باشیم ... برای دل همدیگه دعا کنیم ...

    روز هاتون سرشار از عطر دل انگیز بهار و شادی


  4. 17 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96), آویژه (دوشنبه 02 بهمن 91)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1388-11-09
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    3,644
    سطح
    37
    Points: 3,644, Level: 37
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 490 در 114 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    امشب دلم گرفته بود نميدونم چرا ياد اولين دفعه اي افتادم كه همسرم به من كادو داد يه دفتر خاطرات زيبا .كه كادو شده بود و وسط اون تاريخ هفده آبان رو نوشته بود و با خط خودش كه خيلي هم نخراشيده است ولي سعي كرده بود كه زيبا بنوبسه نوشته بود

    امروز قشنگترين روز خداست
    چون قشنگترن هديشو واسم آفريد

    چقدر اون لحظه اي كه اين صفحه رو خوندم دوست دارم بخصوص نگاه همسرم كه شوق خاصي توي اون ديده ميشد ولي خيلي وقته كه ديگه اون حالتو توي چشماش نديدم

  6. 16 کاربر از پست مفید saint mary تشکرکرده اند .

    mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), saint mary (دوشنبه 02 بهمن 91)

  7. #4
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    نقل قول نوشته اصلی توسط saint mary
    چقدر اون لحظه اي كه اين صفحه رو خوندم دوست دارم بخصوص نگاه همسرم كه شوق خاصي توي اون ديده ميشد ولي خيلي وقته كه ديگه اون حالتو توي چشماش نديدم
    خاطره زیبایی بود.

    نمی شه حالا شما هم چنین هدیه ای به او بدهید تا در چشمانش خوشحالی رو ببینید؟ و اون هم در چشمان شما همین ذوق رو ببینه؟

  8. 7 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (دوشنبه 02 بهمن 91), mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1388-11-09
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    3,644
    سطح
    37
    Points: 3,644, Level: 37
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 490 در 114 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    تولدش خرداد ماهه همين تصميم رو هم دارم .دوست دارم يه جشن تولد واسش بگيرم سورپرايز بشه از همين الان فكر ميكنم چه هديه اي بگيرم

  10. 9 کاربر از پست مفید saint mary تشکرکرده اند .

    mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), saint mary (دوشنبه 02 بهمن 91), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 15:38]
    تاریخ عضویت
    1389-3-03
    نوشته ها
    309
    امتیاز
    4,602
    سطح
    43
    Points: 4,602, Level: 43
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    953

    تشکرشده 977 در 191 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    سلام.سال نو مبارک.خیلی دلم براتون تنگ شده بود.امروز شنبه اولین روز کاری در سال 90. تعطیلات خیلی خوش گذش.خیلی ی ی
    راستش از اونجایی که تازه ازدواج کردم روزهای آخرسال رو با همسرم دوتایی رفتیم کیش.خیلی خیلی خوش گذش.اولین روز سال رو هم رفتیم اصفهان و بعد با خانواده ی همسرم رفتیم تهران.که همش خاطره هست.
    اما یه اتفاق خیلی خیلی جالب افتاد.دیروز داشتیم از تهران برمیگشتیم شهرخودمون.توی راه رفتیم قم و جمکران .جاتون خالی داشتیم ناهار میخوردیم یدفه یه بحث جالب پیش اومدو هرکسی چیزی میگفتو میخندیدیم .تا اینکه خواهرشوهرم یدفه یه حرفی زد که خیلی خیلی خنده دار بود همون موقع منم لقمه توی دهنم بود.یدفه لقمه افتاد توی گلوم.و شروع کردم به سرفه.و بلند شدم کمی راه رفتم و یدفه شوهرم که وحشتناک ترسیده بود اومد پیشم . و داد زد مامان......خیلی خیلی ترسیده بود .خلاصه خیلی بخیر گذش.کمی آب خوردمو خوب شدم وقتی رسیدیم شهرموم اول رفتیم مادرشوهرم اینا رو پیاده کردیم بعد رفتیم خونه بابای من.همین که توی راه تنها شدیم همسرم به گریه افتاد و داد زد تورو خدا مواظب خودت باش امروز خیلی ترسیدم و نگرانت شدم.....

    وقتی این صحنه رو دیدم که چه جوری گریه کرد و نگرانم شده بود به داشتن چنین همسر داسوزی افتخارکردم.خدایا بازم شکرت

  12. 21 کاربر از پست مفید پریماه تشکرکرده اند .

    mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96), پریماه (دوشنبه 02 بهمن 91)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 24 مرداد 93 [ 22:12]
    تاریخ عضویت
    1390-1-04
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    3,467
    سطح
    36
    Points: 3,467, Level: 36
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    386

    تشکرشده 356 در 119 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    سلام یکی از خاطرات قشنگی که خیلی تو ذهنم مونده نگرانی همسرم راجع به درد کمرم بود که پعد از اینکه به توصیه ی دکتر عمل نمیکردم با ناراحتی بهم گفت اگه اتفاقی واسه تو بیفته من چه خاکی تو سرم بریزم که این حرفش خیلی بهم چسبید و بعد از اون به صورت جدی توصیه پزشکو دنبال میکنم
    البته الان یه مشکل برامون پیش اومده ( بین همسرم و خونوادم ) که تو قسمت طرح مشکلات بیان کردم و از دوستان باتجربه خواهش میکنم راهنماییم کنن

  14. 13 کاربر از پست مفید سبزه تشکرکرده اند .

    mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96), سبزه (دوشنبه 02 بهمن 91)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آبان 90 [ 15:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-09
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    1,795
    سطح
    24
    Points: 1,795, Level: 24
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    242

    تشکرشده 235 در 97 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    یکی از ویژگی های متاهل های تالار اینه که ما مجرد ها رو تو این تاپیک سرگرم میکنن:d چی شده کم ارسال میکنین ، چند شبی سرگرم بودیما:d

  16. 8 کاربر از پست مفید montana تشکرکرده اند .

    mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), montana (دوشنبه 02 بهمن 91), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96)

  17. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 24 مرداد 93 [ 22:12]
    تاریخ عضویت
    1390-1-04
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    3,467
    سطح
    36
    Points: 3,467, Level: 36
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger Second Class
    تشکرها
    386

    تشکرشده 356 در 119 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    آقای تسوکه واقعا به خاطر این خلاقیتتون تشکر میکنم چون من انقدر غرق در لحظات عاشقانه شدم وبه وجد اومدم که یادم رفت از شوهرم دلخورم الانم یه میل بهش زدم و لحظه های قشنگمونو براش یاد اوری کردم که مطمینم اونم خیلی خوشحال میشه ( آخه من الان به مدت یه سال برای فرصت مطالعاتی اومدم یه کشور دیگه )اجازه بدین بازم از خاطرات قشنگمون با شووری براتون بگم :
    ( البته یه سری از این لحظه ها اصلا به چشمم به عنوان یه لحظه ی قشنگ نبود تا اینکه خاطرات دوستانو خوندم و دیدم چه قدر نکات ظریفی هست که دقت به اونا میتونه به عنوان یه خاطره تو ذهن ادم ثبت بشه)
    تازه نامزد کرده بودیم اما من هنوزم تو حال و هوای مجردی بودم هر دو تهران دانشجو بودیم من بدون اینکه به شووری بگم رفتم شهرستان خونمون و یه هفته موندم وقتی برگشتم شووری از کارمن هنگیده بود اما بدون اینکه سرزنشم کنه بغلم کرد و وبا حسی عاشقانه سرشو گذاشت روی شونم و گفت هیچ وقت تنهام نزار که خیلی بهم چسبید

  18. 20 کاربر از پست مفید سبزه تشکرکرده اند .

    mohi (یکشنبه 24 اسفند 93), کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96), سبزه (دوشنبه 02 بهمن 91)

  19. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: " خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم"

    سلام بچه هاي گل و عاشق تالار
    تو رو خدا ببخشيد كه من اين پستو اينجا ميزنم. اما فقط ميخواستم بگم من هروقت ميام تو اين تاپيك دلم ميگيره!
    آخه قبلش رفتم تاپيك خانم خ... و ديدم كه همسرش كتكش ميزنه ... يا قبلش رفتم تاپيك دق ... و ديدم كه شوهرش بهش خيانت كرده يا آقاي ... همينطور يا خانمي كه همسرش بهش شك داره و آسايشو ازش گرفته يا ... براي همين وقتي خاطرات شما رو ميخونم خييييييلي دلم ميگيره
    بچه ها تو رو خدا هرچقدر هم كه خوشبخت و خوشحاليد اونايي كه مشكل دارن رو فراموش نكنيد و هميشه براشون دعا كنيد تا خدا هم كمكتون كنه و هميشه زندگيتون پر از لحظات قشنگ و عاشقانه باشه .
    آفرين بچه هاي خوب و نازنين

  20. 23 کاربر از پست مفید yasa تشکرکرده اند .

    کلانتر جو (شنبه 28 بهمن 96), yasa (دوشنبه 02 بهمن 91)


 
صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 234567891011121314151617181920212232 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.