به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 2345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 129
  1. #111
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 05 فروردین 91 [ 21:55]
    تاریخ عضویت
    1388-10-28
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    2,704
    سطح
    31
    Points: 2,704, Level: 31
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    دوست خوبم چرا بهش اس ام اس نمی دی که تمایل داری دو نفری با هم صحبت کنید .
    عزیزم اگه قرار باشه شما احساسات واقعی ات رو به همسرت نشان ندی و همسرتان هم صحبتی نکنه و منتظر همدیگه بمونید که نمی شه .شما دو نفری یه مسابقه گذاشتید که به هم امتیاز ندید و فقط دفاع کنید
    می شه با یه گفتگو سازنده انتظارات خودتون رو بیان کنید و در عین حال اشکالات خودتون رو هم برطرف کنید

  2. 3 کاربر از پست مفید آناهیتا تشکرکرده اند .

    آناهیتا (یکشنبه 19 دی 89)

  3. #112
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    شما همش دارید نظر دیگران را می گید نظر خود شما چی هست ببین ما که تو را نمی شناسیم پس با ما صادق باش

  4. #113
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    سلام دوستان راستش ستاره عزيز من خودمم هنوز نميدونم چي مي خوام نميدونم دلم ميخواد جدا بشم يا نه دلم ميخواد ادامه بدم واقعا مرددم از يك طرف ياد كارشو حركاتشو برادرشو ترياك كشيدنش كه ممكن دائمي بشه تنهايي و شرايط سختي كه اين 1 سال گذروندم مييفتم دلم ميخواد جدا بشم از طرف ديگه هنوز بهش علاقه دارمو دلم نميخواد برا هميشه ديگه نبينمش و مدام فكر ميكنم درست ميشه و تغيير ميكنه و به شرايطي كه بعد طلاق برام ايجاد ميشه فكر ميكنم دلم ميخواد برگردم.مشاورم بهم ميگه تو بايد اول با خودت كنار بيايي ببيني چيكار ميخواي بكني بعد با اون حرف بزني نه ميتونم قيدشو بزنم نه ميتونم با اون شرايط كنار بيام.به هيچ نتيجه اي هم نميرسم با خودم .ازين طرفم خانوادم ميگن تا درست تماس نگيره و نخواد مردونه حرف بزنه لوزومي نداره جواب بدي ميگن اون سفتو سخت ميگفت طلاق و رفت مهريتو بياره و طلاقت بده حالا چي شد يدفعه.تازه حالا هم اينطوري با پروييي با sms بدون ضره اي احساس پشيموني و ندامت.راستش من يكدفعه تو ازدواجم گوش به حرفشون ندادم و اين نصيبم شد ولي حالا اين دفعه ترجيح ميدم طبق نظره خانوادم عمل كنم.نميخوام حمايتشونو از دست بدم در اينده چون ديگه اصلا به همسرم اعتماد ندارم.اگه تماس تلفني بگيره باهام يا خانوادش اقدام كنن حرف ميزنم اما اگه نه اندازه يه تلفونم براش اهميت نداشته باشم و تا زماني كه بخواد با sms زندگيشو از هم پاشيدن حفظ كنه همون بهتر كه از هم بپاشه ومنم تلاشي نميكنم من 5 ماه پيش همه تلاشمو كردم گفتم پشيمونم برميگردم عموم باهاش حرف زد ولي با اطمينان گفت زندگي ديگه نه حالا حتي زحمت يه تماسم به خودش نميده حتي نميگه دلم ميخواد برگردي برنامه تو چيه ميخواد حالا هم كه مثلا امده با خفظ غروره كاذبش باشه منم اينقد اين مدت عذاب كشيدم كه ديگه سخت شدم شايد اگه 4 ماه پيش اين sms ميداد شرايطم فرق ميكرد ولي حالا.ادما با كاراشون چطور به راحتي ميتونن اون همه كششو علاقه رو نابود كنن.بريدم ديگه نميدونم چي درسته چي غلط

    راستي ستاره جان اين شعر اخر متنتو خيلي دوست دارم هميشه بهم ارامش ميده.ممنون

  5. 3 کاربر از پست مفید ميناي تشکرکرده اند .

    ميناي (شنبه 18 دی 89)

  6. #114
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    بازم سلام دوستان پدر شوهرم امشب تماس گرفت با حالت گلايه و شكايت كه چرا من هيچ تماسي نگرفتم تو اين مدت چرا اقدامي نكردم (ببينيد اينا چقد پرون) پدرمم گفت وقتي دختره من گفته ميخوام برگردم ولي پسرت گفته زندگي ديگه نه طلاقت ميدم و مهرتم ميدم دختر من چه تماسي داشته بگيره باهاشه.انگار پدرشوهرم از اين حرف خبر نداشت خيلي عصباني شد و گفت بيخود كرده بايد خودشو درست كنه و تغيير بده يا اينكه طلاق زنشو با مهريه كامل بده و در نهايتم گفت يكي دو ماه ديگه وشلون كنيم تا ببينيم به خودش ميياد و تغيير ميكنه يا نه.تا حالا شوهرم مظلوم نمايي ميكرده برا خانوادش و منو مقصر نشون ميداده تا اونا بهش فشار نيارن و اينطوري با كم محلي به من ميخواسته منو اذيت كنه تا من خودم دوباره مثل قبل التماس كنمو برگردم تا بتونه هر كار ميخواد بكنه.ميخواسته شروع ارتباط از طرف من باشه ولي خوب منم ديگه مثل قبل نيستم باهاش.نميدونم اخرش چي ميشه ولي دعا كنيد هر چي درسته پيش بياد

  7. #115
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    به نظرم بهتره كه باهاش يه اس ام اس كوتاه بدي و نظر مشاورت را گوش بدي و همون حرفي را كه مشاورت گفته: "مثلا بگم اين مشكل ماست ما ميخواييم چيكار كنيم." بزني.
    درسته كه قبلا به حرف خانواده گوش ندادي و ضرر كردي، اما دليل نميشه كه حالا هم اگه گوش بدي سود كني. آخه پدر و مادرت چون درگير احساسات شما هستند، از روي احساسات حرف ميزنن و تصميم ميگيرن، اما مشاور از روي منطق راه حل ميده. من نظرم همون كاريه كه مشاورت گفته.

  8. 2 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (شنبه 18 دی 89)

  9. #116
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 مرداد 91 [ 19:03]
    تاریخ عضویت
    1389-3-04
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    2,922
    سطح
    33
    Points: 2,922, Level: 33
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    216

    تشکرشده 222 در 93 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    ممنون مینای عزیز راستش من هم شرایط مثل تو را داشتم به خاطر همین کاملاً شرایط تو را درک می کنم البته با این تفاوت که خانواده شوهرم هم همسرم را خیلی تحریک می کردند نسبت به طلاق. و خودشون تصمیم به طلاق گرفته بودند و اصلاً نگذاشتند که من هم حرفی بزنم و فرصتی به من ندادند به خاطر همینه که می گم از یک فرصت کوچک که بدست آوردی استفاده کن تا حداقل بتونی حرف هایتو بزنی راستش آقایون خیلی مغرورن و از اینکه تماس بگیره و شما جوابش ندی و محلش ندی خیلی می ترسن به همین خاطره که می گم یه اس ام اس کوتاه مثل خودش بده که به تونه بیشتر اقدام کنه و از اینکه سنگ روی یخ بشه نترسه بالاخره که باید حرف هاتون بزنید خوب اگر نظر دیگه ای داری خوب نظرت قابل احترام هست پس صبر کن ببین چه اتفاقی می افته ولی روحیه ات را از دست نده و مدام به چیزهای خوب فکر کن و اینو بدون که این خودت هستی که می تونی آینده ات را تغییر بدی به سمت خوب
    من این شعر را آن روزها شرایط تو را داشتم از حافظ فال گرفتم این فال خیلی من را آرام کرد

  10. کاربر روبرو از پست مفید ستاره1388 تشکرکرده است .

    ستاره1388 (شنبه 18 دی 89)

  11. #117
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 02 بهمن 89 [ 12:56]
    تاریخ عضویت
    1389-10-05
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    1,971
    سطح
    26
    Points: 1,971, Level: 26
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 76 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    عزیزم متاسفم اینارو میگم ولی شما خیلی مقصر بودین هر آدمی توی دوران مجردی با یکی خیلی عیاقه برادر، خواهر ، دوست ...ولی وقتی متاهل میشه این هنر همسره که نه اینکه جای اون فردو کامل بگیره بلکه بشه نفر اول زندگی اون آدم متسفانه اشکال شما این بوده که میخواستی جای برادرشو بگیری من این طور احساس کردم و محیط خونه طوری نبوده که ایشون دلش بخواد بیاد کنارتون براش جالب نبوده ...شما باید عزیزترین شخص زندگیش که برادرش بوده رو دوست میداشتی تا توی قلبش راحتتر جا باز کنی ...این یکی از راههای این مدل زندگیهاست .ببین عزیزم بالاخره برادش میره سر زندگیش و اونا خواه ناخواه رابطه اشون کم میشه تازه کم نشه چه اشکالی دارهقبول کن مقصر بودی متاسفانه تو باید با درایت کاری میکردی که الان برادرش رابط شما میشد یعنی انقدر برات ارزش قائل بود که نمیذاشت تو این موقعیت به دوست و آشنا رو بندازی . تو نباید جلویدیگران با شوهرت دعوا میکردی. اونروز هم باید تا برادرش اومد باید قضیه رو به سکوت میکشوندی و با ترفند همه چیو آروم میکردی بخدا انقدرها هم سخت نیست . در ضمن الانم بدون اینکه هیچ تلاشی برای زندگیت بکنی مدام آه وناله میکنی آخه عزیز من اگه زندگیتو میخوای خودت اقدام کن این حرفای بچه گانه چیه منت کشی یعنی چی ...توی زندگی مشترک غرور معنا نداره برو ببین زندگیت به کجا کشیده ؟؟؟؟شما که بچه نیستی زندگیتو سپردی به دست باد.اس ام اس دادی که وسایلام چی شد مگه وسایلای توئه فقط. چرا ما دخترا این جهیزیه رو میکنیم یه پتک و مدام میزنیم تو سر شوهرامون ؟چرا راضی نیستیم با خودمون میبریم؟ این حرفارو بریز دور خیلی راحت بهش زنگ بزن بهش بگو میخوای تکلیفتو بدونی . نذار جات پر بشه ؟؟؟؟؟؟؟خیلی هم نگران این موضوع باش مرد تنها ظرفیت نداره. من بودم اولا قهر نمیکردم و زندگیمو به این راحتی ول نمیکردم . من موردیایی میشناسم که تقاضای طلاق دادن ولی تو خونه خوشون هستن بعد کم کم همه چیز درست شده. خودت برگرد مطمئن و امیدوار

    نقل قول نوشته اصلی توسط ميناي
    ممنون از جواباتون بچه ها امروز پيش مشاورم بودم اونم اعتقاد داشت بهتره يه جواب كوتاه بدم مثل خودش مثلا بگم اين مشكل ماست ما ميخواييم چيكار كنيم.ولي خانوادم راضي به جواب نيستند و اعتقاد دارن خودش و خانوادش خيلي سرد دارن برخورد ميكنن و قضيه رو دست كم ميگيرن و اگه من الان جواب بدم باعث ميشه كه اين نوع برخورد عادتشون بشه و اگرم بيان جلو طوري مييان كه بخوان از بالا بهم نگاه كنن و اونا شرطو شروط بزارن برات.حالا واقعا نميدونم چطور برخورد كنم احساسم يه چيز ميگه منطقم چيزه ديگه.نميدونم كاره درست چيه ميترسم جواب ندادن من دليل بر سرديم بشه و اين تصورو درش ايجاد كنه كه ديگه نميخوام ادامه بدم و جواب دادنم به ضررم تمام بشه و بيعث ميشه اون فكر كنه من همه بديهاشو فراموش كردم و اون بازم هر كار ميخواد بكنه.
    خانواده ام گفت...مشاورم گفت.......عموش گفت....دوستش گفت...!!!!!!!!!!!!!
    خودت چی عزیزم ؟؟؟؟؟؟؟چرا خودت تصمیم نمیگیری مگه هر کی هر چی بگه تو باید بی چون و چرا گوش کنی اونا مشاورن تو باید تصمیم بگیری
    ایکاش محکم بودی حتی برای اشتباهاتت!!!!!!!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ميناي
    ممنون از جواباتون بچه ها امروز پيش مشاورم بودم اونم اعتقاد داشت بهتره يه جواب كوتاه بدم مثل خودش مثلا بگم اين مشكل ماست ما ميخواييم چيكار كنيم.ولي خانوادم راضي به جواب نيستند و اعتقاد دارن خودش و خانوادش خيلي سرد دارن برخورد ميكنن و قضيه رو دست كم ميگيرن و اگه من الان جواب بدم باعث ميشه كه اين نوع برخورد عادتشون بشه و اگرم بيان جلو طوري مييان كه بخوان از بالا بهم نگاه كنن و اونا شرطو شروط بزارن برات.حالا واقعا نميدونم چطور برخورد كنم احساسم يه چيز ميگه منطقم چيزه ديگه.نميدونم كاره درست چيه ميترسم جواب ندادن من دليل بر سرديم بشه و اين تصورو درش ايجاد كنه كه ديگه نميخوام ادامه بدم و جواب دادنم به ضررم تمام بشه و بيعث ميشه اون فكر كنه من همه بديهاشو فراموش كردم و اون بازم هر كار ميخواد بكنه.
    خانواده ام گفت...مشاورم گفت.......عموش گفت....دوستش گفت...!!!!!!!!!!!!!
    خودت چی عزیزم ؟؟؟؟؟؟؟چرا خودت تصمیم نمیگیری مگه هر کی هر چی بگه تو باید بی چون و چرا گوش کنی اونا مشاورن تو باید تصمیم بگیری
    ایکاش محکم بودی حتی برای اشتباهاتت!!!!!!!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ميناي
    ممنون از جواباتون بچه ها امروز پيش مشاورم بودم اونم اعتقاد داشت بهتره يه جواب كوتاه بدم مثل خودش مثلا بگم اين مشكل ماست ما ميخواييم چيكار كنيم.ولي خانوادم راضي به جواب نيستند و اعتقاد دارن خودش و خانوادش خيلي سرد دارن برخورد ميكنن و قضيه رو دست كم ميگيرن و اگه من الان جواب بدم باعث ميشه كه اين نوع برخورد عادتشون بشه و اگرم بيان جلو طوري مييان كه بخوان از بالا بهم نگاه كنن و اونا شرطو شروط بزارن برات.حالا واقعا نميدونم چطور برخورد كنم احساسم يه چيز ميگه منطقم چيزه ديگه.نميدونم كاره درست چيه ميترسم جواب ندادن من دليل بر سرديم بشه و اين تصورو درش ايجاد كنه كه ديگه نميخوام ادامه بدم و جواب دادنم به ضررم تمام بشه و بيعث ميشه اون فكر كنه من همه بديهاشو فراموش كردم و اون بازم هر كار ميخواد بكنه.
    خانواده ام گفت...مشاورم گفت.......عموش گفت....دوستش گفت...!!!!!!!!!!!!!
    خودت چی عزیزم ؟؟؟؟؟؟؟چرا خودت تصمیم نمیگیری مگه هر کی هر چی بگه تو باید بی چون و چرا گوش کنی اونا مشاورن تو باید تصمیم بگیری
    ایکاش محکم بودی حتی برای اشتباهاتت!!!!!!!!!!

  12. #118
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آبان 90 [ 18:20]
    تاریخ عضویت
    1389-6-25
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    سلام تداعي عزيز راستش همسر من دوران عقدم همين طوري بود رفيق باز با اينكه 2 ماه يكدفعه همو ميديديم بازم وقتي مييامد با دوستاش بود تا من فقط برا نهار و شام و خوابيدن منزل ما بود اون موقع كه ديگه از سردي محيط خونه خبري نبود و عقد كرده بوديم.محيط خونمونم دوست داشتو مدام ميگفت منو تو خيلي خوشبختيمو ميگفت شانس اورده با من ازدواج كرده و سنتي ازدواج نكرده با يكي مثل مادرش و خواهرش ومدام از من ميخواست يكنفر مثل خودمو از دوستام يا خواهرمو به برادرش معرفي كنمو ظاهرا از منو زندگيش راضي بود.ولي در كنار من ميخواست خوش گذرونياي دوران مجردي رابطه مدام با برادرش و دوستاشو حفظ كنه تا اونا بهش نگن زن ذليل.كه اينا هم با هم جور در نميياد و نتيجه اش ميشه اين.برادرشم از وقتي ازدواج كرديم همش باما بود منم اولش از همون راه دوستي باهاش وارد شدم ولي نتيجش صميميت كاذبي شد از طرف اون كه به خودش اجازه ميداد به لباس پوشيدنه من غذا درست كردن من و حتي نحوه نظافت خونه ما كار داشته باشه و نظر بده طوري كه انگار اون مرد خونست در نهايتم اون برخورد اون روزش همسرمم كه اصلا اين چيزا براش مهم نبود فقط برادرش باشه حالا تو ريزترين مسائل دخالت كنه.قبول دارم من خيلي بي تجربه بودم و بي حوصله ولي ادمايي هم كه با هاشون سرو كار داشتم خيلي عجيب بودنو هر روشي روشون جواب نميداد.راستش برادرش مسئله اصلي من نيست مسئله من ترس از ترياك كشيدن اونه كه جرات نميكنم تماسي بگيرم يا اقدامي كنم الانم حمايت خانوادم جنبه رواني داره برام كه به هيچ عنوان نميخوام از دست بدمش ميترسم تماسي بگيرم ارتباطي برقرار كنم و برگردم ولي اون دست از كاراش برنداره دوباره برگرديم همين جا.واين احساس ترس كه دستو پامو بسته نميذاره كاري كنم.بهر حال تو اون تماسي كه پدر شوهرم داشت گفت يا پسرم بايد تغيير كنه يا نه بايد زنشو طبق قانون طلاق بده منظورشم از تغيير قضيه برادرشو رفيق بازيشو ترياك كشيدنش بود.حالا حداقل ميدونم از جانب خانوادشم تو فشار.2روز پيش بعد 5 ماه بهش smsدادم گفتم اگه ميشه 3 تا از كتاباما كه خيلي بهشون نياز دارمو برام بفرسته اونم sms داد نه نميشه بعدsmsداد اگه فرصت بشه.من جواب دادنشو گذاشتم پاي اين كه ديگه اينقد مثل اوايل عصباني نيست و اونم يكم دلش تنگ شده چون اوايل اصلا جواب smsنميداد ولي ايندفعه زود جواب داد و مدل sms مثل وقتي بود كه با هام شوخي ميكرد.نميدونم دوستان چي ميشه حتي نميدونم چه كاري درسته اصلا نميتونم به يه تصميم قاطع با خودم برسم.يعني ميشه يه ادم اينقد تغيير كنه كه يكدفعه علاقه اشو از برادرو رفيق بازي و ترياك كشيدن بندازه به زنو زندگي؟و زندگي مشتركش براش مهمتر بشه از زندگي مجرديشو خوش گذرونياي اون زمانش؟ميترسم از اين زندگي بگذرم و از طرفي هم ميترسم به اون زندگي برگردم مخصوصا حالا كه يكسري حرفا بينمون ردو بدل شده.يكسري حرمتها از بين رفته.

  13. #119
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    در جواب اون اس ام اس براش نوشتی که کتاباتو می خوای. کار خوبی نکردی. اون ناراحت شده و وقتی دیده که تو در جوابش کتاباتو خواستی برات نوشته که "نه نمیشه.". اما بعد پشیمون شده و نوشته که "اگه بتونم می فرستم." در هر حال کارت درست نبود.
    من میگم بهتر بود همون جواب مشاور را می نوشتی.

  14. #120
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 02 بهمن 89 [ 12:56]
    تاریخ عضویت
    1389-10-05
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    1,971
    سطح
    26
    Points: 1,971, Level: 26
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 76 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مرددم براي طلاق

    درسته عزیزم من قبول دارم و حس میکنم الان در چه وضعی هستی . ولی تو خودت خیلی بی تابی میکنی همه اش میگی دوسش دارم زندگیتو میخوای پس باید دوباره تلاش کنی . ببین خانومی متاسفانه تو ـخرین راهو اول رفتی یعنی سریع تقاضای طلاق دادی . ولی حالا گذشته و سرزنش خودت فایده نداره.اگه زندگیتو و شوهرتو هنوز دوست داری بازم تلاش کن تا اگه خدای نکرده بازم نشد حداقل دلت نسوزه که ایکاش یه کم بیشتر تلاش میکردم و هزارتا ایکاش دیگه...باهاش تماس بگیر و ازش بخواه بیاد ببینیش نه در حضور خانوداه ها بلکه یه جایی بیرون قرار بذارین و حرفاتو محکم براش بزن ولی در مورد حرفها و شرایطی که میخوای بگی خوب فکر کن حتی اگه لازم شد یادداشت بردار. تاخدای ناکرده نسنجیده حرفی نزنی که بعد به ضررت تموم بشه.
    در مورد برادرش مگه اون هنوز مجرده ؟چکاره اس؟ تحصیلاتش چیه؟
    شاید ازدواج کرد و دیگه دست از سر زندگی شما برداشت.


 
صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 2345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.