یا رب مکن از لطف پریشان ما را //گر در ره کعبه میدوانی ما را
ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم//محتاج بغیر خود مگردان ما را
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
یا رب مکن از لطف پریشان ما را //گر در ره کعبه میدوانی ما را
ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم//محتاج بغیر خود مگردان ما را
ویدا@ (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
فکرم همهجا هست، ولی پیش خدا نیست
سجاده زردوز که محرابِ دعا نیست
گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟
اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
از شدت اخلاص من عالَم شده حیران
تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!
از کمیتِ کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
یک ذره فقط کُندتر از سرعت نور است
هر رکعتِ من حائز عنوان جهانیست!
این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟
چندی ست که این حافظه در خدمت ما نیست
ای دلبر من! تا غم وام است و تورم
محراب به یاد خم ابروی شما نیست
بیدغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
تا فکر من از قسط عقبمانده جدا نیست
هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند
گفتند که این بهره بانکیست، ربا نیست!
از بسکه پی نیموجب نان حلالیم
در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست
به به، چه نمازیست! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست
دختر مهربون (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
روبر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
محمدابراهیمی (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن
در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا می کنی
چشمک (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سیل سرشک ما ز دلش کین به در نبرد
درسنگ خاره قطره باران اثر نکرد
محمدابراهیمی (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم
وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم
داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو
هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم
ویدا@ (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
وان را ز که در دل بنهفتم به در افتاد
محمدابراهیمی (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدام است، غم کجاست...
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است که در هوای تو از آشیان جداست
hamed65 (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
عشق، شوری در نهاد ِ ما نهاد *** جان ما در بوتهی سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند *** جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد *** آرزویی در دل شیدا نهاد
قصهی خوبان به نوعی باز گفت *** کآتشی در پیر و در برنا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد *** جان وامق در لب عذرا نهاد
دم به دم در هر لباسی رخ نمود *** لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
چون نبود او را معین خانهای *** هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد
یک کرشمه کرد با خود، آنچنانک: *** فتنهای در پیر و در برنا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان *** خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
تا تماشای وصال خود کند *** نور خود در دیدهی بینا نهاد
hamed65 (شنبه 02 اردیبهشت 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار
ویدا@ (شنبه 02 اردیبهشت 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)