باشه صبوری جان
تشکرشده 851 در 242 پست
باشه صبوری جان
تشکرشده 793 در 374 پست
هر چقدر میتونی تو این چند روز خوش بگذرون و بی خیال همه چی شو. توی روحیه ات کار کن. تو دلیل منطقی واسه جدایی از اون آقا داری پس نمیخواد جسمت تو سفر باشه و فکرت پیش اون. ایشون هم به قول دوستمون بی خیال جان (چه اسم جالبی گذاشتی خانمی) عاقل و بالغه و اگه واقعا بزرگ شده باشه کاملا درک میکنه و به جای گریه و زاری واسه شما ( البته نه در تنهایی مثا شما) میره دنبال راضی کردن خانواده اش. عزیزم تا رفتار تو قطعی و محکم نباشه اون واجب نمیبینه بره دنبال خواسته شما. خواسته ای که منطقیه. به نظر من الویت اصلی توی ازدواج خانواده ها هستند و دختر و پسر تو الویت بعدیند.
ویرایش توسط kamr : سه شنبه 23 مهر 92 در ساعت 11:56
تشکرشده 2,768 در 697 پست
ستيلا جان من حس ميكنم دوستان خيلي زود شرود به نيت خواني اون آقا كردن در صورتي كه تنها چيزي كه اينجا نبايد بهش بها داد اين كه راجع به ايشون قضاوتي بشه ايشون هم يه آم مثل بقيه ما اصلا نبايد راجع بهش الان صحبت كنيم بايد اول وابستگي حذف بشه كه هنوز اين طور نشده.
- - - Updated - - -
حالا كه مي خواي بري سفر برنامه دوم رو بهت ميدم.
- - - Updated - - -
وقتي 24 ساعت پر شد بايد بذاريش تو ليست 72 ساعت. جايزه 24 ساعته ات يادت نره.
تشکرشده 851 در 242 پست
اره صبوری جان منم متوجه شدم یکی از دوستان اینجوری برداشت کردن ولی من خودم هم گفتم بیشتر اشتباهات متوجه خودم بوده و فقط میخوام مشکل خودم حل بشه
تشکرشده 2,768 در 697 پست
72 ساعته اينه كه ميتوني كوله پشتيت رو بايه وسيله كمكي ببري.
تشکرشده 851 در 242 پست
قرار گذاشتم واسه خودم جایزه رفتم سفر یه چیزی که نیاز بهش داشتم و نخریدم هنوز رو بخرم.مرسی
تشکرشده 2,768 در 697 پست
يه سوال الان با اون موقع كه تصميم گرفتي مشكلت رو تو تالار مطرح كني چقدر تفاوت داري؟
تشکرشده 793 در 374 پست
تشکرشده 851 در 242 پست
فکر میکنم اون موقع فکر نمیکردم بتونم تحمل دورش رو داشته باشم اما حالا میبینم که میشه و وقتی مشکل خودم حل بشه واقعیتها بیشتر به چشم ام میاد .و خودمو واسه هر اتفاقی حتی خلاف میل باطنی اماده میبینم .من اون موقع فقط میخواستم از دست اش ندم با اینکه خودم هم میدونستم اشتباه میکنم اما طاقت دوری اش رو نداشتم/نمیگم ناراحت نیستم چون یکدفعه ناخواسته اشکم سرازیر میشه اما میدونم زمان همه چی رو حل میکنه و واقعیت ها رو بهتر میتونم ببینم
- - - Updated - - -
مرسی kamr جان
kamr (سه شنبه 23 مهر 92)
تشکرشده 15 در 8 پست
سلام ستیلای عزیزم
من و تو یه جورایی مثل هم هستیم و همدیگرو درک میکنیم
اون متن رو که kamr جان گذاشته تو پست منه که شیدا بهم گفت و فک کنم خودت هم خوندیش
تو خوبه سه ماهه ما بعد از تقریبا 1سال جور شد بیاد خواستگاری که آخرش هم اینجور شد
خیلی دلم گرفته منم برا اخرین بار حرف زد بازم خانوادش مخالفت کردن جدا شدیم الان 2 روزه ازش خبر ندارم واقعا دلتنگشم اما جلو خودم رو گرفتم
خیلی سخته خیـــــــــــــــــــــــ ــــلی اما مجبوریم تحمل کنیم
انشاالله خدا کمکمون کنه عزیزم
برات دعا میکنم![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)