من که پشت پا زدم به هر چه هست ونیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا اگر به جز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا کنم
تشکرشده 85 در 57 پست
من که پشت پا زدم به هر چه هست ونیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا اگر به جز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا کنم
تشکرشده 126 در 74 پست
مادر! گناه زندگیم را به من ببخش
زیرا اگر گناه من این بود ، از تو بود
هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم
اما ترا به راستی از زادن چه سود ؟
تشکرشده 85 در 57 پست
در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند
من خوش باور ساده محبت آرزو کردم
تشکرشده 126 در 74 پست
من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ
من آتشم که در تو نگیرد شرار من
دردم یکی نبود که زودش دوا کنی
آن به که دل نبندی ازین پس به کار من
تشکرشده 85 در 57 پست
نمی دانی چه می دانی ؟که انسان بودن وماندن
چه سخت است و چه دشوار است
چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است
parmis08 (یکشنبه 17 شهریور 87)
تشکرشده 126 در 74 پست
تا کی بدین امید که ره در دلم بری
بندی نگاه خود به نگاه خموش من ؟
تا کی همین که حلقه ب در آشنا کنم
آهنگ گامهای تو اید به گوش من ؟
تشکرشده 88 در 53 پست
تمام حرفهایت را شنیده ام
دل به فرداها چرا من بسته ام
تشکرشده 88 در 53 پست
ببخشید باید با ن بنویسم
نومید نیستم هرگز از درگه خدا
او با منست و در وجود من
تشکرشده 126 در 74 پست
نگاهی بدو کردم از پشت آتش
بدان سان که دلداده ای دلبرش را
بر آن شاخه ی دور ، وارونه دیدم
سحرگاه ، اندام افسونگرش را
تشکرشده 14 در 11 پست
ای کرده تو میهمانم .در پیش درآ جانم
زان روی که حیرانم من خانه نمی دانم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)