RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن
به نظر من منظور بهشت این نبود که سبکتکین صددرصد مقصره.آخه نگار جان تا حالا هرچی این دوست عزیزمون میگفت از این بود که دوست نداره طلاق بگیره واسه همینم بچه ها این راهارو پیشنهاد میدادن.
به نظر من که شوهر ایشون یا قصد طلاق دادن نداره وگرنه تا حالا این کارو کرده بود یا میخواد یه طوری پیش بره که مهریه نده. اصلا به ایشون و چی تو ذهنشه کاری نداشته باشیم. ببینید خود این خانوم نظرش چیه.
دو تا راه هست یا *ایشون خودشم به این نظر رسیده که دیگه نمیتونه زندگی کنه که:
1.میتونه واسه آرامش خاطرش مهریشم ببخشه و بره نه به خاطر دلسوزی واسه اون بلکه به خاطر خودش یا اینکه 2.مهرشم بگیره و اون اقا رو به هدفش نرسونه که باید همون کاری که بهشت گفت انجام بده وتوپو بندازه زمین اون آقا و هیچ کاری نداشته باشه تا اون اقدام کنه تا هم طلاقشو بگیره هم مهریشو.چون همینکه اون گذاشته رفته مدرک خوبیه واسه این که یعنی نمیخواد زندگی کنه
**زندگیشو میخواد و باید براش تلاش کنه(حتی اگه تلاششم جواب نده ) که:
در این صورت بازم میشه همون حرف بهشت باید به تعویق بندازه با این تفاوت که حالا نظر شوهرش مهمتر از حالت قبلیه و اینکه شوهرشم قصد این کارو نداره و با گذشت زمان همه چی حل میشه یا سر مهریه مجبوره کوتاه بیاد
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)