RE: جنگل....!

نوشته اصلی توسط
shad

نوشته اصلی توسط
lمریم
فقط میدونی آدم بعضی وقتا از بعضی اشخاص یه کم انتظار بیشتری داره،ولی خوب آدما در شرایط خودشونو نشون میدن...
آره عزیزم ،حالا که خوب فکر میکنم میبینم چه اهمیتی داره....

مواظب خودت باش

درسته عزیزم، بعضی وقتها روی بعضی از افراد حساب دیگه ای باز می کنیم، یه طور دیگه بهشون نگاه می کنیم، در واقع فکر می کنیم که اونها خود ما هستن... من هم در مورد همسرم همین فکر رو می کردم. اما همیشه اون طور که آدم دوست داره و انتظار داره نیست، هیچ وقت مثل این روزها محتاج همسرم نبودم!! اما نبود، نیست! چی کار می تونم بکنم؟ این قضیه درس بزرگی بهم داد و اون هم این بود که غیر از خودم از هیچ کسی توقع نداشته باشم، من همسرم رو دوست دارم، حتی الان هم بهش حق میدم، خیلی سخته که بخوای با کسی زندگی کنی که معلوم نیست تا کی همراهته! من هم نمیخوام اون عذاب بکشه، دوست ندارم به خاطر این کارش عذاب وجدان داشته باشه، اما باز هم اون رو از خدا میخوام، شاید خدا بهم برش گردونه...

شادی عزیز به نظرم هر مردی برای بودن در جای شوهر تو باید حسرت بخوره،امیدوارم شوهرت این فرصت رو از خودش نگیره
این رو همه میدونیم که نمیتونیم از همراه بودن کسی تا همیشه صد درصد مطمئن بشیم
تو از این اتفاق تو زندگیت درس گرفتی و ما از تو 

[align=justify][align=center]
[size=large]عشق یکسان ناز درویش و توانگر میکشد
این ترازو سنگ و گوهر را برابر می کشد[/size][/align][/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)