طراوت عزیز خیلی زوده که اینقدر از زندگی نا امید باشی ، سعی کن بی اعتمادی رو ازخودت دور کنی به شوهرت اعتماد کن و به زندگیت عشق بورز ،عمه من به دلیل همین بی اعتمادی و طعنه های پی در پی باعث شد همسرش به قدری پر رو بشه که ازدواج مجدد کرد و زندگی عمه من تباه شد .عزیزم آنفدر پیله نکن که قبح موضوع بریزه حالا که خودش میگه خبری نیست بهش اعتماد کن یکسری از این حساسیت ها در ابتدای زندگی طبیعی و برای همه هست ، نمی دونم منظورت از اینکه ( بهتره منم مثل خودش باشم ) چیه ؟ ولی به زندگیت پایبند باش و احظات خوشت را با بدبینی خراب نکن
خوشبخت باشی






علاقه مندی ها (Bookmarks)