به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 14 از 22 نخستنخست ... 45678910111213141516171819202122 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 221

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    قلب سفید عزیز همین برنامه رو دارم. فردا که ساعت کارم تمام بشه می روم خونه ابوالفضل یک دل سیر باهاش حرف می زنم. بعد می روم خانه حمام و شب با بابا اینا قراره بریم بیرون. جمعه هم باید درس بخونم چون شنبه امتحان دارم.
    دنبال دوستان قدیمی ام می گردم. دنبال باشگاهی شاد . خیلی خیلی رفتم تو پیله تنهایی. الان هیچ کسی رو جز چکامه ندارم.
    باید دوباره با انسان ها ارتباط برقرار کنم و از این رخوت بیام بیرون.
    خیلی سسست و لوش شدم.
    خدا کمکم کنه فقط.

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 اسفند 88 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1387-8-27
    نوشته ها
    482
    امتیاز
    5,545
    سطح
    47
    Points: 5,545, Level: 47
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    78

    تشکرشده 77 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    خدا به تو کمک داره می کندت که الان داره عقلت کار می کنه و به خودت مسلطی
    هیچکس بهتر از خودت نمی تونه به خودت کمک کنه به ندای درونت گوش کن ببین چه راهی جلوی پات میذاره و در هر قدمی خدا رو فراموش نکن بذار یاد خدا به دلت آرامش بده و به قدمهات صلابت ببخشه
    تو می تونی
    این رو هیچ وقت فراموش نکن مهربون

  3. #3
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    من چی خواستم جز عشق از همسرم؟؟؟
    چرا دیگه نباید اشک های من اهمیتی داشته باشهو . دیگه حتی شاد کردن دل من براش مهم نیست.
    من دارم یک طرفه توی این قایق پارو می زنم...


    چرا خدا نمی خواد این رابطه تمام بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگه نمی کشم. هر چی بیشتر کوتاه می یام بدتر می کنه.
    ای خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااا

  4. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    120
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    نازنین عزیز سلام
    خواهر خوبم چرا همش بحث و دعوا هنوز مشکل قبلی تموم نشده یه مشکل دیگه شروع میشه
    می دونی چرا؟؟؟؟؟؟؟
    چون تو سعی نمی کنی خودت رو آروم کنی ببین نازنین جون مشکل و اینه که فکر می کنی همهی مشکلات زندگی رو داری به تنهایی به دوش می کشی و هیچ کس نیست یاریت کنه و....
    اولا که اگه اینجور باشه که باید به خودت افتخار کنی بعدش زمانی که قدم به این راه گذاشتی همه ی جوانب رو میدونستی و با آگاهی اومدی حالا هم باید این سختی ها رو تحمل کنی تا بگذره
    اما در مورده آقا امین اینکه میگی دیگه گریه هات براش اهمیت نداره اشتباه امین فقط از قر شنیدن و گله کردن و دعوای بین شما و خانودش خسته شده
    مردها هم وقتی خسته می شن رفتارشون خنثی می شه
    خانومی یکم به خودت مسلط شو زود ناراحت نشو از همه چیز دلگیر نشو
    بشین مرور کن ببین چرا امین اینجوری شده
    نازنین جان خانومی درسته که تو میگی دور بودنه من از خانوادش بهتره ولی این نظر توه شاید امین داره از این بحث ها عذاب می کشه
    تو زنشی اونا خواهرو مادرش باید تعادل برقرار میکرد من قبول دارم ولی حالا نکرده دیگه نباید هی این مسئله رو به رخش کشید که
    یه قدم برای آرامش خودت بر دار ببین آمین چه جوری آروم میشه ولی آرامش عمقی نه سطحی

  5. #5
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    سلام.
    دوستان دارم از امین جدا می شوم. واقعا بی حیا تر از مادرش ندیدم. عمو بزرگه اش هم حریف مادرش نشد. تو توهمه بدبخت
    خدا عاقبت به خیر امین بیچاره رو بخیر کنه. آرامشی هم به دل خسته و غمگین من بده

  6. #6
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    متاسفم از آن چيزي كه در جريان است و برايت اتفاق افتاده ولي مطمئن باش طلاق آخر دنيا نيست و تو مي تواني با استفاده از تجربيات گذشته - آينده بهتري براي خودت بسازي .

    موفق باشي و خوش فكر و خوش عمل

  7. #7
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    دوستان عزیزم سلام.
    بالاخره منم یک جورایی به آرامش رسیدم . بعده کش و قوس های فراوان شوهر عمه همسرم پا پیش گذاشت و ما رو آشتی داد.
    مادر شوهرم هم زنگ زد مثلا حال منو بگیره منم چشم هامو بستم و پای تلفن هر چی که توی این 10 ماه تو دلم بود گفتم. شکه شده بود. منم تلفن رو روش قطع کردم. واقعا زن بی حیایه. بالاخره دو زاری شوهر منم افتا و یک حال اساسی به مادر و خواهرش داد. الانم خیلی خیلی سر سنگینه باهاشون.
    خدا رو شکر . 5/1 ماهه ازشون هیچ خبری ندارم. با فامیل های پدری همسرم در رابطم و متاسفانه توی عروسی دختر عموی همسرم مادر و خواهرش چنان برخورد بدی کردن که همون یک ذره آبروشون هم توی فامیل رفت.
    قربان خدا بروم واقعا بزرگه ....
    همسرم خیلی خیلی تغییر کرده. خدا رو 100 بار شکر. تا مرز جدایی زفتیم و اگه همسرم تغییراتی اساسی نمی داد الان شرایط این نبود.
    باز هم مثل همیشه برام دعا کنید .

  8. 4 کاربر از پست مفید نازنین غ تشکرکرده اند .

    نازنین غ (یکشنبه 18 مرداد 88)

  9. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 مرداد 89 [ 17:00]
    تاریخ عضویت
    1386-11-09
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 23 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    نازنین جان خیلی خوشحال شدم
    چه قدر امید بخش ادم پایان های قشنگی مثل مشکل شما و چکامه و.. میبینه واسه یکی مثل ما که در آستانه ورود به زندگی مشترک خیلی توش در س ها نهفته هست

  10. #9
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    نازنين جان

    خوشحالم كه به موفقيتي نسبي دست يافته اي . اميدوارم هميشه در زندگي زير پاهايت زمين خدا را احساس كني و هر گامي كه بر مي داري با استواري توام باشد .


    مواظب خودت و شوهر ت باش .
    در اين شرايط و با توجه به شرايط همسرت نبايد اشتباه كني و گامي اشتباه بر داري .

    موفق و سر بلند باشي

  11. #10
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساس نیستم او بی مسئولیت است

    سلام. هم اومدم خبرهای خوب بدهم هم خبر های بد.
    خبر خوب : خونمون که اون همه من براش زحمت کشیدم و مادرشوهرم اینا نمی تونستند ببینش و هی سنگ می انداختن جلو پام تا شب عید بهمون تحویل می دن. همسرم لحظه شماری می کنه که خونه رو بهش بدن تا زمان زمان عروشی بره اونجا. بعدش هم می تونیم رهن اش بدیم و ...
    خدا رو 100 هزار بار شکر. واقعا به سختی اون چه که من پارشال کشیدم می ارزید.

    خبر بد : یادتونه گفتم یک وامی از صندوق گرفتیم قسطش ماهی 20 هزار تومان بود و مادرشوهرم قرار بود قسط هاشو بده !!؟؟؟ ( به خاطر 20000 چقدر منت که به سر ما نذاشت )
    خانوم الان 4 ماهه اون قسط ها رو نداده ( یعنی فقط دوتاشو داده ) ما هم که اصلا خبر نداشتیم دفترچه پیش خودش بود. از صندوق زنگ می زنن به ضامن ( شوهر دوست من ) و کلی آبروریزی راه می افته.
    الان همسرم خیلی وقته باهاشون حرف نمی زنه و فقط شب ها می ره خونه می خوابه. هیچی به روی خودش نمی یاره و زنگ می زنه به صندوق و فردا قراره بره 80 هزار تومان !!!! رو بده.
    بچه ها خیلی دلم می شگکنه این چیزها رو می بینم. یعنی اصلا نمی تونم باور کنم که مادری با بچه اش یک همچین کاری بکنه!!! همسرم از اون خونه چیزی نمی گه ولی گاهی اوقات که از دهنش می پره چه خبره اونجا م یخواهم شاخ در بیارم.
    مثلا یک قاب عکس عروس داشتیم منو و همسرم ( یک قاب کهنه که یک عکی پرینت گرفته از موبایل از عقدمون توش بود- یعنی یک عکی خیلی بی کیفیت و قاب کهنه - هیچ ارزشی نداشت ) برداشتن اونو پاره پاره کردن یا هر شب پدر همسرم می گه تو خونه من نون مفت می خوری. اگه می دونستم مثلا هندوانه می خوری اصلا نمی خریدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پناه بر خدا

    واقعا نمی دونم چی فکر می کنن. همسرم روز به روز ازشون متنفر تر می شه .
    همش خدا رو شکر می کنه و می گه خدا خیلی بهم رحم کرده زن عاقل بهم داده.

    به خدا بچه ها وقتی خبر دادن خون رو تا شب عید تحویل می دن یک حالی داشتم. یاد پارسال می افتم که این ها به من سرکوفت می زدن ( تو لباس خوب نمی پوشی - لوازم آرایش آنچنانی نمی خری که قسط خونه بدی ؟؟؟!!!!! ونم حالا معلوم نیست کی بهت بدن و ... ) فقط اه می کشم و به فکر فرو می رم چطور از خدا نترسیدن که این گارها رو با ما کردن و دارن با پسرشون می کنن؟؟!!
    یعنی واقعا فکر چند سال دیگه که پیر می شون و به محبت احتیاج دارن رو نمی کنن؟؟؟؟؟

    اون وقت روز به روز وابستگس عاطفی من و همسرم به پدر مادر من بیشتر می شه . خدا می دونه چقدر توی خلوتمون مامانم از همسرم طرفداری می کنه و براش دل می سوزونه.
    امیدوارم این روزها رو همسرم یادش نره و فقط دیگه هیچ وقت پای اوهنا رو به زندگی من باز نکنه.

  12. کاربر روبرو از پست مفید نازنین غ تشکرکرده است .

    نازنین غ (شنبه 14 شهریور 88)


 
صفحه 14 از 22 نخستنخست ... 45678910111213141516171819202122 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 فروردین 95, 12:44
  2. ایستگاه اتوبوس + خلاقیت
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 15:34
  3. عصبانیت و پرخاشگری من با مادرم ، از این رفتارم راضی نیستم چه کنم ؟
    توسط a101 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 اسفند 92, 23:50
  4. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 12 فروردین 91, 14:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.