سلام سلام
من اومدم
سلام کردن رو بلدم....
عجب لوتی بازاری شده اینجا
جای بی دل خالی
خاک پای همتونیم به مولا![]()
تشکرشده 1,123 در 399 پست
سلام سلام
من اومدم
سلام کردن رو بلدم....
عجب لوتی بازاری شده اینجا
جای بی دل خالی
خاک پای همتونیم به مولا![]()
lvlahtab (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
نوشته اصلی توسط BABY
آره دیگه
فکر کردید ما کودک درونمون به قول مدیر فوتیده ، نه بابا ، هرجایی و هر وقتی آفتابیش نمی کنیم ، خیلی عزیزه برامون . اینجام چون باغ همدردیه و جمع دوستان گلمون
گرفتـــــــــــــــــــــ ـــــــــــید ؟؟؟؟ یا حالیت کنیم![]()
فرشته مهربان (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 3,465 در 1,036 پست
بسم الله
فرشته جان امروز چت شده ؟
این کودک رو بگیر بذار رو صندلی یه گوشه بشینه وگرنه کار میده دستت ها
بعدشم در افتادن با آقای BABY کار هر کسی نیست ؛ من نگرانتم![]()
m.mouod (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
نگران نباش موعود جان
بیخودی آلاچیق نزدم که !!!
خوایم دید .............نوشته اصلی توسط m.mouod
ایهمه باهاش در افتادن ندیدی مگه !!!!
نترس بابا !!!!!!!!
معلم باشی و فوت لوتی هم بلت باشی .....
بقیشو نمیگم دستمو نخونه .
غمت نباشه آبجی !!!!!!!!!!!! بزار آبجی سارا هم بیاد ..........
داریـــــــــــــــــــــ ـم براش
فرشته مهربان (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 3,465 در 1,036 پست
خدا رحم کنه
یه وقت باغی رو که با هزار بدبختی و قرض و قوله خریدی به آتیش نکشین؟
من میدونم آخر این کار یا به اخراج آقای baby میکشه یا بهم ریختن باغ به این زیبایی![]()
m.mouod (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 3,145 در 958 پست
چه خبره اینجا چرا انقدر ریخت و پاشه؟؟
ببینم مگه قرار نبود آقایون زحمت آشپزی رو بکشن می بینم که باز خانمها رفتن توی آشپزخونه ..
بیاین یکم این باغ رو ادبی کنیم، میخوام براتون فال حافظ بگیرم..
اولین نفر نیت کنه
به به چه فالی
ای که با سلسله زلف دراز آمدهای فرصتت باد که ديوانه نواز آمدهای
ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون به پرسيدن ارباب نياز آمدهای
پيش بالای تو ميرم چه به صلح و چه به جنگ چون به هر حال برازنده ناز آمدهای
آب و آتش به هم آميختهای از لب لعل چشم بد دور که بس شعبده بازآمدهای
آفرين بر دل نرم تو که از بهر ثواب کشته غمزه خود را به نماز آمدهای
زهد من با تو چه سنجد که به يغمای دلم مست و آشفته به خلوتگه راز آمدهای
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهست مگر از مذهب اين طايفه بازآمدهای
تعبیر:از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را داشته باش و چشم بصیرت داشته باش و سره را از ناسره تشخیص بده. همه ی عوامل برای اینکه به مقصود برسی فراهم است. شک و تردید را از خود دور کن و تصمیمی جدی بگیر.
shad (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
وای آبجی فرشته..مرامتو حال کردم جیییییییییییییییییییییییی یییییییییگر..........
خوب زدی تو برجک این بی بی.....
ببینم دیگه جرات می کنه پاشو بذاره تو باغ یا نه!!!
داش بی بی بدو برو سر قابلمه ..شاد جونم فال می گیره!! منو ابجی فرشته کرکری می خونیم و با دستمال یزدی می زنیم بطری هایی که چیدیم می ندازیم..تو هم دم به دم با اون موهای فرفری و سبیلهای کلفتتبرامون چای قتد پهلو ..لب سوز و لب دوز میاری!!
فهمیدی بی بی جان یا برم به خانمت ایمیل بدم!!
من امروز مرخصی گرفتم تا دلبندم بیاد حال کل دارم ها!!!!
ابجی فرشته بدو ببین تا من اومدم بی بی ضد زن در رفت از رو لاین!!!
واییییییییییییییییییییییی ییییییییییییییییی
ببینید دخترا چه خاکی به جا گذاشته!!!!!!!!!گردباد درست شده !!!!!
بی بی آنقدر تند ندو ...اخ آخ افتاد زمین ....ببین آبجی چطور با ترس به پشتش نگاه می کنه ما بهش نرسیم...........
واییییییییییییییییییییییی ییییی
بدویین خانم ها که داره در میره!!!!!!!!!!!!!!!
شاد جونمیه فالی بگیر ببینیم اخر عاقبت این بی بی چی میشه؟اصلا امیدی بهش هست یا نه؟
سارا بانو (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 1,123 در 399 پست
راستی تو باغ صبحانه ندارین امروز؟
من آماده بکنم؟
نیمرو،چای شیرین،تخم مرغ آب پز،عسلی،عسل خامه...
کله پاچه ای هاش بیان اینور پیش خودم تو اینیکی آلاچیق
فکر کنم خودتون دیگه متوجه شدین
اعتراف میکنم من خیلی شکمو هستم،و البته یه آشپز خوب
میتونم با بی بی تو پختن شام سارا همکاری کنم
بهرحال یا شورش میکنیم یا بی نمک
اصلا من میخوام الاچیق کنار آلاچیق کل کل رو بردارم واسه خودم
اسمشم میذارم آلاچیق بخوربخور
فرشته جان اجازه میدی؟
هرکی گرسنه س بیاد تو
بفرمایید
بفرمایید
از خودتون پذیرایی کنید![]()
lvlahtab (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
آره سارایی
تا دید ابزار ما مدرن و لیزریه ، دید بابا جاش اینجا نیست
فعلاً فکر کنم رفته گنده لات بیاره![]()
فرشته مهربان (دوشنبه 14 تیر 89)
تشکرشده 3,145 در 958 پست
بذار نیت کنم:
ای حافظ شیرازی تو محرم هر رازی ....
بگو بدونیم آخر عاقبت این آقا بی بی چی میشه؟ سیبیلاشو میزنه یا نه؟ دستمال یزدی براش شگون داره؟ میتونه از دست ما در بره؟ ....
جواب نمیده، شعر زاغکی قالب پنیری دید اومد:
مهتاب جون برو اونور، این غذاها رو بذار کناررر
![]()
من اجازه نمی دم دیگه هیچ خانمی دست به سیاه و سفید بزنه
مفهومه؟؟![]()
shad (دوشنبه 14 تیر 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)