به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 15 از 31 نخستنخست ... 5678910111213141516171819202122232425 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 303
  1. #141
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    سلام بلوم جان. خيلي خوشحال شدم. اميدوارم كه خانواده اش از اين به بعد بهتر بشند. ايشاالله روزي برسه كه بگي چند روز ديگه عروسيمه.
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.

  2. #142
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    مرسی عزیزم

  3. #143
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    برادر آرشم امروز بهم گفت مامانم یکم آروم شده نه این که موافقت کرده نه ولی دیگه مخالفت هم نمی کنه یا بهانه گیری نمی کنه یکم صبر کن بزار کامل با خودش کنار بیاد اونجوری واسه توهم بهتره با خودم فکر کردم من که این همه صبر کردم حالا که دارن خودشون راضی می شن
    من دیگه به آرش در این مورد حرفی نزنم تا هم اون آرامش داشته باشه هم من اصراری نکرده باشم

  4. #144
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    دیروز عصر که آرش اومد دنبالم خیلی عصبی بود درگیر همون مشکل کاری که قبلا گفتم قرار بود با انتقالیش موافقت بشه که نشده بود
    مدیر این بخشی که آرش توش کار می کنه نمی زاره آرش به بخش های بالاتر بره می گه من پرسنلمو از دست نمی دم تا حالا چند تا در خواست از بخش های دیگه اومده ولی این اقا نمی زاره آرش بره
    در حقیقت داره جلو پیشرفت آرشو می گیره دیروز که اومد اول کلی حرف زدو دادو بیداد کردو به عالم و آدم بد و بی راه تا خودشو خالی کرد منم هیچی نگفتم
    انقدر حرص خورد که حالش بد شد کنار خیابون وایساد الان 2 هفتست سر دردای ناجور داره اون لحظه ام دوباره سرش درد گرفته بود بهش گفتم بیا بریم دکتر اولش از کوره در رفت کلی بد اخلاقی کرد و ماشین روشن کرد که منو ببره خونه
    ولی بدش دیدم دمه در ساختمان پزشکان وایساده می گه چیکارت کنم می خوای منو ببری دکتر ببر اینم دکتر
    باهم رفتیم دکتر معاینه کردو نواره مغزی گرفت و فشارشو گرفتو ...که یکم بالا بود
    خلاصه تا 9 شب تو مطب دکتر بودیم که آخرشم گفت عصبیه
    تو این شرایط من سکوت کردم هم بخاطر آرش هم بخاطر حرفایی که برادرش گفته نمی دونم دارم درست رفتار می کنم یا اینکه باید به آرش فشار بیارم دوباره

  5. #145
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 اسفند 89 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1387-8-01
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    4,483
    سطح
    42
    Points: 4,483, Level: 42
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 73 در 47 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    نه عزيزم. اصلاً فشار نيار. بذار ابتدا آرش درگيرهاي كاريش تموم بشه، بعد. شايدم تا اون موقع خانواده شوهرت موافق شدند. صبر داشته باش عزيزم. بهترين كاري كه مي توني در اين موقعيت بكني صبره و اميدواري دادن به آرش. خدا رو هم از ياد نبر.
    عميق ترين درد در زندگي مردن نيست، پنهان كردن قلبي است كه به اسفناك ترين حالت شكسته است.

  6. #146
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    بلوم جان
    بهنره یه چند روزی چیزی نگی تا یکم فشار روش کمتر باشه
    ببین چی مشه
    به خدا توکل کن
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  7. #147
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    harfe delو الینای عزیزم ممنون
    harfedel عزیزم منم منتظرم مشکل کاریش حل بشه بعد
    الینا جون همین که مادرش یکم آروم شده برام جای امیدواریه اگه سکوت می کنم برا اینه که نمی خوام آرش دوباره بره خونه جارو جنجال راه بندازه و برگردیم خونه ی اول

  8. #148
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    سلام
    دیروز از صبح منتظر بودم که آرش زنگ بزنه ولی نزد منم گفتم شاید خوابه مزاحمش نشم ساعت 1 بعد از ظهر دیدم ازش خبری نشد بهش زنگ زدم گفت ماشین و آوردم تعمیر گاه برسم خونه خودم زنگ می زنم
    نشون به این نشونی ساعت شد 7 زنگ نزد من بهش sms دادم 2 دقیقه بعدش زنگ زد گفت من امروز حوصله ندارم حوصله ی حرف زدن ندارم ( مشکل کاریش خیلی حاد شده منم در جریانش بودم گفتم شاید بخاطر اونه )
    یهو گفت یه خواهشی ازت دارم یه مدت منو به حاله خودم بزار کفت من آدم بی انصافی هستم تو به من خیلی محبت می کنی خیلی بهم می رسی من لیاقت تورو ندارم خانوادمم لیاقت تورو ندارن ولی من الان هیچ انگیزه ای واسه زندگی کردن ندارم می بینی که چقدر سرد شدم چون همه ی انگیزه هامو از دست دادم نمی خوام تو هم مثه من بشی بیشتر از این خودتو الاف من نکن من آدم بی لیاقتی هستم
    این جملات و می گفت منم ساکت اشک می ریختم گفت گریه نکن با گریه چیزی حل نمی شه ازش پرسیدم مامان اینا چیزی گفتن گفت مهم نیست فقط اینو می دونم که دیگه بریدم مشکل من تو نیستی من تورو خیلی دوست دارم
    مشکل من اینه که دیگه حتی حوصله ی خودمم ندارم بعدشم گفت من امشب خیلی داغونم نم فهمم چی دارم می گم بهتر بعدا باهم حرف بزنیم تلفن قطع کرد منم اصلا باورم نمی شد آرش اینا رو گفته باشه فقط اشک می ریختم
    نیم ساعت بعدش زنگ زد گفت خوبی؟ چیزی نگفتم گفت بزار خودمو پیدا کنم فقط گریه نکن یکم محکم باش منم سعی می کردم جلوی اکامو بگیرم ولی صدام بغض داشت
    ساعت 12 زنگ زد شب بخیر بگه هر شب من زنگ می زدم ولی دیشب نزدم گفت زنگ نزدی گفتم مگه نگفتی یه مدت کاریت نداشته باشم گفت من خیلی سر مسائل مختلف بهم ریختم بزار این دوان بگذره من الان سره هیچ چیزی نم تونم تصمیم بگیرم منم گفتم باشه آخرشم گفت دوست دارم منم با صدای داغون خدافظی کردم گفت قرار شد بغض نکنی خواهش می کنم خودتو اینقدر داغون نکن من الان به یه آدم محکم نیاز دارم
    تا صبح نخوابیدم داشتم فکر می کردم کجای کارم اشتباه بوده حالا هم نمی دونم چطوری باهاش برخورد کنم می ترسم بخوام آرومش کنم بد تر اعصابش بهم بریزه نمی دونم

  9. #149
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    احساس میکنم دارم همه چیزو از دست می دم

  10. #150
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: میشه کمکم کنین

    بلوم عزیزم
    یه کم محکم باش
    یادت باشه که هرچی خواست خداست همون میشه راضی باش به رضای خدا عزیزم
    یادت باشه که دیگه اصلا" زنگ نزنی تحت هیچ شرایطی
    به خدا توکل داشته باش عزیزم
    تو دیگه بیشتر از این نباید خودتو کوچیک کنی
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"



 
صفحه 15 از 31 نخستنخست ... 5678910111213141516171819202122232425 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.