به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 15 از 18 نخستنخست ... 56789101112131415161718 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 179
  1. #141
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    با سلام
    آنی عزیزم لحنت اصلا تند نیست و میدونم هر حرفی که میزنی برای بهتر شدن زندگیمه و از اینکه همیشه کنارم بودی و من خیلی جاها از راهنمایی های خوبت استفاده کردم ممنونم اما همونطور که سارا گفت من اصلا قهر نکردم منکر این نمی شم که عصبانی شدم و اون لحظه خیلی دلخور شدم ولی همون موقع بهش گفتم چند روز میرم که آروم بشی
    تو این 5 سال این اولین باریه که من خونه رو به این قصد ترک میکنم البته بازم میگم من قهر نکردم اگه قهر بودم جواب تلفن هاشو نمی دادم دیشب آخر شب داشتم باران و می خوابوندم بهم زنگ زد منم خیلی عادی باهاش حرف زدم ولی اون طبق معمول کلافه بود حتی بهش گفتم می خوای فردا بریم خرید گفت نه حوصله شو ندارم باشه هفته ی بعد ولی یه طوری رفتار میکرد که انگار مجبور بوده به من زنگ بزنه البته به روی خودم نیاوردم
    آنی عزیز من حرفاتو قبول دارم ولی اون منو تحریک می کنه به این کار می دونم الان میگی در هر شرایطی نباید خونه رو ترک میکردم ولی وقتی بهم میگه دیگه نمیدونم با چه زبونی باید بهت بگم نمیخوام پیشم باشی من باید چیکار میکردم
    همین الانم بخاطر آرامش اونه که خونه زندگیمو ترک کردم وگرنه خودم از این حالت ناراحتم
    نمی خوام خانوادم چیزی بفهمن نمی خوام اون شخصیتی که پدر و مادرم از احسان تو ذهنشون دارن خراب بشه برای همین بر میگردم من اصلا انتظار ندارم اون بیاد دنبالم یا اینکه منتم رو بکشه همون طور که خودم اومدم خودمم بر میگردم
    فقط خواستم بهش فرصت داده باشم که آروم بشه
    آنی عزیزم احسان انقدر خسته است از همه چیز که من گاهی با خودم میگم کاش همون اوایل که باردار شده بودم و اون اصرار به سقط داشت این کارو میکردم تا باران به دنیا نیاد و بعددش هزار بار خودمو لعنت میکنم که چرا دارم نا شکری میکنم و بچه مو ندید میگیرم

    آنی عزیزم من هیچ وقت همسرمو از چیزی تو زندگی محروم نکردم شاید درست نباشه گفتن این حرفا ولی تو تمام این کلافگی ها هر وقت به سمت من اومد من دست رد بهش نزدم و با آغوش باز پذیرفتمش چند وقت پیش بهم گفت من وتو باید یه مدت از هم دور باشیم و کاملا آزاد باشیم و بهم کاری نداشته باشیم و از این حرفا و خودشو کامل کنار کشید و حتی در روز چند کلمه هم با من حرف نمی زد بعد از چند روز بهم گفت اگه یه موقع به س ک س احتیاج داشتی بهم بگو من با این که ناراحت شدم ولی بهش چیزی نگفتم و هیچ وقت ازش درخواست نکردم ولی اون چند بار خودش برای این قضیه جلو اومد و من محرومش نکردم
    الانم یکی از مشکلات من اینه که اون فقط هفته ای دوبار درست رفتار میکنه اونم شب هایی که احتیاج به رابطه ی جنسی داره و به محض این که رابطه تموم میشه دقیقا چند دقیقه بعدش دوباره کلافه و عصبی با هام برخورد میکنه
    این رفتارهاست که دداره منو داغون میکنه وقتی هم که باهاش حرف میزنم و میگم چرا فقط تو اون لحظه ها حالت خوبه و هیچ مشکلی نداری و بعدش دوباره ازم فرار میکنی میگه تو چرا برای یه رابطه انقدر منت میزاری و یه کاری میکنی من احساس گناه کنم
    با اینکه من فقط می خوام احسان بدونه که با این رفتارش داره منو خورد میکنه
    حالا آنی عزیزم برادر خوبم بیبی و سارای گلم غزاله ی عزیزم صبا جان و فیلوسارای خوبم... شما بهم بگید تو این رفتارها چه عشقی میشه پیدا کرد

  2. 2 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (دوشنبه 17 اسفند 88)

  3. #142
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    ممفرد شايد باورت نشه اما چند روزي هست كه موضوع ممفرد و مشكلاتش تمام ذهن منو درگير كرده...ميترسم امروز كه كنفرانس مهمي دارم به جاي مطالب و توضيحاتم راجع به دادخواست!!راجع به زندگي تو به استاد توضيح بدم
    طوري شده كه هر بار هم احسان تماس ميگيره يه سوال فني مردونه ازش ميپرسم....تمام سعي ام رو ميكنم كه يه راهي براي كشف علت رفتارهاي همسرت پيدا كنيم....ميدونم پيداش ميكنيم(البته با كمك اساتيد گرام....مدير همدردي...فرشته...آني....نقاب و باقي دوستان عزيزم.....كه از همشون براي مشاركت در اين بحث دعوت كردم)
    جوينده يابنده است
    فقط جونه من هر كاري ميخواي بكن اما اميدت رو از دست نده......
    همه چي درست ميشه.....مثل روزهاي اول

  4. 2 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (دوشنبه 17 اسفند 88)

  5. #143
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مامفرد عزیزم

    تشکر می کنم به جهت محبتی که نسبت به من داری و اما بعد

    عزیزم دقت کن

    ما به احساس اولیه شما کار داریم . شما همان زمان که با عصبانیت و دلخوری تصمیم به ترک خانه گرفتی یک کودک آزرده بودی و درست در احساس اولیه ات اقدام به قهر و یا به قول خودت تصمیم به ترک خانه گرفته ای ( کار و اقدامی با منشا حالت نفسانی کودک ) اما بنا به گفته ی خودت بلافاصله تو تغییر حالت نفسانی داده ای و به فکر کسب آرامش احسان افتاده ای و به او می گویی : می روم !( یعنی قهر می کنم ) تا تو آرامش خود را به دست بیاوری !( شاید والد ) اینجا نقش حمایتی و والدی شما برای احسان می تواند احساس شود ! که این صورت برداشت خوشبینانه از تعاریف شماست یعنی نوع گویش و کلام و میمیک صورت و حرکات فیزیکی به شناسایی دقیق این تغییر و یا ثبات اولیه حالت نفسانی کمک می کند و... یعنی ما مطمئن شویم ک شما واقعا تغییر حالت نفسانی داشته اید یا خیر !!!
    که اگر شما در تمام مدت در وضعیت کودک بوده باشید کاملا همه ی رفتار ،احساس ، عملکرد کودکانه بوده و...

    این همه توضیح برای این بود که بگویم اولین رفلکس و واکنش را مبنا تصمیم گیری شما قرار داده ام که همان نقش کودک است و شما متوجه احساس اولیه ( خشم و دلخوری ) هستید اما متوجه عملکرد اولیه ( قهر و فرار ) نشده اید و... .

    و اما آنچه گذشته مهم نیست بلکه اقدام پس از این مهم خواهد بود .

    من کاری ندارم که احسان چه می کند و چه می گوید و چه احساس می کند .
    بلکه به نظرم بهتر است دوربین را به سمت خودت بگیری و برای اینکه خیال تو آسوده باشد که کاملا شرایط تو را درک می کنم به تو خواهم گفت: 80 در صد احسان همینی است که تو می گویی اما برخورد و واکنش تو در مقال رفتارهای او چگونه است ؟!و امروز باید چه کرد تا شما بیشتر با هم گره نخورید و ایجاد تنش بیشتر نکنید .

    واقعیت این است که من از متن تو بیشتر حالت کودک را از تو می گیرم . و باز چیزی که از تو می گیرم تغییر وضعیت در حالات نفسانی کودک توست یعنی یا سازگار مثبت و یا سازگار منفی !و چیزی که هست و باید به آن بسیار زیاد توجه کنی این است که حالات نفسانی دیگر خود را نیز رشد دهی !

    چیزی که در تو احساس می کنم وابسته به موضوعیتی به نام عشق و توجه احسان هستی . رهایش کن . بگذار نفس بکشد . تو متوجه نیستی که اگر او زیر فشار است توقعات تو او را بیشتر از پا در میاورد و نه تنها به میزان فشارهایی که بردوش دارد کمکی نکرده ای بلکه فشار مضاعف هم بر او ایجاد کرده و میکنی .
    موضوعیت وابستگی را جدی بگیر . موضوع زنان شیفته را جدی بگیر که باعث می شوند عاشق ترین مردان رم کنند و از دستشان در بروند و فرار کنند و...

    باید برای خودت کاری کنی و در نحوه نگاه و دید و توقعات و کلا احساس و عملکردهای خود تغییر ایجاد کنی با تغییر تو احسان هم تغییر خواهد کرد . این تغییر به مرور و به آهستگی اتفاق خواهد افتاد ولی پشتکار و هدف در این راستا کمک کننده است .

    توصیه می کنم به شکل جدی برای مشاوره گرفتن هم راستا اقدام کنید . ما هم اینجا شنوای حرفهای تو خواهیم بود و گاهی تذکری که به ذهنمان می رسد عنوان خواهیم کرد . ولی ازیک مسئله کوچک یک مشگل بزرگ درست نکنید . حیف این همه سادگی و صمیمیت است باید زندگی های دیگر را تجربه کنی تا بفهمی چه نعمتی داری و قدرش را درست نمی دانی و لحظات خود را با چه توقعاتی خراب می کنید . زندگی کردن و درست سپری کردن آن کار سختی نیست کافی است که بدانی چه نعمتی مفت و مجانی در اختیارت قرارداده شده و با یک کمی دقت و توجه و گذشت و درک همه چیز حل است .

  6. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (سه شنبه 18 اسفند 88)

  7. #144
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مامفرد عزیزم، سلام، راستش می خوام یه سوالی ازت بکنم اگر حوصله داشتی جوابش رو بنویس!
    میشه بهم بگی مامفرد بدون احسان چی داره؟ چه هدفی داره؟ می خواد چیکار کنه؟ داره چیکار میکنه؟ و اصلا مامفرد بدون احسان یعنی چی؟ چه جوری میشه؟
    لطف کن خوب فکر کن! فکر کن به این سوالات از دو جهت. از جهت احساسی و عاطفی و از لحاظ منطقی و عقلانی.
    از دو جهت خواهشا به این سوالات پاسخ بده.
    منتظرت هستم

  8. 4 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 18 اسفند 88)

  9. #145
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مامفرد عزیزم

    قبل از همه چیز ،باید بگم من انقدر در مقایسه با بیبی وانی وبقیه پیش کسوتها ،تجربه ندارم ولی به ذهنم اومد که بعضی چیز ها رو بگم

    مطمئن باش احسان دوست داره ،به این ایمان داشته باش ،من فکر می کنم تو به احساس احسان نسبت به خودت هنوز در اعماق قلبت مطمئن نیستی ،واین باعث بوجود اومدن این کشمکش ها می شه

    چون دوست داری یه جوری بهت ثابت کنه که دوست داره ،واین اشتباهه ،اگر به این ایمان بیاری که دوست داره ،از هر کار اون نه تنها برداشت بد نمی کنی ،بلکه مثبت هم به قضیه نگاه خواهی کرد

    چرا ناراحت می شی وقتی ازت سکس میخواد باهات خوبه؟ تو همسرشی ،و اون نیاز به سکس رو فقط تو وجود تو می خواد بر طرف کنه ،من هیچ وقت فکر نمی کنم که این مورد منفی باشه

    اگه دوسش داشته باشی و فقط دوسش داشته باشی (وابسته اش نباشی ،دوست داشتنت درونی باشه ونه وابسته به عوامل بیرونی)از این چیزا ناراحت نمی شی ومهمتر از همه چیز ارامشش برات مهم می شه

    ولی منظورم از این حرفها این نیست که همیشه کوتاه بیای و همیشه ظاهرا بگی قبول و ولی در باطن خودخوری کنی

    به نظر من تو نیاز داری از این فاز وابستگی بیای بیرون
    خودت باش

    معذرت میخوام اگه تندروی کردم ،
    دعات می کنم
    مواظب خودت باش عزیزم

  10. کاربر روبرو از پست مفید gole maryam تشکرکرده است .

    gole maryam (سه شنبه 18 اسفند 88)

  11. #146
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    ممنون از غزاله عزیز که دلسوزانه پیگیر احوال مامفرد است و از من هم خواستند که زود تر وارد تاپیک شوم .

    مامفرد جان

    آنچه در زیر برات دارم یک بررسی اجمالیه و نظر فعلی منه اگر اشتباه نباشه .
    من دارم دقیق تر رو موضوع کار می کنم که با اطلاعاتی که شما از احوالات احسان می دهی می توانم بهتر تمرکز کرده و نتیجه واقع بینانه تری بگیرم .

    فهرست وار وضعیت و نیازهای همسرت و اقدامهایی که میتونه مفید باشه را بیان می کنم .


    شرایط همسر شما :


    1 - سررشته زندگی از دستش خارج شده .

    2 - فشار کار و محیط کاری زیادی بر او وارد است .

    3 - در مقابل محبتها و انتظارات شما احساس گناه می کند . ( از این که اونجوری که می خواهی و اون رابطه ای که قبل از ازدواج و بچه دار شدن با هم داشتید رو حفظ و احیاء نکرده )

    4 - در تسلط بر خویشتن وی ، خدشه وارد شده .

    5 - قدرت مردانه اش با نوع رفتار و واکنشهای ضعیف شما تضعیف شده و غیر مستقیم علاقه و توانمندی و قدرت وی از سوی شما انکار شده .


    عکس العملها :


    1 - خستگی ( روحی و جسمی )

    2 - کلافگی و بی نظمی

    3 - بی رغبتی

    4 - بی تفاوتی و گاه نیز تندی

    5 - ابراز ناتوانی و ناامیدی .

    6 - میل به تنهایی .

    و ........


    نیازها :


    1 - تمدد روحی و شارژ دوباره

    2 - انتظام بخشی به زندگی و برنامه ها

    3 - عشق ورزی به همسر و جلب رضایتش

    4 - هیجان شادی و لذت در عین آرامش

    5 - خلاء فکری

    اقدامات از طرف خود وی :


    1 - مشاوره حضوری

    2 - دوری از ناامیدی

    3 - برنامه ریزی و جدیت در امور زندگی و شغلی

    4 - کاهش ترافیک ذهن و کار

    5 - حتی الامکان مسافرت

    6 - مدتی توقف ذهن از هر فکر حساس و آزار دهنده

    7 - تقویت رضایت از خود و زندگی

    و........


    اقدامات از سوی شما :


    1 - مدتی در عین توجه وی را به حال خود بگذاری

    2 - چند روزی بگذار کاملاً تنها و دور باشد ( که این کار را به درخواست وی انجام داده ای ) .

    3 - از کارها و برنامه و روند و حالاتش هیچ سئوالی نکن بگذار خود بگوید .

    4 - بگذار برایت دلتنگ شود و در مقابل ابراز دلتنگی او ، ابراز خوشحالی کن و بیان کن ، همینه که هست فعلاً باید تحمل کنی .

    5 - گاهی برای او ناز کنید و از وی کناره بگیرید و بگذارید در پی شما باشد ، سریع به خواسته هایش پاسخ ندهید ( همسرت نشان داده که از این حالت خوشش می آید ، به عبارتی دوست دارد در پی شما باشد و اینگونه یک عشق رمانتیک با شما داشته باشد و روند عاشق دلباخته و معشوق سرگران را ببیند )

    6 - قوی و فعال باشید ، نه ضعیف و منفعل ( همسر شما نشان داده که دوست دارد شما محکم باشید و نیازهایتان را محکم اما بدون تنش و بدور از حالت گدایی و درماندگی و یا توقع در مقابل محبتی که نثار می کنید و... بیان کنید

    7 - هرگز برای خواسته هایتان از وی ، از این نوع کلمات استفاده نکنید :

    میشه فلان کنی ؟ اگر می توانی ...... خواهش می کنم بهمان ..... به من کمک می کنی ....؟ خیلی لطف کردی که فلان کردی .... واقعاً زحمت کشیدی ... و....

    و بر عکس از این جملات استفاده کن :

    می خواهم زحمت بکشی و فلان کنی ..... دلم می خواهد فلان ..... دوست دارم ببینم که .... چقدر خوشحالم که این کار رو برام کردی ...... تو یک مرد به تمام معنایی ...... امروز حسابی سنگ تمام گذاشتی و.....

    یعنی در نهایت ادب کلماتی به کار ببر که توانمندی و قدرت او را به نمایش می گذارد .


    هرگز ، علاقه ، قدرت و توانمندی و مفید بودنش را با رفتارت ( زبان تن و کلام ) انکار نکن .



    تا بعد.....

  12. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 17 اسفند 88)

  13. #147
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 05 فروردین 91 [ 21:55]
    تاریخ عضویت
    1388-10-28
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    2,704
    سطح
    31
    Points: 2,704, Level: 31
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مافرد عزیز نوشته :
    الانم یکی از مشکلات من اینه که اون فقط هفته ای دوبار درست رفتار میکنه اونم شب هایی که احتیاج به رابطه ی جنسی داره و به محض این که رابطه تموم میشه دقیقا چند دقیقه بعدش دوباره کلافه و عصبی با هام برخورد میکنه


    این مشکل من هم هست واقعا نمی دانم در این مواقع چه باید بکنم احساس می کنم که به بازیچه گرفته می شوم و فقط ابزاری هستم برای رفع نیاز جنسی همسرم

    اگه امکان داره اقایون بفرمایند در این طور مواقع خانم ها بهتره چه کار کنند
    تا هم به خانم مافرد کمک بشه هم به خانم های مثل ایشون

  14. کاربر روبرو از پست مفید آناهیتا تشکرکرده است .

    آناهیتا (سه شنبه 18 اسفند 88)

  15. #148
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 آذر 89 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-13
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    3,151
    سطح
    34
    Points: 3,151, Level: 34
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    174

    تشکرشده 173 در 58 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    خانم مامفرد بهتر است که اول شما مسائل رو از هم تفکیک کنید .الان شوهر شما هست که دچارمشکل شده اما شما هستید که در وجود خود نگران شده و احساس کرده اید که مشکلی دارین و اینطور برداشت کرده این که شوهرتون دیگه دوستون نداره .

    من فقط میخوام که اینو بگم شوهر شما الان در وضعی هست که خودش را دوست ندارد و نه شما رو.یعنی مشکلش این هست که در شرایطی قرار دارد که احساس نارضایتی از خودش دارد نه از شما.

    حالا چون شما احساس خطر کرده این و پیش خودتون میگین نکنه که اون از من سیر شده این ناخواسته باعث رفتارایی در شما میشود که شوهرتان این احساس بدی که نسبت به خودش دارد تشدید میشود.

    حالا این ررفتارای شما میدونی چیه؟

    همون سکوتت /همون نگاهی که از شوهرت محبت میخوای و اون فعلا نمیتونه اون رو بهت بده /همون نگاه نگرانت از وضعیت زندگیت/احتمالا غمی که وجودت رو گرفته
    و میدونی چون شوهرت دوستت داره و داره میبینه که نمیتونه تو رو مطمئن نگهداره و پریشونت کرده و تو رو غمگین کرده این باعث میشه که بدترین زجرها رو بکشه و از خودش بیشتر بدش بیاد

    پس اگه میخوای کمکش کنی باید قوی باشی
    میدونی من منظورم از قوی بودن یه زن این نیست که بره مثلا خیلی پول در بیاره یا بتونه با کارگر مرد سروکله بزنه و ...نه

    منظور من از قوی بودن شما در این شرایط این هست که بهش این اطمینان رو بدی که میدونی اون تو چه وضعی هست.بهش بگی که مطمئنی که اون میتونه این شرایط رو سروسامون بده/اینکه تو در این شرایط روحیت رو حفظ کنی و اینقدر غمگین نباشی/اینگه اگه واسه خاطر ارامش اون چند روز میری خونه مادرت با غم نری بهش این اطمینان رو بدی که شرایطش رو درک میکنی/حتی تو هم میتونی چند تا کتاب بگیری و رو خودت کار کنی و بهش بگی که منم میخوام یه کم عیب های اخلاقیم رو پیدا کنم.خلاصه اینکه یه جوری رفتار نکنی که انگار اعتمادت بهش کم شده یا اینکه شرایط اون باعث شده که تو اینقدر به هم بریزی.با رفتارت نشون بده که درکش میکنی نه فقط با کلام اون هم با لحن غمگین و سکوتت که این از همه چی بدتر است. من احساس میکنم که لحن غمگین تو و سکوتهای شما خیلی زیاد اون رو بهم ریخته
    و به نظرم اینها نشون میده که خیلی دوستتون داره
    موفق باشی

  16. 6 کاربر از پست مفید MOHAMMAD. تشکرکرده اند .

    MOHAMMAD. (سه شنبه 18 اسفند 88)

  17. #149
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    [align=justify]
    نقل قول نوشته اصلی توسط آناهیتا

    این مشکل من هم هست واقعا نمی دانم در این مواقع چه باید بکنم احساس می کنم که به بازیچه گرفته می شوم و فقط ابزاری هستم برای رفع نیاز جنسی همسرم

    مامفرد و آناهیتای عزیزم،

    شما وقتی مشکلات روحی یا خانوادگی یا شغلی یا ... پیدا می کنید، دیگه غذا نمی خورید؟ نمی خوابید؟ نفس نمی کشید؟

    خوب نیاز جنسی هم همینه دیگه!

    ازنظر من رفتار همسرتون کاملا طبیعیه. یعنی مسائل جنسی در هر شرایطی باید حسابش جدا باشه.

    شما خودتون هم باید همینطور باشید. یعنی هر مشکلی که دارید حسابش رو با رابطه جنسی جدا کنید. حتی وقتی با همسرتون اختلاف دارید، خودتون رو از نظر جنسی محروم نکنید تا بتونید بهتر با مسائل کنار بیاید.

    این نگرش شما به مسائل جنسی خیلی اشتباهه خیلی.

    آناهیتا جان بازیچه یعنی چی عزیزم؟؟؟

    خانمم، شما و همسرت وسیله رفع نیاز جنسی همدیگه هستید، وسیله بودن که همیشه بد نیست! همسرت هم وسیله آرامش و رفع نیازهای روحی و جسمی شماست.

    حالا اگر یه وقتی با هم مشکل دارید، دلیل نمی شه یک دفعه همه نیازها ناپدید بشن!


    اتفاقا من فکر می کنم اونهایی که اختلافات رو در رابطه جنسی دخالت نمی دن، بهتر می تونن بر مشکلاتشون غلبه کنند.

    این خودش یه کلید طلایی برای باز کردن گره اختلافاته.

    [/align]

  18. 5 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (سه شنبه 18 اسفند 88)

  19. #150
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1388-5-23
    نوشته ها
    220
    امتیاز
    3,209
    سطح
    35
    Points: 3,209, Level: 35
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    345

    تشکرشده 339 در 159 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مافرد عزیزم
    همسر شما مدت زمانی نیاز دارد تا خودش را بازیابی کند این مدت زمان باید سپری شود و کاریش هم نمی شه کرد
    ولی می تونی این مدت زمان رو طولانی تر نکنی
    من هم مثل بقیه دوستان با ترک خونه مخالف ام ولی باید کاری کنی که همسرت دنبالت بگرده
    به پرو پای همسرت نپیچی و هرگاه او اغاز گر بحث بود حتی می توانی با صدای بلند و جدی ازش بخواهی ادامه نده
    و سعی کنی اوقات شادی را برای خودت و دختر فراهم بیاوری
    مافرد عزیز هیچ اتفاق خاصی نمی افته من بهت قول می دم

  20. 2 کاربر از پست مفید اتنا تشکرکرده اند .

    اتنا (سه شنبه 18 اسفند 88)


 
صفحه 15 از 18 نخستنخست ... 56789101112131415161718 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.