به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 67891011121314151617 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 173

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    من اگه همه ی این راهی را که تو تا الان رفتی، رفته بودم، یه مدت به خودم استراحت می دادم. البته راه زیادی نرفتی. بیشتر دور خودت می چرخی. ولی خب همین هم خسته کننده است.
    یک هفته اصلا هیچ سراغی ازش نگیر. هیچ مدلی. به کارای شخصیت برس و یه کم هم روحیه ی خودت را تقویت کن. تفریح، استراحت و ...هیچ کاری به کارش نداشته باش. نه یلدایی، نه جشنی، نه ختمی ... هیچ چیز باعث نشه که ارتباط بگیری. کاملا قطع.
    یه هفته که اتفاقی نمی افته. یه فرصته واسه اون و خودت که شاید یه کم به خودش بیاد. اگر هم زنگ زد از هر سه تا زنگش دوتا رو جواب نده. یکی را هم که جواب دادی خیلی کوتاه و سرد.
    الان همه می گن ما برای وصل کردن آمدیم ...
    ولی من هم دیگه خسته شدم. چه برسه به سابینا. بذارین یه کم استراحت کنه. هفته بعد با انرژی دوباره از سر می گیره. برو مسافرت. خواهری برادری کسی را در شهر دیگه ای نداری؟ یک هفته اصلا از اون شهر و فضاش دور شو.

    بعد هم حتما برو مشاوره. شاید مشکل بیماری محمد حادتر از این حرفهاست. آدم این قدر بی ذوق و بی مسولیت که جواب تلفن همسرش را نده؟؟ اگه فردا زیر بار مشکلات زندگی بدتر شد چی؟؟
    یه روز می گی با محمد هماهنگ کردم، یه روز میگی محمد مخالفه، یه روز میگی می خوام فعلا به درسم و مقاله ام برسم بعدا می رم مشاوره، یه روز می گی زنگ زدم با یکی صحبت کردم خوب نبود .... فکر می کنم خودت هم در این زمنیه خیلی تعلل می کنی. علتش را نمی دونم. اما داری خودت را اذیت می کنی.

    1- به خودت استراحت و فرصت بده.
    2- برو مشاوره.

  2. 3 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (شنبه 04 دی 89)

  3. #2
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سلام بهشت عزیزم
    این هفته می رم همونطور که گفته بودم ( مشاوره )
    همین الان با خونه شون تماس گرفتم باباش گفت رفته بیرون خیلی وقته، گفتم نگفت کجا میره؟ گفت نه موبایلشم مونده خونه
    1- خانواده ای که هر دو دقیقه بچه شونو کنترل می کنن یعنی نمی دونن کجا رفته از صبح؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! غیر ممکنه
    2- مگه من چی کار کردم که این رفتار باید باهام بشه؟!! به خدا زنهایی که خیانت می کنن هم اینجوری باهاشون برخورد نمی شه
    بهشت عزیزم من کجا برم؟
    خونه کی برم تنهایی؟ نمی گن نامزدت کو؟ از قیافه و حال نزارم نمی فهمن چی شده؟ قیافه م شده عین معتادها از دور داد می زنه که خرابه حالم، تازه اگه با این وضع برم جایی خوش می گذره؟
    نمی فهمم معنی این کاراش چیه؟! حدس میزنم شاید به این زودی ها بخواد طلاق بده، معنی دیگه ای نداره کارهاش، انگار پیه همه چیزو به جونش مالیده !!
    میدونی اگه به زنگهاش جواب ندم چی میشه؟ هیچی!! خیلی راحت میره پی کارش! شایدم یه روز زنگ بزنن همگی بیان خونه ما که بیاین طلاق بگیرین، الان تحت این شرایطی که من توان ندارم تحمل بکنم نمی دونم کار به کجا می کشه!!!
    نمی دونم چیکار کنم، واقعا به بن بست رسیدم، تا حالا اینقدر آرزوی مرگ نکرده بودم... راست میگی، خسته ام ، خسته ...

    بعد از مدت ها فال حافظ گرفتم
    روز وصل دوستداران ياد باد
    ياد باد آن روزگاران ياد باد
    کامم از تلخی غم چون زهر گشت
    بانگ نوش شادخواران ياد باد
    گر چه ياران فارغند از ياد من
    از من ايشان را هزاران ياد باد
    مبتلا گشتم در اين بند و بلا
    کوشش آن حق گزاران ياد باد
    گر چه صد رود است در چشمم مدام
    زنده رود باغ کاران ياد باد
    راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند
    ای دريغا رازداران ياد باد

    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  4. 2 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (شنبه 04 دی 89)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سابینا شاید حالش بده، خانواده اش نمی خوان تو بدونی با بفهمی.
    مثلا بیماریش شدید شده. الکی دارن مخفیش می کنن. معنی نداره که هی می گن نیست، نمی دونیم کجاست، موبایلش هم تو خونه جا مونده و ...
    اونها می ترسن تو طلاق بخواهی. واسه همین هم نمی ذارن بفهمی چه خبره.
    باور کن اونها از طلاق گرفتن تو می ترسن. یه مدت محل نذار. ببین چطوری می افتن به دست و پات. ولی موضوع این نیست که اونها بیفتن به دست و پات یا نه. موضوع این نیست که اونها طلاق بخوان یا تو. موضوع اینه که مساله باید حل بشه. باید بفهمی چه خبره، مشکل از کجاست و ...
    سابینا هر جوری شده از این فضا چند روز دور شو. با مامانت برین مسافرت. نرو خونه ی کسی. برو یه شهر که هیچکس رو نداری. واسه خودت بگرد. برو تو طبیعت. از این تورهای یکی دو روزه ی طبیعت گردی. بعد که برگشتی بهش بیشتر فکر کن. من احساس می کنم شوهر تو بیماریش بیشتر از این حرفهاست که تو گفتی یا خبر داری.

  6. 2 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (جمعه 03 دی 89)

  7. #4
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    بهشت عزیزم چه مهربونی که واسه خوندن من وقت میذاری و نظر میدی
    راستش انگا ر معلوم شد چی به چیه
    محمد با خونواده ش دعوا کرده و خونه رو ترک کرده بود
    عصر مادرش زنگ زد و با کمال تعجب با خوشی و تشکر کرد از اینکه رفته بودیم مراسم عذاداری و یه جورایی گفت از محمد خبر نداری؟ منم ریلکس و با خنده گفتم والله فعلا که مفقوده ، بعد یه سری حرف ها زد به نفع من و گفت یه روانشناس براش پیدا کن از وقتی کارش اینجوری شده ال شده بل شده و یه جورایی کوتاه میومد منم با احترام گفتم بعلی باید کاملا تحت درمان باشه
    بعد یه ساعت خودش زنگ زد از خونه خواهر شوهر و گفت شبو اینجا م یخوابم گفتم طوری شده دعوا کردی با خونه ؟ خلاصه گفت بعدا بهت میگم حالش افتضاح بود، معلوم شد با پدر مادر دعوا کرده حالا چرا خدا می داند
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  8. 2 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (شنبه 04 دی 89)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    خواهش می کنم عزیزم.
    دیگه اینقد از زندگیت و خودت گفتی که ندیده شدی مث یک دوست. آدم که دوستش را تنها نمی ذاره.
    سابینا شاید اگه ازش می خواستی بیاد خونه شما می اومد.
    دعوتش می کردی. به پر و پاش نمی پیچیدی. حتی زیاد باهاش حرف نمی زدی. می ذاشتی بیاد خونه تون و فضای آروم و راحتی را با تو تجربه کنه تا شاید محبت بتونه بهترش کنه. شب هم می ذاشتی تنها بخوابه که اذیت نشه. می گفتی که درست نیست که شوهر خواهرش از جزییات زندگی و دعوای اون با خانواده اش مطلع بشه. هم برای خواهرش و هم برای شما خوب نیست. به این بهانه ( که البته دلیل خوبی هم هست) می گفتی بیاد خونه شما.
    ولی این کارها برای یک پسر 25 ساله هم عجیبه. اون دیگه یه مرد 35 ساله است. هم داره خودش را اذیت می کنه، هم تو رو، هم خانواده اش را. اون طفلکی ها هم هی سعی می کنن مخفی کنند.


  10. 3 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (شنبه 04 دی 89)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 مرداد 90 [ 21:19]
    تاریخ عضویت
    1389-9-24
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    1,986
    سطح
    26
    Points: 1,986, Level: 26
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    315

    تشکرشده 315 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سابینا جان ...
    نمیخوام نگرانت کنم ....اما جدی روی رابطت با ایندت زیاد فکر کن .....نمیخوام مایوست کنم اما ببین من خودم پایبنده نگهدار نگه داشتن رابطتون هستم ولی اینطوری که داری جلو میری اوضاع خیلی بده ...اوضاع به نظرم اینقدر بده که تو خودت تا حالا نه ازش خوشی دیدی ..نه چیز خاصی ..فقط کمی برات جالب بوده ... و بیشتر تو رومحمد احساس همدردی میکنی ( ترحم میکنی )....این واقا بده ...
    ببین بیشترین تلاشتو میکنی که نرسه به طلاق ولی از حالت صحبتت معلومه که داره به این سمت میره و تو از این مساله خیلی رنج میکشی و ترس قبلی(ضربه خوردن) درونت هنوز مونده و داری دوباره اونو با نحوه دیگری تلاش میکنی ....
    سابینا جان منو ببخش که رک صحبت میکنم ..خودت مسلما بهتر میدونی ...خودت کلاهتو قاضی کن ...اول زندگی در بهترین دوران داری چی میکشی ...!!! بهدش چیکار میخوای بگنی ؟؟؟؟ ازدواج خیلی پیچیدس ...خودت داری تو این تالار با افکارات و خصوصیات مختلف میبینی ...
    دیگه چی میخوای ببینی ...کسانی که دوران نامزدی خوبی داشتن ..حتی خانواده هاشون قشنگ همدیگرو درک میکردند سر یکی از مسایل ( س.ک.س / عدم توجه از همسر / عدم توجه از خانواده / تودار بودن و....) و هزاران مشکلی که شاید فقط اون بوده دیدی که به مشکل خوردند ...حالا خودتو نگاه کن چنتا از این مشکلا رو داری ؟؟؟!!! این همه مدت کدوماش درست شده .؟؟؟؟ تا کجا میخوای بری؟؟؟؟
    میخوای یه شمع باشی و بسوزیو بسازی ...این که خیلی بدتره ...
    تازه بدترترش میدونی چیه ؟؟؟ اینه که همه ما بیرون گود نشستیم و اینطوری قضیه رو میبینیم عذاب میکشیم ....پس ببین خودت که داخل هستی ..دیگه چی میکشه و خود به خود داری از دست میری ولی ......
    بد برداشت نکن دوست خوبم ....نمیخوام ناامیدت کنم ..فقط دارم میگم اولو ببین ..اخرو ببین ... میترسم از یه چیزی .... میدونی اون چیه ؟
    میترسم که تمام توانتو گذاشتی جوری که بسیار لطمه دیدی ...و بعد از همه اینا این اقا محمد نشد و جدا شدید ...بعد از مدتی وصلت جدیدی انجام میدی که واقا می ارزه و ارزششو داره و امکان داره که کمی اخمو تخم بوجود بیاد که راحت هم حل بشه ولی بعد بگی که این همه مثل اونه و دیگه تلاشی برای این جدیده نکنی و این همه نابود میشه ( در حالی که اگه تلاش میگردی عالی میشد ) ولی به دلیل افکاری که از گذشته سر این آقا مونده تو ذهنت اینطوری کنی ...( چیزی که برای یکی از دختران نزدیکانمون اتفاق افتاد )
    به جای غصه خوردن ..روی کاغذ آیندتو بیار ...ببین همه تو این دوران میمیرن برای هم اخرش چی میشه ...؟؟؟!! این که الان اینه بعدش چیه ..!!!
    دوست داریم و همه پشتتیم ....
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    اگه اولش به فكر آخرش نباشي ،‌آخرش به فكر اولش مي يفتي ...

  12. 3 کاربر از پست مفید iMoon تشکرکرده اند .

    iMoon (شنبه 04 دی 89)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 شهریور 90 [ 00:44]
    تاریخ عضویت
    1389-9-25
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    1,947
    سطح
    26
    Points: 1,947, Level: 26
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    116

    تشکرشده 107 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    بازم سلام خواهر عزیزم
    مایوس نباش پیش داوری هم نکن از کاه کوه نساز زندگی رو خواهشا خواهشا سخت نگیر ببین خواهرم بازم این جمله روانشناسی معروفو تکرار میکنم ادم همون چیزی رو که میخواهد میبیند و میشنود این جمله الان دقیقا مصداق شما است مثلا همین دعوای اقا محمد با خانوادشو میگم که شما به خودتون نسبت دادید
    حالا به این باور رسدید که همون چیزی رو که خواستید برداشت کردید
    یک خواهش عاجزانه ی دیگه خواهر گلم قبل از اینکه بخواهید درک بشید خواهشا درک کنیدیعنی درک کنید که طرف مقابلتون نیاز به درک شدن داره مثل شما، ببین خواهر گلم این افسردگی خانواده کوچیک شما (یعنی شماو اقا محمد) تو خانواده ما هم هست یعنی من مادرم از قبل ازدواج درست مثل اقا محمد دچار افسردگی بوده البته پدرم خیلی کمکش کرد و تو خانواده شاید جای مادرم برای ما گرفت ولی ابجی گلم خواهشا قبل از درمان نسبی اقا محمد زیر یک سقف نرید که خوده مستقل شدن شاید این بیماری را تشدید کندالبته این به نظر مشاورتون بر میگرده که در مورد مادر من این طور بود و ما بچه ها شاید روزهای زیاد خوشی رو تجربه نکردیم
    یک چیزی رم بگم زندگی با یک ادم افسرده خیلی سخته و مستلزم گذشت زیادیه که پدر من اینو داشت و هنوزم مادرمو میپرسته که من عشقو از این مرد یاد گرفتم
    خواهرم انقدر به جزئیات دقت نکن
    با رفتن پیش یک مشاور و اشنا شدن بیشتر با بیماریه ایشون ببین میتونی این گذشتو داشته باشی یا نه؟
    اگه داری بسم الله ، بیشتر روش فکر کن
    این بیماری مضمنه یعنی بهبود قطعی نداره عوارض داروهارم که دیدی پس عاقلانه فکر کن اقا محمد نیاز به کمکت داره اینو چون مرد هستم میگم باور کن مردا از سنگ نیستن نیاز به محبت دارن اونم ایشون که افسرده هم هستش
    انقدر جزئی نگر نباش خواهر گلم سعی کن درکش کنی، اقا محمد نیاز به کمک درمانی داره و شما کمک به مشاوره
    بازم میگم حتما برو پیش یک مشاوره تا بیشتر با این بیماری اشنا بشی و اون وقت فکر کن میتونی با گذشتی که به خرج خواهی داد که تا الانم داشتی، میتونی کمکش کنی یا نه ؟
    اگه درکش کنی و در کنا درمان بهش محبت کنی مطمئن باش سعادتمند خواهید شد بهتون قول میدم
    در کنار درمان ایشون شما هم باید روش های برخورد با یک ادم دپرسو(افسردرو) یاد بگیرید که این بدون کمک یک پزشک یا یک مشاور ممکن نخواهد بود
    بازم به امید روزی که از سعادت و خوشبختیتون برامون بگید که این با گذشت شما ممکن خواهد بود البته اگه ایشونو با مشکلش قبول دارید ؟این خیلی مهمه
    پیروز باشید

  14. 3 کاربر از پست مفید کوروش اول تشکرکرده اند .

    کوروش اول (شنبه 04 دی 89)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 شهریور 90 [ 17:58]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    1,813
    سطح
    25
    Points: 1,813, Level: 25
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    95

    تشکرشده 94 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سابینا جون
    من هم با نظر بهشت عزیز موافقم کمی به خودت استراحت بده.با پیش داوریهات خودت را داغون نکن.نامزدت دوران بحرانی را پشت سر میذاره و ایشون هم نیاز به زمان داره.مثلا همین که کلاسشو دادن یکی دیگه واین که زمان عروسیتون نزدیکه وایشون هم میدونه که احتمالا نمی تونه تا اون زمان اماده بشه واینکه شاید ازاینکه نتونسته شما را اون طور که میخواسته خوشبخت کنه و... مسایل همیشه اون طور به نظر میاد نیست خودت را بذار جای اون میتونی این همه فشار را تحمل کنی؟اون داره جلوی شما کم میاره واین اذیتش میکنه بذار چند روز به حال خودش باشه وفکر کنه.شما هم برا خودت وقت بذار سعی کن سرت را مشغول کنی تا زیاد فکر نکنی.

    تو رو خدا سابینا اینقدر خود خوری نکن.هنوز اون ها هیچی نگفتن شما داری فکر طلاق را میکنی و منتظری که زنگ بزنن بگن بیان .این ادا و قهر های محمد واسه اینه که میترسه شما را از دست بده.میترسه شما بگی اون را نمیخوای.

  16. 3 کاربر از پست مفید goolnaz تشکرکرده اند .

    goolnaz (یکشنبه 05 دی 89)

  17. #9
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سلام
    خوبید دوستان
    خیلی خلاصه می نویسم چون خیلی خسته ام
    رفتم پیش مشاور امروز
    به همه حرفهام گوش کرد، همونهایی که اینجا هم نوشتم
    راستش زیاد امیدوار برخورد نکرد، گفت بگو محمد بیاد باهاش حرف بزنم ولی اگه بعضی حقیقت ها رو به تو گفتم باید تحملشو داشته باشی
    گفت تو دختر منطقی هستی و راه پیشرفتت بازه
    خلاصه دو تا گزینه گفت: 1- یا همه رفتارهای محمد ناشی از افسردگیشه
    2- ( که احتمال بیشتری داره ) محمد یه عشق زنده به گور شده داره
    رفتارهای مادر محمد هم گفت خیلی غلطه حد و مرز نمیشناسه
    گفت به نظر میاد خانواده ای مشکل دار باشن، گفتم آخه ظاهرا کاملا بدون تشنج هستند
    محمد امروز هوار بار به من زنگ زده بود، حتی قبل رفتن به مشاور اومده بود وایساده بود جلوی کلاس ، منم یه ذره زودتر از کلاس دراومدم و ندیدمش، یه جورایی می خواست بیاد مشاور گفتم اگه لازم باشه خودش میگه بیا، به محض تموم شدن هم زنگ زد و هی می گفت چی گفت منم گفتم فعلا هیچی گفت باید با هردوتون صحبت کنم، به نظر استرس داشت محمدی که من میشناسم بیخیال تر از این حرفهاس فک کنم مادرش هی می پرسید، حتی گفت اگه الان خانوم اونجاس منم الان برم، منم تلفنشو دادم و گفتم زنگ بزن خودت بپرس. خیلی آروم و راحت نشون دادم خودمو، الانم فعلا نمیدونم چه جوری هستم انگار رو هوام ... گفتم باهاتون در میون بذارم

    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  18. 4 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (یکشنبه 05 دی 89)

  19. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: نیاز به کمک فوری دارم ( بی توجهی، مشکل جنسی و بی مسئولیتی نامزدم )

    سلام
    مرسی که نوشتی.

    مشاوره ات را ادامه بده. ایشالله که نتیجه میگیری.
    هر چی هم گفت بیا اینجا برامون بنویس تا ما هم یاد بگیریم و درس بگیریم. ( البته خصوصیهاش را برای خودت نگه دار، خوب نیست همه زندگیت را اینجا بنویسی، نه؟ )

    منتظریم.


  20. 2 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (دوشنبه 06 دی 89)


 
صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 67891011121314151617 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 08 دی 94, 23:56
  2. مشکل من با همسرم ( افسردگی، بی توجهی، جنسی ) بعد از رفتن به مشاور
    توسط نیلا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 85
    آخرين نوشته: دوشنبه 05 اردیبهشت 90, 13:15
  3. * نکات تربیتی و روانشناسی در قرآن *
    توسط فرانک1389 در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 دی 89, 14:38

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.