به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 16 از 56 نخستنخست ... 678910111213141516171819202122232425263646 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 564

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 25 بهمن 92 [ 22:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-13
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    599
    سطح
    11
    Points: 599, Level: 11
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    162

    تشکرشده 157 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    امروز واقعا تنها بودم حوصله م سر رفته بود یه جورایی دلمم گرفته بود
    یه لحظه داشتم به نامزدم فک میکردم که الان سرکار داره چیکار میکنه منو یادش هس یا نه
    یه دفعه صدای اس ام اس اومد از جام پریدم دیدم نامزدمه
    درست همون لحظه که بهش فک میکردم یادم کرد
    نوشته بود((مونایی خیلی دوستت دارم شیرینکم تو فرشته کوچکولوی (به زبون دوتامون همون کوچولو) مهربون خودمی فدات بشم الهی))
    همین کارش باعث شد انرژی دوباره بگیرم و خوشحال شم

  2. 18 کاربر از پست مفید monayi تشکرکرده اند .

    footer (پنجشنبه 20 شهریور 93), monayi (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (یکشنبه 12 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 دی 92 [ 01:58]
    تاریخ عضویت
    1390-12-10
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    2,517
    سطح
    30
    Points: 2,517, Level: 30
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    1,315

    تشکرشده 1,426 در 250 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    دیشب یهو دلم هوای صداشو کرداز صبح روز قبلش ندیده بودمش اس ام اس زدم

    خوابی یا بیدار عمو یادگار؟

    جواب نداد کلی ناراحت شدم
    بعد از نیم ساعت جوابمو داد

    بیدار بیدار عشق ماندگار
    ببخش دیر جواب دادم داشتیم با بابا و مامان واسه عروسیه منو عشقم صحبت میکردیم



    واییییییییییییی خیلی خوشمان آمد

  4. 15 کاربر از پست مفید فائزه_م تشکرکرده اند .

    فائزه_م (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (یکشنبه 12 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    چند روز پیش دومین سالگرد ازدواجمون بود

    شب قبل از سالگرد همسرم خسته ساعت 11 شب از سر کار اومد و دیدم داره تو اطاق چیزهایی رو پنهان میکنه میدونستم برای سالگردمون کادو گرفته داشتم از کنجکاوی میمردم
    نیم ساعت بعد همسرم اومد و تودستاش 3 تا آویز عقیق بود گفت اینا رو از خیابان منوچهری تهران گرفته برام تشکر کردم(لازمه بگم همسرم عاشق اینه برام سنگ بخره از عقیق و فیروزه .ووووو یه دنیا سنگ های زیبا دارم که دوستشونم دارم)
    یه لحظه همسرم پکر شد گفت: از سنگها خوشت نیومد؟ گفتم: چرا عالیه. بعد همسری رفت دوباره با دوتا جعبه اومد گفت :اینا رو میخواستم فردا بهت بدم برای کادو سالگردمون .میخواستم تستت کنم ببینم چقدر ذوق میکنی که دیدم کم ذوق کردی پس بقیش رو هم الان باز کن. یه گردنبند مروارید زیبا و یک سرویس سنگ کوارتس بود. کلی بغلش کردم و گفتم من خیلی ذوق کردم.

    خلاصه فردا (یعنی روز سالگرد)همسر عزیزم از صبح تو اشپزخونه بود هر چند تنها روز استراحت عشقم بود اما چون از قبل گفته بودم امروز روز عروسیه و عروس نباید تو آشپزخونه باشه ایشون از صبح مشغول تدارکات مهمونی شام بودن (قرار بود یه مهمونی کوچیک داشته باشیم). عشقم کیک رو خودش پخت، غذا لازانیا پخت و با او سر و صورت آردی و آشپزخونه ای مدام لبخند میزد.

    وقتی مهمونها اومدن عشقم هنوز تو آشپزخونه مشغول کار بود.

    موقع باز کردن کادوها دیدم همسر عزیزم یه بسته بهم داد وقتی بازش کردم یه سرویس طلای ظریف و زیبا داخلش بود. واااااای خیلی سورپرایز شدم .همسرم گفت دوست داشتم واقعا خوشحال بشی.(به خاطر ارزش مادیش نبود که خوشحال شدم چون دیدم چقدر به فکر خوشحالی منه برام یه دنیا می ارزید)

    وقتی اون شب لباس عروسم رو مجدد پوشیدم تا به یاد 2 سال قبل کنار همسرم عکس بگیرم انقدر عاشقانه جلوی مهمونها ذوق میکرد و قربون صدقم میرفت که همه میگفتن این عشق طلاییه.
    واقعا شکر میکنم به خاطر داشتن اینچنین همسری با قلب مهربون.و امیدوارم همیشه همینطور عاشق بمونیم



  6. 17 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (جمعه 06 بهمن 91), مارتا63 (یکشنبه 12 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آذر 94 [ 23:47]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    3,144
    سطح
    34
    Points: 3,144, Level: 34
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    257

    تشکرشده 299 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    بذارین یکی دیگه از خاطرات فرشته ایمو واستون بنویسم:
    امروز سحر بیدار شد و اومد بالای سرم واسم اب اورد.چون من از خواب نمیتونم بیدار شم.
    صبح اومد کنارم دراز کشید نازم کرد تا بیدار شدم...بغلم کرد و بهم انرزی داد مهمیشه...منم که مثل همیشه کسلل
    با هم اومدیم دم در تا ماشین هامون اومدن دنبالمون من زودتر رفتم واون واسم دست تکون داد
    سر کار که رسیدم بهم زنگ زد
    در باره ماشین ظرفشویی باش حرف زدم و النگوهای جدیدی که تازه دیده بودم و اونم پرسید واقعا دوستشون دارم؟منم گفتم اره اونم گفت برات میخرم...بهمین راحتییی
    عصر که اومدم نذاشت بخوابم کنارم دراز کشید و بوسیدم گفت افطار هوس قیمه کردم با اینکه خیلی خسته بودم بلند شدم.قسمم داد بی خیال شو گفتم محاله باید قیمه درست کنم.واسم پیاز پوست گرفت چون چشای من حساسان.با زبون روزه رفت واسم بادمجون و لپه خرید.چون من عاشق بادمجونم ولی اون متفره.بعد هم اصرار کرد تو خورش بادمجون بریزیم.
    بعد افطار اصرار کرد بریم خونه خواهرم تا من حوصله م سر نره....


    می دونم همه این کارا رو بخاطر من میکنی میدونم عاشقانه دوستم داری نمی ذاری نارحت بمونم و جونتو میدی که شاد و راحت باشم...من همه اینا رو میبینم وقدر می دونم....عاشقتم مهربون

  8. 14 کاربر از پست مفید فرشته من تشکرکرده اند .

    فرشته من (جمعه 06 بهمن 91), مارتا63 (یکشنبه 12 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    این روزها سخت برای مسابقات المپیک هیجان داشتم و دارم

    تقریبا همه مسابقات رو دنبال میکنم . وقتی مسابقات کشتی رو میدیدم اونقدر بالا پایین میپریدم و داد میزدم که فکر کنم همه همسایه های مجتمعمون متوجه شدت ذوق من شدن

    عشقم پا به پای من مسابقات رو میبینه و مدام میگه هیجانت رو دوست دارم و کیف میکنم با تو مسابقات رو میبینم

    اما .....
    دیروز راس ساعت 4:30 مسابقات کشتی شروع میشد و من هم چهار چشمی داشتم تلویزیون رو از 30 دقیقه قبل میدیدم که ناگهان سیگنالهای شبکه های ایران پریییییییید از عصبانیت داشتم منفجر میشدم . هر کار کردم درست نشد زنگ زدم به عشقم و با لحن غصه دار گفتم نمیتونم کانالها رو درست کنم. همسرم برای کاری منزل مامانم رفته بودن .

    وقتی شدت ناراحتی منو دید گفت همین الان سریع راه میفتم میام نگران نباش.
    تا هسرم برسه خونه یه 200 باری زنگ زدم که بدو دیگه .....
    خلاصه عشقم مثل جت خودش رو رسوند و رفت پشت بوم و کانالها ردیف شد .بعد هم بغلم کرد رو مبل و وقتی با هیجان مسابقات کشتی رو میدیدم با ذوق منو نگاه میکرد.و از اینکه با زبون خودم مسابقات کشتی رو تحلیل میکردم کیف میکرد.
    همسرم عاشقانه دوستت دارم وقتی میبینم دوست داشته های من انقدر برات مهمه

  10. 14 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (یکشنبه 12 آبان 92)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    این هم یک خاطره که از منبع مورد اشاره نقل میشه:

    رضا کیانیان گفت وگویی با ماهنامه صنعت سینما کرده ودربخشهایی از این گفت وگو گفته خاله وشوهر خاله او بسیار تعارفی هستند و تا آخر عمر در نهایت ادب به هم تعارف می کردند .مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا زحمت می کشید؟یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟شوهر خاله ام می گفت :راضی به زحمت نیستم خودم بر می دارم .
    کیانیان در ادامه گفته :دوستی می گفت عمه وشوهر عمه من هم در تمام عمر همین قدر تعارفی بودند.
    من زمانی از عمه وشوهر عمه ام پرسیدم :حاج آقا بااین همه ادب وتعارف شب زفاف چه کردید ؟
    گفت :من وعمه ات را بردند حجله ودررا قفل کردند .عمه ات آن سمت نشست و من سمت دیگر .رخت خواب هم پهن بود .اما هیچ کدام جرات نداشتیم به هم نگاه کنیم.
    بعد از یک ساعتی عزمم را جزم کردم .
    رفتم به سمت عمه ات وروبنده اش رابرداشتم .عمه ات آنقدر خجالت کشید و قرمز شد که من نفسهایم به شماره افتاد و به جای خودم برگشتم .
    یک ساعت دیگر گذشت ومن عزمم را جزم کردم واین بار کنارش نشستم و گونه اورا بوسیدم .عمه ات هم می گفت:



    : قربون لب ودهنتون چرا زحمت میکشید؟

  12. 13 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (دوشنبه 11 دی 91), hamtta (جمعه 29 شهریور 92), مارتا63 (یکشنبه 12 آبان 92)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    آقا آرش چرا از خاطرات خودتون نمیگید؟

  14. 2 کاربر از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده اند .

    راحیل خانوم (سه شنبه 24 مرداد 91)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    یادش به خیر.....
    یادمه تو دوران نامزدی بودیم قبلا یه بار به همسرم گفته بودم: " همیشه دوست داشتم تو بچگی کیک تولدم 3 طبقه باشه"
    اون موقع ها چون هنوز هر دو دانشجو بودیم عشقم خیلی نمیتونست خرج کنه

    گذشت....
    تا اینکه روز تولدم نزدیک میشد. از چند روز قبل میدیدم عشقم میره خرید بیرون و یه چیزهایی رو تو کیسه نایلون تو آشپزخونه خونمون قایم میکنه ...

    روز تولد رسید....
    از صبح ممنوع شدم که نرم تو آشپزخونه.تا غروب صدای ترق تروق ظرف بود که از آشپز خونه میومد . البته میدیم که مامانم هم مدام لبخند مشکوک میزنه.
    بالاخره شب عشقم گفت چشمات رو ببند و وقتی باز کردم وااااای جلوی چشمم یک کیک سه طبقه بود

    که عشقم خودش پخته بود همسرم گفت ببخشید خوب نشده همه تلاشم رو کردم دوست داشته باشی.

    اگرچه
    عشقم سعی کرده بود هر طبقه شبیه قلب بشه اما به هر چیزی شبیه بود الا قلب...
    اگرچه ، ضخامت هر طبقه 1 سانت بیشتر نبود....
    و اگرچه، خامه کیک نگرفته بود و آب شده بود روی کیک و نوشته کاکائویی کیک کج و کوله شده بود .....

    اما زیباترین و خوشمزه ترین کیک عمرم بود که تو هر برشی که میخوردم طعم عشق رو احساس میکردم

    یادم رفت بگم که...

    چند سال بعد شب عروسیمون، همسرم برام یک کیک سه طبقه سفارش داد که اگرچه خیلی زیبا و با شکوه بود اما هیچ وقت جای اون کیک دست ساز عشقم رو نمیگرفت.

    عاشقانه دوستت دارم همسر مهربونم

    یادم رفت بگم که...

    چند سال بعد شب عروسیمون، همسرم برام یک کیک سه طبقه سفارش داد که اگرچه خیلی زیبا و با شکوه بود اما هیچ وقت جای اون کیک دست ساز عشقم رو نمیگرفت.

    عاشقانه دوستت دارم همسر مهربونم

  16. 25 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  17. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 14:46]
    تاریخ عضویت
    1390-4-05
    نوشته ها
    144
    امتیاز
    2,677
    سطح
    31
    Points: 2,677, Level: 31
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    680

    تشکرشده 721 در 128 پست

    Rep Power
    30
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    اون روز دلم خیلی گرفته بود معمولا تو این مواقع کم صحبت میشم و شرارتم هم خیلی کم میشه
    شوهری ازم پرسید چرا خانمی کم صحبت شده ؟! گفتم دلم گرفته گفت الاهی بمیرم تو دلت بگیره من نفسم میگیره
    بقول fm.mohajer عزیز خوشمان آمد

  18. 11 کاربر از پست مفید single تشکرکرده اند .

    hamtta (جمعه 29 شهریور 92), single (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    از همون ابتدا که همسرم مشغول به کار شد کارت حقوقش رو سپرد دست من . و همیشه برداشت مالی رو من انجام میدم.

    دیروز عشقم اومد و خیلی با لحن مهربون به من گفت: عزیزم ایراد نداره کارت حقوق رو از تو کیفت بردارم ؟ چون ممکنه فردا خریدی داشته باشم.

    از این همه احترامی که برام قایل هست که برای استفاده از کارت حقوق خودشون به نوعی کسب اجازه میکنن خیلی خیلی ممنونم.

  20. 12 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)


 
صفحه 16 از 56 نخستنخست ... 678910111213141516171819202122232425263646 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.