به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 16 از 57 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526364656 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 561
  1. #151
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    آقا آرش چرا از خاطرات خودتون نمیگید؟

  2. 2 کاربر از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده اند .

    راحیل خانوم (سه شنبه 24 مرداد 91)

  3. #152
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    یادش به خیر.....
    یادمه تو دوران نامزدی بودیم قبلا یه بار به همسرم گفته بودم: " همیشه دوست داشتم تو بچگی کیک تولدم 3 طبقه باشه"
    اون موقع ها چون هنوز هر دو دانشجو بودیم عشقم خیلی نمیتونست خرج کنه

    گذشت....
    تا اینکه روز تولدم نزدیک میشد. از چند روز قبل میدیدم عشقم میره خرید بیرون و یه چیزهایی رو تو کیسه نایلون تو آشپزخونه خونمون قایم میکنه ...

    روز تولد رسید....
    از صبح ممنوع شدم که نرم تو آشپزخونه.تا غروب صدای ترق تروق ظرف بود که از آشپز خونه میومد . البته میدیم که مامانم هم مدام لبخند مشکوک میزنه.
    بالاخره شب عشقم گفت چشمات رو ببند و وقتی باز کردم وااااای جلوی چشمم یک کیک سه طبقه بود

    که عشقم خودش پخته بود همسرم گفت ببخشید خوب نشده همه تلاشم رو کردم دوست داشته باشی.

    اگرچه
    عشقم سعی کرده بود هر طبقه شبیه قلب بشه اما به هر چیزی شبیه بود الا قلب...
    اگرچه ، ضخامت هر طبقه 1 سانت بیشتر نبود....
    و اگرچه، خامه کیک نگرفته بود و آب شده بود روی کیک و نوشته کاکائویی کیک کج و کوله شده بود .....

    اما زیباترین و خوشمزه ترین کیک عمرم بود که تو هر برشی که میخوردم طعم عشق رو احساس میکردم

    یادم رفت بگم که...

    چند سال بعد شب عروسیمون، همسرم برام یک کیک سه طبقه سفارش داد که اگرچه خیلی زیبا و با شکوه بود اما هیچ وقت جای اون کیک دست ساز عشقم رو نمیگرفت.

    عاشقانه دوستت دارم همسر مهربونم

    یادم رفت بگم که...

    چند سال بعد شب عروسیمون، همسرم برام یک کیک سه طبقه سفارش داد که اگرچه خیلی زیبا و با شکوه بود اما هیچ وقت جای اون کیک دست ساز عشقم رو نمیگرفت.

    عاشقانه دوستت دارم همسر مهربونم

  4. 25 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  5. #153
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 14:46]
    تاریخ عضویت
    1390-4-05
    نوشته ها
    144
    امتیاز
    2,677
    سطح
    31
    Points: 2,677, Level: 31
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    680

    تشکرشده 721 در 128 پست

    Rep Power
    30
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    اون روز دلم خیلی گرفته بود معمولا تو این مواقع کم صحبت میشم و شرارتم هم خیلی کم میشه
    شوهری ازم پرسید چرا خانمی کم صحبت شده ؟! گفتم دلم گرفته گفت الاهی بمیرم تو دلت بگیره من نفسم میگیره
    بقول fm.mohajer عزیز خوشمان آمد

  6. 11 کاربر از پست مفید single تشکرکرده اند .

    hamtta (جمعه 29 شهریور 92), single (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  7. #154
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    از همون ابتدا که همسرم مشغول به کار شد کارت حقوقش رو سپرد دست من . و همیشه برداشت مالی رو من انجام میدم.

    دیروز عشقم اومد و خیلی با لحن مهربون به من گفت: عزیزم ایراد نداره کارت حقوق رو از تو کیفت بردارم ؟ چون ممکنه فردا خریدی داشته باشم.

    از این همه احترامی که برام قایل هست که برای استفاده از کارت حقوق خودشون به نوعی کسب اجازه میکنن خیلی خیلی ممنونم.

  8. 12 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  9. #155
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 اردیبهشت 92 [ 20:25]
    تاریخ عضویت
    1391-6-02
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    411
    سطح
    8
    Points: 411, Level: 8
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 43 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    سلام
    خاطره هاتون خیلی جالب و خواندنی بود منم هوس کردم عضو بشمو یه سری از خاطره های قشنگمونو بنویسم
    راستش ما پنج ماهی میشه عروسی کردیم اما شوهرم تو یه شهر دیگه کار میکنه وقتی از هم دور میشیم خیلی دلمون واسه هم تنگ میشه و همش دعا دعا میکنیم هر چه زودتر بریم پیش هم .
    هر وقت میاد خونه برام یه کادو میگیره و میگه جایزهت برا اینکه اینقد تنها موندی منم عادت کردمو هر وقت از راه میرسه میپرم سر کیفشو دنبال کادوم میگردم بعدشم بغلش میکنمو ازش تشکر میکنم که برا زندگیمون تلاش میکنه.

  10. 11 کاربر از پست مفید خانومی تشکرکرده اند .

    بارن (جمعه 14 اسفند 94), خانومی (یکشنبه 19 آذر 91)

  11. #156
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    بعد از 2 سال از ازدواجمون تونستیم با سختی و پس انداز خودمون خونه خودمون رو بخریم (یه سر پناه که همیشه ارزوش رو داشتیم) هوراااااااااااا

    عشقم همیشه میگفت اگر روزی صاحب خونه بشیم دوست دارم به اسم تو خریداری بشه (بدون اینکه من تقاضایی داشته باشم).و به حرفش عمل کرد.

    موقعیکه تو بنگاه داشتیم قولنامه مینوشتیم چون همسرم هنوز دست چک نگرفته چکهای خونه رو من نوشتم.

    موقعی که عشقم داشت چکها رو به فروشنده میداد بهش گفت:"مطمئن باشید چکها سر وقت پاس میشه ، چون دسته چک برای خانمم هست ، سرم بره نمیگذارم یه مو از سر خانمم کم بشه".

    فروشنده که مرد واقعا محترمی بود خندید و برگشت به عشقم گفت: "پسرم افرین به این همه عشقی که داری ، اگر برای چکها نگران هستی همین الان فقط ازش یه کپی به من بده و اصلش رو پیش خودت نگه دار.
    بعد گفت: اگر یه برادر یا دوست عین خودت داری معرفی کن چون من برای دخترم دنبال یه داماد خوب مثل تو میگردم "

    و اما...... چند وقت بعد تو محضر وقتی میخواستیم سند قطعی رو بزنیم
    عشقم اونقدر پر از ذوق و نشاط بود که بعد از اینکه من سند رو امضا کردم اومد جلوی همه پیشونیم رو بوسید و گفت عزیزم مبارکت باشه اگرچه خجالت کشیدم تو اون محیط اما واقعا دلم پر بود از عشق

    اون خانم مسئول نوشتن اسناد به شوخی به ما گفت اقا ما تا حالا ندیدیم کسی از اینکه سند رو به اسم کس دیگه ای میزنه اینقدر خوشحال باشه

    وقتی از محضر برمیگشتیم عشقم تو راه بهم گفت : امیدوارم یه روز سند یه خونه خیلی بهتر رو بتونم به اسمت بزنم.

    نمیدونم در مقابل این همه عشق و محبت بی دریغ همسرم چی بگم جز اینکه امیدوارم لیاقت این همه عشق خالصانه رو داشته باشم.
    همسرم با همه وجود عاشقانه عاشقت هستم.




  12. 18 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    hamtta (جمعه 29 شهریور 92), sea (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  13. #157
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 شهریور 91 [ 22:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-28
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    379
    سطح
    7
    Points: 379, Level: 7
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    خوشبحال تو که اینقدر عاشقی و خوشبحال عشقت.

  14. 2 کاربر از پست مفید وینا تشکرکرده اند .

    وینا (دوشنبه 06 شهریور 91)

  15. #158
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 اردیبهشت 92 [ 20:25]
    تاریخ عضویت
    1391-6-02
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    411
    سطح
    8
    Points: 411, Level: 8
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 43 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    دو باره سلام

    امروز میخام از خاطره دوران عقدمون بگم اون موقعها من تهران دانشجو بودم هر وقت شوهر کارش تموم می شد و میخاست بره خونه همیشه بلیطاشو برا تهران می گرفت و با اینکه راهش چهارپنج برابر می شد میومد دنبال منو و بعد باهم میرفتیم خونه . هرچی بهش می گفتم که اذیت می شی نمیخاد شما بیای تهران من خودم میام اصلن قبول نمی کرد در عوضش منم یه شام خوشمزه درس می کردمو میبردم تو اتوبوس وای که چه حالی می داد. همیشه هم شب تو راه بودیم حدودن 4-5 صبح میرسیدیم . تا خود صبح بیدار بودیمو باهم حرف میزدیم.

    یادش بخیر چه روزایی بود.

  16. 13 کاربر از پست مفید خانومی تشکرکرده اند .

    بارن (جمعه 14 اسفند 94), خانومی (یکشنبه 19 آذر 91)

  17. #159
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 14:46]
    تاریخ عضویت
    1390-4-05
    نوشته ها
    144
    امتیاز
    2,677
    سطح
    31
    Points: 2,677, Level: 31
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    680

    تشکرشده 721 در 128 پست

    Rep Power
    30
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    دو هفته بعد از عروسیمون شوهری باید میرفت ماموریت اون هم چچچچچچچچچچچند روز ؟!!! دووووووو روز البته راستش از ساعت 8 شب روز شنبه تا 9 شب روز یکشنبه
    نیم ساعت قبل رفتنش دوستش زنگ زد که ما خداحافظیامونو بکنیم نمیدونم چم شده بود مدام اشک تو چشام جمع میشد تو اون نیم ساعته فقط بغض بود که تو گلوی هردمون بود اومدن دنبالش آب و قرآن برداشتم برم پایین نذاشت گفت اینجوری نمیتونم برم در نتیجه دم در آپارتمان خداحافطی کردیم و حالا اشکای من بود که تند تند میریخت و پاهای شوهری انگار توان رفتنو نداشتن دقیقا مثه فیلم هندیا برای چند دقیقه بهم فقط نگاه میکردیم گاهی وقتا سکوت بهترین حرفا رو میزنه خلاصه شوهرم رفت و من یواشکی از پنجره نگاش میکردم و اون طفلک هم همش بر میگشت پنجره رو نگاه میکرد شاید منو ببینه ...
    وقتی هم برگشت از شوق هردومون گریه کردیم و بهم گفت دیگه بدون من جایی نمیره
    وبا ریس پروژه در میون گذاشت حالا تو کل پروژه میدونند شوهر من طاقت یه روز دوری از منو نداره یا باهم میریم ماموریت یا هیچکدوم
    SEA عزیز خونه نو مبارک امیدوارم خونه شادی و خوشحالیتون باشه واسه همه مستاجرا هم دعا کن مستاجری خیلی بده خیلیییییییییی

  18. 12 کاربر از پست مفید single تشکرکرده اند .

    single (یکشنبه 19 آذر 91), مارتا63 (شنبه 18 آبان 92), بارن (جمعه 14 اسفند 94)

  19. #160
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)

    single عزیز

    میدونم عزیزم تو شرایط کنونی وضعیت خونه و اجاره نشینی واقعا سخته.
    صاحب خونه شدن همه زوجهای عزیز رو از ته دل ارزو میکنم.

  20. 5 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (سه شنبه 07 شهریور 91), بارن (جمعه 14 اسفند 94)


 
صفحه 16 از 57 نخستنخست ... 67891011121314151617181920212223242526364656 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.