در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بيتابم، كه دلم ميخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه.
دورها آوايي است، كه مرا ميخواند.
تشکرشده 2,961 در 521 پست
در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بيتابم، كه دلم ميخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه.
دورها آوايي است، كه مرا ميخواند.
kamran2007 (یکشنبه 22 آذر 88)
تشکرشده 366 در 125 پست
دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
تشکرشده 366 در 125 پست
می خور که شیخ و زاهد و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
دل و دين و عقل و هوشم همه را به اب دادي
ز كدام باده ساقي به من خراب دادي
تشکرشده 366 در 125 پست
یاد باد آنکه صبو حی زده و در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
تشکرشده 2,961 در 521 پست
در هوايي كه نه افزايش يك ساقه طنيني دارد
و نه آواز پري مي رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام.
مانده تا مرغ سرچينه هذياني اسفند صدا بردارد.
پس چه بايد بكنم
من كه در لخت ترين موسم بي چهچه سال
تشنه زمزمه ام؟
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
من غلام قمرم, غير قمر هيـچ مگوي
پيش من جز سخن شهد و شكر هيـچ مگوي
تشکرشده 2,961 در 521 پست
يك نفر دلتنگ است.
يك نفر مي بافد.
يك نفر مي شمرد.
يك نفر مي خواند.
زندگي يعني : يك سار پريد.
از چه دلتنگ شدي ؟
دلخوشي ها كم نيست : مثلا اين خورشيد،
كودك پس فردا،
كفتر آن هفته.
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)