به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 17 از 25 نخستنخست ... 78910111213141516171819202122232425 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 246

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    سبکتکین عزیز، من نمی دونم زندگی شما واقعا چطوری گذشته، فقط اینو می دونم که شما دو نفر الان در شرایطی هستین دقیقا مخالف و ضد هم، یعنی شما فقط خوبی طرف مقابل و خاطرات خوشتون رو می بینید و همسرتون برعکس شما فقط بدیها و خاطرات بدی که با شما داشته رو می بینه.
    شما طرز فکر اشتباهی توی زندگیتون داشتین و هنوز هم برپایه همون طرز فکر اشتباه میخواستین که زندگیتون رو ادامه بدین و یا حتی ادامه ندین...
    اونم اینه که شما همه کاری می کنید برای اینکه خودتون نباشید، یعنی چی من چیزی میشم که تو میخوای؟ مگه همسر شما مرد ایده آل شما بود؟ واقعا همسر ایده آل پیدا میشه؟ چرا وقتی متوجه خیانت همسرتون شدید گریه کردید و بهش گفتین که همونی میشید که اون میخواد!!!!!!!!!!!!!!!! حالا من نمی خوام شما رو مواخذه کنم ولی میخوام بدونید که این طرز فکر اشتباس، این کار صد در صد غلطه، و حالا هم برای نگرفتن مهریه نگران این هستین که بعد از طلاق همسرتون و خانواده اش در مورد شما چه فکری می کنن؟ شما یک زندگی رو برای خودتون ساختین که توش فقط مشغول سرکوب کردن خودتون هستین، من شما رو تشویق نمی کنم که به زندگی تون ادامه بدین چون به نظر من زندگی که شما داشتین زندگی سازنده نبوده و بعد از این هم با طرز فکری که شما دارید و قولهای که به همسرتون مبنی بر عوض شدن خودتون میدید، سازنده نخواهد بود. معنی زندگی مشترک خیلی متفاوت از چیزی هست که بین شما دو نفر جریان داشته..
    شاید دارم تند میرم، اما سبکتکین عزیز شما دارید با دستهای خودتون، خودتون رو از بین می برین، طوری با خودتون برخورد کردین (در گذشته) و برخورد می کنید(در حال) که اگه یک نفر با فرد دیگه ای برخورد می کرد به عنوان ظالم ترین فرد باهاش شدیدترین برخوردها می شد.
    من اونقدر از عکس العملهای شما متعجب شدم که نمی تونم توی یک پست باهاتون صحبت کنم، اما فقط یک چیز بهتون می گم، اونم اینه که کاری کنید که بهتون آرامش بده، کاری که اگه 10 سال بعد به امروزتون فکر کردین باعث بشه یه لبخند روی لبهاتون بشینه، راهتون رو انتخاب کنید، یا جدایی یا ادامه زندگی مشترک (اما خواهش می کنم نه به هر قیمتی)، حتی اگه فکر می کنید بخشیدن مهریه هم باعث میشه خوشحال تر بشین این کار رو بکنید. شما مهم هستین نه شخص دیگه ای، خواهش می کنم الان فقط به خودتون فکر کنید، انقدر در حق خودتون ظلم نکنید.

  2. 5 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (سه شنبه 16 فروردین 90), الهام20 (جمعه 01 آذر 92)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    تو که انقد دوسش داری پس سعی کن از دستش ندی و تنها چیزی که میتونه شاید اونو برگردونه زمانه.
    ببین عزیزم ناراحت نشو این فقط یه مثاله:
    فکر کن مادری که عزیزترین فرد زندگیش بچشه ، نمیاد بگه چون بچمه دوسش دارم دلم نمیخواد بره زیر تیغ جراحی عملش نکنین درد نکشه یه موقع، بزارید راحت بمیره. چون دوسش دارم نمیخوام عملش کنین، اذیت میشه.
    نه اینجا حتی به خاطر خودخواهیم میخوای اسمشو بذاری رضایت میده به عمل چون تنها راه برگشت بچشه.
    قبول داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  4. 3 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (چهارشنبه 06 بهمن 89)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 اسفند 89 [ 16:18]
    تاریخ عضویت
    1389-9-01
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    2,516
    سطح
    30
    Points: 2,516, Level: 30
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    83

    تشکرشده 84 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا چ
    تو که انقد دوسش داری پس سعی کن از دستش ندی و تنها چیزی که میتونه شاید اونو برگردونه زمانه.
    ببین عزیزم ناراحت نشو این فقط یه مثاله:
    فکر کن مادری که عزیزترین فرد زندگیش بچشه ، نمیاد بگه چون بچمه دوسش دارم دلم نمیخواد بره زیر تیغ جراحی عملش نکنین درد نکشه یه موقع، بزارید راحت بمیره. چون دوسش دارم نمیخوام عملش کنین، اذیت میشه.
    نه اینجا حتی به خاطر خودخواهیم میخوای اسمشو بذاری رضایت میده به عمل چون تنها راه برگشت بچشه.
    قبول داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مثال جالبی بود. واستون دعا میکنیم.امیدت به خدا باشه.

  6. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    شما فكر مي كنيد مشاوره مي گه با هم زندگي كنيد با اين وضعيت . من خودمم به هر كي وضعيتمونو مي گم مي گه شما زندگيتون به هيچ نتيجه اي نمي رسه . دلتون خوشه . بدتر بريم پيش مشاوره كه اونم سنگ رو يخم كنه .

    مي خوام يه كاري كنم اصلا . بهم بگيد درسته يا نه . من عقدنامه رو از پدرم مي گيرم . باهاش يه قرار مي ذارم و براي آخرين بار حرفامو بهش مي زنم . عقدنامه رو بهش مي دم و مي گم من راضي نيستم به طلاق توافقي اگه خودت مي خواي برو دنبالش . اينطوري به قول شما حداقل پيش خودم مطمئنم كه من عجله نكردم و اون مجبورم كرد . ولي قبلش دوباره باهاش حرف مي زنم . ديگه هر چي شد شد .

    بهش مي گم خودش اقدام كنه مي گم من راضي نيستم حالا اگه مي خواد مجبورم كنه بكنه . ولي من به طلاق تفاهمي راضي نيستم .

    شايد اينجوري اگه خودش لج كنه و بره دنبال طلاق منم اصلا ازش بدم بياد و راحت تر بتونم فراموشش كنم .

  7. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    نقل قول نوشته اصلی توسط saboktakin

    مي خوام يه كاري كنم اصلا . بهم بگيد درسته يا نه . من عقدنامه رو از پدرم مي گيرم . باهاش يه قرار مي ذارم و براي آخرين بار حرفامو بهش مي زنم . عقدنامه رو بهش مي دم و مي گم من راضي نيستم به طلاق توافقي اگه خودت مي خواي برو دنبالش . اينطوري به قول شما حداقل پيش خودم مطمئنم كه من عجله نكردم و اون مجبورم كرد . ولي قبلش دوباره باهاش حرف مي زنم . ديگه هر چي شد شد .
    سلام سبکتکین عزیز
    الان 20 روزی هست که دراین شرایط هستید و می دونم که خیلی بهتون سخت گذشته.
    اینکه بهش بگید راضی به طلاق توافقی نیستید خیلی عالیه و برگ برنده شماست. یادتون باشه اگه قرار شد مشاور هم برید واقعا اون حسی رو که به همسرتون دارید به مشاور هم بگید. اگه همسرتون رو دوست دارید بگید که دوستش دارید. اینم یه برگ برنده شما.
    واز همه مهمتر صبره. فعلا فرض کنید این شرایط قراره 3 ماه بهمین منوال ادامه داشته باشه.
    تا اینجا تکلیفتون معلومه. اینا موضع شماست.
    برا گرفتن عقدنامه از پدرتون شما پیش قدم نشید . به همسرتون بگید اگه عقد نامه رو میخوای برو از پدرم بگیر.
    یا پدرتون بهشون میده ، بعد یا همسرتون میره دنبال اقدام به طلاق و یا نمیره.
    اگه هم پدرتون بهش نداد ، شما توصیه ای به هیچ طرف (نه پدرتون و نه همسرتون ) نکنید.
    امیدوارم به حق این شب عزیز ، و بحق خوبان درگاه الهی مشکل شما و همه گرفتارها حل بشه.

  8. 9 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (چهارشنبه 06 بهمن 89)

  9. #6
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    احساس مي كنم اينجوري حس بهتري دارم . بقول شما حداقل مجبور نيستم كاري رو كه دوست ندارم انجام بدم . بزار مجبورم كنه اونوقت ديگه دلم نمي سوزه كه انقدر راحت گذشتم . خودشم بعدا فكر كنه پيش خودش نمي گه اگه اون زن زندگي بود انقدر راحت نمي گذشت . هر چند فكر مي كنم به نظر اون اگه اينكارو توافقي بكنم نشون مي دم كه چه زن فهميده و منطقي هستم .

    مي شينم كاراي پايان ناممو انجام مي دم و يه كم فكرمو آزاد مي ذارم تا هر چي مي خواد پيش بياد .

    اونروز با يكي از همكارامون كه صحبت مي كردم يه خانم مسنيه . مي گفت عزيزم محبتو هيچوقت گدايي نكن . عزت خودتو حفظ كن وقتي مي گه دوست نداره بزار بره پي كارش توام برو سراغ زندگيت . خيلي زود فراموشش مي كني .
    يه جورايي همش دو دلم . خودم دوست دارم زندگيمو حفظ كنم ولي شوهرم نمي خواد . دوستان اينجا بهم مي گن تلاشتو بكن صبر كن زير بار حرفش نرو ولي همكارم يه چيز ديگه مي گه . ولي مي خوام آخرين زورمم بزنم . برام دعا كنيد .

  10. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    آخه مي خوام يه بهونه اي داشته باشم كه باهاش حرف بزنم . اگه عقدنامه رو بهش بدم فرقي مي كنه مگه . خب تا من نخوام كه عين آب خوردن با عقدنامه نمي تونه طلاق بده . آخه خيلي سر اين عقدنامه هميشه نگرانه . مي گه شما مي خواين منو بازي بدين . مي خوام بگم بيا اين عقدنامه ولي من راضي نيستم خودت برو يه كاري بكن . تازه اگه همين جوري بهش بگم بيا مي خوام باهات حرف بزنم نمي ياد . مي خوام حداقل يه دلخوشي داشته باشه . اولشم بهش نمي گم كه راضي نيستم به طلاق . چون خيلي حرفا دارم كه بهش بزنم مي خوام اول همه حرفامو بهش بزنم . بعد بهش عقدنامه رو بدم . مگه فرقي مي كنه عقدنامه دستش باشه يا نه ؟

    بعدم نمي خوام با پدرم رو در رو شه . چون پدرم خيلي لجبازه خيلي . اگه يه ذره هم شانس داشته باشم كه با اينكارم شوهرم بر مي گرده اگه بفهمه سر و كارش با بابامه ديگه فكر مي كنه همه چي لجبازي بوده از اول . نمي خوام فكر كنه مي خوام باهاش لج كنم مي خوام بهش ثابت كنم زندگيمو دوست دارم كه باهاش نمي يام براي طلاق . ولي از اول روي اين عقدنامه حساس بود . مي گفت به چه حقي خانوادت به خودشون اجازه مي دن عقدنامه من و تو رو نگه دارن فكر مي كنن اينجوري مجبوريم كنار هم زندگي كنيم .
    مشكلم يه چيزه ديگه هم هست خيلي با پدرم رو در وايسي دارم يه روز اخلاقش خوبه يه روز بد فردا تعطيله مي خوام امشب از بابام بگيرم و فردا يه قراري باهاش بزارم كه راحت تر حرف بزنيم و بهانه كار نياره و بگه نمي تونم بيام . آخه همش مي خواد از حرف زدن فرار كنه مي گه تو همش التماس مي كني و منم كه حرفم تغيير نمي كنه . خيلي از بابام مي ترسم كه امروز حالي به حالي نشه و اون روي سگش بالا نياد . يه روز اروم و منطقيه يه روز ...... لجباز و بي منطق .

    من بايد برم خونه اگه بچه ها يا مدير تالار راهنماييم كنه ممنون مي شم چون فردا تعطيله و دسترسي به اينترنت ندارم . امروز با مشاورم صحبت مي كنم . اميدوارم خير باشه .

    دوستان نيستين ؟

    من رفتم باشه از مشاور مي پرسم . به هر حال برام دعا كنيد خيلي ممنون . قربون همتون برم كه انقدر مهربونين و دلسوز .

  11. کاربر روبرو از پست مفید saboktakin تشکرکرده است .

    saboktakin (سه شنبه 05 بهمن 89)

  12. #8
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    برای گرفتن عقدنامه از پدرتون ، ممکنه شما مجبور بشید تو روی پدرتون وایسین!

    مگه تجربیات بقیه بچه ها رو نمی خونین. همین موردی اخیر بود که اومده و گفته بود بخاطر شوهرم با خانوادم دعوا کردم و.....

    شما کارهائی رو که به خودتون مربوط میشه رو دقت کنید درست و منطقی پیش ببرید.
    گرفتن و دادن عقدنامه و اقدام برای طلاق مواردی هست که در حیطه کارهای شما نیست بنابراین نگران دعوای همسرتون با پدرتون نباشید.
    همه چیزا رو با هم مخلوط نکنید. سعی کنید مشکلات رو تیکه تیکه و خرد کنید تا بتونید حلشون کنید.
    خدا کنه

    «خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
    تو ای والاترین مهمان دنیایم،
    بدان آغوش من باز است،
    شروع کن، یک قدم با تو،
    تمام گامهای مانده اش با من…»

  13. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (چهارشنبه 06 بهمن 89)

  14. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-10-29
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    3,401
    سطح
    36
    Points: 3,401, Level: 36
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    465

    تشکرشده 473 در 146 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    امیدوارم که خدا کمک کنه تا بتونی یه راهی پیدا کنی، ما رو از خودت و نتیجه بی خبر نذار.

  15. کاربر روبرو از پست مفید lonely sky تشکرکرده است .

    lonely sky (سه شنبه 05 بهمن 89)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    خدا بخیر کنه
    یعنی امروز سبکتکین میخواد عقدنامه رو ببره بده به شوهرش؟
    نمیدونم این دختر وقتی اینجا به حرف هیچکدام ما توجه نکرد چرا از اول اومد سوال مطرح کرد !! ؟؟
    امیدورام خدا بهش کمک کنه

  17. 2 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (چهارشنبه 06 بهمن 89)


 
صفحه 17 از 25 نخستنخست ... 78910111213141516171819202122232425 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به نظر شما بايد اين رابطه رو تموم كمك (لطفا راهنماييم كنيد)2
    توسط niaz64 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 28 مهر 91, 23:11
  2. چرا بايد از هم ترازان خود در زندگي پايين تر باشم‌؟!
    توسط m.h23 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 مرداد 91, 01:12
  3. در مورد مراحل طلاق و مشكلاتش راهنماييم كنيد
    توسط nahid-n در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 خرداد 91, 00:42
  4. لطفا راهنماييم كنيد
    توسط nabitanha در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 خرداد 91, 16:27
  5. ديگه راه حلي به نظرم نمي رسه،لطفاً راهنماييم کنيد
    توسط sogand_nou در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 اسفند 86, 10:41

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.