مدیر گرامی اعتراف می کنم که به نوشتارهایتان نگاهی نیندانخته ا م و از آن سوی بنده تا پیش از اظهار نظر نخستم به توجیهات بالوجه سیما 45 در این گفترا مطلبی نگذاشته ام.
در مورد فاعل بودن آقایان در گزینش هسر و نیز زنانی که باید نیاز جنسی و عاطفی شان را رفع نمایند،به استحضار شما می رسانم که برادر من:هنگامی که تعداد مردان در سنین ازدواج چند میلیونی بیشتر از زنان است،اصلاً این پرسش معنای وجودی اش را از دست می دهد،زیرا پسران آماده به ازدواج به اندازه کافی وجود دارند.
اگر شما منظورتان این است که تلاش در جهت گسترش ازدواج و تبلیغ تشکیل خانواده از سوی پسران و دختران داشته باشیم که بنده صددرصد موافقم،اما اگر بخواهیم با دادن آمار برعکس یا پیش کشیدن تعداد بسیار اندک پسران دارای مشکل جسمی یا آنها که مسئولیت پذیر نیستند،مخاطب را دربرابر پرسشی مثلاً لاینحل قرار دهیم،بنده مخالفم.
مسئله بسیار بسیار ساده است؛به دلیل سخت گیری های بی مورد خانواده های دختردار و خود دختران و نیز عدم مدیریت درست و بهینه اقتصادی در دید کلان و یک سری پارامترهای دخیل جانبی،پسرانی که تعداد آنها از دختران بسیار بیشترند نمی توانند ازدواج نمایند و دخترانی با سن بالا و مجرد داریم.
و اگر مشکلات فوق نبود،چون خود پسرم به ضرس قاطع می گویم که هیچ پسری از رابطه جنسی مشروع بدش نمی آید و خیلی هم به آن راغب است و ایضاً دیگر هیچ پسر بی مسئولیتی هم در کار نخواهد بود به دلیل مشکلات فوق،چون دیگر مشکلی در کار نخواهد بود.
اصلاً یک پرسش متقابل و خیلی اساسی و در همان حال ساده با عنایت لازم به مطالب بالا پیش می آید:
پسرانی که سن بالایی دارند و مجردند و نیازمند به رفع نیازهای جنسی و عاطفی تکلیفشان چیست؟
بنابرین آشکار می شود که موضوه ذوالجهین و متقابلاً هم در مورد پسران و هم در مورد دختران صادق است و چون جمعیت پسران آماده ازدواج بیشتر است،پس پرسشی یکتا و فقط و فقط درباره پسران خواهیم داشت که حقیقت و واقعیت محض است:
تكلیف پسرانی كه تمایل به رفع نیازهای عاطفی و جنسی خود هستند و تمایل دارند یك ازدواج سالم داشته باشند،چیست؟چون دختران از آنها کمتر هستند و سر عده ای از پسران بی کلاه خواهد ماند.
البته آشکارا می دانیم که دلیل مسئولیت ناپذیری و نیز عدم توانایی ازدواج برخی از پسران به دلیل مشکلات بالاست که بیان کردم.روشن است که دختران و خانواده های آنان و دولت باید مشکل بسیار کوچک دختران فاقد شوهر و مشکل بزرگ پسران فاقد زن را حل نمایند.
پس این خود دختران هستند که باید با درایت و آسان گیری پسری را برای ازدواج با خود ببرگزینند و تازه این عده ای از پسران هستند که در آخر کار عزب مانده و اصلاً به دلیل کمبود دختر نمی توانند ازدواج نمایند.






علاقه مندی ها (Bookmarks)