به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 18 از 23 نخستنخست ... 891011121314151617181920212223 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 221
  1. #171
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    منم نگفتم بندازه دور. مگه من الان انداختم ؟؟؟

  2. #172
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    من با الینا موافقم
    با جنگیدن به هیچ جا نمی رسی ماندگار جان
    فقط یه چیزی رو خواهرانه بهت بگم رگ خواب همسرتو بدستت بیار تا پشتت باشه این دشگه هنر زنونه ی توه

  3. #173
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    من کاملا حرف های دلناز رو قبول دارم. ولی اول باید سنگاتو وا بکنی بعد اون کارها رو بکنی. اول اول و اول باید با شوهرت صحبت کنی منطقی.

    من الان هم خدا رو شکر با همسرم خیلی خیلی خوبم و بعد با خانواده همسرم. رابطه ام دوری و دوستی. نه زیادی می چسبم نه خیلی فاصله انداختم. فردا هم به امید خدا قراره بریم شمال .

    فقط و فقط باید تعادل رو حفظ کرد و همسران با هم همدل باشند.
    خانواده من هم گاهی همسرم رو اذیت می کنن. ولی من حواسم جمعه. به موقع از همسرم دلجویی می کنم و به موقع هم طوری که مامانم اینا ناراحت نشوند بهشون تذکر می دهم. به قول دلناز زندگی فقط و فقط سیاسته و من اضافه می کنم حفظ تعادل.

  4. #174
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    نازنین جون آدما با هم فرق می کنن فرق قضیه تو با ماندگار اینه که امین پشت تو بود و به حرفا و کارات بها می داد
    ولی ماندگار باید اول شوهرشو با خودش همراه کنه

  5. کاربر روبرو از پست مفید bloom تشکرکرده است .

    bloom (دوشنبه 21 اردیبهشت 88)

  6. #175
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اردیبهشت 88 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1387-7-02
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    5,305
    سطح
    46
    Points: 5,305, Level: 46
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ممنون از توضيحاتت نازنين جان
    واقعا دارم سعي ميكنم ديگه كوتاه نيام ، الان هم ميرم خونشون اما عذرخواهي نه

  7. #176
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    درسته نازنين جان اما براي باز كردن سنگها از زندگي به خانواده اي كه شعور ارتباطي لازم رو داشته باشن نيازه به نظر من در چنين شرايط اگر بخواهي از گذشته حرف بزني به مشكلات دامن مي زني چون اون پذيرا نيست به نظر من فعلا هيچي نگو اصلا دختر خوب مگر تو چند سال با اينها هستي كه بخواهي روي گذشته بنايي بگذاري البته بد نيست خيلي كوتاه به همسرت بگي من گذشت مي كنم و احترام مي گذارم چون دوستشون دارم (اين رو با تأكيد بگو) پس تو هم رفتاري رو از اونها بخواه كه احترام من رو به همراه داشته باشه
    ماندگار احترام هر كسي دست خودشه عزيزم

  8. #177
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    عزیزم منم همینو بهش گفتم . گفتم اول باید با همسرش صحبت کنه. گفتم اول باید با هم حد و مرزهاشون رو مشخص کنن .

    در ضمن همسر ماندگار خیلی نقاط ضعفه دیگه هم داره. چرا خودتونو به اون راه می زنید ؟ همسرش روش دست بلند کرده و بارها شده که تو دعواها تنهاش کذاشته. اونا الان عقدن. هنوز عروسی نکردن اینه بعدش چی می شه ؟؟
    من دارم می گم قبل وارد شدن به هر اختلاف دیگه ای اول باد تکلیفشو با همسرش روشن کنه. متاسفانه دختران ایرانی تو دوران عقد چشم و گوششون رو می بندن و همش منتظرن بعد عروسی معجزه بشه. دوران عقد دوران شناخته.

    ماندگار خوبم امیدوارم یک روزی حرف های من درست از آب درنیاد. من به اندازه ی موهای سرم با مرد ها برخورد داشتم و همه جورش رو دیدم. خانم گلم برات آرزوی موفقیت می کنم . دیگه چیزی نمی نویسم چون فکر می کنم فقط انرژی منفی بهت می ده . برات از صمیم قلب آرزوی خوشبختی می کنم

  9. #178
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    دلناز خوبم من و همسرم خودمون سنگ هامون رو واکندیم تنهای تنها.
    می دونم که شرایط ماندگار با من خیلی فرق داره ولی باید اول از همسرش مطمئن بشه. یک عمر زندگی با مردی که پشت و همراه آدم نباشه فاجعه است.

    در هر صورت من باز هم امیدوارم حرف هام و نتیجه گیری هام در مورد همسر ماندگار عزیز اشتباه باشه

  10. #179
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 دی 89 [ 16:43]
    تاریخ عضویت
    1387-4-03
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    5,593
    سطح
    48
    Points: 5,593, Level: 48
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 157
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 59 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ماندگار خيلي احساساتي برخورد مي كنه با يه غوره سردي اش ميشه و با يه مويز و...
    يعني چي من الان ميرم خونه اشون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا قبلش يه مروري روي حداقل حرف هاي خودت نمي كني تا باز يه اشتباه ديگه رخ نداده
    به نظرم ماندگار بايد اول سنگهاشو با خودش وابكنه بعد يه مدتي توي تنهايي به خودش ايده الها ش و زندگي اش فكر كنه
    من باز هم مي گم اگر قضيه مادرشوهرش باشه كه با يه معذرت مامان حله اما ماندگار باز دچار اشتباه شده عزيزم تو بايد اول با خودت كنار بيايي بعد همسرت رو موشكافي كني كه اصلا اين مرد به صلاحت هست يا نه .
    اما اگر موضوع خانواده باشن كه اونقدر ساده است كه جاي بحث و غم نداره.

  11. #180
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 اردیبهشت 88 [ 09:28]
    تاریخ عضویت
    1387-7-02
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    5,305
    سطح
    46
    Points: 5,305, Level: 46
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: قصه مادر شوهر من سر دراز دارد

    ممنون از تك تك شما دوستان
    الان كه به گذشته ام فكر مي كنم مي بينم درسته من در برابر همسرم خيلي كوتاه اومدم ، نقاط ضعفموخودم بهش نشون دادم
    خيلي راحت كاري كردم كه دستشو روم بلند كنه ( در اول من خودم و مقصر مي دونم ) ، من در كل خيلي اشتباه كردم ، هميشه ميگفت عزيزم به حرفهاي من گوش كن ، به خدا ضرر نمي كني ، اما درست مثله همين تالار ، تا با اون موضوع روبرو ميشدم ، همه حرفاش يادم ميرفت و جو طوري ميشد كه من مجبور ميشدم از روش خودم استفاده كنم .
    شايد به قول دلناز جون نياز نباشه ديگه به اين بحث پرداخته بشه ( در حالي كه مشكله من هنوز رو هواست و حل نشده ) و شده باشه يه سريال كه همه از سر عادتشون ميان و وقت ميذارن ، اما واقعا ترجيح ميدم تا پايان اين تاپيك رو برم ، چرا كه احساس مي كنم شايد باز بودن اين پست نه تنها به من كه به خيلي از اعضاي عزيز تالار كمك مي كنه ، .. اين از اين و دوم اينكه من امشب و يا فردا شب دارم ميرم خونه مادر شوهرم و مي خوام خيلي عادي با اين قضيه برخورد كنم ، طوري كه جايه كوچكترين بحثي رو نذاره ، و بهتون هم قول ميدم كه من ديگه پستي تحت عنوان مادر شوهر نق نقو و قصه مادر شوهري كه سر دراز دارد و نميذارم . يعني اينقدر به خودم اطمينان دارم كه هرگز به خودم اجازه ندم به اين قضيه به شكل يه مشكل نگاه كنم و خيلي زود حلش كنم كه امروز اينطور شاهد ناتواني هام نباشم .


 
صفحه 18 از 23 نخستنخست ... 891011121314151617181920212223 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.