به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 18 از 31 نخستنخست ... 8910111213141516171819202122232425262728 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 306
  1. #171
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت

    سخنی است که بیش از آن بی ارج و بها شده که تو آن را خوار کنی

    احساسی است ولی آنقدر بی ارزش شده که تو آن را تحقیر کنی

    امیدی است ولی آنقدر به نومیدی می ماند که تو نیز آن را فراموش کرده ای

    من آنچه را که دیگران عشق می نامند نمی توانم به تو تقدیم کنم.

    ولی آیا

    پرسشی که از قلب سرچشمه گرفته باشد و آسمان هم از پذیرفتن آن درنگ نکند مقبول خاطر عزیز تو نخواهد بود؟

    این اشتیاقی است که پروانه در وصل شمع دارد.

    آرزوی شب تیره در وصال فردای روشن است.

    پس با تمام وجودم همه احساسم را در قلبم مشت می کنم و با بلندترین صدایی که از حنجره ام خارج می شود .
    فریاد می زنم ..فریاد می زنم...


    "علی .....علی جان علی من همسرم شوهر بینهایت مهربانم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم"




    **همسر عزیزم...

  2. 4 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (چهارشنبه 20 آبان 88)

  3. #172
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت


    این ما هستیم که با اعمال و رفتار و حرفهایمان به طرف مقابلمان اجازه می دهیم که تا چه حد به حریم خصوصی ما نزدیک شوند

    http://www.hamdardi.net/thread-9267-post-91106.html#pid91106

  4. 7 کاربر از پست مفید keyvan تشکرکرده اند .

    keyvan (پنجشنبه 21 مهر 90)

  5. #173
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط غریب آشنا
    سلام به همه شما مهربانان


    غریبم، اما آشنا با شما
    شما که چه در سختی و چه در شادی همراه و همدل هم هستید.
    به خودم می بالم که در میان شما هستم . یا بهتر بگویم در کنار شما.
    گاهی در تاپیکی مرحم بر روی زخم دلی هستید، آن هنگام که خود دل شکسته اید.
    گاه در تاپیکی لبخند بر لب هم می نشانید. آن هنگام که دلتان محزون هست.
    گاه در غم از دست رفتن عزیزی ، تسلیت دهنده دیگری می شوید.
    گاه در تاپیکی به دعای خیر در حق هم می پردازید.
    گاه در تولد کسی که نبودش در تالار حس می شود، سنگ تمام می گذارید.
    گاه در فراهم آوردن دانش و مهارتی برای کسانی که نیازمندند، کوشا هستید.
    گاه خواب و استراحت شبتان را با سر انگشتان با محبتتان تبدیل به دلنوازی های منحصر به فردی می کنید که دیگری را از تنهایی در آورید.
    و گاه آرامه های تنهایی اتان را در غربت تالار نجوا می کنید.
    گاه غمهای نشسته بر دلهایتان را خصوصی به هم میگویید تا همه را خسته خود نکنید.
    گاه به وقت نیاز تذکری به آنکه دوستش دارید می دهید تا ناگه نلغزد.
    گاهی نا امیدیتان را به کمک دوستان فرو می نشانید و گاهی تنها امید عزیزی می شوید و دستش را می گیرد.
    گاه محبتتان را با موسیقی و ادبیات و نقاشی و ... در کام همدردان تالار می ریزید.


    جمع شدن شما خوبان در این فضای مجازی اتفاقی نیست. شما یاد گرفته اید و یاد می دهید که همه ما کم و بیش پر ضعفیم و پر لغزش... اما انسانیم و خواهان عبور از حال ....



    * جشن تولد خانم آنی عزیز *

  6. 7 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (شنبه 19 دی 88)

  7. #174
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    213
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    موعود

    نقل قول نوشته اصلی توسط m.mouod
    :Dسلام دوستان عزیز

    دوستان بالاخره فهمیدم چرا برادرزاده ام (ئاسمش علیرضاست) نقاشی هاش رو برعکس میکشید ؟

    الان دیگه میره پیش دبستانی و یاد گرفته جطور نقاشی بکشه اما قبلش همه رو سر و ته می کشید .

    قضیه اینه که وقتی خیلی کوچولو بود ( دو سه سال) خواهر کوچیکم براش نقاشی میکشید اما همیشه علیرضا روبروی خواهرم دراز می کشید و نقاشی کشیدن اونو نگاه میکرد برای همین همه نقاشیها رو برعکس میدیده و به همین شکل یاد گرفته بود .:D

    گفتم اینجا بگم شاید مشکل کس دیگه هم بود و اینکه کسی برای بچه اش به این شکل نقاشی نکشه و هنگام یاد دادن نقاشی بچه رو کنار دست خودش بذاره
    >تاپیک...نقاشی برعکس!>پست چهارم

  8. 5 کاربر از پست مفید حسین پور تشکرکرده اند .

    حسین پور (پنجشنبه 12 آذر 88)

  9. #175
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    می پرسم... چه کار می کنی؟ می گویی... به آینده فکر می کنم! می پرسم.... آینده؟ می گویی.......................................... ... آ... آری کاش ی.... یک بار ن.... نشان بدهی د.... دوستم داری ه..... همین
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    دوستت دارم هایت را باور می کنم....... درست مثل امضای آخر نامه هایت.... که می گویی خون است ولی طعم آب انار می دهد..!!!


    :با اجازه نمی خوام لینکشونو بدم.....شرمنده...

  10. 2 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (جمعه 13 آذر 88)

  11. #176
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    فرشته مهربان نوشته :
    نکته ای را بنده قابل ذکر می دانم و آن اینکه چه در ارتباطمون با آدمهایی که بخواهیم و نخواهیم از ما تأثیر می پذیرند و چه در فعالیت در موقعیتهایی که عمومی است و از حاصل نگاه و تفکر و حتی برگزیده های ما بهره برداری می شود، در نظر گرفتن استانداردها در الفاظ مهم است .
    منظورم این نیست که نگاه شما چنینه ، بلکه منظورم اینه که اگر الفاظی که تعریف استانداردی که همه کس منظور دقیق آن را درک کند ( یا ما معنای آنرا به روشنی بیاوریم ) در رساندن پیام مدنظرمون ، به کار نبریم چه بسا بعضی ها را به اشتباه بیاندازیم .

    یادمه در بررسی زندگی و افکار سقراط به این نظر از وی برخوردم که خود نیز بدان رسیده بودم ، آن هم این که راه به صواب رفتن استدلال ( تفکر) اینه که الفاظ را با در نظر گرفتن معنی دقیق آنها به کار ببریم .


    کاربرد الفاظ و کلماتی که هر کسی برداشت خاصی می تواند از آن بکند ، به اعتقاد بنده منظور دقیق مد نظر ما را نمی رساند ، چون قطعاً قبول دارید که از بیان یک نظر پیامی را منظور می دارید که می خواهید به دریافت کننده برسد و اینگونه چه بسا پیام شما حتی به عکس هم برسد .

    در نظر گرفتن معنای استاندارد کلمات و الفاظ در تفکر و بیان امروزه آنقدر اهمیت دارد که حتی توجه به معنای مصطلح از لغوی هم مهم آمده ، یعنی در کاربرد الفاظ برای بیان منظور توجه به معنایی که در بین مردم مصطلح شده برای آن که مردم درست منظور را درک کنند قابل توجه است . شما حتماً شاهد موارد زیادی از الفاظ هستید که معنایی اثباتی دارند اما بنا به کاربردهای سلبی آن در طی زمانی مستمر بار معنایی آن در اصطلاح تغییر یافته . مثلاً کلمه ای مثل استعمار که در معنای لغوی به معنای طلب عمران و آبادانی است ، اما در معنای مصطلح آن ( چون زمانی مستمر به فریب به کار گرفته شده و قرینه با عکس معنای لغویش در عمل شده ) به معنی استثمار رواج یافته ( طلب عمران و آبادانی کجا و بهره کشی کجا ).
    تازه این گذشته ازآن است که ما داریم الفاظ مشترکی که در هر کدام از علوم مختلف بخصوص علوم انسانی و گاه فنی معنایی مخصوص و متفاوت از دیگری دارد که باید به آن توجه کرد ، مثلاً کمله " فصل " در فلسفه معنای جدا کننده و فاصله دهنده است ، اما در علوم زیست محیطی به معنای فصول سال است . و.... قص علی هذا
    http://www.hamdardi.net/thread-9583-post-93305.html#pid93305

  12. 2 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (چهارشنبه 25 آذر 88)

  13. #177
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهره
    نقل قول نوشته اصلی توسط faezeh
    سلام به همه ي دوستان خوبم در تالار همدردي

    مدتي است كه فكري ذهن مرا به خود مشغول كرده و آن اين است كه علت و ريشه غم هاي آدم ها چيست و چگونه مي توان آن را برطرف كرد ؟
    [/color]

    سلام
    حق با فائزه است. برای درمان رنجها و دردها و برای چاره ی غمها فقط باید دغدغه هایمان را بزرگ کنیم . اما چگونه ؟ به نظر من هر کس برای پاسخ به چگونه بودن باید به چرایی آن بپردازد. اصولا به تعداد آدمها برای هر مساله ای راه حلی وجود دارد. پس بیایید تک تک از دریچه ی نگاه خودمان به این سوال جواب دهیم و از تجربیات خود یکدیگر را بهره مند کرده و به سوالی که پرسیده شده نگاهی متفاوت داشته باشیم . سوالی در ارتباط با بودن . در مورد چگونه بودن ..
    واقعا من چگونه باید به چرایی خودم و چگونه بودنم بپردازم ؟

    تا آن جا که می دانم پیوند بودن من با هر جا که هستم و با هر جا که باید باشم با درون من ، آرمانها، خواستها و نیازهای من ارتباط مستقیم دارد.
    چرا من اکنون اینجا هستم؟ به دنبال چه و در جستجوی چه چیزی؟ شاید باید به گذشته برگردم و نیز نگاهی به اکنون خود داشته باشم:
    من. طاهره. 31 ساله. فرزند آخر خانواده. شاغل. مدرس دانشگاه ...

    واقعا به دنبال چه هستم ؟ و ... واقعا تاکنون در جستجوی چه بوده ام ؟ برای پاسخ به این گاهی در نقش یک پیرمرد پنبه زن با آهنگی موزون و ملایم پنبه های وجودم را ذره ذره زدم... گاهی علیرغم همه ی ترسها در درون گم و ناپیدایم سقوط آزاد کردم و ... نهایتا به این نتیجه رسیدم که برای یافتن پاسخ باید به چیزی فراتر از زندگی فکر کنم . بنابراین به زمانی رسیده ام که احساس کرده ام باید خودم را در لحظه ی مرگ تصور کنم و بدنبال ادامه ی « ای کاش » خودم در ان لحظه بدوم. ای کاش حسرت باری که معمولا در اخرین برق نگاه ملتمسانه ی آدمها به دنیا دیده می شود ... و پس از آن دویده ام به ان سوی مرگ و تلاش کرده ام بتوانم به آنچه از خود به جا گذاشته ام فکر کنم . به اینکه آیا اصلا چیزی از من باقی مانده است ؟ و اینکه آیا اگر میراثی از من باقی ست ، وزنی هم دارد ؟ و آیا وزن آن راضیم می کند ؟...؟....؟...؟

    نهایتا وقتی از سختی فکر کردن به این مرحله گذشته ام به آسودگی رسیده ام. به آرامش خیال. به سادگی . به دوست داشتن بی قید و شرط. به غایت زیبایی زندگی . به بی ارزشی آنچه که گاهی بیش از حد به آنها بها می دهم . به اینکه هیچ چیز ارزش آن را ندارد که بخواهم برایش له له بزنم ، ظلم کنم ، دروغ بگویم ، غصه بخورم ، دعوا بکنم، حقی را ناحق بکنم، حرص بزنم و ... و نهایت به طعم لذت بخش رضایت ، آرامش و ارزشمندی درون پی بردم ...
    تزریق تدریجی این حس در من تا حدودی باعث رهاییم شده است و شاید کمی سبکبالی . سیاستها ، کمبودها ، بازیها، رسم و رسومها ، قوائد، عادت ها ، مشکلات ، تنگناها ، قید و بندها ، پول ها ، خودخواهی ها، مقام ها ، شهرت ها ، .... تا آنجا رنگ باخته اند که من هر لحظه آماده ام تا با هر چه مرا به خودم می رساند یکی شوم.

    خودم؟ خود من چه می خواهد؟
    خود من می خواهد انسانی باشد با تمام برجستگی هایش. می خواهد شریف باشد ، اصیل و زنده. می خواهد مفید باشد و سازنده . می خواهد شاد باشد و پر انرژی . می خواهد تلاش گر باشد. قوی باشد و خستگی ناپذیر . امیدوار . عاشق زندگی و عاشق بودن.خود من می خواهد هر جا که هست موثر باشد و خشنود، حتی اگر در این دنیا نباشد....

    نمی دانم چقدر از این مسیر را درست رفته ام اما می دانم که شاید مسافر راهی هستم که اگر چه می دانم آرامگاه نهاییم کجاست اما پیش رویم راهها و کوره راههای متعددی می بینم که ورود به هر کدام حجمی از رفتن و رنگی از بودن را برایم رقم خواهد زد ... پس اماده ام تا نگاه جستجو گر و تشنه ام را با مسیری گره بزنم که مرا بیش از هر چیزی به خودم رهنمون کند ... و معیار من برای سنجش آنچه می بینم دلم و توامان عقلم خواهد بود... فقط هیچ وقت دلم نخواسته در جایی قرار بگیرم که مرا از خودم دور کند و ترسیده ام از اینکه سادگیم با آلوده شدن به آنچه بی اهمیتش می خوانم بیمار شود .... و این همواره برای من ترس بزرگی بوده است .


    چاره ی غمها ،ناچیز شمردن آنهاست. رنجهایی که علیرغم ظاهر بزرگ و پر مساله ، کوچک و ناپایدارند . آنقدر که می توان با کمی تامل آنها را با آرامشی سراسر درونی معاوضه کرد ... به اعتقاد من قدرت انسان بیش از هر غم و درد و رنجی ست . فقط باید این را باور کرد.


    http://www.hamdardi.net/newreply.php?tid=7820&pid=93376

  14. 4 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (سه شنبه 17 آذر 88)

  15. #178
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    مامفرد عزیز


    این نکات را خوب توجه کن ، تا اول درونت به احساس آرامش و رضایت برسه ، بعد برای رسیدن به خواسته هات از همسرت گامهای بعدی رو برداری .

    1 – برنداشته های زندگیت و بین خود وهمسرت تمرکز نکن ، ذهنت را بر داشته هایی که می تونست نباشه متمرکز کن و به خاطرش شکرگذار باش و احساس رضایت را در قلبت بارور کن .

    2 – نکات مثبت برجسته همسرت را ( که خیلی می پسندی ) در نظر بیار و مواردی از آنچه دلت می خواهد برات داشته باشه را هم در نظر بگیر و با خودت فکر کن آیا حاضر بودی اون ویژگیهای به نظرت عالی را نمی داشت و به جاش اونچه انتظار داری را می داشت ؟؟
    مثلاً :
    • مسئولیت پذیر نبود ، سلامت نداشت ، مجبورت می کرد درآمدت را تحویل او بدهی و یا تعین تکلیف می کرد که چه جور و کجا خرجش کنی ، اهل خیانت بود ، و... و .... و .....


    3 – نگاه و نظرت را از این که همسرت بی مهر است و دوستت نداره و... دور کن و با مطالعه و مشورت ، شناختت از تفاوتهای فردی و جنسیتی و فرهنگی زن و مرد و خود و همسرت را بالا ببر تا برات مشخص و روشن بشه که آنچه از او به عنوان کوتاهی و بی تفاوتی می بینی ، تنها تفاوتهای شخصیتی ، تربیتی و فرهنگی است ( روش متفاوتش در نشان دادن مهرو علاقه با توجه به آنچه از او بیان کردی کاملاً بیانگر همینه ) .

    4 - به خودت آرامش بده و از اینکه سلامتیتون حاصله ( می تونست نباشه ) و کم و کسری از نظر اقتصادی و اجتماعی ندارید و ...... خیلی نعمتهای دیگری که در زندگی دارید ، احساس رضایت و نشاط داشته باش ، و فکر کن اگر اینها نبود چی ؟؟!!! به قول دیل کارنگی درهر موقعیتی فکر کن بدتر از این چی می تونست باشه ( تصور کن ) و خوشحال باش که بدتر از این نیست .

    5 –احساس و عواطفت را نسبت به همسرت از حس دلخوری و رنجیدگی به احترام و درک و پذیرفتنش همانطور که هست تغییر بده .

    6 – عاشق شو :
    عاشق همسرت بشو ، واقعیت اینه که عاشق همسرت نیستی ، دوستش داری ، بهش وابسته هستی ، اما عاشقش نیستی ،

    از نشانه های عاشق بودن اینه :

    • عاشق از عشق خودش نسبت به معشوقش چنان سرمسته و لذت می بره که زمزمه اش این خواهد شد :
    جفایت با وقایت هردو نیکوست
    تفاوت کی کند چون دارمت دوست

    • واقعیت اینه که اغلب ماها عاشق معشوق بودنمون هستیم ،و تصور می کنیم عاشق معشوقمونیم ، یعنی از اینکه عاشقمون باشند لذت می بریم ( و فکر می کنیم عاشق طرفمون هستیم ، در حالی که در واقع عاشق خودمونیم ) و برای همین انتظار توجه از معشوق داریم و اگر حس کنیم توجهی نیست دلخور ومغموم می شویم ( و عشق هم نسبت به فضائل ایجاد میشه و عاشق چنان شیفته فضائل معشوقشه که هر چه از او می بینه خوبیه و دیده نمی آلاید به بد دیدن ) ، این که هر لحظه می خواهیم مطمئن بشیم طرفمون دوستمون داره یا نه ، نشان عشق ما به محبوب و معشوق بودن خودمونه ، به عبارتی ، پای " من " وسطه نه " او" . در حالیکه عشق حقیقی برعکس اینه ، به قول حافظ :
    هر چه کردم به چشم کرمش زیبا بود

    برای عاشق حقیقی این وجود معشوقه که مهمه ، حتی فراق هم براش زیبایی خاص خودش رو داره .

    شاید اونچه گفتم ، غریب باشد و عاشقانی چنین اندک ( اما هرچه هست واقعیته ) .
    پس :
    عاشق شو گر نه روزی ، کار جهان سر آید

    مامفرد عزیز :
    عشق راه میان بر خوبی برای شماست ، با عشق ، بند های 1 تا 5 ، خود به خود محقق میشه .

    ** واقعا توصیه های فرشته مهربانم در بالا برای هر فردی گره گشاست ......
    احسنت....




    **مامفرد و مشکلاتش...



  16. 2 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (چهارشنبه 25 آذر 88)

  17. #179
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 14 شهریور 05 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    328,739
    سطح
    100
    Points: 328,739, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل


    داشتم فرت و فرت مطلب دانلود میکردم برا این تاپیک اما در این لحظه برای خودم اتفاقی افتاد که فکر کردم خالی از لطف نباشد اینجا عنوان کنم ( به جان خودم عین حقیقته):
    آقای ما که از صبح علی الطلوع زده بودند بیرون تا قوتی به کف آرند و خلاصه برای خاطر خانواده تنشان را به رنج افکنده بودند، الان زنگ زدندبه موبایل بنده و از من پرسیدند: "عزیزم شماره تلفن خونه چنده؟" و پس از آنکه بنده کلی پای تلفن ایشان را خنداندم و سر به سرشان گذاشتم و جوک تعریف کردم! چون فکر میکردم که ایشان نیز در حال جوک گفتن هستند! تازه دوزاری حقیر افتاد که نه راستی راستی ایشون شماره تلفن خونه شو که روزی n مرتبه زنگ میزنه یادش رفته! حالا هی از ایشون اصرار برا گرفتن شماره تلفن هی از بنده انکار، آخرشم شماره رو ندادم تا ادب شود هر آنکه نتواند به یاد بسپارد!
    حالا خانمهای تالار هی اشک بریزین که چرا آقایون سالگرد ازدواج و ... را یادشون میره! بابا اوضاع وخیم تر از این حرفهاست.
    آقای سنگتراشان اینهم نتیجه مشاوره!

  18. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 21 مهر 90)

  19. #180
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 14 شهریور 05 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    328,739
    سطح
    100
    Points: 328,739, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: نت برداری از همدردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل

    12_يك انتقاد يا تذكر كلي به اعضا يا تالار
    اینکه اگر کسی با حال خراب به تالار میاد و مشکلی داره که برا اون آدم واقعا اون مشکل جدیه، چنانچه خلاف میل و سلیقه خودشون میبینند فوری جبهه نگیرند.

  20. 8 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 21 مهر 90)


 
صفحه 18 از 31 نخستنخست ... 8910111213141516171819202122232425262728 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.