به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 19 از 30 نخستنخست ... 91011121314151617181920212223242526272829 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 300
  1. #181
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    سلام اقای مدیر همدردی سو ا ل از شما
    1ـ به نظر شما در زندگی مجردی باید چه چیز بیاموزیم
    2ـ چه مطلب یا پستی در تالار برای شما خنده داربود
    3ـ میزان علم و منطق معنویات چه قدر است
    4ـ زییاترین شکل دوست داشتن و ابرا ز محبت چی می تونه باشه
    5ـ چه خواننده موسیقی دوست دارید

    امیدوارم همیشه موفق باشیدعیدتان مبارک

  2. 12 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (جمعه 11 فروردین 91)

  3. #182
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    1-نحوه اشناییتون رو با خانومتون خیلی مفصل ریز به ریز جزء به جزء تعریف کنید.با اب و تاب باشه لطفا.:)

    2-یکی از عشقولانه ترین خاطراتتون با همسرتونو تعریف کنید.

    3-چی شد که به فکر ایجاد تالار همدردی افتادین؟کلا نحوه ایجاد اینجا رو توضیح بدین.

    4-چقد تو خونه با بچه هاتون (راستی گفتین چندتا بچه داشتین و چند سالشون بود؟:)) و خانومتون درباره مباحث روانشناسی صحبت میکنید؟

    5-یکی ازخصوصیات خوب و بدتونو بگید.

    1 - هنوز اون موقع مشاور نبودم. یه چک لیستی داشتم که معیارهای اولیه ام در آن بود.
    مثلا سن، تحصیلات، موقعیت خانواده، شغل و سایر شرایط دختر خانم....
    بعد توسط این چک لیست به کمک دوستان، اقوام، آشنایان ، خانواده شروع به مورد یابی کردم.
    بعد هر مورد که معرفی می شد، جلو می رفتم. اولین فاکتور هم این بود که وقتی همدیگر را دیدیم از هم فراری نباشیم. یعنی جذبه اولیه را برای هم داشته باشیم.
    بعد هم چک لیست معیارها و بررسی آنها بود. که بررسی می کردیم. تصور می کنم 2 تا 3 سالی طول کشید. و بالاخره یافتمش.
    راستی 20 سالم تمام شده بود که ازدواج من هم انجام شد.
    گفتنی هست بررسی هایم در مورد خانمم خیلی طول کشید ، اما بنده فقط نیم ساعت با او حضوری صحبت کردم که کفایت جلسه را اعلام کردیم.


    2 - او همیشه اگر تصور کند که من به چیزی علاقمندم همان کار را می کند.
    نمره او نسبت به بنده مثل نمره 8 به 20 می باشد. هر چه را که من اعتقاد دارم باید باشیم، او هست.

    3 - این مورد را به تفصیل در تالار توضیح دادم دوستان اگر لینکش را پیدا کردند اینجا قرار دهند.

    4 - بیشتر در خلال کارها ممکن است عملا صحبتی بشه. اما یادم می آید دخترم وقتی کلاس اول ابتدایی بود به بچه های کلاس مشاوره می داد. و همچنین هر کجا بحث روانشناسی و مشاوره و از این حرفهاست از تکراری بودن آن گلایه دارند

    5 - خصوصیت خوبم احساساتی هستم. خصوصیت بدم احساساتی هستم

  4. 18 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (جمعه 11 فروردین 91)

  5. #183
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدابراهیمی
    سلام اقای مدیر همدردی سو ا ل از شما
    1ـ به نظر شما در زندگی مجردی باید چه چیز بیاموزیم
    2ـ چه مطلب یا پستی در تالار برای شما خنده داربود
    3ـ میزان علم و منطق معنویات چه قدر است
    4ـ زییاترین شکل دوست داشتن و ابرا ز محبت چی می تونه باشه
    5ـ چه خواننده موسیقی دوست دارید

    1 - همان چیزی که باید در زندگی متاهلی هم بیاموزیم.

    2 - یک مورد پ ن پ بود که اولین بار baby گذاشته بود. خیلی برام خنده دار بود.

    3 - خیلی هست.

    4 - اینست که فرد بدون اینکه بداند چقدر دوستش داری عملا برای موفقیت دائمی او برایش فعالیت کنی.

    5 - خیلی اسمشون برام مهم نیست. بیشتر محتوا شعرها برایم مهم هست. لذا خیلی خواننده ها را گوش دادم و دوست دارم.

  6. 18 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (چهارشنبه 20 اردیبهشت 91)

  7. #184
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    سلام و پیشاپیش عیدتون مبارک

    1- اطلاعات شغل حرفه ایتون رو چقدر در زندگی خصوصیتون به کار می گیرید؟
    2- چند بار در هفته میرید حرم حضرت معصومه (س)؟( دعا برای ما یادتون نره)
    3- همسرتون به شغل شما حساسیت ندارند؟ ایا شما در این زمینه مدیریت خاصی انجام میدید؟
    4- تا حالا شده به مراجعانتون پیشنهاد طلاف بدید؟
    5- به نظر شما هدف اصلی از ازدواج چیست؟

    ممنون از وقتی که می ذارید.

    1 - خیلی خیلی زیاد. شاید بگویم آنچه که نظر شخصیتی یا تربیتی بودم شاید تا 180 درجه با آنچه اکنون هستم متفاوت هست. به خاطر همین همیشه به تغییرات خوش بین هستم.

    2 - جوابم به جز شرمندگی نیست.

    3 - اصلاً و ابدا، الحمد الله درک عالیست.

    4 - یادم نمی آد. این کار را کرده باشم.

    5 - ایجاد تسهیلات و شرایطی برای بهتر زیستن و رشد کردن.در واقع تسکین و آرامشی برای انسان بودن



  8. 17 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (جمعه 11 فروردین 91)

  9. #185
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    به به به به به! خیاط در کوزه افتاددددددددددد (با ریتم خنده بازار بخونید: مدیر مدیره...آق مدیره....مدیر مدیره...)

    خووووووب بذار ببینم چی بپرسم:P

    البته قبل از سوال یک چیزی به ذهنم رسید: شما فرمودید یک دو سه سالی تحقیق کردید (البته با یک چک لیست راه افتادید دنبال همسر جان یابی) بعد تازه وقتی ازدواج کردید حدودا بیست سالتان بود

    و اما سوال

    1. این یک سواله در مورد مطلب بالا که خوردش کردم به سوالت کوچک تر: به نظر شما 17 سالگی سن مناسبیه برای انتخاب معیارهای ازدواج؟ شده طی این سالهایی که به بلوغ بیشتری رسیدید و سنتون بالاتر رفت و تحصیل کردید و روانشناس شدید و خلاصه پخته تر شدید، فکر کنید که ای کاش معیارهای دیگه ای رو هم لحاظ کرده بودم؟ یا اصلا ای کاش دیرتر ازدواج کرده بودم؟ گفته بودید از معیارهاتون: سن، تحصیلات و شغل بوده. منظورتون از سن این بود که ایشون مثلا از چه سنی بالاتر یا پایین تر نباشند برای یک آقا پسر گل 17 ساله؟ یک دختر خانمی که قرار بود همسر یک پسر 17 ساله بشه (الهی بگردم) قرار بوده مثلا چه شغلی داشته باشه؟ یا تحصیلاتش در چه حدی باشه؟ یا نباشه؟ چی شد که یک پسر 17 ساله فکر کرد میتونه زن بگیره و یک خانواده را اداره کنه؟ و بالاتر از اون چی شد که کل "دوستان، اقوام، آشنایان" برای این گل پسر 17 ساله بسیج شدند که همسر بیابند؟ نکنه شیطون بودین؟

    2. برای بچه هاتون ترجیح میدید توی چه حدود سنی ازدواج کنند؟ از چه سنی پایین تر یا بالاتر نباشه؟ اگر خدایی نکرده زندگیشون به مشکل بخوره چی باید بشه که بشهون توصیه طلاق رو بکنید؟



    3. اگر یک روز نگاه کنید ببینید تمام تصمیمات زندگی رو خانمتون داره میگیره و قبل از اینکه به شما بگه همه برنامه هاشو میریزه و کارهاشو با مردم هماهنگ میکنه و خلاصه شما رو در تصمیم گیریهای مهم زندگیتون نمیبینه و عملا نهایت لطفی که به شما میکنه این باشه که مثلا غذا پختن به میل شما باشه ، یا حرفهای قشنگ عاشقانه تحویل بده و....ولی در عمل حس کنید کنار گذاشته شدید. هی راهکار و مهارت زندگی بکار ببندید، نوچ! هی بگید بگید بگید زبونتون مو در بیاره باز هم نووچ! و ایشون در نهایت عشق و مهربانی کار خودش رو بکنه، شما چیکار میکنید؟ صبوری میکنید؟ تقاضای طلاق میدید؟ گریه میکنید و دعا؟ میرید پیش یه روانشناس خبره؟

    4. جواب سوال بهار رو که پرسید چند تا بچه دارید ندادید؟ چقدر سعی میکنید در ارتباطتتون با همسر و فرزندان، خواستهای اونها را عقب بندازید که مثلا مهارت صبر را در آنها تقویت کنید (همین بلایی که سر بچه های تالار میارید) اگر جرات همچین کاری را با مهربان همسر و فرزندان پیدا کرده اید اونها چه عکس العملی در برابر این حرص دادنها دارند؟

    5. شده تا حالا دلتون خیلی بگیره؟ مثال بزنید که مثلا چه مواردی بوده؟ وقتی دلتون میگیره، میشکنه چیکار میکنید؟

    ببخشید من همین الان با تذکر آیین نامه ای محمد ابراهیمی گل فهمیدم که باید حد اکثر 5 سوال بپرسم. سریع سوالاتمو جمع و جور کردم. ولی این رسمش نمیشه که! 5 تا سوال خییییییییییییییییییلی کمه!

  10. 15 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (جمعه 11 فروردین 91)

  11. #186
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    جناب مدیر تلگرافی جواب میدی؟!خوب یه کم بیشتر توضیح بدین با کلی ذوق اومدیم سوال پرسیدیم.مدیرمون بعد عمری نشسته رو صندلی داغ

    ممنون.

  12. 10 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (جمعه 11 فروردین 91)

  13. #187
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 شهریور 91 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1390-9-27
    نوشته ها
    228
    امتیاز
    1,858
    سطح
    25
    Points: 1,858, Level: 25
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    514

    تشکرشده 500 در 163 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    سلام خدمت مدیر عزیز ودوستداشتنی
    من زیاد سوال ندارم.
    1چند سال سن دارید.
    2کار اصلی تون چی هست.فقط همین تالاره .یا این یه وسیله ای برای کمک به دیگرانه.
    3امسال عیدی به بچه های تالار چی میدی. منکه شاررژ میخوام
    4دوست دارید یه سمینار بر پا کنید همه بچه های تالار رو دوره هم جمع کنی باهم آشنا بشن.
    5چطورشد که جرقه به ذهنتون افتاد این تالار را برپاکردید.
    6چرا رنگ سبز استفاده میکنیدو شما سید هستیدآخه من اینجور حس کردم.
    7شما روحانی هستی.

  14. 12 کاربر از پست مفید کبوتر تشکرکرده اند .

    کبوتر (جمعه 11 فروردین 91)

  15. #188
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 بهمن 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-2-30
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Social1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    3,824

    تشکرشده 3,762 در 695 پست

    Rep Power
    78
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    سلام

    نازنین جان دیروز داشتم به این فکر می کردم که یعنی میشه آقای مدیر بشینه روی صندلی وقتی امروز متوجه حضور آقای مدیر شدم باورم نمی شد که این فکرم به حقیقت تبدیل شده....

    آقای مدیر چی شد اومدید نشستید رو ی صندلی ... ولی خیلی حیف شد که 5 تا بیشتر نمی تونیم هیزم بیاریم.....

    بزرگترین امتحان زندگیتون چی بوده ؟ موفق شدید یا شکست خوردید ؟
    چه کاری رو خیلی دوست دارید انجام بدید ولی نمیتونید ؟
    کدوم کار بوده که بعد از انجامش کلی پشیمون شدید ؟
    به نظرتون پول تو زندگی آدما چقدر نقش داره ؟
    چرا هرکی بیشتر خوبی میکنه بیشتر بدی میبینه ؟!!!


    ممنون که وقت گذاشتید و جواب سوالها رو دادید
    برایتان سالی پر از خیر و برکت را آرزومندم



  16. 11 کاربر از پست مفید چشمک تشکرکرده اند .

    چشمک (جمعه 11 فروردین 91)

  17. #189
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    1. این یک سواله در مورد مطلب بالا که خوردش کردم به سوالت کوچک تر: به نظر شما 17 سالگی سن مناسبیه برای انتخاب معیارهای ازدواج؟ شده طی این سالهایی که به بلوغ بیشتری رسیدید و سنتون بالاتر رفت و تحصیل کردید و روانشناس شدید و خلاصه پخته تر شدید، فکر کنید که ای کاش معیارهای دیگه ای رو هم لحاظ کرده بودم؟ یا اصلا ای کاش دیرتر ازدواج کرده بودم؟ گفته بودید از معیارهاتون: سن، تحصیلات و شغل بوده. منظورتون از سن این بود که ایشون مثلا از چه سنی بالاتر یا پایین تر نباشند برای یک آقا پسر گل 17 ساله؟ یک دختر خانمی که قرار بود همسر یک پسر 17 ساله بشه (الهی بگردم) قرار بوده مثلا چه شغلی داشته باشه؟ یا تحصیلاتش در چه حدی باشه؟ یا نباشه؟ چی شد که یک پسر 17 ساله فکر کرد میتونه زن بگیره و یک خانواده را اداره کنه؟ و بالاتر از اون چی شد که کل "دوستان، اقوام، آشنایان" برای این گل پسر 17 ساله بسیج شدند که همسر بیابند؟ نکنه شیطون بودین؟
    سلام
    1 - من فکر می کردم و می کنم که تنها بسنده کردن به سن شناسنامه ای افراد را به خطا می اندازد.
    خودآگاهی ، مهارتهای لازم زندگی و بلوغ های مختلف لزوما برای همه کس ، همبستگی مستقیم با سن ندارد.
    البته شاید اکثر دختران یا خانواده دخترانی که به بنده جواب نه می دادند، همین طور که در جامعه رایج هست و شما هم تحلیل کردید ، بنده را بررسی کردند.
    من تصور می کنم که می توانیم پتانسیل های ازدواج را از سنین پیش دبستانی و حتی دبستان در فرزندانمان بیابیم. من پسرم 13 سالش هست. اگر بسیار سخت گیرانه برخورد کنم او هم اکنون از 20 نمره بیش از 15 نمره لازم برای ازدواج را دارد. و حتی اگر ضرورت پیدا کند، همین امروزه هم می تواند حتی مسائل اقتصادی را اداره کند.
    مهم دیدگاه آدمها به زندگی هست. بگذریم..... این مهم را نمی توان در اینجا باز کرد. چون سوء تفاهمات را می افزاید.






    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    2. برای بچه هاتون ترجیح میدید توی چه حدود سنی ازدواج کنند؟ از چه سنی پایین تر یا بالاتر نباشه؟ اگر خدایی نکرده زندگیشون به مشکل بخوره چی باید بشه که بشهون توصیه طلاق رو بکنید؟
    2 - در سئوال اول جواب دادم. به خاطر توانمندی هایی که در مورد اداره زندگی دارند. اختیار با خودشان هست. اما اگر طالب رنج بیشتر نباشند می توانند با قبولی در دانشگاه ازدواج کنند. اما چون فلسفه رنج برایشان حل شده هست. ممکن است قبل از ادامه تحصیل، هم اگر احساس نیاز کنند، زمینه لازم را برای ازدواجشان را فراهم کنند.
    بنده آگاهی های لازم را با دیگران از جمله فرزندانم در میان می گذارم. تصمیم در مورد ازدواج یا طلاق به عهده خودشان هست.











    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل

    3. اگر یک روز نگاه کنید ببینید تمام تصمیمات زندگی رو خانمتون داره میگیره و قبل از اینکه به شما بگه همه برنامه هاشو میریزه و کارهاشو با مردم هماهنگ میکنه و خلاصه شما رو در تصمیم گیریهای مهم زندگیتون نمیبینه و عملا نهایت لطفی که به شما میکنه این باشه که مثلا غذا پختن به میل شما باشه ، یا حرفهای قشنگ عاشقانه تحویل بده و....ولی در عمل حس کنید کنار گذاشته شدید. هی راهکار و مهارت زندگی بکار ببندید، نوچ! هی بگید بگید بگید زبونتون مو در بیاره باز هم نووچ! و ایشون در نهایت عشق و مهربانی کار خودش رو بکنه، شما چیکار میکنید؟ صبوری میکنید؟ تقاضای طلاق میدید؟ گریه میکنید و دعا؟ میرید پیش یه روانشناس خبره؟
    3 - این اگرتان مشکل داره.
    اگر بنده چنین خانمی را انتخاب کرده ام. حتما در کنار این روشهای اشتباهش ، بسیاری اخلاق و صفات مثبت داشته است که من انتخابش کرده ام. پس سعی می کنم با توجه به همان مثبت هایش با او زندگی کنم و با جذبی که از او به عمل می آورم اورا در تعامل با خویشتن میانه رو خواهم کرد.
    اما اگر در نهایت چنین نکند، من آنقدر وابسته نیستم که با اشتباهات او از پا در بیایم، دنیای من بسیار بسیار بزرگتر از این است که همه چیزم همسرم باشد.
    اگر او چنین کند بیشتر به خودش آسیب می زند، پس من همدردی کرده و جراحات آسیب او را به عنوان همسر مرحم می گذارم. کلا من آدم منفعلی نیستم تا با تغییرات همسرم تغییر کنم. روش صحیحی را انتخاب می کنم و به کار می گیرم. حالا اگر همسرم خود را اصلاح کرد، به آرامش می رسد، اما هر آدمی ممکن است نخواهد روش صحیحی داشته باشد. پس بیشترین آسیب را به خود می رساند.
    تجربه و علم به من می گوید اگر خودم درست باشم، کم کم همسرم یا درست می شود یا به من آسیبی نمی تواند برساند.








    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    4. جواب سوال بهار رو که پرسید چند تا بچه دارید ندادید؟ چقدر سعی میکنید در ارتباطتتون با همسر و فرزندان، خواستهای اونها را عقب بندازید که مثلا مهارت صبر را در آنها تقویت کنید (همین بلایی که سر بچه های تالار میارید) اگر جرات همچین کاری را با مهربان همسر و فرزندان پیدا کرده اید اونها چه عکس العملی در برابر این حرص دادنها دارند؟
    4 - بالفعل3 و بالفعل و بالقوه با هم 5 تا
    الحمدالله در زمینه صبر مشکل نداریم.
    به غیر از یکی از فرزندانم (که هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده )بقیه از این روش راضی بوده و به خاطر نتایج لذت بخش آن، کاملا آن را درونی کرده اند.
    همسر هم که نگو!!!
    عصاره قدرت و صبر را در هم دارد. او خودش مرا به صبر وا می دارد








    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    5. شده تا حالا دلتون خیلی بگیره؟ مثال بزنید که مثلا چه مواردی بوده؟ وقتی دلتون میگیره، میشکنه چیکار میکنید؟
    5 - خیلی زیاد، تا دلتون بخواد. وقتی می بینم کسانی به خاطر نقاط قوتم ملامتم می کنند و باهام بد رفتاری می کنند و به خاطر نقاط منفی و ضعفی که دارم و آنها متوجه نیستند تشویقم می کنند
    راز و نیاز می کنم.


  18. 13 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (چهارشنبه 20 اردیبهشت 91), بی دل (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  19. #190
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری هشتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کبوتر
    سلام خدمت مدیر عزیز ودوستداشتنی
    من زیاد سوال ندارم.
    1چند سال سن دارید.
    2کار اصلی تون چی هست.فقط همین تالاره .یا این یه وسیله ای برای کمک به دیگرانه.
    3امسال عیدی به بچه های تالار چی میدی. منکه شاررژ میخوام
    4دوست دارید یه سمینار بر پا کنید همه بچه های تالار رو دوره هم جمع کنی باهم آشنا بشن.
    5چطورشد که جرقه به ذهنتون افتاد این تالار را برپاکردید.
    1 - 42 سال
    2 - کار اصلی من مشاوره هست، و تالار هم یکی از زیرمجموعه های آن است.
    3 - میزان شارژ را نصف کردیم.
    4 - نه ، با اهداف تالار مغایر هست. قبلا در تاپیکی مفصل دلایلش را قید کردیم.
    5 - به این سئوال قبلا جواب داده شده است. فکر کنم در تاپیک «چگونه با تالار همدردی آشنا شدی»، توضیح داده ام.

  20. 13 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (چهارشنبه 20 اردیبهشت 91)


 
صفحه 19 از 30 نخستنخست ... 91011121314151617181920212223242526272829 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.