سلام ممنون از همتون دوستای عزیزم نازنین ،نادیا و محمد که راهنماییم کردین

تصمیم گرفتم من دیگه هیچ تماسی باهاش نگیرم و ایشون اگر خواستن تماس بگیرن یه صحبت معمولی کنیم تا وقتی که اقدام به ازدواج با من بکنند...
من با اون پسر که باهاش آشنا بودم رابطم قطعه.دراون موردم بهش گفتم یعنی خودشم می دونست چون مارو چند بار که باهم صحبت می کردیم دیده بود واقعیتو بهش گفتم فردا نگه چرا بهم دروغ گفتی. چون دوسش دارم نمی خوام پنهون کاری کنم . به همه چیز فکر کردم که اون عاشق یکی دیگه بوده چند روزی با خودم کلنجار می رفتم اول نمی تونستم قبول کنم یعنی خود منم عاشق شدم دیگه با این حال بازم نتونستم عشقمو فراموش کنم حتما اونم نمی تونه اون کسی رو که عاشقش بوده فراموش کنه
ولی با خودم گفتم انقدر بهش محبت می کنم انقدر بهش خوبی می کنم تا باورم کنه . البته اون زجرایی که از عشقش کشیده بود رو هر کسی بود نمی تونست تحمل کنه ولی به خوبی ازش متنفر شد . روحیه خیلی قوی داره .
قضیه محرم گفتین راستش من اصلا تابحال نتونستم تو چشماش صاف نگاه کنم اونم همینطور . موقع صحبت کردن خیلی از هم فاصله می گیریم . خودم بهشون گفتم حدالامکان کمتر همدیگه رو ببینیم . تاموقعی که ایشون اقدامی بکنن ...
کار درستی می کنم؟!
علاقه مندی ها (Bookmarks)