به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    سلام mohat
    خوش آمدید
    من نظرات مشورتی دوستانی که به شما پاسخ داده بودند مطالعه کردم.. فوق العاده بود.
    و خیلی قشنگ ابعاد مسئله را توضیح داده بودند.

    شما الان به 2 راهنمایی نیاز دارید.
    یکم: اولی که کم اهمیت تر ولی عملیاتی تر هست، وضعیت فعلی شما هست. که چه کار کنید.
    دوم: بینش و مهارت در زندگی که بسیار اساسی هست و برای دوام زندگی شما نیاز است و تصمیم گیری در بند یک هم به این بستگی دارد که شما چه تصمیمی در بند دوم داشته باشید.

    توضیحاتی جهت بند 2 که می تواند در تصمیم گیری بند یک هم تاثیر بگذارد:
    من فعلا به سهم این آقا در این مشکل کاری ندارم، چون اکنون با شما سخت می گویم ، به سهم شما می پردازم.
    دیدگاه شما همانطور که اشاره کردید تحت تعالیم فیمنیستی قرار دارد( نه اینکه فیمنیست هستید)، و جالب اینست که ابتکار این تعالیم را مرد سالاران مدرن پی ریزی کردند و زن سالاران مدرن به عنوان مجری و گستراننده آن دامان زدند. و البته نتیجه کلی نصیب کارفرماها که همان مرد سالاران دنیای نوین هستند، می شود.
    اگرچه چنین تعالیمی روی حقوق خانمها پافشاری می کند، اما برآیند اساسی آن سودی هست که نصیب آقایون می شود.
    ( اجازه بدهید من این بحث را که بسیار اساسی هست، و اتفاقا فهم آن به صورت اصولی گره مشکل بینشی شما را در زندگی حل می کند ، رها کنم. چرا که چیزی نیست که در چند خط بتوانم آن را روشن کنم، اتفاقا شاید مورد بازخواست و مجادله بسیاری در این تالار شود)

    در نقطه مقابله این تعالیم مرد سالاری سنتی هست. که ریشه در فرهنگ نه فقط ما ( که در همه دنیا دارد.)

    حالا اگر شما با فرض مفاهیم نظری و به ظاهر منطقی این تعالیم در زندگی وارد شوید، یعنی دیدگاهی غیر عملیاتی و ایده آل گرایانه را می خواهید به اجرا بگذارید.
    یک مثال:
    مگر منطقی نیست که :
    افراد راستگو باشند.
    افراد متعهد باشند
    افراد با انصاف باشند
    افراد منطقی و با استدلال باشند
    افراد به دیگران احترام بگذارند.
    افراد وفادار باشند
    افراد مسئول باشند
    افراد منعطف باشند
    افراد دلسوز باشند
    افراد دوراندیش باشند
    افراد خطا نکنند.
    .
    .
    .
    .
    پس حال اگر در دنیای واقعی به معنی کلمه چنین فردی را یافتید سلام مرا بهش برسون و بگو تو خیلی تکی، خدا کنه که خواب نباشم...

    حالا متوجه می شوید که درست بودن و منطقی بودن افکارمان یک بحثی هست، و اینکه این جامه زیبای منطقی به تن فردی در زندگی واقعی اندازه باشه، بحث دیگری ...

    اگر شما دنبال یک فرد مسئول، منعطف، منطقی و .....، به معنی واقع کلمه و صد در صد می گردید، در واقع دارید ریشه مشکلات خود را تحکیم می کنید.

    التبه این خاص شما نیست.
    فرض کنید از آنطرف یک زن بسیار سنتی مذهبی باشد و حقوق خود را صرفا یک جانبه از مذهب بیرون بکشد.
    صبح که از خواب پا میشه به آقا می گوید
    اسلام گفته من در خانه نیاز نیست کار کنم....
    اگر کار کردم هزینه اش را باید بدهی...

    اسلام گفته شوهر نمی تواند زنش را به شیر دادن همسرش مجبور کند، پس من این کار نمی کنم.

    از آن طرف هم یک مرد به ظاهر مذهبی به همسرش بگوید:
    تو اجازه نداری از خانه بیرون بروی و به مادرت سر بزنی ، چون اسلام اجازه خروج از منزل را به من داده ....


    تمام این مشکلات اینست که ما رفتیم سراغ مسائل حقوقی ، منطقی و مرزهای قرمز....
    اما چارچوب خوشبختی خانواده نه در لب این مرزها که کاملا درون این مرزها هست..

    انرژی خانواده ها باید متوجه مسائل عاطفی خانواده شود....
    اگر این آقا تمایل به آن دختر خانم پیدا کند.... شاید توجه به همین نیاز است....

    مسائل مالی و حقوق و ... وقتی ریشه می گیرد که دو نفر با دید بدبینانه و معامله ای به زندگی نگاه می کنند.

    اصلا چرا باید در زندگی همسر جدا از دل ما باشد که احساس کنیم افسار ما دست اوست....
    چرا نباید بگوئیم:

    ریسمانی بر گردنم افکنده دوست
    می کشد هر جا که خاطر خواه اوست...

    و بد بابت این ریسمان محبت آمیز کلی قند توی دلمون آب بشه...

    حالا اگر دیدگاه اساسی زندگیت را انتخاب کردی و نمی خواهی تغییری در آن دهی، نمی خواهی بعضی وقتها از حقوقت بگذری، نمی خواهی ، بعضی وقتها بی مسئولیت شوهرت را صبورانه و مهربانه تحمل کنی، یا نمی توانی نسبت به خطاهای بزرگ شوهرت با گذشت رفتار کنی... و پیگیر حق و حقوق و ... هستی جواب بند یک طلاق هست. یعنی باید تو هم مانند او از این طرف بکشی .... تا وقتی که این مودت و ارتباط پاره گردد. ( نکته مهم اینست که نباید تصور کنی، بعدا با شخص دیگری با این طرز نگرش زندگی آرامی خواهی داشت، چرا که چنین دیدگاهی کلا آرامش بخش نخواهد بود، اما اگر زندگی مجردی را در دستور کار داری، می تواند تا حدودی اقناعت کنه)

    اما اگر تصمیم گرفتی که تغییرات اساسی در نگرش و سبک زندگی خودت داشته باشی. نیاز به زمان زیادی هست. اما در کوتاه مدت باید از حقوقی اساسی خود صرفنظر کنی، و ارتباط مجددی با او پیدا کنی و سعی کنی از منطقت در جهت حل این مشکل کمک بگیری... پیشنهاد می شود به او پیشنهاد مشاوره حضوری با یک مشاور خانواده را بدهی...
    و صحبتهای طاهره هم را در نظر بگیر.... مارک فیمنیست بودن را از خود بردار...
    تریپ محبت
    عشق
    و سعه صدر در راه زندگی را مشق کن....

    (سوء تفاهم نشود، من اصلا کارهای شوهرت را تائید نمی کنم، او هم به غایت دچار مشکل است، اما تو مراجع من هستی و من به تو مشاوره دادم و سهم شما را یاد آوری کردم)

  2. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 دی 92 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1386-12-06
    نوشته ها
    203
    امتیاز
    5,805
    سطح
    49
    Points: 5,805, Level: 49
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 145
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    181

    تشکرشده 204 در 87 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    یکی از شروط موفقیت در زندگی اینه که دو طرف منیت ها رو کنار بگذارند و به "ما" فکر کنند
    من از حرفاتون اینطور حس می کنم که شما و نامزدتون هنوز باهم چنانکه باید یکی نشدید،شاید این به خاطر استقلالی باشه که تو این سن از نظر مالی و موقعیت اجتماعی بدست آوردید.و شاید اعتقادات فمینیستی شما به این مسئله دامن می زنه.از نظر من ازدواج شما آخر فروردین یه خرده زوده و باید هر دوتون وقت بیشتری بذارید تا حصارهای شخصیتی خودتون رو بشکنید،و دیگری رو در عواطف و دارایی های مادی و معنوی خود سهیم بدونید.
    پیشنهاد می کنم اگه افکار فمینیستی دارید و می خواهید اینطور بمونید در مورد ازدواج کردن بیشتر فکر کنید. چون من خودم تو یه دوره زمانی اینجور اعتقادات رو داشتم و فکر می کنم جمع بین افکار افراطی فمینیسم با شرایط لازم برای پایداری ازدواج(گذشت و فداکاری و پایبندی به اصول برای حفظ بنیان خانواده ) و البته رسوماتی که گهگاه در جامعه مجبور به پذیرششون هستیم،امکان پذیر نیست.

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 17 فروردین 87 [ 01:17]
    تاریخ عضویت
    1387-1-17
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    3,567
    سطح
    37
    Points: 3,567, Level: 37
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    با سلام خدمت شما
    شما در همین ابتدا دچار مسائل متعددی شدید که ریشه ی آن در مباحثتان کاملا مشخص نبود. این مسائل که بیان کردید به حق، مسئولیت و دیون برمی گردد تا جنبه ی فمینیست بودن یا نبودن .....
    ما قبل از اینکه فمینیسم باشیم یا نباشیم انسان هستیم و دلمان از بی مسئولیتی به درد می آید...
    برای بررسی مساله ی شما به اطلاعات بیشتری نیاز است زیرا کاملا مشخص نیست که ایشان از بی مسئولیتی این کارها را انجام داده است یا اینکه واقعا نتوانسته است....
    برای جدا شدن عجله نکنید و برای اینکه به تصمیم باثباتی برسید صمیمانه با ایشان وارد مذاکره شوید و فرصت بیشتری به ایشان بدهید. به نظر من عرصه ی زندگی مشترک محل وسیع تری برای صبر، دوراندیشی و گذشت است.
    مساله ی دیگری که وجود دارد این است که از برخی لغات مثل فمینیسم بودن زیاد استفاده نکنید زیرا بار معنایی آن برای برخی آقایان منفی است و برداشت دوپهلویی ایجاد می کند....
    قهر کردن را هرچه سریعتر تمام کنید و تلاش کنید تا با گفتگوی مسالمت آمیز در مکانی دوست داشتنی و بدون حضور هیچ کس مسائل را شفاف سازی کنید. الان زمان روشن سازی مسائل است تا تفکر یک جانبه درباره ی ایشان.
    موفق باشید. میر سعید جعفری

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 09 مهر 89 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    952
    امتیاز
    20,283
    سطح
    89
    Points: 20,283, Level: 89
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,946

    تشکرشده 1,965 در 675 پست

    Rep Power
    114
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    با سلام بنده هم با توجه به وظيفه خودم اين مقاله ارزشمند رو تقديم مي كنم به دوستان خوبم به خصوص خانم mahat
    به نام خدايي كه زن سوره لطف اوست



    [align=justify]
    يکي از مهمترين آفات حوزه هاي فرهنگي- اجتماعي در بسياري از جوامع از جمله در جامعه ما گرفتاري در دامان افراط و تفريط هاست . در اين ميان موضوع زنان بيش از هر موضوع دست خوش اين آفت شده است . لذا جامعه زنان بيش از همه از بودن در کشاکش افراط و تفريط آسيب مي بينند . افراط و تفريط معبر حضور و محل عبور جاهلان است و بي دليل نيست که امام علي (ع) مي فرمايد :نديدم جاهل را مگر آنکه در حال افراط و تفريط است . در حقيقت افراط کارها جاهلند و جاهل ها افراط کار ؛ اينان چون در کاري که بدان مشغول شده اند ورود علمي و تجربي ندارند و جامعيت موضوع را نمي شناسند و در چيستي و کران آن ناواردند ، لذا در ميدان ناآگاهي هاي آنها ، نطفه افراط و تفريط ها بسته مي شود . اگر چه تدبير شود به مدد انواع امداد ها و با مکانيزم انواع کاتاليزورها اين عدم آگاهي به آگاهي تبديل شود . دليل اين موضوع هم ناگفته پيداست ؛ زيرا قلب هر سازمان و تشکيلاتي (مديريت ) است و قلب هر مديريت (تصميم گيري) و قلب هر تصميم گيري ( روشن بيني) است و روشن بيني خود از پنج مجرا پرورش که بينش آور است ، آموزش که دانش آور است ؛ تجربه که مهارت آور است ؛ تزکيه که شهود آور ات و مشاوره که توانايي آور است ، بدست مي آيد و بديهي ست فقدان و مجراي مهم (آموزش و تجربه) اختلالي در ساحت روشن بيني ايجاد مي کند که آغاز بسياري از خبط ها و خطاهاست . اگر چه عاملان آن در تمام لحظات عمل ، نيتي غير از خدمت هاي بزرگ ! نداشته باشند ، چه آنکه امام صادق (ع) فرمود : جاهل آن مي کند که مغرض ؛ جاهل و مغرض يقينا در نيّت اشان يکسان نيستند ؛ زيرا يکي نيّت ترميم و بهبودي دارد و ديگري نيت تخريب و نابودي ... پس در نيت متفاوت اند ؛ اما در نتيجه عمل يکي اند.دلواپسي هاي جامعه زنان بويژه نخبگان آن همواره اين اس که سر رشته مسائل زنان به دست مغرضبيفتد يا به دست جاهل ؛ زيرا مغرضان با خوب کوبيدن ، راه را خراب مي کنند و جاهلان با بد دفاع کردن ، رهرو را خسته و از هر دو ، اهل باطل سود مي برند و ما در مجال پيش آمده به موضوع آسيب شناسي افراط و تفريط مي پردازيم و آن را مورد واکاوي قرار مي دهيم تا با طرح يک ضرورت تازه به اين درد کهنه بپردازيم .
    در موضوع زنان ما در حوزه جهاني با يک افراط و تفريط روشي و موضعي مواجهيم .
    افراط و تفريط در جامعه جهاني از نگاه به انسان و جهاني که در آن م يزييد به دست مي آيد اين افراط و تفريط حاصل آن است که يا حقيقت را پيدا نمي کنند يا اگر پيدا کردند ، اعلام نمي کنند يا اگر اعلام کردند، دنبال نمي کنند ؛ فلذا به ميزان فروماندگي از حق به فرومايگي در باطل مي پردازند . در جامعه جهاني انسان محوري و نه انسانيت محوري که اگر اين مي بود فوق العاده بود ،بلکه انسان محور آن هم نه انسان نوع محور که خود محور پي جو مي شود . فلذا اين تفرد بر محور خود ، تفرعني به بار مي آورد که موساي همه ارزش ها بايد براي بقاي فرعون قرباني شوند . انسان اومانيسم در اثر همين تفرّد چنان تنها مي شود که عاطفه با هم بودن ، اين نياز جوشيده از درون ، در بيرون او تا حدّ همجواري دائم با حيوانات و بلکه هم سري ! با آنها پايين مي آيد و پاسخ خود را در اين تنزل مي جويد و خود فصل غم انگيزي از عصر ما و گفتمان غالب آن است و صد البته بيشترين تبعات حاکميت اين گفتمان اومانيستي در حوزه علوم انساني و اجتماعي ست ؛ يعني حوزه همان علومي که براي چگونه زيستن انسان نسخه مي دهد والا ساير علوم طبيعي و تجربي و رياضي به خاطر اصول مستحکمي که بر آنها حکم فرماست ، مجال قبض و بسط هاي تئوريک را به هيچ تئوريسين و نظريه پردازي نمي دهد و بر اساس قوانين حاکم برخود ، بدون هيچ زاويه و زوالي جاري و ساري شده و با زبان قوانين با هستي تعامل مي کنند و در اين تعامل هم ذره اي نه تخلف مي کنند و نه تخلف مي پذيرند ؛ زيرا به گفته الکسيس کارل ؛ قوانين طبيعت سرد و ساکت و خاموش اند اما به متخلفين از آن مجازات سنگين مي دهند (انسان موجودي ناشناخته ، الکسيس کارل ) .
    پس حوزه اصلي اثر گذاري اومانيسم ، حوزه علوم انساني و اجتماعي است و چون در اين حوزه ، فمينيسم يک گزاره افراطي اومانيسم براي برون رفت از مشکلات زناني ست که در طول تاريخ گرفتار تفريط و ناديده انگاشتن شده بودند ، لذا دستاوردش نه تعطيل ظلم که تغيير ظلم از شکلي به شکل ديگر است . شمارش دوازده محور نگران کننده براي زنان جهان بر اين مبنا و فراموشي عمدي نگراني هاي جدي ديگر خود دلالت بسيار بر وجود افراط و تفريط در اين نگاه و در جامعه جهاني نسبت به مساله زنان مي کند . نگراني هاي جدي اما فراموش شده اي چون : ضرورت حفظ کرامت انساني زن ، ضرورت حفظ کيان خانواده ، ضرورت حق متفاوت بودن و نگاهداشت هويت زن ، ضرورت توسعه عواطف انساني و مهرورزي با حفظ نقش ويژه مادري ، ضرورت حفظ عفاف و پاکي و صيانت از خود .... اينها حقوق جدي و فراموش شده اي است که نگاه هاي افراطي و تفريطي حاکم بر تاريخ ديروز و جغرافياي امروز جامعه جهاني ، مغفول مانده است .[/align]

    فمينيست ها اگرچه يک واگويه زن پسندانه از فمينيسم را ارائه مي دهند ،اما در حقيقت اين است که فمينيسم يک دفاع زن گرايانه از مرد است ! و ذات خود اين انديشه را که مردان بهترند و ما زنان براي بهتر شدن ، چاره اي جز مرد شدن! نداريم را تعقيب مي کند
    نويسنده : نگار خرسند

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 89 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1387-1-14
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشاور سایت همدردی
    با سلام خدمت شما
    شما در همین ابتدا دچار مسائل متعددی شدید که ریشه ی آن در مباحثتان کاملا مشخص نبود. این مسائل که بیان کردید به حق، مسئولیت و دیون برمی گردد تا جنبه ی فمینیست بودن یا نبودن .....
    ما قبل از اینکه فمینیسم باشیم یا نباشیم انسان هستیم و دلمان از بی مسئولیتی به درد می آید...
    برای بررسی مساله ی شما به اطلاعات بیشتری نیاز است زیرا کاملا مشخص نیست که ایشان از بی مسئولیتی این کارها را انجام داده است یا اینکه واقعا نتوانسته است....
    برای جدا شدن عجله نکنید و برای اینکه به تصمیم باثباتی برسید صمیمانه با ایشان وارد مذاکره شوید و فرصت بیشتری به ایشان بدهید. به نظر من عرصه ی زندگی مشترک محل وسیع تری برای صبر، دوراندیشی و گذشت است.
    مساله ی دیگری که وجود دارد این است که از برخی لغات مثل فمینیسم بودن زیاد استفاده نکنید زیرا بار معنایی آن برای برخی آقایان منفی است و برداشت دوپهلویی ایجاد می کند....
    قهر کردن را هرچه سریعتر تمام کنید و تلاش کنید تا با گفتگوی مسالمت آمیز در مکانی دوست داشتنی و بدون حضور هیچ کس مسائل را شفاف سازی کنید. الان زمان روشن سازی مسائل است تا تفکر یک جانبه درباره ی ایشان.
    موفق باشید. میر سعید جعفری
    دوست گرامی کم لطفی فرمودید و مطلب مرا با دقت نخواندید.
    گفتم دیگران و شوهرم مرا فمینیست می نامنند، نگفتم که هستم چون اصلا نمی دانم فمینیسم چه می گوید. فقط یکسری حقوقی برای خانمها قائلم که وقتی لب باز می کنم برچسب فمینیست می خورم.
    اما احقاق این حقوق که برای خانمها قائلم جزئی از باورها و اعتقادات من است که به آنها ایمان دارم و حتی به خاطر آنها تا این سن ازدواج نکردم. پس به این سادگیها نمی توانم از آنها بگذرم. شاید اگر من هم حقوقی برابر با همسرم داشتم او به این راحتیها مرا به حال خودم وا نمی گذاشت چون خیالش راحت است که قانون کاملا زنش را در قفس قرار داده و کلیدش را دست او داده است. اما من باید نگران باشم که در این مدت ممکن است مرد بیچاره دچار فقر عاطفی بشود و سراغ زن دیگری برود، قانون و شرع هم که کاملا از او حمایت می کند!!!!

    در مورد اینکه گفتید از نوشته هایم معلوم نیست که علت اصلی چه بوده، من هم مثل شما. نوشته های من نشات گرفته از دیده هایم است و درمانده دانستن علت واقعی...
    به گفته همسرم او آمادگی مالی برای برگزاری مراسم عروسی در تاریخی که خودش تعیین کرده را دارد، اما آمادگی روحی ندارد!!

    گفتید در مکانی بدون حضور هیچ کس، من هم اعتقادم همین است ولی همسرم اصرار دارد که خانواده ها، فامیل و ... با خبر شوند.
    به عقیده همسرم اگر من به او زنگ بزنم پس مقصر بودم که جلو آمدم و اگر راه حل ارائه دهم خواستم نظرم را تحمیل کنم و چرا باید حرف، حرف من باشد.

  7. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 شهریور 88 [ 09:47]
    تاریخ عضویت
    1386-12-12
    نوشته ها
    350
    امتیاز
    6,773
    سطح
    54
    Points: 6,773, Level: 54
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    218

    تشکرشده 222 در 118 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    سلام مجددMOHAT خانم
    به نظرم شما اگر ميدانيد همسرتان در آينده از اين كار شما سوء استفاده نميكند بهترين كار اين است كه تماسي با او گرفته و او را پيدا كنيد قراري گذاشته و با شاخه گلي تمام مشكلات اين مدت را پشت سر بگذاريد
    وگر نه با بزرگترتان در ميان گذاشته تا پدر مادر نامزدتان صحبت كنند
    به قول معروف يا رومي روم يا زنگي زنگ

  8. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 89 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1387-1-14
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    ممنون
    من راه دیگری را انتخاب کردم. امروز رفتم پیش یک مشاور و مسائلم را گفتم. همانطور که پیش بینی می شد، گفت که می خواهد حرفهای همسرم را هم بشنود. و من از او خواستم که خودش زحمت تماس با همسرم را بکشد.
    حالا باید منتظر باشم و ببینم چه می شود...

    اما فکر نمی کنید که همسرم کوچکترین علاقه ای به من ندارد؟؟؟؟
    اولین عیدمان بود و همه دخترها منتظر هدیه از نامزدشان هستند. و من چه هدیه زیبایی از همسرم گرفتم!
    خانواده اش هم که قدمی پیش نگذاشتند! ظاهرا که از خدا می خواستند!
    نمی دانم چرا این فکر هر لحظه در ذهنم قوی تر می شود که؛ همسرم فقط دنبال بهانه ای برای برهم زدن همه چیز بوده است! و تمام کارهایش بهانه تراشی بوده است!

  9. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 89 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1387-1-14
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    باز هم نیاز به همفکری دارم ...

    سلام به همه عزیزان

    من باز هم نیاز به همفکری دارم تا اینبار اشتباه نکنم

    هفته پیش همسرم به همراه مادرش و خانواده ای که معرف ما برای ازدواج بودند، به منزل ما آمدند (بدون اینکه آن مشاوری که پیشش رفته بودم با همسرم تماس بگیرد)؛
    بعد از اینکه گلایه هایمان را کردیم، نهایتا نوبت به تعیین مراسم عروسی رسید.
    چون می خواستم همسرم بفهمد که وقتی زیر تمام قولهایش می زند، خودش هم چیزهایی را از دست خواهد داد، اولا گفتم گرفتن تالار محل کار من به دلایل اداری منتفی شده است و خودش باید دنبال تالار بگردد.
    هم اینکه من بعلت رسیدن موعد قرضم (این یکی واقعی)، مجبورم خانه ام را اجاره دهم و باز هم خودش باید خانه تهیه کند. (از این بگذریم که حرف خانه که شد، مادرش نزدیک بود همه چیز را بهم برند و من تازه فهمیدم که در این ماجراها خانواده اش هم مقصر بوده اند!) فردای آن روز که صحبت می کردیم، گفتم که اگر مبلغ رهن و اجاره را بدهد من مجبور نخواهم بود که خانه را اجاره دهم و قرار شده که فکر کند و جواب بدهد!

    حالا با این توصیفات بنظر دوستان من درست عمل کرده ام؟
    تصمیم دارم اگر پول پیش را حاضر نکرد، خانه ای را که با این همه زحمت برای زندگی خودم آماده کردم، اجاره دهم و هرچقدر هم شده منتظر شوم تا او همه چیز زندگی را فراهم کند. فقط به این خاطر که هنوز فکر می کنم، همسرم حق نداشته زیر قولهایش بزند و او باید بعنوان مرد مسئولیت زندگی را بعهده بگیرد.
    و دوباره همانطور که خیلی از عزیزان گفتند که من مقصر بودم که خانه در اختیار همسرم گذاشتم، دیگر اشتباه نکنم...

    صمیمانه از اینکه به درد دل دیگران توجه می کنید، ممنونم.

  10. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 اردیبهشت 87 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1387-1-28
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    3,583
    سطح
    37
    Points: 3,583, Level: 37
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    سلام دوست عزیزم.
    احساست رو کاملا درک می کنم.ولی به شما یک نصیحت میکنم : هرگز گذشت نکن و گذشت نداشته باش .گذشت زمانی در زندگی مشترک معنا می گیرد که طرف مقابل هم گذشت داشته باشد.و گذشت شما را احساس کند و به آن افتخار کند.من 3 سال نامزد بودم و از همه چیزم گذشتم .1 سال عقد بودم و از حقم گذشتم. 7 ماهه که ازدواج کردم و در تمام این مدت با گذشت زندگی کردم به امید روزی که گذشتهای من احساس شود ولی غرور مردانه همسر من به گذشت من می گوید احتیاج (( تو به من محتاجی)).الان که یک بچه 2 ماهه در شکم دارم با 25 سال سن به خودم می گویم چقدر پیر شده ام .و ای کاش هرگز گذشت نمی کردم.
    دوست عزیزم اگر این بار تو گذشت کردی باید تا آخر عمر این راه را ادامه بدی.اگر توانش را در خودت می بینی گذشت کن اگر نمی بینی تا زود است خودت را رها کن .به امید روزهای قشنگ برای همه.

  11. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اردیبهشت 87 [ 08:24]
    تاریخ عضویت
    1386-11-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    4,269
    سطح
    41
    Points: 4,269, Level: 41
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 83 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا باید جدا بشوم؟!

    mohatعزيزم سلام
    خوشحالم كه همسرت عليرغم اين كه كمي بد قول بوده به اندازه تو معامله گر و بي گذشت نيست . متاسفم كه اينقدر رك و بي پرده بهت ميگم اما طرز نگرشت به زندگي و به همسر ايندت اصلا درست نيست. همسرت كسي كه قراره يك عمر كنارش زندگي كني و ارامش و احساس امنيت و عشق رو در كنارش تجربه كني . كسيه كه قرار شريك شادي ها و غصه هات باشه . بايد بهش اعتماد كني و بهش تكيه كني . همسرت در اينده پدر بچه هات ميشه و تو بايد توي همه چيز و همه تصميمات مربوط به بچه هات شريكش كني. و اين شراكته همه جانبه و عميق جز در سايه اعتماد و گذشت متقابل بوجود نمياد.
    با همه اين تفاسير فكر نميكني كه با روشي كه در پيش گرفتي هميشه يك فاصله عميق نامرئي بين شما وجود خواهد داشت و هيچ وقت صميميتي كه لازمه يك زندگي توام با ارامش و محبت و يك رنگيه بين شما بوجود نمياد .
    اره عزيزم زندگي يك معاملست اما چيزي كه در اين معامله داد و ستد ميشه محبت و عشق و احترام و اعتماده نه خونه و پول و ......
    من مشكل دوستمون appleرو هم خوندم اما موضع شما دو نفر در مقايسه با هم همون مصداق افراط و تفريطه
    به نظرم بهتره يك بار ديگه پست اقاي سنگتراشان رو با دقت بخوني
    موفق باشي عزيزم


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.