با سلام بنده هم با توجه به وظيفه خودم اين مقاله ارزشمند رو تقديم مي كنم به دوستان خوبم به خصوص خانم mahat
به نام خدايي كه زن سوره لطف اوست
[align=justify]
يکي از مهمترين آفات حوزه هاي فرهنگي- اجتماعي در بسياري از جوامع از جمله در جامعه ما گرفتاري در دامان افراط و تفريط هاست . در اين ميان موضوع زنان بيش از هر موضوع دست خوش اين آفت شده است . لذا جامعه زنان بيش از همه از بودن در کشاکش افراط و تفريط آسيب مي بينند . افراط و تفريط معبر حضور و محل عبور جاهلان است و بي دليل نيست که امام علي (ع) مي فرمايد :نديدم جاهل را مگر آنکه در حال افراط و تفريط است . در حقيقت افراط کارها جاهلند و جاهل ها افراط کار ؛ اينان چون در کاري که بدان مشغول شده اند ورود علمي و تجربي ندارند و جامعيت موضوع را نمي شناسند و در چيستي و کران آن ناواردند ، لذا در ميدان ناآگاهي هاي آنها ، نطفه افراط و تفريط ها بسته مي شود . اگر چه تدبير شود به مدد انواع امداد ها و با مکانيزم انواع کاتاليزورها اين عدم آگاهي به آگاهي تبديل شود . دليل اين موضوع هم ناگفته پيداست ؛ زيرا قلب هر سازمان و تشکيلاتي (مديريت ) است و قلب هر مديريت (تصميم گيري) و قلب هر تصميم گيري ( روشن بيني) است و روشن بيني خود از پنج مجرا پرورش که بينش آور است ، آموزش که دانش آور است ؛ تجربه که مهارت آور است ؛ تزکيه که شهود آور ات و مشاوره که توانايي آور است ، بدست مي آيد و بديهي ست فقدان و مجراي مهم (آموزش و تجربه) اختلالي در ساحت روشن بيني ايجاد مي کند که آغاز بسياري از خبط ها و خطاهاست . اگر چه عاملان آن در تمام لحظات عمل ، نيتي غير از خدمت هاي بزرگ ! نداشته باشند ، چه آنکه امام صادق (ع) فرمود : جاهل آن مي کند که مغرض ؛ جاهل و مغرض يقينا در نيّت اشان يکسان نيستند ؛ زيرا يکي نيّت ترميم و بهبودي دارد و ديگري نيت تخريب و نابودي ... پس در نيت متفاوت اند ؛ اما در نتيجه عمل يکي اند.دلواپسي هاي جامعه زنان بويژه نخبگان آن همواره اين اس که سر رشته مسائل زنان به دست مغرضبيفتد يا به دست جاهل ؛ زيرا مغرضان با خوب کوبيدن ، راه را خراب مي کنند و جاهلان با بد دفاع کردن ، رهرو را خسته و از هر دو ، اهل باطل سود مي برند و ما در مجال پيش آمده به موضوع آسيب شناسي افراط و تفريط مي پردازيم و آن را مورد واکاوي قرار مي دهيم تا با طرح يک ضرورت تازه به اين درد کهنه بپردازيم .
در موضوع زنان ما در حوزه جهاني با يک افراط و تفريط روشي و موضعي مواجهيم .
افراط و تفريط در جامعه جهاني از نگاه به انسان و جهاني که در آن م يزييد به دست مي آيد اين افراط و تفريط حاصل آن است که يا حقيقت را پيدا نمي کنند يا اگر پيدا کردند ، اعلام نمي کنند يا اگر اعلام کردند، دنبال نمي کنند ؛ فلذا به ميزان فروماندگي از حق به فرومايگي در باطل مي پردازند . در جامعه جهاني انسان محوري و نه انسانيت محوري که اگر اين مي بود فوق العاده بود ،بلکه انسان محور آن هم نه انسان نوع محور که خود محور پي جو مي شود . فلذا اين تفرد بر محور خود ، تفرعني به بار مي آورد که موساي همه ارزش ها بايد براي بقاي فرعون قرباني شوند . انسان اومانيسم در اثر همين تفرّد چنان تنها مي شود که عاطفه با هم بودن ، اين نياز جوشيده از درون ، در بيرون او تا حدّ همجواري دائم با حيوانات و بلکه هم سري ! با آنها پايين مي آيد و پاسخ خود را در اين تنزل مي جويد و خود فصل غم انگيزي از عصر ما و گفتمان غالب آن است و صد البته بيشترين تبعات حاکميت اين گفتمان اومانيستي در حوزه علوم انساني و اجتماعي ست ؛ يعني حوزه همان علومي که براي چگونه زيستن انسان نسخه مي دهد والا ساير علوم طبيعي و تجربي و رياضي به خاطر اصول مستحکمي که بر آنها حکم فرماست ، مجال قبض و بسط هاي تئوريک را به هيچ تئوريسين و نظريه پردازي نمي دهد و بر اساس قوانين حاکم برخود ، بدون هيچ زاويه و زوالي جاري و ساري شده و با زبان قوانين با هستي تعامل مي کنند و در اين تعامل هم ذره اي نه تخلف مي کنند و نه تخلف مي پذيرند ؛ زيرا به گفته الکسيس کارل ؛ قوانين طبيعت سرد و ساکت و خاموش اند اما به متخلفين از آن مجازات سنگين مي دهند (انسان موجودي ناشناخته ، الکسيس کارل ) .
پس حوزه اصلي اثر گذاري اومانيسم ، حوزه علوم انساني و اجتماعي است و چون در اين حوزه ، فمينيسم يک گزاره افراطي اومانيسم براي برون رفت از مشکلات زناني ست که در طول تاريخ گرفتار تفريط و ناديده انگاشتن شده بودند ، لذا دستاوردش نه تعطيل ظلم که تغيير ظلم از شکلي به شکل ديگر است . شمارش دوازده محور نگران کننده براي زنان جهان بر اين مبنا و فراموشي عمدي نگراني هاي جدي ديگر خود دلالت بسيار بر وجود افراط و تفريط در اين نگاه و در جامعه جهاني نسبت به مساله زنان مي کند . نگراني هاي جدي اما فراموش شده اي چون : ضرورت حفظ کرامت انساني زن ، ضرورت حفظ کيان خانواده ، ضرورت حق متفاوت بودن و نگاهداشت هويت زن ، ضرورت توسعه عواطف انساني و مهرورزي با حفظ نقش ويژه مادري ، ضرورت حفظ عفاف و پاکي و صيانت از خود .... اينها حقوق جدي و فراموش شده اي است که نگاه هاي افراطي و تفريطي حاکم بر تاريخ ديروز و جغرافياي امروز جامعه جهاني ، مغفول مانده است .[/align]
فمينيست ها اگرچه يک واگويه زن پسندانه از فمينيسم را ارائه مي دهند ،اما در حقيقت اين است که فمينيسم يک دفاع زن گرايانه از مرد است ! و ذات خود اين انديشه را که مردان بهترند و ما زنان براي بهتر شدن ، چاره اي جز مرد شدن! نداريم را تعقيب مي کند
نويسنده : نگار خرسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)