به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 اسفند 89 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1389-9-26
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,683
    سطح
    23
    Points: 1,683, Level: 23
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 6 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دارم خرد میشم.کمک

    با سلام خدمت دوستان عزیز و خوب در سایت همدردی.من پسری هستم 24 ساله و الان هم دانشجو هستم.3 سال پیش با یک دختری دوست شدم که 2 سال از من کوچکتر بود.تو این 3 سال واقعا همدیگرو دوست داشتیم و واسه هم میمردیم.طرف مقابلم خیلی اخلاقای بد داشت که من تو این 3 سال همشو تحمل کردم و تنهاش نمیزاشتم.به خاطرش خیلی آبرو ریزیا کردمو و جلوی خیلیا وایسادم.تو این 4.5 ماه آخری من درگیر کارام و درسام شدم و نتونستم خیلی بهش برسم و از بخت بدم از اول مهر دانشگاه یه شهر دیگه قبول شدم که از هم دور شدیم.روز به روز از عشق و علاقش داشت کم میشد و من باورم نمیشد.باورم نمیشد دختری که با من 2 ساعت حرف نمیزد حالش بد میشد حالا داره به من میگه احساسم نسبت بهت کم شده.بهر حال به علت دوری مسافت نمیتونستیم با هم زیاد صحبت کنیم و من بهش برسم.2 هفته پیش برگشتم به شهر خودمون و دیدم که داره میگه دیگه دوست ندارم.باورم نمیشد دختری که 3 سال من پاش بودم و ازش مراقبت میکردم همچین حرفی به من میزنه.فردای اون روز بود که به من گفت با پسری توی فیس بوک دوست شده و همدیگرو دوست دارن.من بهش گفتم فیس بوک چیه.تو این چیزا را از کجا میدونی.دراومد به من گفت که این زندگی اونه و به تو ربطی نداره.به من گفت تو به من بیتوجهی کردی و من رفتم با یک پسر دیگه.من شکستم و داغون شدم.باورم نمیشد.الان 3 روزه از اون ماجرا میگذره ومن هنوز تو شکم.هر چی هم التماسش میکنم میگه تو میخوای اونو از من بدزدی.بهش میگم بابا تو مال منی.ما قرار بود با هم ازدواج کنیم ولی حرف حساب تو گوشش نمیره.الانم گوشیشو خاموش کرده.پسره الان 3 هفتست که باهاش دوست شده و بهش هم پیشنهاد ازدواج داده و اینم قبول کرده.فقط به دادم برسید.مرسی

    یه چیزی رو یادم رفت بگم و اونم اینکه من اونو واقعا دوست دارم و این جدایی داره منو دیوونه میکنه.3 سال عمرمو جونمو واسش گذاشتم و اینم آخرش.تا بهش میگفتم طرف کیه میگه بتوچه.بهش میگم منم میتونستم تو این 3 سال که عاشق من بودی از این کارا میکردم و میرفتم پیش یه دختر دیگه .نمیفهمه.پسری که باهش دوست شده اینجور که من فهمیدم باهاش خیلی خوش رفتاری میکنه.روز اول که باهاش دوست شده بوده پسره بهش گفته من فقط اومودم کمکت کنم و به عنوان یه دوست باهات باشم.خیلی طرف زبون بازه و حرفه ای.

  2. کاربر روبرو از پست مفید navidashegh تشکرکرده است .

    navidashegh (جمعه 26 آذر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.