هرچه زودتر رابطه ات را با او پایان بده و بدان با چند هفته اشک ریختن و اندکی پشیمانی و سپس روان درمانی و آمدن به این تالار ارجمند،همه چیز حل است.
الان نه شما در سن ازدواجید و نه هنوز مهارتهای لازم و بینش کافی درباره ازدواج و مسئولیتهای یک زندگی مشترک را دارید.این حرفها که پس از مدتی دوستی با یک پسرِ قبلاً معتاد و بیکار،بخواهید *ازدواج* کنید،رک بگویم بچه گانه است.شما نتوانستید احساسات خود را کنترل کنید و از نظر عاطفی نیز وابسته شده اید،چنانکه پس فهمیدن جریان خیانت او و اینکه شما تنها *وسیله* هستید،هنوز هم مردد هستید.می دانید یعنی چه:
یعنی آشکارا به او می گویید بیا و از *بدن* من استفاده کن و شخصیت و آبرو و احساسم را لگدمال کن.هرچه زودتر جریان را تمام کنید.







علاقه مندی ها (Bookmarks)