به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: انسانی بلاتکلیف هستم

    به فرانک1389:
    میشه یه کم بیشتر خودتو معرفی کنی؟
    چند سال داری ؟فرزند چندم خانواده هستی؟
    به چه کاری مشغولی؟
    میتونی از تصمیماتی که تا حالا به تنهایی یا با کمک والدینت گرفتی مثال بزنی ؟
    - یه بدبخت از نوع بلاتکلیف. حال ندارم بنویسم...

    ببین آقا محمد گل ، من گفتم " خودت" رو معرفی کن اینی که هستی یعنی "محمد" نه اینکه ...
    یعنی چی حال نداری بنویسی؟!
    یه جوان 18 ساله چه معنی داره انقدر خسته و بی حال باشه ؟
    خودت سوال پرسیدی و راهنمایی خواستی پس باید حال صحبت کرده باشی!


    - 18 / تک فرزند

    تک فرزند هم که هستی
    یه پسر 18 ساله تک فرزند ...که پدر و مادرش خیلی دوستش دارن و روش حساس هستند.
    خواهر و برادر هم که نداری بگی " به فلانی بیشتر محبت میکنن و من هیچ " یا بگی "بینمون فرق میذارن " یا بگی "پدر و مادرم دختر رو بیشتر از پسر دوست دارن" و ...
    خب داداش جون، پدر و مادرت تمام توجه شون به توه چون تک فرزندشون هستی و میخوان از هر لحاظ پیشرفت کنی .برای همین سعی میکنن تو تصمیملت مهم زندگیت کمکت کنن و با تجریباتی که دارن راهت رو روشن نگه دارن تا خدای نکرده تو چاه نیوفتی!
    شک نکن که پدر و مادرها خوبی بچه هاشونو میخوان البته گاهی بعضی از پدر و مادرها خوبی رو درست تشخیص نمیدن و ممکن باعث اشتباه بشن اما این فقط گاهی مواقع هست نه همیشه و در اکثر مواقع درست میگن.
    -

    درس خوندن

    خب بایدم یه جوان به سن تو الان مشغول درس خوندن باشه و دغدغه اصلیش درس و تحصیل باشه. البته در کنارش تفریحات سالم و ورزش و دیدن دوستان (دوست واقعی حواست باشه!) هم باشه

    - یادم نمیاد تصمیمی رو با کمک والدین گرفته باشم. معمولا اونا تصمیم میگیرند. یا خودم. از تصمیمهایی که خودم گرفتم میتونم خریدن برخی چیزها رو مثال بزنم.

    خب ببین، تا حالا سنت کم بوده و پدر مادرها به اقتضای سن بچه هاشون تا یه زمانی خودشون براشون تصمیم میگین که راه کدامه و چاه کدامه.البته باز هم صد در صد نیست و هر کسی حتی بچه های کوچیک بعضی وقتها خودشون حق انتخاب دارن مثلا تو خرید یه اسباب بازی.
    اما از این به بعد دیگه داری بزرگ میشی و باید کم کم با کمک بزرگتهات تصمیم بگیری .نه کاملا خودت به تنهایی و نه بزرگتهات به تنهایی بلکه با کمک همدیگه !
    باید تو تصمیمات مهم با اونها مشورت کنی و از تجربیات و نظراتشون استفاده کنی تا راهی رو که دیگران رفتن و به بن بست رسیدن رو دوباره نری و با این دوباره کاری زمان ارزشمند رو از دست ندی

    [/quote]

    انقدر هم بداخلاق نباش

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده است .

    فرانک1389 (پنجشنبه 26 اسفند 89)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 مهر 90 [ 07:26]
    تاریخ عضویت
    1389-7-10
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,014
    سطح
    27
    Points: 2,014, Level: 27
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 9 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: انسانی بلاتکلیف هستم

    سلام. من تصمیمم رو گرفتم. با مشورت هم این کارو کردم. البته یه حالتی بود که باید از بین بد و بدتر یکی رو برمیگزیدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mostafun
    مثلا توي همين تصميم براي مستقل شدن.
    تصمیم من که برای مستقل شدن نبود.

    در مورد اشتباه هم که گفتید بله درسته. آدم باید اشتباه کنه. اما دیگه وقتی این اشتباه بخواد سر تصمیم های مهم اتفاق بیفته باید خیلی آدم حواسش جمع باشه.

  4. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: انسانی بلاتکلیف هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad7


    من در تصمیمگیری مشکل دارم. دقیقا نمیدونم که چی میخوام.
    علیرقم اینکه بنظر خودم، توانایی تجزیه و تحلیل مسائل مختلف رو دارم، اما موارد متعددی پیش میاد که خودم را انسانی بلاتکلیف می یابم.
    حالا ممکنه این تردید در خرید یک چیز در مغازه باشه یا ندونستن این که چه رشته ای رو میخوام انتخاب کنم. و حتی بلاتکلیفی در اعتقادات دینی!

    به علاوه، برام سخته کاری رو با تصمیم خودم - مستقل از پدر و مادر - انجام بدم.

    احتمالا اینها ریشه در تربیت غلطی بوده که روی من اجرا شده.
    ولی به هر حال الان دیگه خسته شدم. میخوام ببینم چه طوری میشه تغییر کرد؟؟؟

    پشت سرگذاشتن دوران کودکی ، تبدیل شدن به یک فرد بالغ و از دست دادن حمایت ‌های بی ‌قید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همان‌ طور کودک ماندن و بدون هیچ زحمت و دردسری همیشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف دیگر ، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد می کند و جنگ روانی عمیقی در ذهن نوجوان به وجود می ‌آید
    یکی از مسائل مهمی که نوجوان با آن روبرو می شود مساله ی تشکیل هویت فردی اوست ، و این بدان معنی است که سوال ‌های متعددی درباره ی مفهوم زندگی و نقش او در این زندگی ، مفهوم مرگ و زندگی پس از مرگ ، و به طور کلی سوال‌ های نظیر « من کیستم » و « به کجا می ‌روم » ذهن او را به خود مشغول می نماید که باید به آنها پاسخ دهد .
    ر گاه نظریه ‌ها و ارزش‌ های والدین به میزان قابل توجهی با عقاید و ارزش ‌های دوستان ، همسالان و سایر افراد مهم در زندگی نوجوان ، متفاوت باشد و نوجوان هر از چند گاهی دیدگاه‌ های دسته‌‌ای را بپذیرد و عمل نماید و خود نیز نداند که کدامیک از این دیدگاه ‌ها با ارزش ‌ها و معیار های او تطبیق می کند ، کار هویت‌ یابی برایش دشوار و طولانی می گردد و چون نمی ‌تواند هویتی واحد برای خود کسب نماید ، احتمالا دچار بحران هویت می شود ، و نقش‌ های متفاوتی را در جامعه ایفا می کند که خود عامل تعارض ، اضطراب و سردرگمی‌ اش می گردد .
    از ویژگی های عصر جدید ، جریان شتاب ‏آلود زندگی است . حوادث و رویداد های گوناگون ، آنچنان با وسعتْ پدید می ‏آیند که فرصت تفکر و تأمل را از آدمی سلب می‏ کنند . در نتیجه ، مجالی برای تفرج در دنیای درون و جهان برون باقی نمی‏ ماند و انسان ، این موجود سرگشته و درمانده ، نه تنها لذت تفکر را حس نمی ‏کند ، بلکه انگیزه کافی برای اندیشیدن در باب ضروریات زندگی را نیز در خود نمی ‏یابد . حاصل این روند ، بیگانگی او با خویشتن و جهان خارج از خویشتن است . ولی آنچه دردآورتر ، عمیق‏تر و دشوارتر رخ می‏ نماید ، بیگانگی با خود ( عالم درون ) است .
    از نوجوانی به بعد به تدریج ، گرایش به « اجتماعی شدن » در شکل دوست ‏یابی و وفاداری به او ظاهر می ‏شود . یکی از صاحبنظران شخصیت می ‏نویسد : « عدم توانایی در انتخاب شغل و یا عدم ادامه تحصیل ، غالباً نمودی از بحران هویت یا گم گشتگی در نقش اجتماعی است . بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و ناسازگارانه افراد را می ‏توان از این دیدگاه توجیه نمود » .
    خود شناسی

    شناخت آدمی از شخصیت خویشتن ، همچون منشور کثیر الاضلاعی است که شامل جلوه ‏ها و منظر های متنوع و متعددی می ‏شود . اگر چه احاطه فرد به همه جوانب خویشتن خود ، مقدور نیست ولی برخی از مهم ‏ترین جنبه ‏های خودشناسی چنین است . شناختْ نسبت به توانایی ها و استعداد های درونی ، شناخت نسبت به ویژگی های رشد ، شناخت نسبت به نیاز های اساسی روانی ، شناخت نسبت به ضعف ها و محدودیت های وجود خویشتن .

    ـ طرحی ساده برای خودشناسی

    اینک با طرح چند پرسش ذیل می‏ توان به صورت عملی ، جوانان را در زمینه خودشناسی یاری نمود :

    آیا به روشنی می‏ دانم که چه جنبه ‏های خوب و سازنده ‏ای در شخصیت من وجود دارد ؟ و آیا توانسته ‏ام این جنبه‏ های مورد نظر را پرورش داده ، به تقویت و توسعه آنها بپردازم ؟ تا چه اندازه به جنبه ‏های منفی خود ، آگاهی دارم ؟ و آیا برای پذیرفتن آنها شجاعت روحی لازم را دارم ؟ آیا سعی می ‏کنم که هر روز یکی از آنها را در وجود خود محو نموده ، مجموعه آنها را تقلیل دهم ؟ آیا تا به حال ، عملی انجام داده ‏ام که به ضرر خود و نفع دیگران باشد ، یا برعکس ؟ چه واکنشی در رابطه با تذکر خیرخواهانه دوستانم انجام می ‏دهم ؟

    داشتن هدف در زندگی

    هدف ها ، آدمی را به کار و کوشش و تکاپو وامی ‏دارند و روش زندگی او را معین می ‏کنند . در این زمینه ، توجه به نکات پیشنهادی زیر می ‏تواند مفید واقع شود :

    برای تعالی زندگی هدف هایی قابل قبول در نظر گیرند و به آنها ایمان داشته باشند . در صورت رسیدن به هدف مورد نظر ، بلافاصله هدفی دیگر را جایگزین نمایند . آرمان های برتر و هدف های والاتر ، نشان از اراده ‏های پُرشور و آهنین دارند . پدیده ‏هایی همچون تحصیل ، اشتغال ، درآمد مکفی ، زندگی مرفه و شهرت ، هیچ ‏کدام هدف نهایی زندگی به شمار نمی ‏آیند ، بلکه همه اینها وسایل و ابزاری هستند برای رسیدن به هدف نهایی .
    جوان و تلاش برای کسب هویت

    جوان برای کسب هویت و نوسازی شخصیت و بازآفرینی و تکامل هویت خود می ‏تواند این شانزده نکته را سرلوحه زندگی خویش قرار دهد تا تبدیل به یک جوان آرمانی گردد :



    او باید با دیگران همکاری داشته باشد و به خود و دیگران اجازه زندگی بدهد .

    او باید با وجدان خود در یک هماهنگی نسبی به سر برد .

    اهداف او باید معقول باشند و در محدوده ظرفیت های او قرار گیرند .

    نیازهای شخصی او در ارتباط با موازین اخلاقی ، معقول ، قابل قبول و قابل تعدیل باشد .

    او باید به مرتبه‏ ای از عدم وابستگی و اعتماد به نفس برسد .

    او باید خواهش های بیولوژیک ( زیستی ) و تظاهرات هیجانی خود را به راه های قابل قبول از نظر اجتماع ، هدایت کند .

    جوان باید از واقعیات ، برداشت روشنی داشته باشد و ضمن داشتن تخیلات ، نباید واقعیت را با خیال ‏پروری یا تفکر رؤیایی مخدوش کند .



    http://www.hamdardi.net/thread-5714-post-58840.html



  5. 2 کاربر از پست مفید keyvan تشکرکرده اند .

    keyvan (یکشنبه 11 اردیبهشت 90)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 مهر 90 [ 07:26]
    تاریخ عضویت
    1389-7-10
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,014
    سطح
    27
    Points: 2,014, Level: 27
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 9 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: انسانی بلاتکلیف هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرانک1389

    من تازه پست شما رو دیدم.

    خب داداش جون، پدر و مادرت تمام توجه شون به توه چون تک فرزندشون هستی و میخوان از هر لحاظ پیشرفت کنی .برای همین سعی میکنن تو تصمیملت مهم زندگیت کمکت کنن و با تجریباتی که دارن راهت رو روشن نگه دارن تا خدای نکرده تو چاه نیوفتی!

    میخوام صد سال سیاه این طوری نباشه توجهشون
    اونا تو مردد کردن من استادن
    و جایی که واقعا باید کمک کنن بدتر نمک میریزن روی زخمم


    شک نکن که پدر و مادرها خوبی بچه هاشونو میخوان البته گاهی بعضی از پدر و مادرها خوبی رو درست تشخیص نمیدن و ممکن باعث اشتباه بشن

    پدرومادر من همین طورین

    خب ببین، تا حالا سنت کم بوده و پدر مادرها به اقتضای سن بچه هاشون تا یه زمانی خودشون براشون تصمیم میگین که راه کدامه و چاه کدامه.البته باز هم صد در صد نیست و هر کسی حتی بچه های کوچیک بعضی وقتها خودشون حق انتخاب دارن مثلا تو خرید یه اسباب بازی.
    اما از این به بعد دیگه داری بزرگ میشی و باید کم کم با کمک بزرگتهات تصمیم بگیری .نه کاملا خودت به تنهایی و نه بزرگتهات به تنهایی بلکه با کمک همدیگه !
    باید تو تصمیمات مهم با اونها مشورت کنی و از تجربیات و نظراتشون استفاده کنی تا راهی رو که دیگران رفتن و به بن بست رسیدن رو دوباره نری و با این دوباره کاری زمان ارزشمند رو از دست ندی


    بابام همیشه میگفت تو الان وقت اظهار نظرت نیست. باید 30 سالت بشه تاره اون موقع یواش یواش میشه
    انقدر هم بداخلاق نباش
    [/quote]

    خسته شدم. از زندگی سیر شدم

    [quote=keyvan]
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad7


    ببخشید پست شما طولانیه الان حال خوندنش نیست.
    فقط جایی نوشتید هدف
    باید بگم من هیچ هدفی تو زندگیم ندارم

  7. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 06 تیر 02 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    10,730
    سطح
    68
    Points: 10,730, Level: 68
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 342 در 91 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: انسانی بلاتکلیف هستم

    سلام
    من نمی فهمم این که میگی شما رو مردد میکنن یعنی دقیقا تو چه مسائلی؟
    من یادمه دوم دبیرستان(اگه اشتباه نکنم!!)برای انتخاب رشته ، مادرم مصرانه میگفت برم تجربی.بابام شاید چندان اصراری در این زمینه نداشت. خودم هم تا یه مدت زیست 1(ما سال دوم)رو میخوندم بعد دیدم این رشته با روحیات من سازگار نیست. من همش دوس داشتم یه چیزی بسازم ، یه طرحی ایده ای خلاصه رفتم ریاضی.حتی یادمه استخاره هم کردم و برای ریاضی بد اومد!! اما من محکم وایسادم و الان هم خدا رو شکر پشیمون نیستم.
    این یه نمونه مردد شدن.
    با این که مادرم زیاد اصرار میکرد و منو مردد می کرد، من چون هدف خودم رو توی رشته ریاضی میدیدم تصمیم خودم رو گرفتم. :Rمن دنبال علاقه ام رفتم با ابنکه میدونستم به احتمال زیاد درآمد یه پزشک (البته متخصص) میتونه خیلی بیشتر از یه مهندس باشه. شاید یکی در شرایط من هدفش پول باشه و انتخاب دیگه ای بکنه.
    حالا شما هدف نداری یعنی چی؟یعنی نمیدونی میخوای در آینده چه کنی؟

  8. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 مهر 90 [ 07:26]
    تاریخ عضویت
    1389-7-10
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,014
    سطح
    27
    Points: 2,014, Level: 27
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 9 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: انسانی بلاتکلیف هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89
    من نمی فهمم این که میگی شما رو مردد میکنن یعنی دقیقا تو چه مسائلی؟
    خیلی ساده س. مثل در این مورد فرض کن یه جا به یه دوراهی رسیدی. یکی بد اون یکی بدتر.
    خودت از اولش میدونی بالاجبار باید بد رو انتخاب کنی و در انتخاب بدتر شانسی برای موفقیت نداری. خودت رو آماده کردی که در انتخاب 1 گامهات رو محکم برداری و برای موفقیت تلاش کنی. بعد یک روز پدر گرامی میاد انتخابت رو عوض میکنه و اجازه حرف زدنم نمیده. میگی که میدونی باید انتخاب 1 رو برگزینی اما اون با چند دقیقه حرف زدن زوری بهت میقبولونه که راه عقلانی انتخاب 2 هست. (حالا فرض کن خودتم اصلا مشکل تزلزل در تصمیم گیری داری به خودی خود!) بعد تو هم به تبع اون خب فکرت عوض میشه. فکرت رو متمرکز میکنی روی انتخاب 2 و شاید بگی نگی حتی امیدوار هم میشی! حالا معلوم نیست این امید کاذبه یا واقعیه... . بعد از یه مدت یه هو یه روز دیگه پدر گرامی میاد و سر یه دعوای الکی که از عدم درک متقابل حاصل شده، با عصبانیت (و باز با اجازه حرف زدن ندادن به تو) بهت میگه "نه، فایده نداره، تو با این روحیه موفق نمیشی" ! دلت میخواد بزنی از وسط نصفش کنی (نشان از شدت عصبانیت!) ولی خب چی میتونی بگی؟؟ هرچی بگی میگه بچه حق نداره جلوی بزرگتر وایسته و ... . بعد تو این وسط میمونی که بالاخره چی کار کنی. اون چیزی هم که از انتخاب 2 تو ذهنت ساخته بودی همش فرومیریزه. انتخاب 1 رو هم که از ذهنت پاک کرده بودی حالا باید دوباره تو ذهنت بسازی.
    حالا این تو این مورد بود. این موضوع در موارد بسیار ساده هم بوده. مثلا ایجاد تزلزل از سوی والدین در انتخاب ساده رنگ یک شلوار.
    حالا شما هدف نداری یعنی چی؟یعنی نمیدونی میخوای در آینده چه کنی؟
    بله. علایقم در هنر هست. اما در رشته مهندسی هستم. بدبختی اینکه حتی نمیتونم ادعا کنم در هنر توانام! چرا که بنظر خودم در عمرم هیچ کار قابل عرضی در این زمینه نکردم. یعنی زمینه ش فراهم نشده.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.