دوستان و همراهان عزیز سلام.
موضوعی هست که فکرم و بد جور مشغول کرده. از شما می خوام تا با راهنماییهای خوبتون کمکم کنید.
من یک پسر چهار سال و نیمه دارم. هر وقت به همسرم می گفتم نظرت در مورد بچه دوم چیه می گفت تا زمانی که مستاجریم حرفشم نزن.
حالا با لطف خداوند ما چند روز پیش خونه ای خریدیم. و احتمالا تا قبل از ماه مبارک رمضان اسباب کشی کنیم.
3 شب پیش همسرم گفت وقتی رفتیم منزل جدید بچه دار شیم.
از موقعی که این پیشنهاد و مطرح کرده من اروم و قرار ندارم. همش دلهره دارم که یعنی من از پسش بر میام.
می دونید بچه ها من خیلی دست تنهام. مادر و پدرم و از دست دادم. و تنها خواهرم و هم مدتهاست ندیدم. شوهرش نمی ذاره.
از خانواده همسرمم تا حدی می تونم کمک بگیرم. همسرم دوم پدرمم که از 10 سالگی او بزرگمون کرده نمی تونم کمک بگیرم چون خودش بچه نداشته و تازه از موقعی که پدرم و از دست دادم او هنوز نتونسته به حالت عادی بر گرده.
در واقع من باید تنهای تنها دو بچه رو بزرگ کنم. متاسفانه روحیات من یه ذره با خونه نشین شدن و ..... فاصله داره. من هنوز مثل بچگیام شیطنت و دوست دارم وقتی پارک می ریم منم مثل پسرم بازی می کنمو ...........
حالا با وجود 2 تا بچه کار برام خیلی سخت می شه.
همسرمم صبح ساعت 7 می ره و شب ساعت 8 بر می گرده. و در واقع کمک چندانی نمی تونه باشه.
با توجه به اینکه پسرم سال دیگه می ره پیش دبستان و همیشه به دو تا فرزند داشتن اعتقاد داشتم اگه بخوام تاخیر بندازم هم فاصله سنیشون زیاد می شه.
الان واقعا دو دل هستم. نمی دونم باید چه کار کنم. ایا می تونم برای هر تو تا بچه به اندازه کافی وقت بگذارم؟ می تونم در نهایت صبر هر دو رو بزرگ کنم؟
ایا می تونم مادر خوبی باشم؟ ضمن اینکه من خیلی علاقه دارم یک زمان شخصی هم برای خودم داشته باشم. ایا می تونم؟........
ممنونم از همه شما بزرگواران.![]()







و ...........

علاقه مندی ها (Bookmarks)