به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 05 شهریور 90 [ 03:40]
    تاریخ عضویت
    1390-4-02
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    1,255
    سطح
    19
    Points: 1,255, Level: 19
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    به نظر من به قلبت رجوع کن.ایا دوستش داری؟اگه دوستش داری با گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط وبا شرط مراجعه به روانشناس میتونید یک فرصت دیگر به ایشان بدهید خصلتهای خوبی که گفتید داره و شما را هم دوست داره خوب شاید تنبیه شده باشد و کمک کند به بهبود شرایط.البته اگر هنوز دوستش داری اینم یک راه است.من روانشناس نیستم ولی تجربه طلاق را دارم.منم همین حس را داشتم واز دید یک مرد میگم وقتی اینقدر سعی میکند.شاید راهی برای برگشت باشد.

  2. کاربر روبرو از پست مفید sshahrampoor تشکرکرده است .

    sshahrampoor (سه شنبه 24 آبان 90)

  3. #12
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    المیرای عزیز

    اس ام اس هایش را نخونده دیلیت کن ( در مقابل کنجکاوی برای خواندن بایست ) .

    به هیچ وجه از وی خبر نگیر
    ، یعنی اجازه نده خبری بدهند . اگر کسی تماس می گیره و میخواد راجع به ایشون با شما صحبت کنه ، در کمال ادب و احترام بگو شرمنده هیچ صحبتی نمیتونم بشنوم و لذا با اجازتون مجبورم تماس رو قطع کنم . هروقت خواستید با خودم صحبتی داشته باشید یا احوالپرسی با کمال میل می شنوم و ممنون هستم ، من خداحافظی می کنم و معذرت میخواهم که نمیتونم بیشتر ازاین ادامه دهم .


    در یک کلام رابطه ای که با طلاقی عقلانی کات شده را هرگز میدان برگشت ندهید .


    حس دلسوزیهای شما هم کلاً باید در درونتون بازنگری شود ، این احساساتی بودن نسبت به رنج دیگران در موارد مختلفی از زندگی میتونه شما را اذیت کنه لذا در این مورد با مشاوری حضوری وارد کار شوید و یک بازسازی داشته باشید .


    موفق باشید .


    .

  4. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 16 آذر 90)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    268

    تشکرشده 271 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    نقل قول نوشته اصلی توسط sshahrampoor
    به نظر من به قلبت رجوع کن.ایا دوستش داری؟اگه دوستش داری با گرفتن حق طلاق بدون قید وشرط وبا شرط مراجعه به روانشناس میتونید یک فرصت دیگر به ایشان بدهید خصلتهای خوبی که گفتید داره و شما را هم دوست داره خوب شاید تنبیه شده باشد و کمک کند به بهبود شرایط.البته اگر هنوز دوستش داری اینم یک راه است.من روانشناس نیستم ولی تجربه طلاق را دارم.منم همین حس را داشتم واز دید یک مرد میگم وقتی اینقدر سعی میکند.شاید راهی برای برگشت باشد.
    راستش خب دوستش دارم ولي ديگه اون حس تعلق و حسي كه يك زن به مرد مي تونه داشته باشه رو ندارم. مثل يك دوست دوستش دارم. ولي من چشمم ترسيده و فكر اين كه بخوام دوباره وارد پروسه ناراحتي بشم رو ندارم. حتي بعضي اوقات كه حس برگشت از اون حفره خالي به قول بالهاي صداقت مياد بيرون ..سريع سركوبش مي كنم. اينم بگم كه ايشون اگه بخواد برگرده حتما شرط بچه دار شدن رو خواهد گذاشت كه من نمي خوام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    المیرای عزیز

    اس ام اس هایش را نخونده دیلیت کن ( در مقابل کنکاوی برای خواندن بایست ) .

    به هیچ وجه از وی خبر نگیر
    ، یعنی اجازه نده خبری بدهند . اگر کسی تماس می گیره و میخواد راجع به ایشون با شما صحبت کنه ، در کمال ادب و احترام بگو شرمنده هیچ صحبتی نمیتونم بشنوم و لذا با اجازتون مجبورم تماس رو قطع کنم . هروقت خواستید با خودم صحبتی داشته باشید یا احوالپرسی با کمال میل می شنوم و ممنون هستم ، من خداحافظی می کنم و معذرت میخواهم که نمیتونم بیشتر ازاین ادامه دهم .


    در یک کلام رابطه ای که با طلاقی عقلانی کات شده را هرگز میدان برگشت ندهید .


    حس دلسوزیهای شما هم کلاً باید در درونتون بازنگری شود ، این احساساتی رودن نسبت به رنج دیگران در موارد مختلفی از زندگی میتونه شما را اذیت کنه لذا در این مورد با مشاوری حضوری وارد کار شوید و یک بازسازی داشته باشید .


    موفق باشید .


    .
    واقعا ممنونم فرشته مهربان عزيز
    دقيقا كارهايي رو كه شما فرموديد رو انجام خواهم داد. مثلا خيلي دلم مي خواد بياد يه سري از وسايلي رو كه اينجا گذاشته از خونه ببره ولي به بهونه اين كه جا نداره نمياد.
    قبل از طلاق خيلي منو تهديد و تحقير مي كرد بعضي وقتا مي گفت نه من ميدونم چون تو زيبايي سريع زود ازدواج مي كني و از اين حرفا يا اين كه بعد از رفتن من مي فهمي كه مي چي بودم و قدر من رو مي دوني و پشيمون مي شي. حرفاي متضاد و محكوم كردن من..توي اس ام اس ها در نهايت مي خواد به من ثابت كنه كه من بي عاطفه هستم.

    در مورد حس دلسوزي هم واقعا سعي مي كنم رو خودم كار كنم. من يكي از دلايلي كه خيلي در مورد طلاقم مردد بودم اين فكر بود كه چون خواهرم طلاق گرفته بود و اين كه پدر مادرم سنشون تقريبا بالاست و هيچ نوه ايي ندارن ...همش نارحت اونا بودم. حتي يكي از دلايلي كه ازدواج كردم هم خانواده ام بود. ولي خب بعدا فكر كردم كه اين طرز تفكر بسيار اشتباهه چون منجر به شكست شد. هركسي مسئول زندگي خودشه و اين حق رو داره كه راهي رو بره كه آرامش بيشتري داره.

    خيلي دوست دارم كه به مشاوره حضوري برم. اگه شما براتون مقدوره كه تو حوالي شمالغرب و غرب جايي رو معرفي كنيد خيلي ممنون مي شم.

  6. کاربر روبرو از پست مفید الميرا1358 تشکرکرده است .

    الميرا1358 (سه شنبه 07 تیر 90)

  7. #14
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    الميرا جان

    در مورد حس دلسوزیت ، به این توجه داشته باش که اولاً دنیا دارالرنجه ، یعنی بدون رنج و زحمت حرکتی صورت نمی پذیرد منتها گاه بعضی از این رنجها در شکل خرد آن چنان نامحسوسه که ما رنجی نمی بینیم ( مثل زلزله های زیر 3 ریشتر که گفته میشه در ماه مثلا ًبارها تهران را می لرزاند منتها حواس انسان قدرت دریافتش رو نداره )

    مثلاً راه رفتن و همین امور روزمره رنج و زحمتی دارد که حاصل لذت بخش آن باعث می شود ما نه رنج را درک کنیم و نه از آن ناراضی و ناخشنود باشیم . رنجها اگر درک شوند وسیله های گنج یابی ( رشد و بالندگی و بزرگ شدن و تعالی انسان ) است و این گنجها هم لذت بخشه . پس چه بسا اونچه در زندگی دیگران می بینی که برایشان رنجه وسیله رشد و تعالی آنها یا حفظ آنها از آسیب های جدی و مهمتر باشد . لذا اینکه شما نسبت به رنج دیگران بی تفاوت نیستی خیلی خوبه ، اما این رنجی که می بری اگر عامل تصمیم گیریهای احساسی باشه ( به عبارتی منشاء رنج شما نه عقلانیت بلکه احساساتی شدن باشد ) آسیب رسان است . چنانکه تصمیم به ازدواجت هم به همین دلیل بوده و نسنجیده شده و آسیبش را هم متحمل شده ای ، مواظب باش حال که از اون آسیب ها بیرون آمده ای دوباره رنج احساسی تو را درگیر نکند و راه خطا را بروی .

    ایشان وسایلش را به عنوان وسیله ای برای حفظ ارتباط و حدا اقل حفظ خود در گوشه ای از ذهن شما گذاشته ، حتی اس ام اس ها هم به همین دلیله ، شمال قاطع باشید و هر گونه راه ارتباطی را کات کنید .

    نوع گوشی شما اگر چیزی باشد که بلک لیست داشته باشد می توانید شماره وی را لاک کنید تا نه تماس و نه پیامکی از وی دریافت نکند .


    موفق باشید

    .

  8. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه 10 تیر 90)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    268

    تشکرشده 271 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    دوستان عزيز من واقعا الان در شرايط روحي ناآرامي به سر مي برم و واقعا به همفكري شما احتياج دارم. ديشب دوباره متوجه شدم كه همسر سابقم با خاله ام تماس گرفته و كلي گريه كرده كه من مي خوام واسطه بشيد كه آشتي بكنم و من عوض شدم و از اين جور چيزا...چند باري هم با من تماس گرفت ولي من جواب ندادم. از ديشب به يه حالت خيلي بدي رسيدم از لحاظ روحي و جسمي و براي خودمم جاي تعجب داشت كه چرا وقتي اينجور بحث ها پيش مياد چرا حال من دگرگون مي شه. نمي دونم هجمه ايي از افكار و ترس ها مياد سراغم.
    امروز هم ايشون هي تماس گرفتند و در آخر اومد دنبالم دم شركت. جالبي قضيه اينه كه قبل از ديدنش هميشه وقتي يادش مي افتادم يه حالت دوست داشتن داشتم ولي وقتي ديدمش احساس كردم واقعا صيغه طلاق سردي مياره درسته. هيچ حسي نسبت بهش نداشتم و انگار يه انسان غريبه پيشم نشسته بود. از اول تا آخر هم مثل ابر بهار اشك مي ريخت و از حس هاش مي گفت و اين كه عوض شده و پشيمونه و من يه فرصت دوباره بهش بدم. و من همچنان گيج و مبهوت...نمي دونستم چي بگم يا چي كار كنم...
    دوباره الان اس ام اس زده كه من كي بر گردم خونه ام..منم گفتم ببين اينجا ديگه خونه تو نيست و ما هيچ نسبتي با هم نداريم. من فرق كردم و اون انسان قبل نيستم يه ادم بي حوصله شدم كه حوصله هيچ چيز و هيچ كس رو ندارم. و اين تنهايي رو دوست دارم انگار يه جورايي....باز گفت كه شب يه سر بيام پيشت و ببينمت . گفتم من هيچ حسي نسبت به تو ندارم ..هي اصرار كه نه اگه تو بخواي مي تونيم از نو بسازيم و اينا
    من الان واقعا پريشونم...انگار ديگه خودم رو نمي شناسم گيج و منگم
    از يه طرف نمي تونم گريه كردن و ناراحتي اون و اين مسايل رو ببينم ...از يه طرف مي بينم حوصله بودن با اون يا با هيچ كس ديگه ايي رو هم ندارم . نمي دونم واقعا چي كار كنم....
    مي گه من مي خوام فقط ثابت كنم كه عوض شدم و جبران بدي هام رو بكنم. مي خوام نشون بدم كه تغيير كردم.
    من چي كار بايد بكنم؟؟؟

  10. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    المیرا جان
    نامزد سابق من هم بعد سه سال اومد سراغم و گفت نمیتونم فراموشت کنم، مادرم گفت بهش فکر کن ولی برادر عاقلی دارم که گفت آزموده را آزمودن خطاست...

  11. کاربر روبرو از پست مفید نیلا تشکرکرده است .

    نیلا (سه شنبه 21 تیر 90)

  12. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    ببخشید ایا شما در زمانی که تصمیم به جدایی از این اقا گرفتید تمام جوانب رو سنجیدید ؟
    و ایا الان شما فکر می کنید دلایل جداییتون از نظر خودتون درست بوده و یا به خاطر خسته بودن از سر و کله زدن با مشکلات زندگی تصمیم گرفتید ؟

    می دونید مثلا من خودم بعضی وقتها از این همه سرو کله زدن با مشکلات زندگی مشترکمون خسته می شم و می خوام که جدا شم و تنها زندگی کنم تا هم ازادتر باشم و هم دغدغه کمتری داشته باشم. ولی خوب این دلیل می تونه وقتی روحیه ادم عوض می شه از بین بره.
    شاید حس دلسوزی و دو دلی شما هم به همین خاطر باشه. شاید شما از نظر روحی خیلی خسته اید و شاید دچار افسردگی خفیف شدید. نظر خودتون چیه؟

    من اگر جای شما بودم الان که شرایط روحیم خوب نبود و هنوز به ارامش نرسیده بودم هیچ تصمیمی نمی گرفتم و به طرفم هم می گفتم اگر می خواهی بدیهاتو جبران کنی باید به من فرصت بدی و در این مدت هیچ گونه تماسی با من نداشته باشی. حدود 6 ماه به خودم وقت می دادم و سعی می کردم در این مدت انگیزه های خودم رو برای زندگی بالا ببرم با ورزش، مسافرت، کتاب خوندن و هر چیزی که برام ایجاد لذت و ارامش کنه. بعد که اروم شدم تصمیم می گرفتم.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  13. کاربر روبرو از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده است .

    deljoo_deltang (سه شنبه 21 تیر 90)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مهر 91 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    1,948
    سطح
    26
    Points: 1,948, Level: 26
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    268

    تشکرشده 271 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    ببخشید ایا شما در زمانی که تصمیم به جدایی از این اقا گرفتید تمام جوانب رو سنجیدید ؟
    و ایا الان شما فکر می کنید دلایل جداییتون از نظر خودتون درست بوده و یا به خاطر خسته بودن از سر و کله زدن با مشکلات زندگی تصمیم گرفتید ؟

    می دونید مثلا من خودم بعضی وقتها از این همه سرو کله زدن با مشکلات زندگی مشترکمون خسته می شم و می خوام که جدا شم و تنها زندگی کنم تا هم ازادتر باشم و هم دغدغه کمتری داشته باشم. ولی خوب این دلیل می تونه وقتی روحیه ادم عوض می شه از بین بره.
    شاید حس دلسوزی و دو دلی شما هم به همین خاطر باشه. شاید شما از نظر روحی خیلی خسته اید و شاید دچار افسردگی خفیف شدید. نظر خودتون چیه؟

    من اگر جای شما بودم الان که شرایط روحیم خوب نبود و هنوز به ارامش نرسیده بودم هیچ تصمیمی نمی گرفتم و به طرفم هم می گفتم اگر می خواهی بدیهاتو جبران کنی باید به من فرصت بدی و در این مدت هیچ گونه تماسی با من نداشته باشی. حدود 6 ماه به خودم وقت می دادم و سعی می کردم در این مدت انگیزه های خودم رو برای زندگی بالا ببرم با ورزش، مسافرت، کتاب خوندن و هر چیزی که برام ایجاد لذت و ارامش کنه. بعد که اروم شدم تصمیم می گرفتم.
    دقيقا تمام جوانب رو سنجيدم و به همين خاطر الان از دستش ناراحتم كه چرا اون زماني كه من تمام تلاشم رو براي زندگي ام مي كردم اون اهميتي نمي داد.
    خب مسلما بعضي وقتا فكر مي كنم كه اگه بود از لحاظ تنها نبودن و يا مسايل مالي اوضاعم بهتر بود ولي وقتي فكر مي كنم مي بينيم نمي تونم برگردم و يه حالت خفگي مي گيرم. احتمال اين كه دچار افسردگي باشم هم وجود داره ولي از اونجايي كه من مدام در حال كار كردن رو خودم هستم زياد نشانه هاش بروز نمي كنه.
    دقيقا حرف شما درسته و اجراش كردم. چون گفت براي امشب خبر بده منم اس ام اس زدم كه بهتره كه ما تا يه مدت باهم حرف مثل قبل حرف نزنيم. اينجوري براي هر دومون بهتره.
    من مي ترسم خدا ي نكرده سكته بكنه يا اتفاقي براش بيفته هي امروز مي گفت نمي دونم زانوم درد مي كنه و اينا...درست حسي بهش ندارم ولي واقعا منقلب مي شم به عنوان يه انسان....يا اون جوري اشك مي ريزه و اينا....
    من فقط از خدا مي خوام كه اين اوضاع رو سروسامان بده.
    ممنون

  15. کاربر روبرو از پست مفید الميرا1358 تشکرکرده است .

    الميرا1358 (سه شنبه 21 تیر 90)

  16. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: حس ناراحتي و دلسوزي نسبت به همسر سابق

    من فکر می کنم با حس دلسوزی هیچ زندگی زناشویی پایدار نمی مونه چه برسه اینکه بخواهید دوباره شروع کنید. هر چه بیشتر و طولانیتر این ارتباط وجود داشته باشه به خود اون اقا هم ضرر بیشتری می رسه و هر چه زودتر ایشون از شما قطع امید کنه اسیب جسمی کمتری به ایشون وارد می شه. اینکه ایشون دچار مشکلات جسمی شدند باید یرن پیش پزشک و همچنین روانشناس تا مشکلشون رو به مرور زمان حل کنند. حتی شما می تونید به واسطتون ( خالتون) بگید از طرف خودش اینو بهشون بگن نه از طرف شما. ایشون خودش باید هوای سلامت خودش رو داشته باشه نه شما.

    من فکر می کنم هر دوی شما هنوز زمان زیادی نیاز دارید تا اسیبهایی که از این جدایی دیدید را ترمیم کنید. و اگر هم قراره تصمیمی مجدد گرفته بشه بهتره بعد از ترمیم ها باشه.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  17. 2 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 21 تیر 90)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سرنوشتي که خودم ساخته بودم!
    توسط بالهای صداقت در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 مرداد 89, 18:25
  2. چون مرز نداشتي!
    توسط yasi_m در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 بهمن 87, 12:58
  3. +عشق لعنتي
    توسط bichare در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 19 بهمن 87, 21:32
  4. پدرم وقتي من .... ساله بودم !
    توسط sayehhaye_mah در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 بهمن 87, 13:55
  5. خوشبختي
    توسط pirooz در انجمن انجمن افراد خوشبخت
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 بهمن 87, 12:37

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.