توی کتاب نیمه ی پنهان ماه که خاطرات غاده همسر شهید چمرانه خوندم که غاده تعریف میکرد که بمب های دشمن داشت میریخت رو سر مردم و شعله های آتیش معلوم بود. رفتم نزدیک و دیدم مصطفی داره آروم آروم گریه میکنه. گفتم چته مصطفی؟ گفت ببین چقدر زیباست. گفتم مردم بیچاره زیر بمب و اتیشن اونوقت تو میگی ببین چه زیباست؟!! گفت اینها رحمت خداست که دلهایشان متوجه خدا بشه و ....
واقعا همینه. مگه اگر به شهادت فکر کنید چه چیزش تو ظاهر قشنگه؟ اما بزرگترین آرزو . بالاترین مقام آدمیه. یاران امام حسین مگه شب عاشورا چهرشون از ذوق شهادت گلگون نشده بود؟
دقیقا میفهمم چی میگی. منم چنین حسی رو دارم. اواخر سال 87 . اوایل 88 افتاده بودم تو دور مطالعه ی کتابهای شهید مطهری و گوش کردن سخنرانی های دکتر شریعتی و خاطرات شهدا و ... بعد از انتخابات قاطی کرده بودم و همین حس رو داشتم و هنوز هم دارم.
خدا خودش به داد همه برسه و زود امام زمانمون ظهور کنه که طعم صلح و حق و عدالت رو همه ی جهانیان بچشن.





[/align]

علاقه مندی ها (Bookmarks)