سیسیلی عزیزم خانوادم کامل در جریانن حتی پدرم از این شرطش بدش هم نیامده اما حرف من چیز دیگه ای هست دوست ندارم از الان به این روش باید عادت کنم
سیسیلی عزیز چون دو سال با اخلاقیاتش اشنا بودم از این شرط ها و نحوه گفتنش یه جورایی شوکه شدم همیشه من میگفتم و اون چشم میگفت نمیدونم چرا سر این شرط تا این درجه پافشاری میکنه و منو مردد کرده از انتخابش
تصمیم گرفتم مشکلم را بازتر کنم تا دوستان متوجه منظورم بشن این دو سال که زیر نظر خانواده رفت و امد میکنیم پسری اروم و مهربون اهل کار و فعالیت بوده هختلاف زیاد داشتیم که همشونو مدیریت و حل کردهاخلاقای بدی که دارم راحت درک میکنه من کمی مغرور و حساس هستمدرکش برای همه اسون نیست کما اینکه تا حالا نشده یه بار باهاش تماس بگیرم همیشه شروع کننده و کسی که کوتاه میاد اونه از نظر احساسی خیلی کم علاقم نشون میدم و تا الان بیشتر سعیم در عقلانی جلو رفتن بوده در مورد شرط اخیر مرتب تاکید کرده که برای خانوادش اجبار داره و اینبار من باید کوتاه بیام میگه نمیخاد خانوادش دلگیر بشن و نماز برای جلوگیری از تنش و دعوا هست من بهش پیشنهاد رفتار ظاهری جلوی خانوادش دادم که رد کرد و گفت از دروغ و بدجنسی متنفره و این شرط لازمه حتی برای ادامه حالا سوال من اینه ایا این نشون دهنده وابستگی زیاد به خانوادش نیست؟؟ ایا شخصیت مستقلی داره؟؟ ایا اگه کوتاه بیام بعد زمینه دخالت بیشتر خانوادش در زندگیمان نیست؟؟؟ منتظر نظرتتون هستم ممنون
لیلا جان ممنون از نظرت
شرط کنار خانوادش بودن به علت اینکه پسر ارشد هست و مسولیت مادر و خواهر و برادرش با اونه و همچنین محل کارش اونجاست برایم قابل درکه کما اینکه مادر خود من هم ازدواجش شهر به شهر بوده این مسیله برام قابل قبوله و باهاش کنار اومدم مورد نماز هم واهمم بیشتر برای مسایل حاشیه ایش هست بازم ممنون نظرت گفتی جانم






به نظر من که شرط نماز خوندشون خیلی هم قشنگه.

علاقه مندی ها (Bookmarks)