نوشین خانم! اینجا راه رو اشتباه رفتی!نوشته اصلی توسط نوشین خسته
ولی هنوز می توانی برگردی و راهت رو درست کنی.
اگر دوست داشتی بعداً راجع به دوستیت صحبت می کنیم.
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
نوشین خانم! اینجا راه رو اشتباه رفتی!نوشته اصلی توسط نوشین خسته
ولی هنوز می توانی برگردی و راهت رو درست کنی.
اگر دوست داشتی بعداً راجع به دوستیت صحبت می کنیم.
hamed65 (دوشنبه 11 مهر 90)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
نوشین عزیز منم تسلیت میگم.
حق داری مرگ عزیز خیلی سخته.
خدا به شما صبر بده
نوشین جان، دوست همجنسی نداری که باهاش راحت باشی؟
کسی که بیرون از خانواده باشه که یه کمی از غم دور باشه اما باهاش صمیمی باشی.
اگه از وضعیت دوستیتون ناراضی هستی، این خیلی خوبه. اولین قدم رو برداشتی برای اینکه اوضاع روابطتون رو درست کنی. (فعلا راجع به این موضوع بحث نمیکنم. باشه برای بعد)
عزیز دلم، اگه بگم شرایطت (از جهت هایی) خیلی برام آشنا هست، دروغ نگفتم.
پدرت به خاطر برادرت داره اینا رو بهش میگه. فقط به خاطر خودش. خب دلش میسوزه که ثمره ی زندگیش قدر خودش رو ندونسته.
پسرا به اندازه ی ما حساس نیستن. باید باهاشون تند تر حرف زد تا از خواب بیدار بشن، تا به خودشون بیان.
شما از حرفای پدر ناراحت نشو. فقط برای خیر برادرت داره اینا رو بهش میگه.![]()
دختر مهربون (پنجشنبه 14 مهر 90)
تشکرشده 54 در 21 پست
هندنه زیر بغلم نذارید. من هیچی نیستم یه آشغال به تمام معنام.
رابطه خنوادگی ما هیچوقت خوب نبوده. بجز من و همین داداشم ه از پیشم رفت باهم خوب بودبم.
ولی بعد از این اتفاق من باهاشون خیلی خوب شدم و همه جوره حامیشون بودم چون غم اونها از من بیشتر بود
ما حالا دیگه بریدم.
عمه مشکلاتم هم با دوستمه
نوشین خسته (دوشنبه 11 مهر 90)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
شما هم قوی هستی. هم اراده داری، و هم توانا!نوشته اصلی توسط نوشین خسته
چرا؟ چون خداوند این نعمت ها رو به شما داده. فقط ازشون استفاده نکردی.
جایی گفته بودی که کلی مقاله خواندی، ولی فایده نداشته.
خواندن به کنار، تا چه حد عمل کردی؟
تا چه حد خواستی که مشکلت حل بشه؟
همانطور که دختر مهربون گفت، اختیار این "رفتن" دست ما نیست!
چون هنوز موقعش نشده!
این که موقعش نشده، نشان می ده که پس شما هنوز توانایی این رو داری که کار مثبتی انجام بدهی!
این که شما هنوز در این دنیا هستی، بیخودی نیست! یک آدم هایی هستند توی این دنیا که به تو نیاز دارند. یک کارهایی در این دنیا هست که تو باید انجام بدهی.
برای همین تو هنوز اینجایی!
مطمئن باش هر وقت دیگر کاری ازت بر نیاید، عمرت هم به پایان می رسد!
ولی هنوز موقعش نشده!
مطمئن باش!
hamed65 (پنجشنبه 14 مهر 90)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
من باهات موافق نیستم نوشین!
توی این دنیا هر چی بگی همون میشه. بگی من هیچم، هیچ میشی!
مگه نوشین خانم به خدا اعتقاد نداره که انقدر نا امیده؟
دختر مهربون (دوشنبه 11 مهر 90)
تشکرشده 54 در 21 پست
دختر مهربون تنها تکیه گاهم همین پسر بود که تمام کمبودهای زندگیم رو جبران میکرد. اگه الان به اینجا رسیدیم به خاطر بد بودن خودمه و اونم دیگه نمیتونه منو تحمل کنه بعد از 1.5 سال.
دوستانم ببخشید که با غلط املایی یا کوتاه مینویسم چندتا آرامبخش خوردم تعادل ندارم
فقط خدارو قبول دارم و نه هیچ دینی رو.
به قول صادق هدایت خودکشی نعمتی هست که خدا فقط به انسان داد چن هیچ جاندار دیگری قادر به این کار نیست
آره کارهایی که ازم بر میاد خودزنی و گریه و غصه خوردن و اعصاب بقیه رو خورد کردن و وحشی بازی در آوردن و................ هست
چه جوری برگردم وقتی اگه بگم جدایی خودش رو میکشه؟
نوشین خسته (پنجشنبه 14 مهر 90)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
همین برای من کافیه....خدارو قبول دارم...
خب. خیالم راحت شد.
پس خدایی هست.
پس عدالتی هست.
پس کسی هست که داره نوشین رو با تمام خستگی هاش و سختی هاش میبینه.
پس کسی هست که دستشو بگیره و کمکش کنه.
کسی که قدرتی داره که هیچ انسانی اون قدرت رو نداره.
پس نوشین میتونه بهش تکیه کنه و ازش کمک بخواد تا دلش رو آروم کنه.
البته اگه خود نوشین بخواد.![]()
دختر مهربون (دوشنبه 11 مهر 90)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
همون خدایی که بهش اعتقاد داری، تو رو یک انسان آفریده!هندنه زیر بغلم نذارید. من هیچی نیستم یه آشغال به تمام معنام.
با تمام توانایی های یک انسان.
شک نکن!
نوشین خانم، فکر می کنم نیاز باشه که شما به یک روانشناس و مشاور خوب مراجعه کنی.
یکم نیاز به کمک داری تا بتوانی با غم از دست دادن برادرت کنار بیایی.
در این راه یک روانشناس با تجربه و همینطور یک بزرگتر می تواند به شما کمک کنه.
اینکه بخواهی پناه ببری به یک پسری، راه درستی نیست!
خودت هم متوجه شدی که این رابطه در نهایت برای شما بیشتر سختی داشته و باعث بدتر شدن حال شما شده!
خیلی باید در این شرایط مواظب خودت باشی.
اینقدر به خودت بد و بیراه نگو! تو بنده ی خدا هستی! این کار خوب نیست!
خودت رو باور داشته باش.
مشکلات داری؟ قبول! دنبال راه حل باش برای مشکلاتت. ببین چطور باید با اونها کنار بیایی!
ولی اگه بخواهی بنشینی، دائم بگی من نمی تونم، من ضعیفم، از من کاری بر نمیاد... خب مشخص هست که به نتیجه نمی رسی!
hamed65 (دوشنبه 11 مهر 90)
تشکرشده 54 در 21 پست
خدا هم دیگه خسته شده از من. حق داره بیچاره. منم بودم خجالت میشیدم از خلق همچین بنده ای. از خودشم مرگ میخام
کاش حال من رو میفهمیدید.
کاش من رو میشناختید
اش میشد بمیرم تو همین لحظه
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
عزیزم آروم باش!
همه چیز درست میشه فقط به شرطی که بتونی مشکلاتت رو دونه دونه ببینی و به راه حلشون فکر کنی. نه همه رو باهم و درهم!
همه چیز درست میشه اگه با باور ِاینکه درست میشه بری جلو.
همه چیز درست میشه اگه به خودت اعتماد کنی.
الان فقط سعی کن آروم باشی.
ذهنت رو خالی کن از هر چی صدای نا امید کننده هست.
به خدایی که داریم فکر کن و به نگاه مهربونش!
دختر مهربون (دوشنبه 11 مهر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)