ایشون یه براد داره که خارج از کشور زندگی میکنه و زمین تا آسمون با همسر من متفاوته یه روز که عکس ایشون رو دیدم گفتم خوش پوشه و غیر مستقیم به اینکه از چه تیپی خوشم میاد اشاره کردم ولی اهمیتی نداد براش ادکلن های گرون قیمتی خریدم ولی استفاده نمیکنه . چند دست لباس بهش هدیه دادم ولی نمیپوشه . کلا با خانوادش جور در نمیاد پدرش استاد دانشگاست جوری تیپ میزنه که دل هرکسی رو میبره ولی پسرش تو این باغا نیست .گاهی بوی عرق تنش منزجرم میکنه . اون تلاشی برای حفظ رابطه نمیکنه و به قول خودش چون از خانواده ی سرشناس و پولداریه به راحتی بهش دختر میدن در واقع عاشق من نیست اون فقط یه زن میخواد که اول خوشگل باشه دوم تحصیلکرده حالا من نشدم یکی دیگه. در مقابل هر حرف من فوری جبهه میگره فقط مقابله به مثل میکنه اصلا مثل پسرای دیگه بلد نیست ناز بکشه اگه من ناز کنم اونم ناز میکنه.
بله درسته جدایی بده ولی بدتر از اون زندگی بدون عشقه وقتی زنی شوهرشو یا بلعکس مردی زنشو دوست نداشته باشه تو زندگی از خود گذشتگی و فداکاری نمیکنه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)