به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    راستش نمی خواستم در این تاپیک چیزی بنویسم چون این تاپیک مربوط به خواهرم است اما وقتی پاسخ اقای sci را دیدم نتوانستم سکوت کنم. ابتدا از حضور اقای sci خیلی خوشحال شدم. اما احساس می کنم با دو پست از مراجعه کننده انصاف نیست که اینطور در مورد مراجعه کننده قضاوت شود. خواهر من )soozan1) همیشه در طی این 13 سال زندگی مشترکش مثل یک زن سنتی نجیب با تمام مشکلات زندگیش ساخته و تلاشهای زیادی برای درست شدن زندگیش کرده و هر چه ما از زندگی انها فهمیدیم از طریق رفتار همسرش بوده. از لحاظ مادر بودن و همسر بودن هیچ وفت چیزی کم نگذاشته. و فقط 1 سال است که او برای درس خواندن از شهرش خارج شده که انهم هر هفته یا هر زمان که بتواند به شهر خودش بر می گردد تا کنار همسرش باشد. امیدوارم اگر شما الگوهای رفتاری نامناسب در رفتار خواهرم می بینید عنوان کنید تا او بتواند رفتار درست را در پیش گیرد نه اینکه او را به مشاور حضوری رجوع دهید. چون خواهر من پیش مشاورهای گوناگون رفته (خیلی قبل تر از اینکه شروع به درس خواندن کند) و زندگیش تغییری نکرده.
    امیدوارم خواهرم خودش بیاید و در این تاپیک مشکلاتش را عنوان کند تا شاید به کمک شما دوستان حل شوند.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  2. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (چهارشنبه 09 آذر 90)

  3. #12
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    خواهر عزیز خانم دلجو دلتنگ
    حتما خواهرتون رو توصیه کنید که اطلاعات بیشتری از خودشون بدهند...
    هیچ قصد قضاوت ایشون رو نداشتم و ندارم و فکر هم نکنم قضاوتش کرده باشم..
    امیدوارم ایشون مسائل اصلی خودشون رو مطرح کنند.
    ضمنا اگر مشکل فقط خواهر شما بود که مشاوره حضوری رو به ایشون توصیه نمی کردم... همسر ایشون هم مشکلاتی دارند و متاسفانه دسترسی به همسرشون نداریم برای همین گفتم مشاوره حضوری
    لطفا پست رو با دقت بخونید

  4. 7 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (پنجشنبه 01 دی 90)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 آذر 90 [ 04:12]
    تاریخ عضویت
    1390-7-12
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,030
    سطح
    17
    Points: 1,030, Level: 17
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 25 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    سلام
    در حضور دوستان شاید درست نباشه اینو بگم ولی
    خواهر عزیز من
    عجیبه
    که شما همه چیزهایی که در زندگی زن و مرد یه اصله رو از روش رد می شی و سریع اینو می گین که من از درس خوندن دست نمی کشم
    شما از نیازهاتون می گین (من باید درس بخونم...من باید برای ادامه تحصیل به شهر دیگه برم..بچمو باید نگه دارند...مرد من باید منو درک و همراهی کنه)
    ولی از نیازها شوهرتون چیزی نمی گین
    به نظر شما شوهر شما تو این وضعیت باید شما رو درک کنه یا مثل همین موقعیت که توش هستین پیش بیاد
    ........................................

  6. 3 کاربر از پست مفید نتهاترین تنها تشکرکرده اند .

    نتهاترین تنها (پنجشنبه 10 آذر 90)

  7. #14
    روانشناس تربیتی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 تیر 95 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1389-5-26
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    404

    تشکرشده 451 در 101 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    [align=justify][align=justify][align=justify]سلام

    زن و شوهر و فرزند، هر سه در زندگی حقوقی دارند. هم شما حق ادامه تحصیل دارید، هم همسرتون حق دارند شما رو پیش خودشون داشته باشن و هم فرزندتون حق داره پدر و مادرش رو داشته باشه

    به نظرم باید چاره جویی بشه تا این حقوق برقرار بشن با حداقل مشکلات

    به نظر میرسه که مشکل اصلی شما با همسرتون مربوط به قبل از شروع دکتراتون میشه. چون نوشته بودید که به خاطر مشکلاتی که داشتتید خواستید ادامه تحصیل بدین

    میشه بگید اون مشکلات چی بودند؟

    ممکنه همون مشکلات ادامه دار شده باشند و چون هنوز حل نشدند، مساله به قوت خودش باقی مونده باشه

    [/align][/align][/align]

  8. 5 کاربر از پست مفید mohsenazizi تشکرکرده اند .

    mohsenazizi (پنجشنبه 10 آذر 90)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1390-6-31
    نوشته ها
    261
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    694

    تشکرشده 707 در 218 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم


    عزيزم
    خانم سوزان بسيار ديده ام كهع وقتي همسري در حال درس و كاره بانوي خانه بايد بمونه و آتش كانون گرم خانواده رو گرم نگه داره و..
    اما وقتي همين بانو به هر علت بخواد دور بشه اي بسا انگشت ها هم طرفش گرفته بشه كه چرا ايشون خونه نيست و .. و..
    اين يك ديد گاه كلي يه و در جامعه ماهم رايجه.اينو نه براي بحث با دوستان براي دانستن اين كه ما با چه نوع هنجار فرهنگي زندگي ميكنيم بيان كردم.
    مورد دوم اينه كه به نظر نميرسه به خاطر تفاوت تحصيلات دچار عدم تفاهم و تبعات اون شده باشيد عزيز من!الان بياييد چنين ارزيابي كنيم كه:
    سطح تحصيلات همسرتون چه تاثيري در برداشت ايشون از وضع شما و خودشون داره؟
    مشاركت ايشون در حضور و نگه داري از بچه چقدره و چطوره؟
    مال شما چطوره؟
    تا چه زماني شما از ايشون و كوچولو دور هستين؟
    چطور ميشه اين دوري رو كمرنگ كرد؟
    و نهايتا آيا چقدر همسرتونو دوست داريد و چقدر مايل ايد باهاشون ادامه بدين؟به نظرم وقتي ما چرايي براي زندگي داريم چگونه هايي براش پيدا ميكنيم. اما وقتي اون چرا كمرنگ ميشه يا گم ميشه چگونه هامون هم شكل" نميشه "و "ممكن نيست" پيدا ميكنن.سوزان عزيز الان جدا از اين كه همسرتون پدر كوچولوي عزيز تون هستند چقدر مرد زندگي و همسر شما هستن؟به انگيز ه هاي ابتداي زندگي بربگردين و مرور كنين. آيا اون انگيزه ها هنوز براتون مطرح ان؟ چرا بله؟ چرا نه؟
    بعد از اين مرحله درباره گام دوم فكر كنيم.

  10. 5 کاربر از پست مفید ملاحت1 تشکرکرده اند .

    ملاحت1 (شنبه 26 آذر 90)

  11. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 دی 90 [ 01:20]
    تاریخ عضویت
    1390-8-12
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,047
    سطح
    17
    Points: 1,047, Level: 17
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    ممنون از همه. من جواب این دو دوست رو می دم که جواب سوالهای بقیه دوستان هم داده شده باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsenazizi
    [align=justify][align=justify][align=justify]سلام

    زن و شوهر و فرزند، هر سه در زندگی حقوقی دارند. هم شما حق ادامه تحصیل دارید، هم همسرتون حق دارند شما رو پیش خودشون داشته باشن و هم فرزندتون حق داره پدر و مادرش رو داشته باشه

    به نظرم باید چاره جویی بشه تا این حقوق برقرار بشن با حداقل مشکلات

    به نظر میرسه که مشکل اصلی شما با همسرتون مربوط به قبل از شروع دکتراتون میشه. چون نوشته بودید که به خاطر مشکلاتی که داشتتید خواستید ادامه تحصیل بدین

    میشه بگید اون مشکلات چی بودند؟

    ممکنه همون مشکلات ادامه دار شده باشند و چون هنوز حل نشدند، مساله به قوت خودش باقی مونده باشه

    [/align][/align][/align]

    بله. مشکل من از انجایی شروع شد که ازدواج من به اجبار خانواده ام انجام شد و من از ابتدا از همسرم خوشم نیامد. من در این مدت 12 سال تلاش کردم این حس را تبدیل به حس خوبس کنم اما نتوانستم. من تمام چیزهایی که همسرم می خواست بودم اما او هیچ کدام توقعات مرا بر اورده نمی کرد. البته شاید در واقع در توانش نبود که بر اورده کند. من و همسرم در هیچ زمینه ای تفاهم نداریم و این به دو فرهنگ متفاوت ما بر می گردد.
    و تمام اینها باعث شده که من همچنان نتوانم همسرم را دوست داشته باشم و برای بودن با او دیگر نمی خواهم تلاش کنم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاحت1

    عزيزم
    خانم سوزان بسيار ديده ام كهع وقتي همسري در حال درس و كاره بانوي خانه بايد بمونه و آتش كانون گرم خانواده رو گرم نگه داره و..
    اما وقتي همين بانو به هر علت بخواد دور بشه اي بسا انگشت ها هم طرفش گرفته بشه كه چرا ايشون خونه نيست و .. و..
    اين يك ديد گاه كلي يه و در جامعه ماهم رايجه.اينو نه براي بحث با دوستان براي دانستن اين كه ما با چه نوع هنجار فرهنگي زندگي ميكنيم بيان كردم.
    مورد دوم اينه كه به نظر نميرسه به خاطر تفاوت تحصيلات دچار عدم تفاهم و تبعات اون شده باشيد عزيز من!الان بياييد چنين ارزيابي كنيم كه:
    سطح تحصيلات همسرتون چه تاثيري در برداشت ايشون از وضع شما و خودشون داره؟

    او خود هم از این موضوع از ابتدای ازدواجمان ناراحت بود. در اوایل عقدمان متوجه شدم که به دروغ به دوستانش گفته که من دیپلمه هستم. و خانه دارم. در حالیکه من در ان زمان دانشجوی فوق لیسانس بودم.
    او چندین بار شروع کرد تا ادامه تحصیل دهد اما خیلی زود خسته می شد و تلاش زیادی نمی کرد. بیشتر برایش استرس اور بود.


    مشاركت ايشون در حضور و نگه داري از بچه چقدره و چطوره؟

    ایشون از ان مردهایی نیست که توجه زیادی به بچه داشته باشد. خانواده ایشون هم همینطور هستند و کلا در زندگی زیاد برای بچه وقت نم ی گذارند.

    مال شما چطوره؟

    من بعد از بچه دار شدن بیشتر اوقات غیر از زمانهای خیلی کوتاهی که سر کار بودم با فرزندم بودم و با او بازی می کردم و همه امور فرزندم با من بود و حتی او را مهد هم نگذاشتم. در ان زمانهای کوتاه هم که سر کار می رفتم فرزندم را خانواده ام نگه می داشتند.

    تا چه زماني شما از ايشون و كوچولو دور هستين؟

    هم اکنون فرزندم پیش من است و همسرم و من هم هر هفته اخر هفته ها در کنار هم هستیم. اما 2 سال دیگر درسم طول می کشد.

    چطور ميشه اين دوري رو كمرنگ كرد؟

    در حال حاضر با رفت و امد کردن و تماسهای تلفنی داریم این دوری را کمرنگ می کنیم.

    و نهايتا آيا چقدر همسرتونو دوست داريد و چقدر مايل ايد باهاشون ادامه بدين؟به نظرم وقتي ما چرايي براي زندگي داريم چگونه هايي براش پيدا ميكنيم. اما وقتي اون چرا كمرنگ ميشه يا گم ميشه چگونه هامون هم شكل" نميشه "و "ممكن نيست" پيدا ميكنن.سوزان عزيز الان جدا از اين كه همسرتون پدر كوچولوي عزيز تون هستند چقدر مرد زندگي و همسر شما هستن؟به انگيز ه هاي ابتداي زندگي بربگردين و مرور كنين. آيا اون انگيزه ها هنوز براتون مطرح ان؟ چرا بله؟ چرا نه؟

    همونطور که گفتم من از ابتدا همسرم را دوست نداشتم و انگیزه اولیه ای وجود ندارد. شما درست حدس زدید. من همسرم را دوست ندارم. و در تمام این 12 سال فیلم بازی کردم. من نه اخلاق همسرم را دوست ندارم و نه وجهه اجتماعی و نه ظاهر همسرم را دوست دارم. اراول اون چرا وجود نداشت اما من زیاد چگونگی تشکیل دادم. اما نشد.

    نمی دونم باید جواب سوالتون که همسرتون چقدر همسر شما هستن رو چی بدم . درست متوجه منظورتون نشدم.


    بعد از اين مرحله درباره گام دوم فكر كنيم.
    باز هم ممنون. منتظر پاسخهای شما هستم.

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 اسفند 90 [ 19:11]
    تاریخ عضویت
    1390-9-09
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    957
    سطح
    16
    Points: 957, Level: 16
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 16 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    فقط برات ارزوی شادی بیشتر میکنم نه غم بیشتر

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 دی 90 [ 09:15]
    تاریخ عضویت
    1390-9-30
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    883
    سطح
    15
    Points: 883, Level: 15
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    من که میگم درسو بزار کنار این همه تلاش برای چی وقتی نتونی از زندگیت لذت ببری ؟

  14. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 01 بهمن 90 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1390-6-31
    نوشته ها
    261
    امتیاز
    1,614
    سطح
    23
    Points: 1,614, Level: 23
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    694

    تشکرشده 707 در 218 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    [
    بله. مشکل من از انجایی شروع شد که ازدواج من به اجبار خانواده ام انجام شد و من از ابتدا از همسرم خوشم نیامد. من در این مدت 12 سال تلاش کردم این حس را تبدیل به حس خوبس کنم اما نتوانستم. من تمام چیزهایی که همسرم می خواست بودم اما او هیچ کدام توقعات مرا بر اورده نمی کرد. البته شاید در واقع در توانش نبود که بر اورده کند. من و همسرم در هیچ زمینه ای تفاهم نداریم و این به دو فرهنگ متفاوت ما بر می گردد.
    و تمام اینها باعث شده که من همچنان نتوانم همسرم را دوست داشته باشم و برای بودن با او دیگر نمی خواهم تلاش کنم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاحت1

    عزيزم
    خانم سوزان بسيار ديده ام كهع وقتي همسري در حال درس و كاره بانوي خانه بايد بمونه و آتش كانون گرم خانواده رو گرم نگه داره و..
    اما وقتي همين بانو به هر علت بخواد دور بشه اي بسا انگشت ها هم طرفش گرفته بشه كه چرا ايشون خونه نيست و .. و..
    اين يك ديد گاه كلي يه و در جامعه ماهم رايجه.اينو نه براي بحث با دوستان براي دانستن اين كه ما با چه نوع هنجار فرهنگي زندگي ميكنيم بيان كردم.
    مورد دوم اينه كه به نظر نميرسه به خاطر تفاوت تحصيلات دچار عدم تفاهم و تبعات اون شده باشيد عزيز من!الان بياييد چنين ارزيابي كنيم كه:
    سطح تحصيلات همسرتون چه تاثيري در برداشت ايشون از وضع شما و خودشون داره؟

    او خود هم از این موضوع از ابتدای ازدواجمان ناراحت بود. در اوایل عقدمان متوجه شدم که به دروغ به دوستانش گفته که من دیپلمه هستم. و خانه دارم. در حالیکه من در ان زمان دانشجوی فوق لیسانس بودم.
    او چندین بار شروع کرد تا ادامه تحصیل دهد اما خیلی زود خسته می شد و تلاش زیادی نمی کرد. بیشتر برایش استرس اور بود.


    مشاركت ايشون در حضور و نگه داري از بچه چقدره و چطوره؟

    ایشون از ان مردهایی نیست که توجه زیادی به بچه داشته باشد. خانواده ایشون هم همینطور هستند و کلا در زندگی زیاد برای بچه وقت نم ی گذارند.

    مال شما چطوره؟

    من بعد از بچه دار شدن بیشتر اوقات غیر از زمانهای خیلی کوتاهی که سر کار بودم با فرزندم بودم و با او بازی می کردم و همه امور فرزندم با من بود و حتی او را مهد هم نگذاشتم. در ان زمانهای کوتاه هم که سر کار می رفتم فرزندم را خانواده ام نگه می داشتند.

    تا چه زماني شما از ايشون و كوچولو دور هستين؟

    هم اکنون فرزندم پیش من است و همسرم و من هم هر هفته اخر هفته ها در کنار هم هستیم. اما 2 سال دیگر درسم طول می کشد.

    چطور ميشه اين دوري رو كمرنگ كرد؟

    در حال حاضر با رفت و امد کردن و تماسهای تلفنی داریم این دوری را کمرنگ می کنیم.

    و نهايتا آيا چقدر همسرتونو دوست داريد و چقدر مايل ايد باهاشون ادامه بدين؟به نظرم وقتي ما چرايي براي زندگي داريم چگونه هايي براش پيدا ميكنيم. اما وقتي اون چرا كمرنگ ميشه يا گم ميشه چگونه هامون هم شكل" نميشه "و "ممكن نيست" پيدا ميكنن.سوزان عزيز الان جدا از اين كه همسرتون پدر كوچولوي عزيز تون هستند چقدر مرد زندگي و همسر شما هستن؟به انگيز ه هاي ابتداي زندگي بربگردين و مرور كنين. آيا اون انگيزه ها هنوز براتون مطرح ان؟ چرا بله؟ چرا نه؟

    همونطور که گفتم من از ابتدا همسرم را دوست نداشتم و انگیزه اولیه ای وجود ندارد. شما درست حدس زدید. من همسرم را دوست ندارم. و در تمام این 12 سال فیلم بازی کردم. من نه اخلاق همسرم را دوست ندارم و نه وجهه اجتماعی و نه ظاهر همسرم را دوست دارم. اراول اون چرا وجود نداشت اما من زیاد چگونگی تشکیل دادم. اما نشد.

    نمی دونم باید جواب سوالتون که همسرتون چقدر همسر شما هستن رو چی بدم . درست متوجه منظورتون نشدم.


    بعد از اين مرحله درباره گام دوم فكر كنيم.
    باز هم ممنون. منتظر پاسخهای شما هستم.
    [/quote]

    خب جان و دلم پس موضوع تنها تفاوت تحصيل نيست اما در زمينه تفاوت تحصيل فاصله بين شما دهان باز كرده و به صحبت در آمده.براي اين بخش بايد به سوال آخر برگردم.گاهي يك مرد تنها همسره يك خانمه گاهي تنها پدر بچه اش. الان با توجه به اين كه شما در گير تحصيل هستيد غير منطقيه كه ازتون بخوام به جايگاه همسرتون در قلبتون و اين كه اين جايگاه رو مي خواييد يا نه دقت كنيد .
    اما اين سوالي يه كه بالاخره بايد روزي از خودتون بپرسيد و ته دلتون بهش جواب بدين.
    علل در كنار هم موندن زوجين متفاوته:
    بعضي دوستن
    بعضي عاشقن و خواهان هم..
    بعضي تنها همو تحمل ميكنن و دروناً با هم ارتباطي ندارن.
    صحبت ما در مورد بخش سومه. همسر شما يه انسانه بي شك خوبي هايي هم داره( شايد بخاطر همين شما در امكان ادامه تحصيل پيدا كردين.
    چندي پيش دوست ارجمندمون سابينا جدولي فراهم كرد و براي تصميم گيري مزايا و معايب نوعي از زندگي رو سنجيد .
    سر فرصت و در آرامش شما هم چك ليست خودتونو تهيه كنين : مثلا خوبي هاي همسرم و نكات نيازمند اصلاح او
    آنچه شما نياز داريد و تغييراتي كه در او ايجاد كرديد
    اين چك ليست هم مي تونه مد نظر شما باشه
    آنچه مي خواهم( همينجور شماره بذارين )و انچه دارم
    و نهايتا يك چك ليست براي سنجش اين كه اگر با همسرتون بمونيد چه مي شه و اگر خداي ناكرده جدا بشيد چطور؟
    چك ليست تعيين شده خودتونو در هنگام خشم يا آزردگي يا فشارهاي روزانه ملاك قرار ندهيد .چندروز بعد بعد دوباره نگاه كنيد و ببينيد چقدر منصفانه است . حتماً وجود فرزند عزيزتونو هم در نظر بگيريد . اون وقت فكر كنيد .

  15. 2 کاربر از پست مفید ملاحت1 تشکرکرده اند .

    ملاحت1 (چهارشنبه 26 بهمن 90)

  16. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: تفاوت سطح علمی من و همسرم

    سلام دوستان . راستش من می خواستم یک تاپیک جدید ایجاد کنم ولی گفتم در ادامه این تاپیک باشه که دوستان بهتر بتونن راهنمایی کنن. من خواهر soozan1 هستم . خواهر من به اصرار من این تاپیک رو باز کرد و البته دیگه پیگیرش نیست. چون فکر می کنم انگیزه ای برای درست کردن زندگیش نداره. بیشتر دنبال وکیل و این چیزهاست .

    حالا من از شما کمک می خواهم. دلم می خواهد یک جوری به خواهرم کمک کنم. راستش زیاد نگران خواهرم نیستم. بیشتر نگران دختر نازنینش هستم. اگر ممکنه دوستان منو راهنمایی کنن که چطور می تونم خواهرم رو ترغیب کنم که به درست کردن زندگیش هم به عنوان یک گزینه نگاه کنه.


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 61
    آخرين نوشته: جمعه 17 اردیبهشت 95, 22:06
  2. ماموریت این دو فرشته چه بود .... ؟؟؟؟؟؟ هاروت و ماروت
    توسط parsa1400 در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 06:46
  3. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: جمعه 13 مرداد 91, 19:56
  4. تفاوت سنی 8 سال، آیا از یک نسلیم؟
    توسط jodiabot در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 05 فروردین 90, 23:53
  5. تشخیص تفاوت میان عشق و شهوت !!!
    توسط erfan25 در انجمن عشق
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 16 آبان 88, 13:19

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.