عزيزم
خانم سوزان بسيار ديده ام كهع وقتي همسري در حال درس و كاره بانوي خانه بايد بمونه و آتش كانون گرم خانواده رو گرم نگه داره و..
اما وقتي همين بانو به هر علت بخواد دور بشه اي بسا انگشت ها هم طرفش گرفته بشه كه چرا ايشون خونه نيست و .. و..
اين يك ديد گاه كلي يه و در جامعه ماهم رايجه.اينو نه براي بحث با دوستان براي دانستن اين كه ما با چه نوع هنجار فرهنگي زندگي ميكنيم بيان كردم.
مورد دوم اينه كه به نظر نميرسه به خاطر تفاوت تحصيلات دچار عدم تفاهم و تبعات اون شده باشيد عزيز من!الان بياييد چنين ارزيابي كنيم كه:
سطح تحصيلات همسرتون چه تاثيري در برداشت ايشون از وضع شما و خودشون داره؟
او خود هم از این موضوع از ابتدای ازدواجمان ناراحت بود. در اوایل عقدمان متوجه شدم که به دروغ به دوستانش گفته که من دیپلمه هستم. و خانه دارم. در حالیکه من در ان زمان دانشجوی فوق لیسانس بودم.
او چندین بار شروع کرد تا ادامه تحصیل دهد اما خیلی زود خسته می شد و تلاش زیادی نمی کرد. بیشتر برایش استرس اور بود.
مشاركت ايشون در حضور و نگه داري از بچه چقدره و چطوره؟
ایشون از ان مردهایی نیست که توجه زیادی به بچه داشته باشد. خانواده ایشون هم همینطور هستند و کلا در زندگی زیاد برای بچه وقت نم ی گذارند.
مال شما چطوره؟
من بعد از بچه دار شدن بیشتر اوقات غیر از زمانهای خیلی کوتاهی که سر کار بودم با فرزندم بودم و با او بازی می کردم و همه امور فرزندم با من بود و حتی او را مهد هم نگذاشتم. در ان زمانهای کوتاه هم که سر کار می رفتم فرزندم را خانواده ام نگه می داشتند.
تا چه زماني شما از ايشون و كوچولو دور هستين؟
هم اکنون فرزندم پیش من است و همسرم و من هم هر هفته اخر هفته ها در کنار هم هستیم. اما 2 سال دیگر درسم طول می کشد.
چطور ميشه اين دوري رو كمرنگ كرد؟
در حال حاضر با رفت و امد کردن و تماسهای تلفنی داریم این دوری را کمرنگ می کنیم.
و نهايتا آيا چقدر همسرتونو دوست داريد و چقدر مايل ايد باهاشون ادامه بدين؟به نظرم وقتي ما چرايي براي زندگي داريم چگونه هايي براش پيدا ميكنيم. اما وقتي اون چرا كمرنگ ميشه يا گم ميشه چگونه هامون هم شكل" نميشه "و "ممكن نيست" پيدا ميكنن.سوزان عزيز الان جدا از اين كه همسرتون پدر كوچولوي عزيز تون هستند چقدر مرد زندگي و همسر شما هستن؟به انگيز ه هاي ابتداي زندگي بربگردين و مرور كنين. آيا اون انگيزه ها هنوز براتون مطرح ان؟ چرا بله؟ چرا نه؟
همونطور که گفتم من از ابتدا همسرم را دوست نداشتم و انگیزه اولیه ای وجود ندارد. شما درست حدس زدید. من همسرم را دوست ندارم. و در تمام این 12 سال فیلم بازی کردم. من نه اخلاق همسرم را دوست ندارم و نه وجهه اجتماعی و نه ظاهر همسرم را دوست دارم. اراول اون چرا وجود نداشت اما من زیاد چگونگی تشکیل دادم. اما نشد.
نمی دونم باید جواب سوالتون که همسرتون چقدر همسر شما هستن رو چی بدم . درست متوجه منظورتون نشدم.
بعد از اين مرحله درباره گام دوم فكر كنيم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)