با عرض شرمندگی واقعا معذرت می خوام فقط یه سوال دارم اینکه آیا هنوز دوشیزه هستید؟
چون این قضیه در نوع راهنمایی دوستان تاثیر گذار خواهد بود.
تشکرشده 8,211 در 1,575 پست
با عرض شرمندگی واقعا معذرت می خوام فقط یه سوال دارم اینکه آیا هنوز دوشیزه هستید؟
چون این قضیه در نوع راهنمایی دوستان تاثیر گذار خواهد بود.
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
تسنیم الهی
ممنون از نظرت من سر حرفم محکم هستم خدارو شکر این دفعه رفتار جرات مندانه دارم از خودم نشون می دم ولی خوب اصلا دیگه احساسم مثل قبل نیست و خیلی دل چرکین شدم بهش
لیلا موفق
از اول قرار بود بعد از محرم و صفر عقد کنیم ،پدر بزرگ من بیمارستان بود تازه مرخص شده و مادرم درگیر کارای اون بود و گفتیم عقدمون بمونه برای بعد از محرم صفر ولی اونا گفتن که تو این دو سه ماه رفت و امد مشکل داره و باید محرم باشیم ....و این جوری بهتره و هزار جور دلیل آوردن و گفتن همین عید غدیر عقد موقت کنیم
پدرش گفت ،خیلی مرد خوبیه ولی نمی دونم چرا اینکارو کرد.و انقدر پافشاری کرد که ما محرم باشیم .مگرنه تو خونواده من اصلا چنین رسمی نبوده و نیست .
خواهش می کنم عزیزمنوشته اصلی توسط بی نهایت
بله دوشیزه
هستم
ولی بی نهایت اون اصلا به این مسائل اهمیت نمی ده و براش خیلی بی معنیه
و می گه که ما همدیگرو شناختیم و برای شرایط خونواده شما نتونستیم عقد کنیم و الانم با یه زن و شوهر هیچ فرقی نداریم و می گه اصلا هرچی طلاق و جدایی هست یه ریشه در روابط جنسی داره و این درست نیست که بگیم این روابط یرای بعد عروسیه
چون تو همین روابط خیلی شناخت بدست می اد
بعدم خیلی وقت هام می گه من دلسرد می شم با رفتارت و بعدا هم تو زندگی همین جوری سرد می مونم
علت اینکه خیلی مشکل دارن وسرد هستن همین سرکوب بی دلیل غرائضه
درسته باید این غریضه رو سرکوب تر تا زمان مناسب خودش و تا زمان ازدواج
و الان زمان مناسب هست و ما هم محرمیم و نه از نظر شرعی نه اخلاقی گناهی مرتکب نمی شیم
منم بهش گفتم که اگر خدایی نکرده به این نتیجه رسیدیم که به درد هم نمی خوریم چی؟
میگه تو فکرت کجاست من فکرم کجاست!چرا به درد هم نخوریم چرا منفی فکر میکنی.....
تشکرشده 2,035 در 738 پست
به نظر من اگر آدم خوبيه هرچه زودتر عقد كنيد تا اين مشكلات تموم بشه.
ليلا موفق (شنبه 05 آذر 90)
تشکرشده 3,618 در 912 پست
نازنین جان! اگر فکر میکنی که میتونی به عنوان یه مرد که تا آخر عمر بهش تکیه کنی؛ به نامزدت نگاه کنی؛ خوب، عقد رسمی کردن در محرم و صفر که مشکلی نداره؛ عقد رسمی بکنید تا این اضطراب ها و دلهره ها از بین بره؛ بعد اگر قراره مراسمی برگزار بشه؛ بذارید برای بعد از محرم و صفر!
در ضمن نازنین جان! شما فقط بحث ها و بی صبریهای ایشون رو در این مورد می بینید؟ یعنی در موارد دیگه اصولا به توافق می رسید یا نه؟
همین طور اگر بخوای به همسرت به غیر از این مورد نگاه کنی و از یک تا 10 نمره بدی؛ چند میگیره؟
del (پنجشنبه 10 آذر 90)
تشکرشده 166 در 52 پست
به نظر من نامزد شما فرض را بر این گرفته که اگر مشکلاتی که شما عنوان کردید پیش نیامده بود شما الان عقد دائم بودید یعنی از نظر ایشان همه چیز تمام شده بوده و هست و شاید خود شما این حس را ایجاد کرده اید و این اطمینان را دادید چه بسا اگر شما از ابتدا به این دوران ( صیغه موقت ) به عنوان دوره آشنایی بیشتر و شناخت نگاه میکردید هیج گاه روابط نزدیک و توقعات اینچنینی ایجاد نمیشد .
پس شما هم ایشون رو تمام و کمال پدیرفته بودید درسته ؟ و ایشون رو همسر دائم خودتون دونستید درسته ؟
اگر الان عقد دائم بودید باز هم این رفتارها برای شما عجیب بود و انقدر دچار تردید میشدید؟
خدایا
دستم به آسمانت نمی رسد
اما تو که دستت به زمین می رسد
\"بلندم کن \"
**عسل** (یکشنبه 07 اسفند 90)
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
سلام دلنوشته اصلی توسط del
من برات ایمیل فرستادم نمی دونم به دستت رسیده یانه!
پیام خصوصی هم نمی تونم بفرستم عزیزم ببخشید میگه صندوقت پره
ببخشید که اون عقد موقت رو نگفته بودم
فکر نمی کنم مامان اینام راضی شن به این کار
که عقد تو محرم و صفر باشه
خودمم دو دل شدم
دل فقط تو این مسائل من بهش نمره منفی می دم تو مسائل دیگه خیلی خوبه
خیلی اجتماعیه و خیلی صبور و تو رانندگی اصلا اهل این نیست که کل کل کنه یا اگر شرایط دعوا پیش اومد دعوا راه بندازه ...تو بقیه موارد اصلا مشکلی باهاش ندارم
ولی همین یه مورد رو احساسم تاثیر گذاشته و رغبتم کم شده بهش
بیشتر از اینکه حرفاش ضدو نقیض هست ناراحتم
چون دقیقا حرفای که قبل محرمیت می گفت با حرفایی که بعدش می گه خیلی فرق می کنه
دل من با مشاور صحبت کردم ولی خودش نیومد پیش مشاور
گفت ما مشکلی نداریم که بخوایم بریم مشاوره
من تنها رفتم و چیزایی که گفتم به نظر اون مشاور همشون قابل درک بود و گفت نکته مبهمی تو این شخص وجود نداره و جوگیر شده !دقیقا همین کلمه رو به کار برد
گفت نامزد شما یه مقداری جو گیر شده
ولی در مورد فیلمها گفتش که قطعا دیده نه یک بار خیلی زیاد
طوریکه ملکه ذهنش شده و کلا تصورش از رابطه جنسی شدیدا تحت تاثیر فیلمهایی هست که دیده
گفت این خیلی معایب داره کوچکترینش اینکه شخص همسر خودش رو با یک بازیگر فیلم مقایسه می کنه
انتظاراتش براورده نمیشه
بعضا بعد از ازدواج هم به این کار ادامه می ده به دیدن این فیلمها
گفت اینکار غیر عادی نیست و خیلی ها دیدن و می بینن
غیر عادی زمانی میشه که انقدر دیدن این فیلمها عادت بشه که براش عادی باشه و تصور اشتباه براش بسازه که ساخته ...
سلام عسل جوننوشته اصلی توسط **عسل**
آره من ایشون رو پذیرفته بودم و علت عقد نکردنمون شناخت بیشتر نبود
علتش این بود که شرایطش نبود
ولی بعد محرمیت من دیدم که اون به کل تغییر کرد
و از من ایراد گرفت از لباسام !ازاینکه تنوع ندارم یا به خودم نمی رسم
از اینکه انتظاراتی داشت که برای هیچ دختری قابل فهم نیست
حتی همون روابطش خیلی خود خواهانه بود این چیزاش منو دچار تردید کرد
انگار دیگه اون ارزش سابق رو ندارم
چون تمام ذهنش حول این محور می گرده که من خوب باشم چاق نشم به خودم برسم برم باشگاه
طرز فکرم مدرن باشه
به خواسته های اون جواب مثبت بدم
با اینکه می دونه می فهمه ناراحت می شم ولی بازم اذیت می کنه
این چیزاش دو دلم کرده
این مشکلات رو کوچیک می بینه
عسل از اینکه سر چنین چیزایی باهام قهر می کنه خیلیییییییییییییییییییییی ییی دلخور می شم باورم نمیشه !!... مثلا من میگم خوب من نظرم اینکه ما تا عقد نشدیم پیش هم نباشیم می گه باشه کاری نداری پشت هم تو تلفن این حرفو صد مرتبه تکرار می کنه هرچی می گم میگه خوب باشه کاری نداری کاری نداری کاری نداری !!!
گفتم چرا کارت دارم ،خب دارم حرف می زنم ،می گه من حرفی ندارم کاری نداری
بگو خداحافظ چون نمی خوام گوشی رو روت قطع کنم
منم می گم خدافظ اون وقت دیگه تا صبح گوشی و اس ام جواب نمی ده ...
هر دفعه که من نظرمو می گم سعی می کنه منو قانع کنه و دید نمی تونه سریع می گه کاری نداری ،خدافظ ،بعدش فردا یا شبش اس ام میده مییده و طوری برخورد می کنه که انگار قهر نبوده ...
نازنین آریایی (شنبه 05 آذر 90)
تشکرشده 3,560 در 934 پست
عزیزم حرفهای ایشونو ولش کن که میگه مشکلات ما کوچیکه و ...، فقط برو تو ذهن خودت بدون ترس و منطقی فکر کن و ببین نامزدت را با این شرایط و رفتارهای خاصش می تونی بپذیری یا نه؟ اینطوری فکر نکن که تغییرش می دم چون تغییر یک چیز زمان بر و انرژی بر و مهارت بر هست و هر کسی از عهده این کار بر نمیاد. الان که صیغه هستی و درواقع طوری نشده جدی بشین فکر کن . به نظر من این مسئله برای شما خیلی مهمه و دغدغه هست . هیچوقت با تردید سر سفره عقد نشین .
نیلا (شنبه 05 آذر 90)
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
سابینا شما جای من بودی چه تصمیمی می گرفتی؟
سابینا شما جای من بودی چه تصمیمی می گرفتی؟
تشکرشده 3,560 در 934 پست
نازنین خواهر گلم این سوال رو هیچوقت از کسی نپرس
من آغاز اشتباهم با این سوال بود و از دوستم پرسیدم اگر خواستگارت از تو دو ماه وقت می خواست چی کار می کردی و راه اون رو رفتم غافل از این که اون من نبودم
خصوصیات شخصیتی من با شما خیلی فرق داره
ولی من توجه شما رو به این نکته میخوام جلب کنم که شما در همون اوایل نامزدی رفتارهایی از ایشون دیدید که باعث تردید شما شده و باعث شده بیایید اینجا و تاپیک بزنید. بنابراین زنگ های هشداری در این رابطه وجود داره که باید بهشون توجه کنید.
نیلا (شنبه 05 آذر 90)
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
ممنون سابینانوشته اصلی توسط سابینا
درست می گی اولا که دقیقا نمی تونین شرایط من رو درک کنید با نوشتن چند جمله اینجا
دوما هم خصوصیات شخصیتی ادمها باهم فرق می کنه ،سوال اشتباهی پرسیدم ولی دلم می خواد بدونم این چیزایی که منو دچار تردید کرده از نظر دیگران چقدر قابل اهمیت هستش.
بعضی وقت ها فکر می کنم من زیادی حساس شدم و بعضی وقت ها هم برعکس ، فکر می کنم زیادی انعظاف نشون دادم ....
دقیقا نمی دونم باید چیکار کنم،مثلا از اینکه قهر می کنه و منم وقتی دوباره خودش آشتی می کنه به روش نمی ارم اجساس می کنم این کارم اشتباه و دفعه دیگه که اون قهر کرد و خودش زنگ زد من دیگه جوابشو ندم تا یاد بگیره این رفتار بچگونه رو ترک کنه
ولی خوب اون لحظه فکر می کنم نباید غرورشو بشکونم و اگر من مقابله به مثل کنم شاید حرمت های بینمون از بین بره
یا حتی این مساله که مشاوره گفت صد در صد فیلم ناجور می دیده رو نمی دونم باید بهش بگم یا نه!چون ازش پرسیدم گفتش نه و فقط برای کنجکاوی خیلی وقت پیش دیده ..
نمی دونم باید بهش بگم دروغ نگو من می دونم که تو خیلی دیدی!یا نه اگر این حرفا بینمون رد و بدل شه ،کلا حرمت های بین ما شکسته میشه
راستی من بهش گفتم که یه سری مسائلی برای خودش بزرگ کرده و زیادی اهمیت می ده وانگار هدفش از ازدواج همین ارضای نیازهای جنسی بوده ...
گفتش که از مهم ترین دلایل ازدواج همینه ؛و هر کسی هم که میگه نه دروغ می گه ...
یعنی اصلا فکر نمی کنه این جور حرف زدن زشت و بده و به راحتی اقرار می کنه
Hadi99g (دوشنبه 03 اسفند 94), نازنین آریایی (یکشنبه 06 آذر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)