داملا جونم اگه مي توني مشكلت را بنويس تا سبك بشي.
تشکرشده 2,035 در 738 پست
داملا جونم اگه مي توني مشكلت را بنويس تا سبك بشي.
تشکرشده 1,873 در 399 پست
داملاجان یکم ازنوع مشکلت میگفتی تادوستان بهترراهنماییت میکردند.
تشکرشده 3,519 در 509 پست
لیلا جان خیلی ممنونم ازاینکه به فکرمی. اما من بیشتر ازهمدردی یا نوازش دنبال راهی هستم که بتونه بهم کمک کنه تا گهگاهی هم بتونم ازمنطقم استفاده کنم تا انقدر عذاب نکشم.نوشته اصلی توسط ليلا موفق
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
داملا
پیامی از سوی خدا برای بنده های دلشکسته
می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم.
دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!
هنوز من هستم.
هنوز خدایت همان خداست!
هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمی خواهم تو همان باشی!
تو باید در هر زمان بهترین باشی.
نگران شکستن دلت نباش!
می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
و جنسش عوض نمی شود ...
و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...
و تو مرا داری ...برای همیشه!
چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...
چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!
دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...
می خواهم شاد باشی ...
این را من می خواهم ...
تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.
من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)
و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.
شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟
اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!
فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
پروردگارت ...
با عشق !
نازنین آریایی (سه شنبه 22 آذر 90)
تشکرشده 950 در 237 پست
داملای عزیزم
خیلی سخته درک میکنم.منم توی زندگی ام مواقعی این حالات رو تجربه کردم.فقط و فقط توکل به خدا و سپردن امور به اوست که تونست نجاتم بده و روحم رو آرام کنه.از خدای متعال آرامش و قرار دل رو برات آرزو دارم.
tasnime_elahi (سه شنبه 22 آذر 90)
تشکرشده 2,035 در 738 پست
براي استفاده از منطق بايد مشكلت را ريشه يابي كني.
بعد هم يا حل اش كني يا اينكه به خودت قول بدي كه ديگه اجازه نمي دي تحت هيچ شرايطي تكرار بشه.
اين كارها به من وقتي به ته خط مي رسم خيلي كمك مي كنه شما را نمي دونم؟
توكل به خدا، قرآن خوندن، نماز خوندن هم خيلي موثره.
ليلا موفق (سه شنبه 22 آذر 90)
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
سلام
وقتی تاپیکتو خوندم غمگین شدم
داملا عزیزم قرص آرام بخش بخور و کمی اروم شو
و مشکلتو اگه خودت واقعا کاری از دستت بر نمی اد برای حلش به خدا واگذار کن و ببین چه طور خدا برات حلش میکنه
وقتی تمام در ها بروی تو بسته میشه تنها دری که همیشه بروی تو بازه خداست
اینو باور کن
کمی قدم بزن و تمرین تنفس کن
اگه می تونی سفری ترتیب بده تا کمی از مشکلت فاصله بگیری
ولی کاش مشکلتو می گفتی تا ...........
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
eghlima (سه شنبه 22 آذر 90)
تشکرشده 3,519 در 509 پست
می خوام یه کوچولو حسودی کنم:
آنی جون اگه این تایپیک برای دخترمهربون بود بازم پاسخی براش نداشتی؟
دوستان چرا نظری نمیدید؟
سوال من اینه که چطور می تونم درجه منطق رو درخودم بالاببرم وازشدت احساساتم بکاهم؟
تشکرشده 1,607 در 499 پست
تمام اين پرس و جو ها در مورد اين است كه همه تلاش دارن موضوع رو بدونند و شما يه جورايي دارين سعي ميكنيد كه
يه موضوع عمومي رو مطرح كنيد ..اين سوال خيلي خيلي مهمه كه شما پرسيديد ولي پرداخت به موضوعتون خيلي ميتونه موضوع رو موشكافانه تر مورد بررسي قرار بده ..حداقل براي افراده صاحب نظر ... اگه شما اينجا كه يه دنياي مجازيه نتونيد مشكلتون رو بگيد و نخواهيد بيانش كنيد ..پس كجا ؟
کنجکاو (پنجشنبه 24 آذر 90)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
سلام داملای عزیز،نوشته اصلی توسط داملا
شما وقتی سوال کلی بپرسی، و صورت مسئله برای دوستان مبهم باشد، دوستان هم فقط کلی می توانند پاسخ بدهند.
حالا دو تا راه داری. یا اینکه تصمیم به این بگیری که موضوع رو بازتر کنی.
و یا اینکه اگر سوالت این است: "چطور می تونم درجه منطق رو درخودم بالاببرم وازشدت احساساتم بکاهم"، پیشنهاد می دهم به مقالات و کتابهایی که در این رابطه هستند مراجعه کنی.
موفق باشی.
hamed65 (سه شنبه 22 آذر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)