به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    برادر گرامی لطفا کتاب مردان مریخی زنان ونوسی رو بدید همسرتون بخونه تا مشکل وقتتون حل بشه که حتما میشه یا میتونید ایشون رو با این سایت اشنا کنید مثلا ببین چه جالبه مطمئن باشید خودش دیگه ولکنش نیست
    دو تا سئوال هم از شما داشتم
    شما خودتون چقدر وقت برا همسرتون میزارید کجا و چطور ؟
    مثلا همسر من همیشه روزهای تعطیل دوست داره از صبح که از خواب پا میشه قبلا از شستن دستو صورتش کامپیوتر و روشن میکنه وفیلم میزاره این تموم میشه اونیکی و تازه خوشحالم هست که چقدر خوبه باهم فیلم می بینیم و چقدر برا من وقت گذاشته این مثال بود شما چطور شاید این نظر شما باشه براش وقت میزارین اما از نظر اون نه اینو پیدا کنید .
    دو- مشکل گذشته شما چی بوده که همیشه سر کوفتشو میشنوید .

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 دی 90 [ 16:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-26
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    970
    سطح
    16
    Points: 970, Level: 16
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    دوستان ممنون از توجه تون.
    در جواب سوال اینکه علاقه مند به کسی شده باشم باید بگم نه. ولی راستش خیلی وقتا به زندگی مجردی فکر میکنم و پیش خودم میگم زندگی مجردی خیلی راحت تره از زندگی مشترک این شکلی، و من چرا باید مشترک زندگی کنم در حالی که رضایت ندارم.
    در جواب اینکه من هم مقصرم، باید بگم کاملا موافقم. هیچ رابطه ای یکطرفه خراب نمیشه و همیشه هر دو طرف مقصر هستن. راستش بزرگترین مشکل من اینه که تحمل قهر و حرف نزدن و اخم کردن و اینا رو ندارم و سعی می کنم هرطور که شده اوضاع رو عوض کنم و این باعث شده که همسرم از این قضیه استفاده کنه.
    خب پیشنهاد بدین. من باید از کجا شروع کنم و باید چی کار کنم.
    اصلن بیایین با یه مثال پیش بریم.
    همسرم میگه عصر بیا دنبالم دانشگاه و من میگم امروز کار زیاد دارم اگه برسم میام. اون میگه تو اصلا انگار نه نگار زن داری و همسر فلام دوستم هر روز میاد دنبالش. میگم چه ربطی داره، قرار نیست همه خوبی های دنیا توی من جمع بشه که. هر کسی یه خوبی داره یه بدی.
    و دیگه شروع میکنه آسمونو ریسمون رو به هم بافتن. شب که میرم خونه میبینم چراغ ها خاموش. سلام میکنم جواب نمیده، شام نداریم. شب شب به خیر نمیگه. فردا صبح جواب صبح به خیر نمیده و کلا اگه من تمومش نکنم این قضیه تا قیام قیامت ادامه پیدا میکنه.
    من باید توی همچین شرایطی برخوردم چی باشه؟

    در جواب جناب جان سخت: راستش من معمولا ساعت 5 خونه هستم و تا آخر شب هر کاری که همسرم بخواد انجام میدیم. بعضی وقتا سریال میبینیم، بعضی وقتا شام میریم بیرون، بعضی وقتا خرید، بعضی وقتا مهمونی و اکثرا پیشنهادهای همسرمه.
    من جمعه ها برنامه آفرود (رانندگی بیابانی) دارم ولی همسرم دوس نداره و نمیاد و اگرم من برم از دماغم در میاره. حتی راضی به یک ماه یکبار هم نمیشه.
    در خصوص مشکلات گذشته، من قبل از ازدواج با همسرم دوست دختر داشتم. قبل از ازدواج کامل همه ماجرا رو صادقانه برای همسرم گفتم. ایشون هم قبول کرد. ولی بعد از 5 سال هنوزم سرکوفت میشنوم که لیاقت تو همون فلانی و فلانی بود. حالا فلانی و فلانی رو من سال هاست که ندیدم و اگه همسرم اسمشون رو چنر روز یه بار نیاره من اسمشونم تا حالا یادم رفته بود.
    راستی پیش مشاور هم رفتیم و بهم گفت تو بیخود کردی قضیه به این سادگی رو براش گفتی. چون گفتن و نگفتنش هیچ فرقی نداشت. یعنی ارتباطه در حدی نبود که لازم به گفتن باشه.

  3. 2 کاربر از پست مفید hamdardi83 تشکرکرده اند .

    hamdardi83 (دوشنبه 28 آذر 90)

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    سلام برادر گرامی اگر میتونید همسرتون رو به مشاوره ببرید چون ایشون تو مهارتهای ارتباطی یکم مشکل داره دست خودش نیست فقط نمی دونه نگران نباشید و این با مشاوره رفتن حتما حل میشه و قبلا هم گفتم این سایتو نشونش بدین و کتاب مردان مریخی ... رو حتما بدین بخونه .
    البته برا بردنش به مشاوره یه جوری بگید که ناراحت نشه مثلا بگید برا حل شدن مشکلات هر دوتو ن میخواید برید .
    در مورد اینکه برخوردتو ن تو اون قضیه چی باشه
    بهش بگید و توضیح بدید که دوسش دارید و اون همه زندگی شماست بهش یه جوری اطمینان بدی که می خواستی بیایی اما نشد .

  5. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    راستش نمی دونم این نظری که می دم درسته یا نه(نظر شخصی منه)
    شما می تونید یکم جذبه به خرج بدید یکم جدی تر ، اینطور که مشخصه شما بخاطر اینکه از دعوا و قهر و ... بیزارید بیشتر سعی میکنید ازش فاصله بگیرید و این باعث شده که یکم حرف شما پیش خانمتون فقط در حد یه حرف باشه.
    بهتره یکم (یه مدت) روال زندگیتون رو عوض کنید خودتون. مثلا وقتهایی که می خواهید رو برای خودتون بذارید اگه با قهر یا برخورد همسرتون مواجه شدید شما می تونید به راحتی از خودتون دفاع کنید. اما نه با زور گویی اصلا زور گویی جواب نمی ده بهتره از رفتار جراتمندانه استفاده کنید
    شاید این لینک به دردتون بخوره بد نیست مطالعه اش کنید.
    http://www.hamdardi.net/thread-18343.html

  6. کاربر روبرو از پست مفید فرانک68 تشکرکرده است .

    فرانک68 (دوشنبه 28 آذر 90)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 دی 90 [ 16:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-26
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    970
    سطح
    16
    Points: 970, Level: 16
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    خانم فرانک من خودمم به این نتیجه رسیدم که ظاهرا حرفام براش فقط در حد حرفه و خیلی اهمیتی نمیده که من چی میگم. تقصیر خودمم هست. همیشه حرفای خودمو شهید کردم و این باعث این موضوع شده.
    می خواستم یه سوالی بپرسم.
    همسرم یه حرفایی میزنه که باعث میشه من به شدت عذاب وجدان بگیرم.
    میخواستم بدونم آیا من واقعا کار بدی میکنم که جمعه ها می خوام برم آفرود؟ آخه من توی طول هفته که همیشه از 5 به بعد خونه ام و هرکاری که اون میگه میکنیم. حداقل یه روز در هفته رو واسه خودم میخوام و علاقه مم به آفرود انقدره که نمی تونم ازش دست بکشم.
    همسرم هم میتونه بیاد کنار دستم بشینه ولی چون علاقه ای نداره نمیاد. ولی بعدش انقدر خودشو ناراحت میکنه و حرفای ناراحت کننده میزنه و بغض میکنه که من کوفتم میشه.
    می خوام بدونم واقعا ظالمانه اس که من جمعه ها می خوام برم آفرود؟
    اصلن آیا مسئول پر کردن همه اوقات فراغت همسرم منم. اون خودش طوی طول هفته با دوستاش میره میگرده میره خرید میره گردش و ... ولی من توس طول هفته سر کارم و نمی تونم وقتی برای خودم داشته باشم. شبا هم که نمی تونم برم. فقط میمونه جمعه ها.
    روزهایی هم که تعطیل رسمی باشه معمولا با پیشنهاد خودش میریم مسافرت.
    می خوام بدونم این حس عذاب وجدان که بهم القا میشه درسته؟

  8. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    نمیشه به این حس گفت عذاب وجدان- عذاب وجدان در پی انجام کارهای اشتباه میاد.
    اینکه شما می خواین جمعه ها به آفرود برید منطقیه ،
    حالا یه سوال: اگه هر هفته برید چه مشکلی پیش میاد؟ قهر؟ دعوا؟

  9. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 دی 90 [ 16:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-26
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    970
    سطح
    16
    Points: 970, Level: 16
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    آره وقتی بر میگردم خیلی سرد باهام برخورد میکنه. معمولا غذایی واسه خوردن وجود نداره وخودم یه چیزی درست می کنم. بد خلقی میکنه و بهونه میگیره. میره توی اتاق و تا آخر شب خودشو مشغول میکنه.

  10. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi83

    خب پیشنهاد بدین. من باید از کجا شروع کنم و باید چی کار کنم.
    اصلن بیایین با یه مثال پیش بریم.
    همسرم میگه عصر بیا دنبالم دانشگاه و من میگم امروز کار زیاد دارم اگه برسم میام. اون میگه تو اصلا انگار نه نگار زن داری و همسر فلام دوستم هر روز میاد دنبالش. میگم چه ربطی داره، قرار نیست همه خوبی های دنیا توی من جمع بشه که. هر کسی یه خوبی داره یه بدی.

    یعنی خودت قبول کردی که دنبالش نرفتن یه خصوصیت بد توئه،در حالیکه تو بخاطرمشغله کاری نرفتی نه نخواستن.اما حرف تو به زنت اینجور القا میکنه که این یه نقطه تاریک توئه..باید این موضوع رو براش باز کنی که بفهمه نرفتن دنبالش صرفا بخاطر گرفتاریه نه عدم توجه.بهتره به جاش فقط بگی خیلی دلم میخواست دنبالت بیام ولی مشغله کاریم اجازه نمیده.گفتن اینکه دلم میخواست بیام دنبالت، بهش حس ارزش میده.شب هم یه عذرخواهی کوچیک یا ابرازاحساس و تمام.نیاز نیست خودتو متهم کنی

    در خصوص مشکلات گذشته، من قبل از ازدواج با همسرم دوست دختر داشتم. قبل از ازدواج کامل همه ماجرا رو صادقانه برای همسرم گفتم. ایشون هم قبول کرد. ولی بعد از 5 سال هنوزم سرکوفت میشنوم که لیاقت تو همون فلانی و فلانی بود. حالا فلانی و فلانی رو من سال هاست که ندیدم و اگه همسرم اسمشون رو چنر روز یه بار نیاره من اسمشونم تا حالا یادم رفته بود.

    نباید بهش میگفتی.جز راست نباید گفت
    هر راست نشاید گفت
    اینها سرکوفت نیست.ازردگی خاطرهمسرته که به این شکل بیان میشه.همسرت شاید در ظاهر این موضوع رو قبول کرده اما در واقع نپذیرفتش.زنها میل دارن تصور کنن تنها کسی که همسرشون رو بدست اورده فقط خودشونن.
    بهتره به جای گارد گیری،وقتی این حرفو بهت میزنه بهش بیشتر محبت کنی





  11. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    شما چند هفته بهش بگین که دوست دارید جمعه هر هفته به اونجا برید.بهش بگو من میرم وقتی برگشتم با هم بریم مثلا خرید
    یه جورایی توی عمل انجام شده قرارش بده. اگه جمعه شد رفتین و وقتیکه برگشتید با برخورد بد همسرتون مواجه شدید ، مثل همیشه نرید پیشش یه جواریی حساسیت نشون ندید. متوجهش کنید که این قهر ها دیگه روی شما تاثیری نمی ذاره.
    اما باهاش اصلا بد رفتاری و داد و بیداد نکنید.
    دو حالت داره:
    یا همسرتون خودش خسته میشه و تسلیم میشه
    یا وارد جنگ میشه و مثلا وسایلشو جمع میکنه و میره قهر
    در حالت اول که موفق شدید
    درحالت دوم خودتون رو نبازیذ و بعد از چند روز به خونه ای که رفته اونجا برید و سعی کنید خواسته هاتون رو جدی تر عنوان کنید در حضور خانوادشون ، احتمال داره که توی این چند روز قهر یکم به خودش بیاد و همینطور از اونجایی که این مسائل خیلی پیش پا افتاده است خانواده ی ایشون هم ممکنه باهاشون صحبت کنند.
    بیشتر نظرم بر این بود که نشون بدید به همسرتون که دیگه قهر و قیافه فایده ای نداره و به جایی نمی رسه
    ----------------------------
    نطراتم شخصی بود
    امیدوارم موفق باشید.

  12. کاربر روبرو از پست مفید فرانک68 تشکرکرده است .

    فرانک68 (دوشنبه 28 آذر 90)

  13. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 دی 90 [ 16:29]
    تاریخ عضویت
    1390-9-26
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    970
    سطح
    16
    Points: 970, Level: 16
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: تصمیم به جدایی گرفتم

    خانم فرانک. حرفاتون خیلی جالب بود.
    چند نکته که تا حالا متوجه شدم ایناس:
    1- من به خاطر حرف هایی که همسرم بهم میزنه، دچار حس بد بودن یا حس گناه کار بودن و عذاب وجدان میشم. باید اول تکلیفم با خودم روشن بشه. من اگه نمیتونم برم دنبالش یا اگه می خوام جمعه برنامه ای داشته باشم، گناهکار نیستم و نباید حس بدی نسبت به خودم پیدا کنم.
    2- حساسیت من به حالات همسرم خیلی شدیده. و این خیلی بده. نباید اجازه بدم همسرم بتونه با رفتارش منو تحت تاثیر قرار بده. من مسئول شاد سازی محیط خونه نیستم.
    3- حرف هایی که میزنم اگه خودم بهش پایبند نباشم، مطمئنا همسرم هم تره براش خورد نمیکنه. پس اگه حرفی میزنم نباید به خاطر شرایط و حالاتی که همسرم در میاره نقضش کنم.
    یه سوال دیگه: یه وقتایی که سر یه موضوعی مشکل داریم و فرضا همسرم قهر کرده و صحبت نمی کنه، یه هو نصفه شب با یه حالت خیلی بد بیدارم میکنه و شروع می کنه حرف زدن (البته معمولا حرفاش سازنده نیست و پره از توهین و ...) و هر چی من خواهش می کنم که الان موقع حرف زدن نیست و بذار فردا، به هیچ وجه راضی نمیشه و اگه من صحبت نکنم تا خود فردا صبح نمیذاره بخوابم. این قضیه معمولا خیلی اوضاع رو متشنج می کنه و هرچی هم بهش میگم این کار خیلی بده، دست وردار نیست.
    حتی کار به جایی میرسه که من می خوام از خونه برم بیرون که حداقل توی ماشین بخوابم ولی نمیذاره.
    من باید چی کار کنم این مواقع؟


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به جدایی
    توسط fatemeh banoo در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 مهر 96, 08:09
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. تصمیم به جدایی دارم ، لطفا راهنمایی بفرمایید
    توسط محمد ch در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 اسفند 94, 11:29
  4. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  5. اختلاف در دوران عقد و تصمیم به جدایی
    توسط ehsan24 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 شهریور 91, 11:47

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.