سلام :)
حضور گرم من در تالار من رو از کار و زندگی انداخته و به خاک ذلت کشانده
البته من امتحان ندارم، دارم پایان نامه ام رو می نویسم.
طبق برنامه ریزی که 6 ماه پیش داشتم، باید توی همین هفته ای که گذشت تحویل می دادم.
ولی مگه این همدردی می گذاره؟
تمام وقت هم پای کامپیوتر هستم.
یک ربع پایان نامه می نویسم، بعد وسوسه می شم، میگم بگذار یکبار همدردی رو refresh می کنم
بعد اصلاً یادم میره که داشتم چی کار می کردم، نیم ساعت اینجا چیز میز می نویسم. دقیقاً مثل همین الآن
زمان تحویل دادن هم افتاد برای یک ماه دیگه. ولی اون موقع دیگه آخرین مهلته :)
مرا معتادی شیدا، فارغ از دنیا تو کردی، تو کردی
نداند کس جانا چه کردی
چه ها کردی با ما چه کردی
ای هـــمدردی
خدا همه معتادین رو شفا بده!
البته نگران نباشید، از 2-3 ماه دیگه شرایطم عوض میشه، دیگه صبح تا شب خونه نیستم که بیام اینجا :)
اضافه شد:
حالا شوخی کردم گفتم به خاطر همدردی کارم عقب افتاد.
در اصل به خاطر مسئله ی دیگه ای بود، ولی اعتیادم به همدردی هم بی تاثیر نبود :)






پاسخ با نقل قول
البته باید این دفعه طبقاتشو بیشتر کنی تازه شام هم باید
همینجا جا داره که یک تشکر ویژه ازش بکنم و بگم خدا قوت مربی


وگرنه تو این تالار کسی نمیپرسه بی دل بابا جان خرت به چند
مرسی از این همه نوازش مثبت که بقول آنی جونم بی دریغ نثار تالار میکنی و صد البته بانک نوازشی بنده را از خشکسالی حتمی نجات میدهی
علاقه مندی ها (Bookmarks)